انتقال ارز به سمت ایمن
امروز دلار یک ارز است. بسته به عملکرد سایر ارزها و بر اساس بسیاری از شرایط اقتصادی، ارزش آن می تواند بالا و پایین شود. به هیچ چیز گره خورده است و می تواند به سرعت در هر دو جهت حرکت کند. در سال ۲۰۲۱، “وال استریت ژورنال” نوشت که دلار در حال “کاهش” است. امروز، در سال ۲۰۲۲، “نیویورک تایمز” می نویسد: افزایش دلار به سایر ارزها آسیب می زند
پس این که دلار ارز است یعنی چه؟ به نظر من صحبت در مورد جریان الکتریکی مفید است. یک جریان الکتریکی، برق را از یک مکان به مکان دیگر حمل می کند. برای زنده ماندن، یک ارز باید در حال حرکت باشد. وقتی متوقف شود، می میرد
به طور مشابه، دلار به عنوان یک ارز صرفا وسیله ای برای انتقال ثروت از یک منطقه به منطقه دیگر است. به عنوان مثال، سرمایه گذاران باهوشی که در سال ۲۰۱۶ شاهد شکست در بازار اوراق قرضه بودند، به احتمال زیاد ثروت خود را از اوراق قرضه به بخش دیگری منتقل کردند که از نرخ های بهره بالاتر و افزایش دلار سود می برد. امروزه، با تورم بالا، سرمایه گذاران هوشمند به احتمال زیاد به سمت کالاها حرکت می کنند. همه اینها چرخه ای است، اما ثروتمندان می دانند که پول واقعی اکنون در دارایی ها یافت می شود، نه در ارزهایی که بالا و پایین می روند
امروز، با تهدید رکود بر سر آنها، سرمایه گذاران اکنون به سمت اوراق قرضه هجوم آورده اند. همانطور که سی ان ای تی گزارش می دهد، “اگرچه آنها از سال ۱۹۹۸ از پول سرمایه گذاران آمریکایی در برابر تورم محافظت می کنند، رشته اوراق قرضه پس انداز من هرگز به اندازه سال ۲۰۲۲ محبوب نبوده است. افزایش قیمت ها در نزدیکی ابتدای سال باعث ایجاد بالاترین نرخ بهره آنها تا کنون شده است. — ۹.۶۲ درصد برای اوراق خریداری شده من بین ماه می و اکتبر. تقاضا برای اوراق قرضه من در سال جاری به قدری شدید بوده است که سیستمهای رایانهای وزارت خزانهداری با اعلام نرخ رکورد در ماه می از کار افتاد و این سایت در چند روز پر جنب و جوش گذشته با قطعیهای متناوب مواجه شد که نرخ در اواخر اکتبر در دسترس بود
سال ها هیچ کس اوراق قرضه نمی خواست. اکنون، با تورم بالا، آنها داغ ترین چیز در بازار هستند. اخیراً تعداد زیادی مقاله در مورد نحوه خرید آنها منتشر شده است. همه اینها نشانه حرکت ارز به آن سمت است
دمیدن حباب های مالی
از آنجایی که پول دیگر پول نیست و اکنون یک ارز است، تعجب آور نیست که شاهد شکل گیری حباب های مالی زیادی باشیم. حباب مالی صرفاً داراییای است که بهدلیل اشتیاق سرمایهگذاران و گاهی اوقات هیجان زیاد، ارزش آن بطور مصنوعی افزایش مییابد. مانند حباب های واقعی، حباب های مالی رشد می کنند و رشد می کنند و رشد می کنند و سپس … پاپ
بازار اوراق قرضه یک حباب بالقوه است که آماده ظهور است. بازار مسکن حبابی است که به نظر میرسد آماده فروپاشی است. در مورد بازار سهام که کاملاً بی ثبات بوده است، همین طور. کریپتوکارنسی حبابی است که با خشونت ظاهر شده است. مانند تمام حبابهای مالی، بیشتر سرمایهگذاران آماتور دیر وارد میشوند و به احتمال زیاد شورت خود را از دست میدهند در حالی که پول هوشمند از قبل به سمت دارایی بعدی آماده رشد رفته است
