همه طرح‌های پونزی غیرقانونی ایجاد نمی‌شوند

زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

آیا در حال حاضر در یک طرح پونزی/هرمی هستید؟ آیا شما را حتی بدون دانستن آن پاره می کنند؟
به احتمال زیاد، شما نام برنی مادوف، رئیس بزرگترین طرح پانزی در تاریخ را شنیده اید. اگر نه، بهتر است درباره او بخوانید

مادوف به دلیل طرح پونزی خود به حبس ابد محکوم شد، جایی که سرانجام در ۸۲ سالگی در آوریل ۲۰۲۱ درگذشت. او به کلاهبرداری از سرمایه گذاران ۶۵ میلیارد دلار، از بین بردن سرمایه گذاری های بسیاری از مردم، پس انداز های زندگی، برنامه های بازنشستگی، امیدها و رویاهای مردم اعتراف کرد. در حالی که خود را بسیار ثروتمند می کرد، زندگی مشتری خود را نابود میکرد

طرح پونزی چیست؟
در حالی که بیشتر مردم نام مادوف را شنیده‌اند، تنها تعداد کمی از مردم واقعاً می‌دانند که طرح پونزی چیست. این یک مشکل بزرگ است. این به دلیل فقدان آموزش مالی، میلیون ها نفر ناخواسته در طرح های قانونی و غیرقانونی پونزی (هرمی) دست به جیب می شوند. به عبارت دیگر، در حالی که مردم ممکن است برای قربانیان مادوف متاسف شوند، یا آنها را به دلیل اینکه ثروتمندی هستند که پول خود را از دست داده اند، مسخره کنند، بسیاری از آنها متوجه نمی شوند که در حال حاضر به همان شیوه مورد کلاهبرداری قرار می گیرند

در اینجا تاریخچه مختصری از طرح های پونزی وجود دارد که به نام چارلز پونزی، یک مهاجر ایتالیایی به آمریکا که راهی مبتکرانه برای کسب درآمد پیدا کرده است، نامگذاری شده است

پونزی (۱۸۸۲-۱۹۴۹) طرح خود را در بوستون در روزهای پس از جنگ جهانی اول طراحی کرد، ترفند او “کوپن پاسخ بین المللی” بود، راهی برای پیش پرداخت هزینه پست خارجی

به دلیل ابهام در مبادله ارز، کوپن پونزی – که در خارج از کشور با قیمت پایین خریداری می شود – می تواند با مبلغ بالاتری در ایالات متحده نقد شود

پونزی به سرمایه گذاران گفت که می تواند با خرید و فروش کوپن، پول آنها را دو برابر کند، و در ابتدا این کار را کرد

پول وارد شد، پونزی سودهای زیادی پرداخت کرد، و پول بیشتری از سرمایه گذاران، تا یک میلیون دلار در هفته دریافت کرد (و این در سال ۱۹۲۰ دلار بود)

اما پس از اینکه یک روزنامه فاش کرد که کوپن های کافی در سراسر جهان برای حمایت از طرح پونزی وجود ندارد، کلاهبرداری او فاش شد

او اصلاً روی کوپن ها سرمایه گذاری نکرده بود، فقط سرمایه گذاران اولیه خود را با پول تازه از سرمایه گذاران بعدی خود پرداخت می کرد. بسیاری از مشتریان او ورشکست شدند و پونزی به زندان رفت

نمونه هایی از طرح های پونزی قانونی
بسیاری از مردم طرح‌های پونزی را به‌عنوان تلاش‌های غیرقانونی می‌دانند که توسط ارقام مبهم انجام می‌شود، اما واقعیت این است که همه طرح‌های پونزی غیرقانونی نیستند. در واقع، برخی از بزرگترین طرح‌های پونزی، بزرگ‌تر از طرح مادوف، نه تنها قانونی هستند، بلکه توسط دولت‌ها نیز حمایت می‌شوند
 
به قول قدیمی ها، “کسانی که پول دارند، قوانین را وضع می کنند”. بیایید نگاهی به برخی از بزرگترین طرح های قانونی پونزی بیندازیم
 
یک- تامین اجتماعی
برای اینکه تامین اجتماعی کار کند از جوانان پول می گیرند و به پیران می دهند. مشکل تامین اجتماعی این است که به زودی مانند همه طرح‌های پونزی، حدوداً در سال ۲۰۴۰ (بر اساس برآورد من) شکست خواهد خورد. به همین دلیل است که اکثر جوانان انتظار دارند قبل از اینکه چک تامین اجتماعی را ببینند، بیگانگان را از فضا ببینند
 
دو- بازار سهام
دلیل اینکه بسیاری از سرمایه‌گذاران احساس می‌کنند سرمایه‌گذاری مخاطره‌ آمیز است این است که بیشتر سرمایه‌گذاران می‌دانند که فرش را می‌توان در کسری از ثانیه از زیر آنها بیرون کشید. اکثر سرمایه گذاران مبتدی منتظرند تا قیمت سهام، به دلیل ورود پول سرمایه گذار جدید، افزایش یابد و سپس سود خود را بگیرند و اجرا کنند
 
