بازاریابی چریکی چیست؟ راهنمای مبتدیان برای خطوط مقدم

بازاریابی چریکی چیست؟ راهنمای مبتدیان برای خطوط مقدم
مقاومت آغاز شده است
بیایید برای یک لحظه واقع‌بین باشیم. شما از آن خسته شده‌اید. شما از طومار بی‌پایان تبلیغات بهداشتی و بی‌روح که در یک تصویر زمینه غول‌پیکر بژ از کسالت شرکتی محو می‌شوند، خسته شده‌اید. شما از فریاد زدن در خلأ الگوریتم‌های رسانه‌های اجتماعی خسته شده‌اید، تماشای اینکه بودجه بازاریابی سخت به دست آمده شما برای مشتی “تعامل” بی‌روح از ربات‌ها و عمه کارول شما تبخیر می‌شود. شما سعی می‌کنید بازی‌ای را انجام دهید که قوانین آن جعلی است، تخته متعلق به غول‌های فناوری بی‌چهره است و تنها راه برنده شدن، ریختن پول به یک گودال بی‌انتهاست
اگر به شما بگویم راه دیگری هم وجود دارد چه؟ راهی نه فقط برای رقابت، بلکه برای تسلط. نه فقط برای دیده شدن، بلکه برای به یاد ماندن. نه فقط برای تبلیغ، بلکه برای ایجاد یک افسانه
به مقاومت خوش آمدید. به بازاریابی چریکی خوش آمدید
این در مورد داشتن بودجه بیشتر نیست؛ این در مورد داشتن ایده‌های بزرگتر است. این در مورد پیشی گرفتن از رقبایتان نیست؛ بلکه در مورد پیشی گرفتن از آنهاست. این یک طرز فکر است، شورشی علیه قراردادهای کهنه تبلیغات سنتی. این برای استارتاپ‌های نوپا، هنرمندان پرشور، کسب‌وکارهای محلی و کارآفرینان آینده‌نگر است که می‌دانند در دنیای فریاد، یک زمزمه‌ی به‌موقع می‌تواند کرکننده باشد
هر آنچه را که فکر می‌کنید در مورد بازاریابی می‌دانید فراموش کنید. فنجان خود را خالی کنید. ما اینجا نیستیم که ایمن بازی کنیم. ما اینجا هستیم تا در جهان تأثیر بگذاریم. این راهنمای مبتدی شما برای خطوط مقدم است. کلاه ایمنی خود را بردارید. شروع می‌کنیم
بیانیه: بازاریابی چریکی *واقعاً* چیست (و چه نیست)
قبل از اینکه وارد نبرد شویم، باید این دکترین را درک کنیم. اصطلاح «بازاریابی چریکی» توسط جی کنراد لوینسون در کتابش در سال ۱۹۸۴ ابداع شد. او این اصطلاح را به طور مستقیم با جنگ چریکی مقایسه کرد: نیروهای کوچک و تاکتیکی که از غافلگیری، سرعت و تاکتیک‌های نامتعارف برای غلبه بر ارتشی بزرگتر، سنتی‌تر و با بودجه بهتر استفاده می‌کنند
این قلب ماجرا است. اما در طول سال‌ها، این اصطلاح رقیق، سوءاستفاده و با «شیرینی» یا «شوخی‌های ویروسی» اشتباه گرفته شده است. پس بیایید واقعیت را روشن کنیم
بازاریابی چریکی اینها نیست
فقط یک شیرین‌کاری روابط عمومی: شیرین‌کاری یک رویداد یک‌باره است. چریکی یک طرز فکر پایدار است
مترادف با «ویروسی»: «ویروسی» یک نتیجه است، اغلب یک نتیجه شانسی. چریکی یک فرآیند استراتژیک است که برای دستیابی به آن نتیجه طراحی شده است
ارزان یا رایگان: بحث *بدون* بودجه نیست؛ بحث *کم* بودجه است، با بازگشت سرمایه عظیم بر خلاقیت و تلاش به جای پول نقد
فقط برای جوانان: اصول آن بی‌سن‌وسال است. بحث روانشناسی انسان است، نه روندهای نسلی
بی‌ادب به خاطر خودش: این شورش یک هدف دارد: ایجاد یک ارتباط عمیق و به‌یادماندنی