حباب های مالی، داستانی به قدمت زمان
در طول سال ها، من در مورد حباب های زیادی نوشته ام. این به این دلیل است که مانند مرگ و مالیات، حباب های مالی چیزهای مطمئنی در زندگی هستند. و آنها برای مدت طولانی در اطراف هستند. یکی از بزرگترین و خندهدارترین لالهها
به طور خلاصه، بین سالهای ۱۶۳۴ تا ۱۶۳۷، قیمت انواع خاصی از پیاز گل لاله، که یک گل خاص با ارزش بود، به طور تصاعدی رشد کرد. اوضاع در سالهای ۱۶۳۶ تا ۱۶۳۷ واقعاً داغ شد ؛ آلستر سوک، که برای بیبیسی مینویسد، شرح خوبی از آنچه اتفاق میافتد ارائه میکند
یکی از کنجکاویهای بازار لالههای قرن هفدهم این بود که مردم گلها را خودشان خرید و فروش نمیکردند، بلکه پیازهایی از انواع کمیاب و مورد تقاضا را خرید و فروش میکردند. همانطور که دش اشاره می کند، نتیجه این بود که «امروز بازار آتی نامیده می شود». لالهها حتی بهنحوی خودشان بهعنوان شکلی از پول مورد استفاده قرار گرفتند: در سال ۱۶۳۳، اموال واقعی به تعداد انگشت شماری حباب فروخته می شد… در سال ۱۶۳۳، یک حباب سمپر آگوستوس قبلاً ۵۵۰۰ گیلدر ارزش داشت. در ماه اول سال ۱۶۳۷، این تقریباً دو برابر شد و به ۱۰۰۰۰ گیلدر رسید. دش این مبلغ را در این زمینه قرار می دهد: «برای تغذیه، پوشیدن و اسکان یک خانواده هلندی برای نیمی از عمر کافی بود، یا برای خریدن یکی از باشکوه ترین خانه ها در شیک ترین کانال آمستردام با پول نقد، همراه با یک خانه کوچ کافی بود. و یک باغ ۸۰ فوتی – و این در زمانی که خانههای آن شهر به اندازه ملک در هر جای دنیا گران بود. به یک دهم ارزش های قبلی خود سقوط کردند. نتیجه چشم انداز فاجعه مالی برای بسیاری بود
اما نمونه های امروزی حباب های مالی نیز به راحتی یافت می شود
حباب مالی بانک ها
در سال ۲۰۱۰، وال استریت ژورنال گزارش داد که “معامله ها در مورد بانک های شکست خورده ایالات متحده به پایان رسیده است.” بر اساس این مقاله، علیرغم اینکه پیش بینی می شد در سال ۲۰۱۰ بیشتر از سال ۲۰۰۹ ورشکستگی بانک ها اتفاق افتاد، سرمایه گذاران از معاملات خرید بانک های شکست خورده از اف دی آی سی خارج می شدند زیرا قیمت ها بسیار بالا می رفت. در مقایسه سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۰۹، میانگین تخفیف در داراییهای شکست خورده بانکی ۹.۵ درصد در مقابل ۱۴ درصد، میانگین سود خرید خریدار به عنوان درصد داراییها ۲.۵ درصد در مقابل ۴.۵ درصد و هزینه اف دی آی سی برای قراردادهای تقسیم ضرر به عنوان درصد دارایی ۲۲ درصد در مقابل ۲۷ درصد بود
به هر حال، و به هر اندازه که دیوانه کننده به نظر می رسد، اگرچه بازار بدتر بود و بانک های بیشتری در حال ورشکستگی بودند، برخی از سرمایه گذاران پول بیشتری پرداخت می کردند و قیمت بانک های شکست خورده را بالا می بردند
حباب مالی طلا
همچنین در سال ۲۰۱۰ بلومبرگ دات کام با عنوان “طلا به ۱۵۰۰ دلار افزایش یافت زیرا حباب سوروس افزایش می یابد”، اعلام کرد که معاملات آتی طلا در ماه دسامبر با قیمت ۱۵۰۰ دلار معامله می شود که ۱۸ درصد بالاتر از رکورد قیمت طلای ۱۲۶۶.۵۰ دلاری ثبت شده در ۲۱ ژوئن ۲۰۱۰ است. به این مقاله، یکی از بزرگترین خریداران طلا جورج سوروس بود که در ماه ژانویه در مجمع جهانی اقتصاد داووس، طلا را حباب نهایی دارایی نامید. ظاهرا او فکر می کند که با وجود رکورد قیمت طلا در تابستان، ما تازه در ابتدای حباب دارایی طلا هستیم. در مارس ۲۰۲۲، طلا به ۲۰۶۶ دلار به اوج خود رسید. حدس می زنم جورج درست می گفت. احتمالاً پول زیادی بدست آورده است. آنهایی که در نزدیکی قله خرید کردند این کار را نکردند. امروز طلا در حدود ۱۷۰۰ دلار است
حباب مالی گیم استاپ
برای مثال دیوانگی گیم استاپ را در نظر بگیرید. همانطور که مدتی قبل در پست خود نوشتم “گیم استاپ، سرمایه گذاران خرده فروشی و ده کنترل سرمایه گذار پیشرفته”، “در جمعه، ۲۹ ژانویه ۲۰۲۱، سهام گیم استاپ به ۳۸۰ دلار رسید و به یکی از پرمعامله ترین سهام ها تبدیل شد. بازار. چگونه این اتفاق برای یک فروشگاه تجاری با مدل تجاری عصر حجر در میانه یک بیماری همه گیر رخ داد؟
پاسخ سرخوشی بود. آماتورهایی که با عجله وارد می شوند تا در راکت سواری پول نقد کنند. گیم استاپ در نهایت به محدوده ۴۰ دلار سقوط کرد. امروز در محدوده ۲۰ دلار است. در طول سفر می توانید شرط بندی کنید که افراد زیادی پول زیادی از دست داده اند … و تعدادی پول زیادی بدست آورده اند. اما همه چیز شرط بندی است
حباب های مالی ارزهای دیجیتال
شاید نمونه نهایی پرداخت بیش از حد، بازار ارزهای دیجیتال باشد. من طرفدار کریپتو هستم. من روی آن سرمایه گذاری می کنم. اما من فقط آن را در زمان فروش می خرم. متأسفانه، بسیاری از مردم بیش از حد منتظر میمانند، در بالا خرید میکنند و بعد از کاهش قیمت ها میترسند خرید کنند، زیرا فکر میکنند پول خود را از دست دادهاند
در ۱۲ نوامبر ۲۰۲۱ بیت کوین به ۶۴۴۰۰ دلار رسید. تا لحظه نوشتن این مقاله، ۱۶۴۱۶ دلار است. آماتورهای زیادی در اوج خرید می کردند. امروزه مردم از خرید آن می ترسند. حدس من این است که سرمایه گذاران حرفه ای در حال آماده شدن برای خرید هستند در حالی که همه آماتورها در حال فروش و ضرر هستند
دیوانگی لاله های امروزی فراوان است
مبادا فکر کنید پدیدهای مانند شوق لالهها یک ناهنجاری تاریخی توسط افراد عقب مانده از صدها سال پیش بوده است، فقط کافی است به دیوانگیهای خودمان در دوران مدرن مانند حباب سهام فناوری در اوایل دهه ۲۰۰۰، بحران زیرمجموعهها نگاه کنید. در سال ۲۰۰۸، و حتی شوق میوه های طراحان در ژاپن امروزی، جایی که می تواند تا ۲۰۰۰۰ پوند برای یک هندوانه مربعی قیمت داشته باشد
همانطور که مایک تیلور در “روانشناسی کسب درآمد” در مورد این دیوانگی ها می نویسد
در هر مورد، افراد به ظاهر منطقی تحت تأثیر ذهنیت گله قرار گرفته اند و دارایی ها را به قیمت هایی که ارزش منصفانه را منعکس نمی کند، خرید و فروش کرده اند. اغلب، سرمایه گذاران تصمیمات خود را با بیان اینکه در یک پارادایم جدید قرار دارند و مجموعه شرایط فعلی قرار است برای همیشه ادامه داشته باشد توجیه می کنند. واقعیت معمولاً دور از آن است – در واقع، کاملاً برعکس
روانشناسی حباب های مالی
همه اینها این سوال را ایجاد می کند: چرا مردم باید بیش از حد به سرمایه گذاری پرداخت کنند؟
اکثر سرمایه گذاران امروز فکر می کنند که این سرگرمی ادامه خواهد داشت. همانطور که تیلور می نویسد، آنها کاملاً معتقدند که “آنها در یک پارادایم جدید هستند.” تیلور سه دلیل برای این طرز فکر بیان می کند
لنگر انداختن: این یک ویژگی است که در آن یک سرمایهگذار به قیمتی که برایش مهم است «لنگر» میزند، اما ممکن است اصلاً ارتباطی با بازاری که در آن سرمایهگذاری میکند نداشته باشد. به عنوان مثال، تمرکز بر دو برابر کردن پول خود و فروش یک دارایی در صورتی یا زمانی که قیمت به این نقطه رسید
زیان گریزی: تشخیص ضرر برای اکثر افراد ناراحت کننده است و سرمایه گذاران سعی می کنند تا جایی که ممکن است از آن اجتناب کنند. این بدان معناست که اگر دارایی کمتر از قیمتی باشد که سرمایه گذار برای آن پرداخت کرده است، آنها آماده اند تا منتظر بمانند به این امید که به نقطه سربه سر برگردند. این می تواند فاجعه آمیز باشد اگر دارایی در حال سقوط باشد. در بهترین حالت، به این معنی است که سرمایه شما در یک دارایی با عملکرد ضعیف گیر کرده است، در صورتی که می توان آن را به جای دیگری تخصیص داد
رفتار گله: از سنین جوانی، ما یاد می گیریم که در برابر فشار همسالان به عنوان مسیر کمترین مقاومت تسلیم شویم. وقتی صحبت از سرمایه گذاری به میان می آید، اگر بقیه هم همین کار را انجام دهند، احساس آرامش می کنیم. به عنوان مثال، اگر همه در حال خرید سهام اینترنت گران قیمت هستند، حتی اگر مغز منطقی شما به شما بگوید این دیوانگی است، شما تصمیم خود را توجیه می کنید زیرا “همه دوستان من این کار را انجام می دهند و پول در می آورند، بنابراین باید خوب باشد
مطمئناً وارن بافت میداند که چگونه از سه رفتاری که تیلور فهرست میکند اجتناب کند. او به عنوان یکی از ثروتمندترین مردان جهان، در سرخوشی بازارها غرق نمی شود. او فقط از آنها سود می برد. چگونه؟
چند سال پیش، زمانی که سهام ها دوباره رکورد میکردند، وارن بافت اشاره کرد که فکر میکنم هنوز ممکن است ارزان باشند. اخطار مهم بافت در تعیین اینکه سهام ارزان به نظر می رسد این بود که مبتنی بر محیطی با نرخ های بهره پایین است. او گفت: “اگر نرخ های بهره هفت یا هشت درصد بود، این قیمت ها (سهام) فوق العاده بالا به نظر می رسید
این تفاوت بین یک سرمایه گذار حرفه ای و یک آماتور است. وارن بافت دلایل اساسی بازار را برای سرمایه گذاری دارد در حالی که آماتورها به دنبال سرخوشی ها هستند. شما می توانید با افزایش نرخ بهره امروز شرط بندی کنید، وارن بافت خیلی قبل از آماتورها از آن خارج می شود. او مقدار زیادی از آن پول درآورده است – و دیگران ضررهای زیادی خواهند داشت
سوالی که از شما دارم این است که برای اینکه یک وارن بافت باشید و نه بوفون چه کار می کنید؟ چگونه از حباب های مالی سود می برید در حالی که دیگران در آنها شکست میخورند؟
حباب های مالی همیشه می آیند و می روند… اما آیا سود خواهید برد؟
یکی از کلیدهای آماده سازی و سود بردن از حباب های مالی، درک ماهیت رونق و رکود بازار است. این را می توان با درک تاریخ و سپس دیدن الگوهای تاریخ در دنیای امروز ما انجام داد
در طول این سال ها، چندین کتاب با موضوع رونق و رکود خوانده ام. تقریباً همه آنها شیدایی لاله در هلند، حباب دریاهای جنوبی و البته رکود بزرگ را پوشش می دهند. یکی از بهترین کتابها – «آیا میتواند دوباره اتفاق بیفتد؟» – در سال ۱۹۸۲ توسط هیمن مینسکی برنده جایزه نوبل نوشته شد
او در این کتاب هفت مرحله حباب مالی را تشریح میکند. اینها شامل
مرحله ۱: موج شوک مالی
بحران زمانی آغاز می شود که یک اختلال مالی وضعیت موجود اقتصادی را تغییر دهد. این می تواند یک جنگ، نرخ بهره پایین یا فناوری جدید باشد، همانطور که در رونق دات کام رخ داد
مرحله ۲: شتاب
همه شوک های مالی به رونق تبدیل نمی شوند. آنچه برای روشن کردن آتش لازم است سوخت است. پس از ۱۱ سپتامبر، من معتقدم سوخت در بازار املاک و مستغلات یک وحشت بود زیرا بازار سهام سقوط کرد و نرخ های بهره کاهش یافت. میلیاردها دلار از بانک ها و بازار سهام به سیستم سرازیر شد و بزرگترین رونق املاک و مستغلات در تاریخ رخ داد
مرحله ۳: سرخوشی
همه ما برای بوم ها تنگ شده ایم. یک سرمایه گذار عاقل می داند که باید منتظر رونق بعدی باشد، به جای اینکه اگر رونق فعلی را از دست داد، وارد بازار شود. اما وقتی شتاب به سرخوشی تبدیل میشود، احمقهای بزرگتر هجوم میآورند
تا سال ۲۰۰۳، هر فردی وارد املاک و مستغلات میشد. دختر صندوقدار در سوپرمارکت محلی ما کارت ویزیت نماینده املاک تازه چاپ شده خود را به من داد. بازار مسکن به موضوع داغ میهمانی ها تبدیل شد. “بازسازی یک خانه” در جلسات پی تی ای تبدیل به کلید واژه شد. وقتی بدهکاران کارت اعتباری برای پرداخت بدهی های کوتاه مدت وام های بلندمدت گرفتند، خانه ها به دستگاه های خودپرداز تبدیل شدند
شرکتهای وام مسکن بارها تبلیغ میکردند و مردم را به قرض گرفتن پول بیشتر تشویق میکردند. برنامه ریزان مالی که از توضیح دادن به مشتریان خود خسته شده بودند که چرا برنامه های بازنشستگی آنها ضرر کرده است، از کشتی پریدند تا کارگزار وام مسکن شوند. در طول این دوره سرخوشی، آماتورها معتقد بودند که نابغه املاک و مستغلات هستند. آنها به هر کسی که گوش می داد می گفتند چقدر پول بدست آورده اند و چقدر باهوش هستند
مرحله ۴: پریشانی مالی
خودی ها به خارجی ها می فروشند. احمق های بزرگتر اکنون به دام می افتند. آخرین احمق ها کسانی هستند که سال ها در حاشیه ایستادند و بالا رفتن قیمت ها را تماشا کردند و از پریدن به داخل وحشت داشتند. سرانجام، سرخوشی و داستان های دوستان و همسایگانی که در بازار قتل عام می کردند به سراغشان می آید. دیرآمدگان، شکاکان، آماتورها و ترسوها در نهایت به طمع غلبه می کنند و با پول نقد به دام هجوم می آورند