با معاملات الگوریتمی و با فرکانس بالا (اچ اف تی)، بازار سهام حتی بیشتر از یک طرح پونزی است. اچ اف تی شامل خانه‌های سرمایه‌گذاری غول‌پیکر، با سرمایه برای خرید و راه‌اندازی رایانه‌های چند میلیون دلاری، قادر به انجام هزاران معامله در دقیقه، معامله با سرمایه‌گذاران آماتور بدبخت، معاملات روزانه در حالی که خانه‌های بزرگ در حال معامله هستند در میلی‌ ازثانیه است. در مورد مکنده ها صحبت کنید
 
اکثر سرمایه گذاران سود سرمایه، سرمایه گذارانی که روی افزایش قیمت چیزی مانند سهام، ملک، طلا یا کلکسیون شرط بندی می کنند، در طرح پونزی شرکت می کنند. سرمایه گذاران اولیه برنده می شوند و سرمایه گذارانی که دیر میرسند باز ضرر می کنند
 
زمانی که به این واقعیت فکر می‌کنید که اکثر مردم مجبور به سرمایه‌گذاری در برنامه‌های  ۴۰۱ کا برای بازنشستگی خود می‌شوند، این امر به‌ ویژه دردسرساز می‌شود. دلیل اینکه من فکر می کنم بازار سهام سقوط خواهد کرد این است که تنها با پول ۴۰۱ کا  پشتیبانی می شود. از آنجایی که نسل‌های بزرگ بازنشسته می‌شوند و پول خود را بیرون می‌کشند، در نسل‌های کوچک‌تر به اندازه کافی برای جایگزینی آن پول وجود نخواهد داشت
 
من در این مقاله عمیقاً به این موضوع پرداخته ام، که چه کسی حقوق بازنشستگی من را دزدید؟ و چگونه می توانید غارت را متوقف کنید
 

سه – مالیات
از من و شما گرفته می شود و به دوستان و خانواده بوروکرات ها و سیاستمداران داده می شود. مشکل مالیات این است که پول از افراد کارآمد گرفته می شود تا توسط افراد ناکارآمد مدیریت شود

چهار- طرح های بازنشستگی
اکثر طرح های بازنشستگی، طرح های هرمی قانونی هستند. برنامه‌های بازنشستگی به کارگران جوان‌تر بستگی دارد که در پرداخت حقوق کارگران بازنشسته مشارکت داشته باشند

یکی از دلایلی که بسیاری از طرح‌های بازنشستگی با مشکل مواجه هستند، کمبود بودجه این طرح‌ها است. این بدان معناست که اگر کارگران جدید کمک کنند، یا بازار سهام به طور ناگهانی ۲۰ درصد در سال افزایش پیدا نکند، افراد قدیمی نان تست می‌کنند

پی بی جی سی، شرکت تضمین مزایای بازنشستگی، شرکت بیمه این طرح‌های بازنشستگی نیز از کار افتاده است

بازنشستگی یک پرتگاه مالی برای بچه هایی است که در طرح های قانونی پونزی شرکت کرده اند

دوباره، برای اطلاعات بیشتر، این مقاله را بخوانید، “چه کسی حقوق بازنشستگی من را دزدید؟: چگونه می توانید غارت را متوقف کنید”

بازاریابی شبکه ای: یک طرح پونزی نیست
از نقطه نظر من، اکثر مشاغل سنتی مانند ای بی ام طرح های هرمی واقعی هستند

وقتی به یک هرم فکر می کنید، بیشتر افراد را در پایین و تنها یک نفر را در بالا می بینید. در تجارت، آن شخص معمولاً مدیرعامل است. فقط یک نفر می تواند به اوج برسد. این یک صعود برد-بازنده، سگی سگ دیگر را بخورد و از نردبان شرکت بالا رود ، با تنها یک صندلی در راس آن

بازاریابی شبکه ای برعکس است. این یک هرم وارونه است که نقطه آن در پایین و پایه در بالا قرار دارد. کل کسب و کار طوری طراحی شده است که تا حد امکان افراد زیادی را به بالاترین سطح ممکن برساند. به جای سگ خواری شود، با خنجر زدن به دوست خود در مسابقه و پشت سر گذاشتن به سمت اوج، کسب و کار بازاریابی شبکه ای تنها زمانی کار می کند که به دوستان و خانواده خود کمک کنید تا به اوج برسند. متأسفانه، بسیاری از افراد مدت ها قبل از اینکه به اوج برسند، دست از کار می کشند. پس از ترک، آنها به طرح هرمی واقعی باز می گردند، به شغل روزانه خود، اغلب در پایه هرم، و از نردبان به سمت باسن چاق شخص دیگری نگاه می کنند