:بازاریابی چریکی
غیرمتعارف و غیرمنتظره: در محیط روزمره مخاطبان کمین می‌کند و از کوری تبلیغاتی آنها عبور می‌کند
خلاق و مبتکر: از خلاقیت به عنوان سلاح اصلی و ارز اصلی خود استفاده می‌کند
تأثیرگذاری بالا و به‌یادماندنی: هدف آن ایجاد یک لحظه «شگفت‌انگیز!» آنقدر قدرتمند است که مردم *مجبور* به صحبت در مورد آن شوند
کم‌هزینه و بازگشت سرمایه بالا: به جای سرمایه‌گذاری مالی هنگفت، از زمان، انرژی، تخیل و جرات استفاده می‌کند
تعاملی و جذاب: اغلب نیازمند مشارکت مخاطب است و آنها را از بینندگان منفعل به شرکت‌کنندگان فعال و مبلغان برند تبدیل می‌کند
متمرکز و هدفمند: این یک شلیک تفنگ ساچمه‌ای نیست. این یک تفنگ تک‌تیرانداز است که دقیقاً قلب مشتری ایده‌آل شما را نشانه گرفته است
در اصل، بازاریابی چریکی هنر دستیابی به اهداف بازاریابی سنتی – آگاهی از برند، جذب مشتری، نفوذ پیام – از طریق روش‌های کاملاً غیرسنتی است. این اعلامی است که شما خلاق‌تر، جسورتر و هماهنگ‌تر از هر کس دیگری در بازار با مخاطبان خود هستید
زرادخانه: اصول اساسی یک جنگجوی چریکی
شما نمی‌توانید تنها با شور و شوق در یک جنگ پیروز شوید. شما به استراتژی نیاز دارید. شما به اصول نیاز دارید. اینها اصول غیرقابل مذاکره‌ای هستند که هر کمپین چریکی موفق بر اساس آنها ساخته شده است. آنها را درونی کنید. بگذارید آنها مرام شما باشند
یک- خلاقیت، پول شماست، نه پول نقد
این قانون طلایی است. وقتی از فکر کردن به آنچه می‌توانید *بخرید* دست می‌کشید و به آنچه می‌توانید *خلق* کنید فکر می‌کنید، قدرت واقعی خود را آزاد می‌کنید. یک تبلیغ چند میلیون دلاری سوپربول به دلیل قیمتش چشمگیر است. یک اثر هنری خیابانی هوشمندانه که مردم را در مسیرشان متوقف می‌کند به دلیل ایده‌اش چشمگیر است. ایده، پول شماست. آن را با ولخرجی خرج کنید
دو- با دقت جراحی هدف بگیرید
چریک‌ها مهمات را هدر نمی‌دهند. آنها دقیقاً می‌دانند با چه کسی صحبت می‌کنند. شما باید یک تصویر واضح از مشتری ایده‌آل خود داشته باشید: جایی که آنها زندگی می‌کنند، کار می‌کنند، وقت می‌گذرانند، چه می‌خوانند، چه می‌ترسند، چه چیزی را آرزو می‌کنند. این به شما امکان می‌دهد تاکتیک‌های نامتعارف خود را دقیقاً در جایی قرار دهید که بیشترین تأثیر را داشته باشند. کمپینی که دانشجویان دانشگاه را هدف قرار می‌دهد، کاملاً متفاوت از کمپینی خواهد بود که متخصصان بازنشسته را هدف قرار می‌دهد. میدان نبرد خود را بشناسید
سه- به سراغ رگ حیاتی احساسات بروید
منطق مردم را به فکر کردن وا می‌دارد، اما احساسات آنها را به عمل وا می‌دارد. بازاریابی چریکی در ایجاد ارتباط عاطفی – چه شادی، تعجب، نوستالژی، دسیسه یا حتی خشم برحق – استاد است. شما فقط یک محصول نمی‌فروشید؛ شما یک احساس، یک تجربه، یک داستان می‌فروشید. یک تبلیغ برای یک ماشین در مورد مایل در هر گالن به شما می‌گوید. یک کمپین چریکی برای آن ماشین باعث می‌شود *آزادی جاده باز را احساس کنید*. قلب را هدف قرار دهید، کیف پول به دنبال آن خواهد آمد