دیری نمیگذرد که واقعیت و پریشانی رخ میدهد. احمقهای بزرگتر متوجه میشوند که در مشکل هستند. وحشت شروع می شود و آنها شروع به فروش می کنند. آنها شروع به متنفر شدن از دارایی ای می کنند که زمانی دوست داشتند، صرف نظر از اینکه سهام، اوراق قرضه، صندوق سرمایه گذاری مشترک، املاک و مستغلات یا فلزات گرانبها باشد
مرحله ۵: بازار معکوس می شود و رونق به رکود تبدیل می شود
آماتورها متوجه می شوند که قیمت ها همیشه بالا نمی روند. آنها ممکن است متوجه شوند که حرفه ای ها فروخته اند و دیگر خرید نمی کنند. خریداران به فروشنده تبدیل میشوند و قیمتها شروع به کاهش میکنند که باعث میشود بانکها سختتر شوند
مینسکی از این دوره به عنوان “بی اعتباری” یاد می کند. مربی ام می گفت: “این زمانی است که خدا به شما یادآوری می کند که آنقدر که فکر می کردید باهوش نیستید.” پول آسان از بین رفته است و ضررها شروع به تسریع می کنند. در املاک و مستغلات، احمق بزرگتر متوجه می شود که نسبت به دارایی خود بیشتر از ارزش آن بدهکار است. او از نظر مالی وارونه است
مرحله ۶: وحشت شروع می شود
آماتورها اکنون از دارایی های خود متنفرند. با کاهش قیمت ها و توقف وام دهی بانک ها، آنها شروع به تخلیه آن می کنند. وحشت سرعت می گیرد. رونق در حال حاضر به طور رسمی سقوط کرده است. در این زمان، کنترلهایی ممکن است نصب شوند تا کاهش را کاهش دهند، همانطور که اغلب در مورد بازار سهام اتفاق میافتد. اگر سقوط ادامه یابد، مردم شروع به جستجوی آخرین راه حل برای وام دهنده می کنند تا همه ما را نجات دهد. اغلب این بانک مرکزی است
خبر خوب این است که در این مرحله، سرمایه گذاران حرفه ای از خواب بیدار می شوند و دوباره هیجان زده می شوند. آنها مانند یک خرس در خواب زمستانی هستند که پس از یک خواب طولانی بیدار می شوند و ردیفی از سطل های زباله پر از غذای گران قیمت و شامپاین از مهمانی شب قبل را پیدا می کنند، درست بیرون لانه خود
مرحله ۷: شوالیه سفید سوار می شود
گاهی اوقات، رکود واقعاً منفجر میشود و دولت باید وارد عمل شود – همانطور که پس از سقوط سال ۲۰۰۸ انجام داد، سهام شرکتهایی مانند جنرال موتورز را بخرد و بانکهای بزرگ وال استریت را نجات دهد که بیش از حد از اهرمهای خود استفاده کردند
امروز، باید از خود بپرسید که فکر می کنید در چه مرحله ای هستیم و چگونه از آن سود خواهید برد؟ خبر خوب این است که من یک برنامه پنج ماده ای دارم که با شما در مورد چگونگی سودآوری در هر بازاری به اشتراک می گذارم
برنامه پنج مرحله ای جعبه ابزارثروت برای سودآوری در جریان اصلاحات بازار سهام
اولین قدم برای موفقیت در هر بازاری به اندازه کافی واضح است، اما اغلب نادیده گرفته می شود. بدانید که پول شما در چه چیزی سرمایه گذاری شده است
اگر قصد سرمایه گذاری در آموزش مالی خود را ندارید، پس به هر نحوی، پول خود را در بیمه بازنشستگی خود نگه دارید و بگذارید همانجا بماند. ایمن تر از جابجایی پول بدون آگاهی از چگونگی و چرایی آن است. اما اگر میخواهید برای کسب درآمد در هر بازاری آماده باشید، باید بدانید که چگونه آن پول را میتوانید برای خود کارساز کنید
یک مکان عالی برای شروع ؛ خواندن وبلاگ جعبه ابزارثروت است
یک-موقعیت خود را بدانید
واقعیت غم انگیز این است که اکثر مردم حتی نمی دانند پول بازنشستگی آنها در چه چیزی سرمایه گذاری شده است. پول از یک چک خارج می شود، به مکانی جادویی به نام حساب سرمایه گذاری مدیریت شده می رود و توسط جادوگری به نام مدیرمالی جابه جا می شود
دو-بدانید که چگونه عمل خواهید کرد
هنگامی که متوجه شدید که پول شما در چه چیزی سرمایه گذاری شده است، باید درک کنید که این سرمایه گذاری ها در یک بازار مشخص چگونه عمل می کنند. به عنوان مثال، اگر نرخ بهره به طور قابل توجهی افزایش یابد، همانطور که به نظر می رسد فدرال رزرو در حال آماده شدن برای آن است، احتمال زیادی وجود دارد که سهام و اوراق قرضه سقوط کنند – و اینها حساب های بازنشستگی بیشتر سرمایه گذاران را تشکیل می دهند
بنابراین، در چنین بازاری، ممکن است زمان سرمایه گذاری در املاک و مستغلات قبل از افزایش نرخ بهره باشد
سه-تحصیل کنید
این بدان معناست که شما فقط نمی توانید در مورد بازار مشاوره بگیرید، بلکه باید خودتان را آموزش دهید تا بتوانید ببینید چه چیزی در راه است و زمان برای آماده شدن داشته باشید
چهار-به آرامی ریسک خود را کاهش دهید
با آموزش مناسب، بهتر میتوانید ببینید که بازارها به کجا میروند، ترکیب دارایی فعلی شما در بازارهای آینده چگونه عمل میکند و چقدر ریسک دارید. این به شما این امکان را میدهد تا تنظیمات مناسب را برای به حداقل رساندن ریسک خود انجام دهید و موقعیتهایی را اتخاذ کنید که عملکرد خوبی داشته باشند، چه بازار در حال بالا رفتن یا نزول باشد. و ما را به نقطه پایانی می رساند
پنج-جفت خرید کنید
سرمایه گذاران حرفه ای همیشه جفت خرید می کنند. یک موقعیت برای رشد است و دیگری برای محافظت. بنابراین، برای مثال، اگر سرمایه گذاری زیادی در بازار سهام و دارایی های کاغذی دارید، باید سهام بیمه ای در فلزات یا کالاهای گرانبها داشته باشید. اگر ملکی میخرید، باید برای آن املاک نیز بیمه بخرید
این لیست میتواند ادامه پیداکند. این البته به آموزش مالی نیاز دارد، اما سرمایه گذاری ارزش آن را دارد
چرا آموزش مالی برای زنده ماندن از حباب های مالی ضروری است؟
متأسفانه، یک سرمایه گذار آماتور اصول بازارها را درک نمی کند، چه رسد به اینکه نرخ بهره چگونه بر ارزش سهام تأثیر می گذارد. آنها فقط خرید می کنند زیرا بازار در حال افزایش است … و بقیه این کار را انجام داده اند
و این یک سوال جالب را ایجاد می کند. پادزهر لنگر انداختن، بیزاری از دست دادن و رفتار گله چیست؟ و چگونه برنامه پنج مرحله ای من را با موفقیت اجرا می کنید؟
پاسخ در آموزش مالی پیدا می شود
با درک نحوه عملکرد پول و بازار، برای مشاهده روندهای اتفاق افتاده و سود بردن از آنها، مجهزتر می شوید. وارن بافت ثروت خود را با این کار بدست آورده است. و من هم همینطور