تجربه شخصی من با طرح های پونزی
اولین آشنایی من با یک ریپ آف واقعی (یک طرح غیرقانونی پونزی) زمانی اتفاق افتاد که در دهه بیستم بودم. یکی از دوستان من را به یک “مهمانی” دعوت کرد که در آنجا به من گفتند هزار دلار بیاورم. مثل یک نادان این کار را کردم در عرض یک ساعت، هزار دلارم را به میزبان «مهمانی» دادم که آن زمان برای من پول زیادی بود. به من گفته شد که می توانم ۵۰،۰۰۰ دلار به دست بیاورم، اما به شرطی که شانزده نفر دیگر، هر کدام با هزار دلار، را به «مهمانی» بیاورم. اگر کسی نتوانست شانزده نفر دیگر را وارد کند، هرم فرو می ریخت. نیازی به گفتن نیست که هرم فرو ریخت و یک نفر با هزاردلار من رفت. خدا را شکر که هیچ کس دیگری را به آن «مهمانی» نیاوردم

کاش می توانستم بگویم درسم را یاد گرفتم اما نشد. زمان دیگر با یک مدیر «هج فاند» آشنا شدم که به اصطلاح «پسر طلایی» بود. او لمس جادویی را داشت. دوباره، یکی از دوستان معتبر در مورد او به من گفت و من را به یک “مهمانی” دعوت کرد تا او را ملاقات کنم. افراد حاضر در مهمانی مرفه، باهوش و موفق بودند. آنها از بازدهی که این «پسر طلایی» ارائه می‌کرد هیجان‌زده بودند.

حالا باهوش‌تر و عاقل‌تربودم، من وارد نشدم. در عوض، «سنجش لازم» را انجام دادم که شامل رفتن برای بازدید از دفتر مرکزی شرکت و ملاقات با کارکنان آن‌ها بود. نیازی به گفتن نیست که اتاق ها و کارکنان آنها خیره کننده بود

در طول ارائه خود، آنها به من “دیوار مشاهیر” خود، عکس های خود با افراد مشهور، تمجیدهای خیریه و جوایز مدنی خود را از سیاستمداران نشان دادند. آنها همچنین بر ایمان مسیحی و فداکاری خود به عیسی تأکید کردند
 
تنها چیزی که باعث ناراحتی من شد اواخر همان شب هنگام شام بود. مردان به شدت مشروب می خوردند و نه با همسرانشان بلکه با دستیاران جوان و جذاب خود بودند. بعد از کور شدن از مستی، شروع به جیغ زدن و هق هق کردن چیزهای زشت کردند. تماس آنها با صدای بلند، خشن، شرم آور بود و افراد ناهارخوری را از رستوران بیرون میکرد
 
علی‌رغم تردیدهای ما در مورد ارزش‌های مسیحی آن‌ها، من تصمیم گرفتم از این شک بهره ببرم و با حداقل ۵۰،۰۰۰ دلار سرمایه‌گذاری شروع کردم
 
مانند ساعت، پاکت‌ها به من می رسیدند و بر روی کاغذ بازگشت‌های چشمگیر را به ما نشان می‌دادند. پس از شش ماه، من شروع به بحث در مورد افزایش سرمایه خود به ۱۰۰،۰۰۰ دلار کردم
 
خدا را شکر که این کار را انجام ندادم . چند روز بعد، زمانی که من از جلوی دکه روزنامه فروشی عبور می کردم، «پسر طلایی» ما را روی جلد مجله ای دیدم. او در ساحل روی یک صندلی ساحلی، زیر چتر نشسته بود، با این تیتر: آیا پول خود را به این مرد اعتماد می کنی بدهید؟

پاسخ من این بود: “بله، انجام دادم

چندین سال طول کشید، اما ما در نهایت حدود ۲۸،۰۰۰ دلار از ۵۰،۰۰۰ دلار خود را توانستم پس بگیرم. من برای اس ای سی، کمیسیون بورس و اوراق بهادار احترام زیادی قائل هستم. اگرچه آنها نمی توانند جلوی کلاهبرداری از شما را بگیرند، آنها سخت تلاش می کنند تا افراد کلاهبردار را تحت پیگرد قانونی قرار دهند

دوست دارم به شما بگویم که این آخرین باری بود که مورد کلاهبرداری قرار گرفتم، اما… تنها چیزی که می توانم بگویم این است که اکثر مردان کلاهبردار، مانند پونزی، مادوف، یا “پسر طلایی” افراد بسیار متقاعد کننده، باهوش و جذابی هستند. آنها به این دلیل موفق شده اند که می توانند افراد باهوش را به چالش بکشند. آنها دوستانی دارند که به آنها اعتقاد دارند و شما را تشویق می کنند که به آنها ایمان داشته باشید. آنها باید قانع کننده باشند، وگرنه طرح پونزی آنها در وهله اول هرگز کارساز نخواهد بود

بنابراین، به درون خود نگاه کنید و از خود بپرسید: آیا من در یک طرح پونزی هستم؟

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود