زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
دروازهبانان را فراموش کنید: راهنمای بیپرده شما برای سرمایهگذاری در املاک و مستغلات برای اولین بار
دروغی که به شما فروختهاند و حقیقتی که در آن زندگی خواهید کرد
بیایید برای لحظهای از این سر و صداها عبور کنیم. زمزمهها، لافها، صحبتهای به ظاهر انحصاری باشگاه را شنیدهاید. سرمایهگذاری در املاک و مستغلات. این برای کسانی است که از قبل ثروتمند هستند، درست است؟ برای افرادی که صندوق امانی، یک قاشق نقره و یک عموی مرموز در این تجارت دارند. خیلی پیچیده، خیلی پرخطر، خیلی *زیاد* است
دوست من، این یک دروغ است. یک داستان راحت که برای نگه داشتن شما در حاشیه، پرداخت وام مسکن شخص دیگری از طریق اجاره شما، تماشای شما از جایگاه تماشاگران در حالی که بازیکنان ثروت نسلی میسازند، فروخته شده است
خب، این را اخطار اخراج خود از جایگاه تماشاگران در نظر بگیرید. این فقط یک راهنمای خشک و روحخراش دیگر پر از اصطلاحات تخصصی و توصیههای متکبرانه نیست. این یک مانیفست است. فراخوانی برای مبارزه. این در مورد درک این است که املاک و مستغلات فقط مربوط به آجر و ملات نیست؛ بلکه مربوط به آزادی است. این در مورد ساختن میراثی طبق شرایط خودتان است، نه شرایط صاحبخانهتان. این در مورد ایجاد ماشینی است که در حالی که شما خواب هستید، سفر میکنید یا بالاخره آن پروژه مورد علاقهتان را که آرزویش را داشتهاید شروع میکنید، برای شما کار میکند
این سفر ترکیبی از استراتژی و طرز فکر است. شما را ملزم میکند که یک شورشی باشید – تا این روایت را که نمیتوانید انجامش دهید به چالش بکشید. این کار اعتماد به نفس میطلبد – تا حتی زمانی که احساس دلهرهآوری میکنید، از خودتان حمایت کنید. و این کار شایسته یک گفتگو است، نه یک سخنرانی. پس، یک صندلی را جلو بکشید. ما فقط قرار نیست در مورد چگونگی سرمایهگذاری صحبت کنیم؛ ما قرار است در مورد چگونگی *فکر کردن* مانند یک سرمایهگذار صحبت کنیم. این راهنمای کامل و بدون چرت و پرت شما برای باز کردن در و تصاحب جایگاهتان پشت میز است
پایه و اساس: شکلدهی به طرز فکر یک سرمایهگذار (قبل از نوشتن حتی یک چک)
قبل از اینکه در مورد پیشپرداختها و نرخ بهره صحبت کنیم، باید در مورد ارزشمندترین دارایی شما صحبت کنیم: مغز شما. سرمایهگذاری موفق ۸۰٪ روانشناسی و ۲۰٪ مکانیک است. شما میتوانید تمام دانش کتابهای درسی دنیا را داشته باشید، اما اگر طرز فکرتان متزلزل باشد، با اولین نشانه مشکل کنار خواهید کشید
چالش شورش: دنیا برای مصرفکنندگان طراحی شده است، نه برای سازندگان. بدهی را برای بدهیهای رو به کاهش (مانند ماشینهای شیک و اشتراکهای بیپایان) تشویق میکند و بدهی را برای داراییهای رو به افزایش (مانند املاک و مستغلات) منع میکند. اولین اقدام شورش شما این است که این سناریو را برعکس کنید. پول را نه به عنوان چیزی برای خرج کردن، بلکه به عنوان ابزاری برای ساختن ببینید. هر دلار یک کارمند کوچک است. وظیفه شما این است که آن را به سر کار بفرستید و دوستانش را برگردانید
اقتدار مطمئن: شما باید مدیرعامل زندگی مالی خود شوید. این بدان معنا نیست که شما همه چیز را در روز اول میدانید. یعنی شما اعتماد به نفس لازم برای *یادگیری* آنچه نیاز دارید و اختیار تصمیمگیری پس از انجام آن را دارید. شما متخصصانی (وامدهندگان، بازرسان، پیمانکاران) را استخدام خواهید کرد، اما آنها را رهبری خواهید کرد. شما کاپیتان این کشتی هستید
انگیزهدهنده: با **چرای** خود شروع کنید. آیا استقلال مالی است؟ بازنشستگی زودهنگام؟ تأمین مالی آموزش فرزندانتان؟ ایجاد یک موسسه خیریه؟ آن را بنویسید. آن را روی آینه حمام خود بچسبانید. «چرای» شما لنگر شماست. این چیزی است که شما را در مواقعی که معاملهای به هم میخورد، وقتی مستاجر ساعت ۲ بامداد تماس میگیرد، وقتی وسوسه میشوید که پسانداز خود را به جای پیشپرداخت در تعطیلات خرج کنید، به حرکت ادامه میدهد. «چرای» شما سوخت شماست
**گام عملی: برای ۳۰ روز آینده، تک تک ریالهایی را که خرج میکنید، پیگیری کنید. نه برای قضاوت در مورد خودتان، بلکه برای حسابرسی زندگی خود با چشمان سرد و سخت یک مدیرعامل. پول شما کجا میرود؟ چند نفر از آن «کارمندان» برای شما کار میکنند و چند نفر فقط لم میدهند و آسایش موقت فراهم میکنند؟ این مربوط به ریاضت اقتصادی نیست؛ بلکه مربوط به آگاهی است. آگاهی اولین قدم به سوی قدرت است
زرادخانه شما: رمزگشایی از پول (آنقدرها هم که میگویند ترسناک نیست)
آه، تامین مالی. بخشی که بیشتر رویاها در آن میمیرند. اما مال شما نه. دیگر نه. بیایید این را از نو تعریف کنیم. تامین مالی مانع نیست؛ بلکه اهرم است. ابزاری است که به شما امکان میدهد یک دارایی ۳۰۰،۰۰۰ دلاری را با ۶۰،۰۰۰ دلار یا حتی کمتر کنترل کنید. این ترسناک نیست؛ این قدرتمند است
حقیقت مکالمه: لازم نیست ثروتمند باشید. باید آماده و استراتژیک باشید. وامدهندگان به *شما* وام نمیدهند؛ آنها به **پروفایل مالی** شما وام میدهند. وظیفه شما این است که آن پروفایل را مقاومتناپذیر کنید
امتیاز اعتباری: این کارت گزارش مالی شماست. گزارشهای خود را دریافت کنید. خطاهای اختلاف را بررسی کنید. بدهیهای در گردش (بهخصوص کارتهای اعتباری) را پرداخت کنید. امتیاز بالای ۷۲۰ بهترین درها و کمترین نرخها را باز میکند. این غیرقابل مذاکره است. از اینجا شروع کنید
نسبت بدهی به درآمد : این نسبت، پرداختهای بدهی ماهانه شما تقسیم بر درآمد ناخالص ماهانه شماست. وامدهندگان معمولاً این مقدار را زیر ۴۳٪ میخواهند. این بدان معناست که اگر قسط خودرو، وام دانشجویی و حداقلهای کارت اعتباری دارید، اضافه کردن یک قسط سنگین وام مسکن ممکن است دشوار باشد. به همین دلیل است که پیگیری هزینههای شما و از بین بردن بدهیهای مصرفی اولویت اصلی شماست
ذخایر نقدی: شما برای پیشپرداخت *و* برای موارد غیرمنتظره به پول نیاز دارید. بانک میخواهد ببیند که با یک تعمیر کوچک از بین نمیروید
مسیر سرکش و چالشبرانگیز: همه به شما میگویند که یک وام معمولی با پیشپرداخت ۲۰٪ بگیرید. این توصیه «ایمن» است. اما ایمن به ندرت به سرعت ثروت میسازد. چرا راههای پنهان را بررسی نمیکنید؟
وامهای اف اچ ای: با پیشپرداخت ۳.۵٪. نکته؟ شما باید حداقل یک سال در ملک زندگی کنید. این بلیط طلایی شماست. به آن **هک خانه** میگویند
وامهای وی ای: برای کهنه سربازان و ارتش فعال ما، این بهترین معامله روی کره زمین است. ۰٪ پیشپرداخت. بدون بیمه وام مسکن خصوصی. از خدمات شما متشکریم؛ حالا بگذارید به شما خدمت کند
وامهای هوم ریدینگ/هوم پاسیبل: برنامههایی برای وام گیرندگان با درآمد کم تا متوسط، با امکان ۳٪ پیشپرداخت
تأمین مالی فروشنده: گاهی اوقات، میتوانید بانک را کاملاً کنار بگذارید و مستقیماً با فروشنده معامله کنید. این پیشرفته است، اما وجود دارد. به یاد داشته باشید، قوانین فقط پیشنهاد هستند. معامله هر چیزی است که شما و فروشنده بر سر آن توافق کنید
مثال: با ماریا آشنا شوید. او معلمی با حقوق ۶۰،۰۰۰ دلار و ۱۵،۰۰۰ دلار پسانداز است. او از وام اف اچ ای (۳.۵٪ پیشپرداخت) برای خرید یک خانه دوبلکس ۲۵۰،۰۰۰ دلاری استفاده میکند. او در یک واحد زندگی میکند و واحد دیگر را اجاره میدهد. اجاره واحد دیگر *بیش از نیمی* از کل وام مسکن او را پوشش میدهد. ناگهان، هزینه مسکن او کاهش مییابد. او با کسری از اجارهای که پرداخت میکند، زندگی میکند، مستاجرش در حال پرداخت اقساط وام مسکن است و ارزش ملک در حال افزایش است. این خرید خانه نیست، بلکه ساختن یک سیستم است
زرادخانه شما: رمزگشایی از پول (آنقدرها هم که میگویند ترسناک نیست)
آه، تامین مالی. بخشی که بیشتر رویاها در آن میمیرند. اما مال شما نه. دیگر نه. بیایید این را از نو تعریف کنیم. تامین مالی مانع نیست؛ بلکه اهرم است. ابزاری است که به شما امکان میدهد یک دارایی ۳۰۰،۰۰۰ دلاری را با ۶۰،۰۰۰ دلار یا حتی کمتر کنترل کنید. این ترسناک نیست؛ این قدرتمند است
حقیقت مکالمه: لازم نیست ثروتمند باشید. باید آماده و استراتژیک باشید. وامدهندگان به *شما* وام نمیدهند؛ آنها به **پروفایل مالی** شما وام میدهند. وظیفه شما این است که آن پروفایل را مقاومتناپذیر کنید
امتیاز اعتباری: این کارت گزارش مالی شماست. گزارشهای خود را دریافت کنید. خطاهای اختلاف را بررسی کنید. بدهیهای در گردش (بهخصوص کارتهای اعتباری) را پرداخت کنید. امتیاز بالای ۷۲۰ بهترین درها و کمترین نرخها را باز میکند. این غیرقابل مذاکره است. از اینجا شروع کنید
نسبت بدهی به درآمد : این نسبت، پرداختهای بدهی ماهانه شما تقسیم بر درآمد ناخالص ماهانه شماست. وامدهندگان معمولاً این مقدار را زیر ۴۳٪ میخواهند. این بدان معناست که اگر قسط خودرو، وام دانشجویی و حداقلهای کارت اعتباری دارید، اضافه کردن یک قسط سنگین وام مسکن ممکن است دشوار باشد. به همین دلیل است که پیگیری هزینههای شما و از بین بردن بدهیهای مصرفی اولویت اصلی شماست
ذخایر نقدی: شما برای پیشپرداخت *و* برای موارد غیرمنتظره به پول نیاز دارید. بانک میخواهد ببیند که با یک تعمیر کوچک از بین نمیروید
مسیر سرکش و چالشبرانگیز: همه به شما میگویند که یک وام معمولی با پیشپرداخت ۲۰٪ بگیرید. این توصیه «ایمن» است. اما ایمن به ندرت به سرعت ثروت میسازد. چرا راههای پنهان را بررسی نمیکنید؟
وامهای اف اچ ای(بیمه وام مسکن را برای وام دهندگان): با پیشپرداخت ۳.۵٪. نکته؟ شما باید حداقل یک سال در ملک زندگی کنید. این بلیط طلایی شماست. به آن **هک خانه** میگویند
وامهای وی ای: برای کهنه سربازان و ارتش فعال ما، این بهترین معامله روی کره زمین است. ۰٪ پیشپرداخت. بدون بیمه وام مسکن خصوصی. از خدمات شما متشکریم؛ حالا بگذارید به شما خدمت کند
وامهای هوم ریدینگ/هوم پاسیبل(به امتیاز اعتباری شما): برنامههایی برای وام گیرندگان با درآمد کم تا متوسط، با امکان ۳٪ پیشپرداخت
تأمین مالی فروشنده: گاهی اوقات، میتوانید بانک را کاملاً کنار بگذارید و مستقیماً با فروشنده معامله کنید. این پیشرفته است، اما وجود دارد. به یاد داشته باشید، قوانین فقط پیشنهاد هستند. معامله هر چیزی است که شما و فروشنده بر سر آن توافق کنید
مثال: با ماریا آشنا شوید. او معلمی با حقوق ۶۰،۰۰۰ دلار و ۱۵،۰۰۰ دلار پسانداز است. او از وام اف اچ ای (۳.۵٪ پیشپرداخت) برای خرید یک خانه دوبلکس ۲۵۰،۰۰۰ دلاری استفاده میکند. او در یک واحد زندگی میکند و واحد دیگر را اجاره میدهد. اجاره واحد دیگر *بیش از نیمی* از کل وام مسکن او را پوشش میدهد. ناگهان، هزینه مسکن او کاهش مییابد. او با کسری از اجارهای که پرداخت میکند، زندگی میکند، مستاجرش در حال پرداخت اقساط وام مسکن است و ارزش ملک در حال افزایش است. این خرید خانه نیست، بلکه ساختن یک سیستم است
شکار: یافتن یک معامله، نه فقط یک ملک
اینجا جایی است که آماتورها خرید میکنند و سرمایهگذاران به دنبال آن میگردند. یک آماتور عاشق یک دیوارپوش زیبا و یک نقشه طبقه باز میشود. یک سرمایهگذار یک صفحه گسترده میبیند. هدف شما پیدا کردن خانهای ایدهآل برای زندگی ابدی نیست؛ هدف شما پیدا کردن یک **معامله خوب** است که از نظر مالی منطقی باشد
مقام مطمئن:** شما **معیارهای سرمایهگذاری** خود را قبل از اینکه حتی به یک آگهی نگاه کنید، تعریف خواهید کرد. این نقشه نبرد شماست. احساسات را از بین میبرد و شما را متمرکز نگه میدارد. معیارهای شما باید شامل موارد زیر باشد
مکان: نه فقط شهر، بلکه محله. مناطق مدرسه، آمار جرم و جنایت، نزدیکی به مراکز اشتغال، برنامههای توسعه آینده. یک خانه بد در یک منطقه عالی بهتر از یک خانه عالی در یک منطقه بد است. همیشه
نوع ملک: خانه تکخانواری؟ دوبلکس؟ آپارتمان کوچک؟ هر کدام مزایا و معایبی دارند. خانههای تکخانواری مدیریت و تأمین مالی آسانتری دارند اما فقط یک جریان اجاره دارند. چندخانواری به شما چندین جریان و جریان نقدی بهتری میدهد، اما میتواند مدیریت بیشتری را طلب کند
اعداد هدف شما: این بسیار مهم است. شما باید بدانید که “خوب” به چه معناست
قانون ۱٪ (یک ابزار غربالگری سریع): آیا اجاره ماهانه حداقل ۱٪ از کل قیمت خرید (شامل تعمیرات) است؟ یک خانه ۲۰۰۰۰۰ دلاری باید حداقل ۲۰۰۰ دلار در ماه اجاره داشته باشد. این یک فیلتر تقریبی است، نه یک قانون سخت، به خصوص در بازارهای گران
جریان نقدی: پادشاه سرمایهگذاری. این چیزی است که پس از تمام هزینهها (وام مسکن، مالیات، بیمه، نگهداری، جای خالی، هزینههای سرمایهای) باقی میماند. هدف شما جریان نقدی مثبت از روز اول است. چقدر؟ این به شما بستگی دارد، اما ۱۰۰ تا ۲۰۰ دلار برای هر درب در ماه شروع بسیار خوبی است
نرخ سرمایه (نرخ سرمایه گذاری): یک معیار پیشرفتهتر برای مقایسه املاک. این درآمد خالص عملیاتی تقسیم بر قیمت خرید است. این به شما نشان میدهد که اگر تمام پول نقد را پرداخت کرده باشید، چه میزان سود خواهید داشت. نرخ سرمایه بالاتر معمولاً به معنای سود بیشتر (اما اغلب ریسک بالاتر) است
انگیزه: معامله در هنگام خرید انجام میشود. شما هنگام *خرید* ملک، پول خود را به دست میآورید، نه هنگام فروش آن. اگر بیش از حد هزینه کنید، هیچ میزان مدیریت یا افزایش قیمت بازار نمیتواند شما را نجات دهد. صبور باشید. بیرحم باشید. بگذارید صد “تقریباً” بگذرد تا زمانی که موردی را پیدا کنید که با معیارهای شما مطابقت داشته باشد. خود آینده شما از نظم و انضباط شما تشکر خواهد کرد
مثال: جیک یک خانه ییلاقی سه خوابه با ظاهری خسته پیدا میکند که با قیمت ۲۷۵۰۰۰ دلار برای آن لیست شده است. خانههای مشابه و نوسازی شده در منطقه با قیمت ۳۲۰۰۰۰ دلار به فروش میرسند. او محاسبات را انجام میدهد
قیمت خرید: ۲۷۵۰۰۰ دلار
هزینه تعمیرات تخمینی (آشپزخانه جدید، حمام، رنگ): ۳۵۰۰۰ دلار
کل سرمایهگذاری: ۳۱۰۰۰۰ دلار
ارزش پس از تعمیر: ۳۲۰۰۰۰ دلار** -> او در حال حاضر ۱۰۰۰۰ دلار سرمایه فوری ایجاد کرده است
او میتواند آن را با ۲۴۰۰ دلار در ماه اجاره دهد. کل هزینههای ماهانه او ( نگهداری و غیره) ۲۱۰۰ دلار در ماه است
جریان نقدی: +۳۰۰ دلار در ماه
جیک خانه نخرید؛ او کسب و کاری خرید که ماهی ۳۰۰ دلار به او پرداخت میکند و در روز اول ۱۰۰۰۰ دلار در بانک دارد. این شکار است
حلقه داخلی: گرد هم آوردن انتقامجویان املاک و مستغلات شما
شما تنها نیستید. شما مدیرعامل هستید و یک مدیرعامل تیمی از متخصصان را استخدام میکند. تلاش برای انجام همه کارها توسط خودتان، سریعترین راه برای فرسودگی شغلی و اشتباهات پرهزینه است. اعتماد به نفس شما از این ناشی میشود که میدانید خودتان را با بهترینها احاطه کردهاید
یک مشاور املاک راکاستار: نه هر مشاوری. شما به یک **مشاور سرمایهگذار-دوست** نیاز دارید. آنها اعداد را درک میکنند، نه فقط زیباییشناسی. آنها میتوانند معاملات را مدیریت کنند، میدانند چه چیزی یک اجاره خوب را میسازد و ممکن است سرنخهای خارج از بازار داشته باشند. با آنها مصاحبه کنید. از آنها در مورد سبد سرمایهگذاری خودشان بپرسید. اگر سبد سرمایهگذاری ندارند، چگونه میتوانند شما را راهنمایی کنند؟
یک کارگزار وام مسکن (نه فقط یک بانکدار): یک کارگزار به دهها وامدهنده دسترسی دارد و میتواند بهترین نرخ و شرایط را برای موقعیت منحصر به فرد شما جستجو کند. آنها به اندازه وزنشان ارزش طلا دارند
یک وکیل املاک و مستغلات باهوش: آنها قراردادها را بررسی میکنند، به ساختار نهادی (مانند قرار دادن ملک شما در یک شرکت با مسئولیت محدود برای حفاظت از داراییها) کمک میکنند و هرگونه پیچیدگی قانونی را برطرف میکنند. از این مورد غافل نشوید
یک بازرس خانهی کامل: این هوش و ذکاوت شما در عمل است. آنها مشکلات پنهان را پیدا میکنند – سیمکشی معیوب، کابوسهای لولهکشی، ترکهای فونداسیون. این سرمایهگذاری ۵۰۰ دلاری میتواند ۵۰۰۰۰ دلار برای شما صرفهجویی کند
یک پیمانکار قابل اعتماد: بازرس شما مشکلات را پیدا میکند؛ پیمانکار شما آنها را تعمیر میکند. قیمت بگیرید، معرفها را بررسی کنید و یک رابطه ایجاد کنید. یک پیمانکار خوب کلید اجرای استراتژی ارزش افزوده شماست
از زاویهی سرکش: سیستم سنتی میخواهد که شما از بازرس نماینده، ارزیاب وامدهنده و غیره استفاده کنید. این راحت است. شما به تیمی نیاز دارید که برای *شما* کار کند، نه برای بستن روان یک معامله. افراد خودتان را استخدام کنید. اعتماد کنید، اما تأیید کنید
پیشنهاد و بستن قرارداد: مذاکرهای که منظورتان است
این لحظه حقیقت است. وقت آن است که از قدرت مدیرعامل خود استفاده کنید
نکته مکالمهای: پیشنهاد چیزی بیش از قیمت است. شرایط است. میتوانید با قیمت پایینتر اما با بستن سریعتر قرارداد، پیشپرداخت بیشتر یا انعطافپذیری در تاریخ نقل مکان، معاملهای را برنده شوید. نماینده سرمایهگذار شما در اینجا شما را راهنمایی خواهد کرد
حرکت مطمئن و مقتدرانه: گزارش بازرسی شما دومین فرصت شما برای مذاکره است. آیا تعمیرات ضروری به ارزش ۱۰،۰۰۰ دلار پیدا کردهاید؟ به فروشنده برگردید و هنگام بستن قرارداد درخواست کاهش قیمت یا اعتبار کنید. احساساتی نشوید. واقعبین باشید. “بازرسی ایکس را نشان داد. برای رفع این مشکل، وای هزینه خواهد داشت. میخواهم پیشنهاد خود را بر این اساس تنظیم کنم.” اگر اعداد دیگر کارساز نیستند، آماده باشید که از معامله خارج شوید. این تجارت است
راهاندازی: از ملک تا مرکز سود
روز اختتامیه! کلیدها را دریافت میکنید. اکنون کار واقعی – و لذت واقعی – آغاز میشود
بازسازی (در صورت نیاز): اگر در حال بازسازی هستید، فرآیند را مدیریت کنید. پیمانکار شما جدول زمانی را دارد. شما آنها را به آن پایبند نگه دارید. هر روزی که واحد خالی باشد، روزی است که برای شما درآمدی ندارد
جایگزینی مستاجر: این مهمترین تصمیمی است که شما به عنوان صاحبخانه خواهید گرفت. یک مستاجر بد میتواند رویای شما را به کابوس تبدیل کند. یک مستاجر خوب شریک موفقیت شماست
لیست حرفهای: عکسهای با کیفیت بالا، توضیحی قانعکننده که مزایا را برجسته میکند (نه فقط “۳ خوابه، ۲ حمام”)
بررسی دقیق: این غیرقابل مذاکره است. بررسی اعتبار، بررسی سوء پیشینه، سابقه اخراج و درآمد قابل اثبات (حداقل ۳ برابر اجاره). و از همه مهمتر—**با صاحبخانههای قبلیشان تماس بگیرید!** نه با صاحبخانه فعلی (ممکن است برای خلاص شدن از شر یک مستاجر بد دروغ بگویند)، بلکه با صاحبخانه قبلی
مدیریت املاک: آیا خودتان ملک را مدیریت میکنید یا از یک شرکت کمک میگیرید؟ برای اولین ملک خود و اگر محلی هستید، مدیریت آن توسط خودتان یک تجربه یادگیری فوقالعاده است. یاد خواهید گرفت که چگونه تعمیرات را انجام دهید، با مستاجران ارتباط برقرار کنید و کسب و کار را از نزدیک درک کنید. اگر دورکار هستید یا به سادگی وقت یا حوصله ندارید، یک شرکت مدیریت املاک خوب (که معمولاً ۸ تا ۱۰ درصد از اجاره را دریافت میکند) هزینهای ارزشمند است. این سرمایهگذاری شما را به یک جریان درآمد واقعاً غیرفعال تبدیل میکند
فکر انگیزشی: اولین پرداخت اجاره بها که به حساب شما واریز میشود، یک لحظه جادویی است. این یک اعتبارسنجی است. این اثبات میکند که سیستم کار میکند. شما این را ساختید. شما از طریق دانش، شجاعت و اجرا، یک دارایی را از هیچ خلق کردهاید. آن را جشن بگیرید
اولین قدم در یک سفر طولانیتر
به خودت نگاه کن. دیگر در حاشیه نیستی و به این دروغ که املاک و مستغلات برای کس دیگری است، باور نداری. مسلح هستی. طرز فکر را میفهمی، پول را رمزگشایی کردهای، میدانی چگونه به دنبال معامله باشی و تیمت را ساختهای
این اولین سرمایهگذاری هدف نهایی نیست. این آغاز است. آزمایشگاه توست. جایی است که اشتباهاتت را مرتکب میشوی (آنها را مرتکب خواهی شد، و اشکالی ندارد)، درسهایت را میآموزی و به خودت ثابت میکنی که توانایی این کار را داری
آن جریان نقدی مثبت از اولین ملکت؟ این فقط پول نوشیدنی نیست. این سرمایه اولیه برای پیشپرداخت بعدی توست. از سهامی که میسازی، تجربهای که به دست میآورید و اعتمادی که به دست آوردهای برای انجام دوباره آن استفاده خواهی کرد. و دوباره
اینگونه است که امپراتوریها ساخته میشوند. نه با یک بلیط بختآزمایی بزرگ، بلکه آجر به آجر، در به در، از طریق اجرای بیوقفه و باور تزلزلناپذیر به توانایی خودت برای فهمیدن آن
نگهبانان اشتباه میکردند. در هرگز قفل نبود. فقط سنگین بود. حالا شما قدرت، دانش و نقشه لازم برای باز کردن آن را دارید
حالا بروید چیزی بسازید که متعلق به خودتان باشد
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