چهار- غافلگیری و شگفتی را به حداکثر برسانید
عنصر غافلگیری بزرگترین مزیت تاکتیکی شماست. مردم شرطی شده‌اند که تبلیغات را نادیده بگیرند. وظیفه شما این است که با ظاهر شدن در جایی که تبلیغات حق حضور ندارند، در قالبی که انتظارات را به چالش می‌کشد، این شرطی شدن را بشکنید. این «قطع الگو» همان چیزی است که باعث ناهماهنگی شناختی می‌شود که منجر به کنجکاوی، تعامل و اشتراک‌گذاری می‌شود. غیرمنتظره باشید. فراموش‌نشدنی باشید
پنج- واکنش (و گفتگو) را برانگیزید
ایمن، متاسف است. بی‌مزه، ورشکسته است. بازاریابی چریکی باید تحریک‌آمیز باشد. باید فرضیات را به چالش بکشد، مردم را وادار به نگاه دوباره کند و جرقه‌ای برای گفتگو ایجاد کند. این به معنای توهین‌آمیز بودن برای ارزش شوکه‌کننده نیست؛ بلکه به معنای تفکربرانگیز بودن به اندازه‌ای است که مردم نتوانند در مورد آن *حرف نزنند*. تبلیغات دهان به دهان، اکسیژن کمپین‌های چریکی است. تاکتیک‌های خود را طوری طراحی کنید که ذاتاً قابل اشتراک‌گذاری باشند
شش- از محیط‌های موجود بهره ببرید
چرا بیلبورد بسازیم وقتی خود شهر بوم نقاشی شماست؟ بازاریابی چریکی به خاطر استفاده از رسانه‌های «محیطی» بدنام است: پیاده‌روها، نیمکت‌های پارک، پوشش‌های دریچه فاضلاب، راه‌پله‌ها، حمل‌ونقل عمومی. این نوع بازاریابی، چشم‌انداز روزمره را می‌رباید و آن را به رسانه‌ای برای پیام شما تبدیل می‌کند. این نه تنها باعث صرفه‌جویی در هزینه می‌شود، بلکه یک ارتباط قوی و زمینه‌ای ایجاد می‌کند که عمیقاً طنین‌انداز می‌شود
هفت- چابک و سازگار باشید
یک کمپین بازاریابی سنتی مانند یک تانک عظیم است: قدرتمند اما کند در چرخش. یک کمپین چریکی مانند ناوگانی از قایق‌های تندرو است: سریع، چابک و قادر به تغییر جهت در یک چشم به هم زدن. ایده‌ها را به سرعت آزمایش کنید. ببینید چه چیزی جواب می‌دهد. اگر چیزی به نتیجه نمی‌رسد، تغییر مسیر دهید. اگر بر اساس یک رویداد فعلی، فرصت جدیدی می‌بینید، از آن بهره‌برداری کنید. سرعت یک سلاح است
 
میدان نبرد: انواع عملیات بازاریابی چریکی
تاکتیک‌های چریکی متنوع هستند و می‌توانند با هم ترکیب و تطبیق داده شوند. در اینجا صحنه‌های اصلی عملیات که می‌توانید نیروهای خلاق خود را در آنها مستقر کنید، آورده شده است
یک- بازاریابی چریکی در فضای باز (محیطی)
این یک نمونه کلاسیک است. این نوع بازاریابی، مبارزه را به خیابان‌ها می‌برد و از محیط شهری به عنوان صحنه خود استفاده می‌کند
:مثال‌ها
هنر خیابانی سه‌بعدی: نقاشی‌های باورنکردنی و مبتنی بر توهم در پیاده‌روها که با محیط تعامل دارند (مثلاً نقاشی یک آبشار غول‌پیکر که از یک لوله فاضلاب بیرون می‌آید)
نصب‌های خیابانی: اشیاء غیرمنتظره قرار داده شده در فضاهای عمومی. به یک بالشتک سنجاقی غول‌پیکر روی نیمکت، یک مبل تراشیده شده در پرچین یا یک ماشین قدیمی که به صورت عمودی روی دیوار نصب شده است فکر کنید
تغییر وسایل عمومی: تبدیل یک شیر آتش‌نشانی به یک شخصیت، قرار دادن آستین‌های سفارشی روی پارکومترها یا اضافه کردن پلاک‌های طنز به مجسمه‌ها
فلش ماب‌ها: اجراهای عمومی ظاهراً خودجوش و سازمان‌یافته‌ای که جمعیتی را گرد هم می‌آورند و منظره‌ای تماشایی خلق می‌کنند
طرز فکر چریکی: شهر را نه آنطور که هست، بلکه آنطور که می‌تواند باشد، ببینید. هر سطحی یک بیلبورد بالقوه و هر شیء یک پیام‌رسان بالقوه است
 
دو- بازاریابی چریکی داخلی
آوردن غافلگیری به فضاهای بسته‌ای که مخاطبان در آن اسیر، اما اغلب خسته هستند
:مثال‌ها
کمپین‌های آسانسور: تبدیل یک آسانسور کسل‌کننده به یک تجربه با برچسب‌های کف، آینه‌های سقفی با پیام‌ها یا حتی یک بازیگر «زنده» که به عنوان مجسمه ژست می‌گیرد
فعال‌سازی‌های مرکز خرید: تجربیات پاپ‌آپ، نمایش‌های تعاملی یا اجراهای غیرمنتظره در وسط یک مرکز خرید
تاکتیک‌های دانشگاه/محوطه کالج: پیام‌رسانی خلاقانه در اتحادیه‌های دانشجویی، سالن‌های سخنرانی یا کتابخانه‌ها که دقیقاً دانشجویان را هدف قرار می‌دهند
طرز فکر چریکی: مکان‌هایی را پیدا کنید که مردم منتظر، حواس‌پرت یا در حالت خودکار هستند. آن لحظه، لحظه‌ی شماست که با لذت به آنها حمله کنید
 
سه- کمین رویداد (یا چریکی تجربی)
این شامل سوار شدن بر رویدادهای بزرگ (رویدادهای ورزشی، کنسرت‌ها، جشنواره‌ها) است که در آنها مخاطبان زیادی جمع شده‌اند، اما حمایت مالی رسمی بسیار گران است
:مثال‌ها
 در یک تورنمنت بزرگ تنیس، یک برند هزاران پریسکوپ مقوایی برنددار را به افرادی که در صندلی‌های «خون دماغ» نشسته بودند، توزیع کرد تا بتوانند بازی را بهتر ببینند. آنها ارزش واقعی ارائه دادند و برندشان در سراسر ورزشگاه قابل مشاهده بود
ایجاد یک مکان عکاسی هوشمندانه و برنددار درست در خارج از حاشیه‌ی یک رویداد بزرگ برای جذب شرکت‌کنندگان
طرز فکر چریکی: چرا میلیون‌ها دلار برای حضور در *داخل* رویداد بپردازید در حالی که می‌توانید با کسری از هزینه، یک تجربه‌ی به‌یادماندنی *در اطراف* آن ایجاد کنید؟
 
چهار- بازاریابی چریکی دیجیتال
اصول بازاریابی چریکی کاملاً در دنیای دیجیتال کاربرد دارد. این در مورد زیرک و غیرمتعارف بودن در فضای آنلاین است.
:مثال‌ها
ترفندهای هوشمندانه سئو/موتور جستجو: مانند زمانی که مک‌دونالد به طور موقت لوگوی خود را در رسانه‌های اجتماعی به «مورد علاقه‌ها» تغییر داد تا بازگشت مک‌ریب را تبلیغ کند و مطبوعات آزاد گسترده‌ای را ایجاد کند
محتوای ویروسی با هدف: ایجاد محتوایی که آنقدر مفید، سرگرم‌کننده یا آموزنده باشد که به صورت ارگانیک پخش شود، نه به این دلیل که با هزینه تبلیغات تقویت شده باشد
تجارب آنلاین تعاملی: بازی‌ها، آزمون‌ها یا فیلترهای واقعیت افزوده که تعامل واقعی را به جای فقط یک تبلیغ ثابت فراهم می‌کنند
طرز فکر چریکی: اینترنت پر از نویز است. به آن چیزی اضافه نکنید. سیگنالی آنقدر واضح و قانع‌کننده ایجاد کنید که از هر چیز دیگری عبور کند
 
پنج- بازاریابی چریکی ویروسی
این هدف نهایی است: ایجاد کمپینی که ذاتاً آنقدر قابل اشتراک‌گذاری باشد که مانند آتش‌سوزی گسترش یابد و اغلب با بودجه رسانه‌ای صفر به دسترسی جهانی دست یابد. توجه به این نکته مهم است: شما نمی‌توانید *مجبور* به انتشار ویروسی شوید. شما فقط می‌توانید با پایبندی به اصول اصلی غافلگیری، احساسات و خلاقیت، شرایط را برای آن ایجاد کنید
 مطالعات موردی از خطوط مقدم: اثبات مفهوم
تئوری بدون عمل هیچ است. بیایید به برخی از کمپین‌های چریکی افسانه‌ای که بازی را تغییر دادند، نگاهی بیندازیم
یک- پروژه جادوگر بلر (۱۹۹۹)
چالش: یک فیلم ترسناک مستقل با بودجه بسیار کم (بودجه ۶۰ هزار دلاری) را در مقابل فیلم‌های پرفروش تابستانی هالیوود به بازار عرضه کنید
تاکتیک چریکی: آنها یکی از اولین و مؤثرترین کمپین‌های اینترنتی ویروسی را ایجاد کردند. آنها وب‌سایتی ساختند که فیلم را به عنوان فیلم‌های واقعی پیدا شده، با گزارش‌های جعلی پلیس، پوسترهای «گم‌شده» برای بازیگران و کلیپ‌های خبری ساختگی ارائه می‌داد. آنها این افسانه را در انجمن‌های اینترنتی اولیه رواج دادند. مخاطبان نمی‌دانستند که آیا این واقعی است یا خیر، و آنها به مبلغان این راز تبدیل شدند
نتیجه: این فیلم بیش از ۲۴۸ میلیون دلار در سراسر جهان فروش داشت. آنها یک فیلم نفروختند؛ آنها یک افسانه فروختند. آنها از خلاقیت (نه پول نقد) برای ایجاد شگفتی و گفتگو استفاده کردند
دو- ایکیا: کمپین «گذراندن تعطیلات» (۲۰۲۰)
چالش: در طول قرنطینه‌های کووید-۱۹، مردم نمی‌توانستند از فروشگاه‌های ایکیا بازدید کنند. چگونه می‌توانید همچنان مرتبط بمانید؟
تاکتیک چریکی: آنها یک بینش کلیدی را شناسایی کردند: مردم تمام روز به دیوارهای خسته‌کننده خود خیره شده بودند. آنها قاب‌های عکس ایکیا – با تصاویر از پیش درج شده از طراحی‌های داخلی زیبا و الهام‌بخش – را روی بیلبوردهای خالی و ایستگاه‌های اتوبوس قرار دادند. متن آگهی این بود: «دلتان برای فروشگاه ما تنگ شده؟ فروشگاه خودتان را مال ما کنید.» این کار تعاملی، غیرمنتظره بود و در آن دوران تاریک، الهام‌بخش واقعی بود
نتیجه: رسانه‌های گسترده، اشتراک‌گذاری‌های اجتماعی و یک ارتباط عاطفی قدرتمند. آنها از محیط موجود (فضاهای تبلیغاتی خالی) برای رساندن پیام امید و خلاقیت استفاده کردند
سه- برگر کینگ «مسیر انحرافی واپر» (۲۰۱۸)
چالش: ترافیک عابر پیاده را افزایش داده و اپلیکیشن موبایل جدید خود را تبلیغ کنند
تاکتیک چریکی: یک ترفند هوشمندانه برای محدود کردن موقعیت جغرافیایی و کمین کردن برای رویدادها. آنها از این اپلیکیشن برای ارائه یک واپر ۱ سنتی به هر کسی که آن را از طریق اپلیکیشن برگر کینگ سفارش می‌داد استفاده کردند… اما فقط در صورتی که در فاصله ۶۰۰ فوتی از مک‌دونالد بودند. آنها به معنای واقعی کلمه از مکان‌های فیزیکی رقیب خود به عنوان ابزاری برای هدف‌گیری استفاده کردند
نتیجه: این اپلیکیشن در عرض چند روز بیش از ۱ میلیون بار دانلود شد. این اپلیکیشن تحریک‌آمیز، خنده‌دار بود و درک استادانه‌ای از ابزارهای دیجیتال و روانشناسی چریکی را نشان می‌داد
 
فراخوان شما برای مبارزه: چگونه کمپین چریکی خود را برنامه‌ریزی کنید
احساس الهام می‌کنید؟ خوب است. حالا بیایید تاکتیکی شویم. در اینجا راهنمای میدانی گام به گام شما برای برنامه‌ریزی اولین عملیات شما آمده است
مرحله ۱: هدف خود را با وضوح کامل تعریف کنید
دقیقاً می‌خواهید به چه چیزی برسید؟ “مشتریان بیشتری جذب کنید” خیلی مبهم است. “در یک ماه ۵۰ سرنخ واجد شرایط از منطقه هنری مرکز شهر ایجاد کنید” یک هدف چریکی است. هدف شما استراتژی شما را تعیین می‌کند
مرحله ۲: دشمن خود (و متحد خود) را بشناسید
رقابت خود را درک کنید. آنها چه کاری انجام می‌دهند؟ چگونه می‌توانید خود را به طور اساسی متمایز کنید؟ مهمتر از آن، آواتار مشتری خود را از نزدیک بشناسید. آنها قهوه خود را از کجا تهیه می‌کنند؟ از چه مسیری به محل کار می‌روند؟ چه چیزی آنها را می‌خنداند؟ این هوش برای قرار دادن در بازار بسیار مهم است
مرحله ۳: طوفان فکری بدون محدودیت
تیم خود را جمع کنید. تنها قانون این است: هیچ ایده‌ای ایده بدی نیست. پوچ فکر کنید. غیرممکن فکر کنید. خنده‌دار فکر کنید. تحریک‌آمیز فکر کنید. از اصول به عنوان راهنما استفاده کنید: «چگونه می‌توانیم آنها را غافلگیر کنیم؟» «چه چیزی باعث شگفتی می‌شود؟» «کجا هرگز انتظار دیدن ما را ندارند؟» در این مرحله، کمیت بر کیفیت غلبه می‌کند
مرحله ۴: بررسی واقعیت
حالا، عجیب‌ترین ایده‌های خود را بردارید و آنها را از یک فیلتر عبور دهید
آیا امکان‌پذیر است؟ آیا واقعاً می‌توانیم این کار را با منابع خود انجام دهیم؟
آیا قانونی است؟ لطفاً، به خاطر همه مقدسات، به خاطر خرابکاری دستگیر نشوید. همیشه در صورت لزوم مجوز بگیرید. باهوش بودن باحال است؛ غیرقانونی بودن احمقانه است
آیا مطابق با برند است؟ این شورش هنوز باید منعکس کننده ارزش‌های اصلی شما باشد
بدترین سناریو چیست؟ آیا ممکن است اشتباه تفسیر شود؟ آیا ممکن است توهین‌آمیز باشد؟ برای احتمالات برنامه‌ریزی کنید
مرحله ۵: با دقت بی‌نقص اجرا کنید
بازاریابی چریکی اغلب به زمان‌بندی و غافلگیری متکی است. تدارکات را تا دقیقه برنامه‌ریزی کنید. چه کسی، چه کاری، چه زمانی و کجا انجام می‌دهد؟ برای افزایش طول عمر رویداد (عکس، ویدیو) برنامه‌ای داشته باشید
مرحله ۶: تقویت و اندازه‌گیری
خود رویداد فقط اولین حرکت است. شما باید آن را تقویت کنید. ویدیوها، عکس‌ها، داستان را در تمام کانال‌های خود به اشتراک بگذارید. یک بیانیه مطبوعاتی به وبلاگ‌ها و رسانه‌های خبری محلی ارسال کنید. سپس، همه چیز را اندازه‌گیری کنید. ترافیک وب‌سایت را در آن روز پیگیری کنید، از کدهای تخفیف خاص استفاده کنید، منشن‌های اجتماعی را زیر نظر بگیرید. هدف شما از مرحله ۱ این است که چگونه موفقیت را اندازه‌گیری می‌کنید
 
قوانین تعامل: خطوط اخلاقی که نباید از آنها عبور کنید
قدرت زیاد، مسئولیت زیادی به همراه دارد. بازاریابی چریکی قدرتمند است، اما اگر بدون وجدان انجام شود، می‌تواند به طرز چشمگیری نتیجه معکوس داشته باشد
اولویت با ایمنی: هرگز، هرگز مردم یا تیم خود را به خطر نیندازید. یک نصب تکان‌دهنده عالی است؛ یک نصب خطرناک، یک دعوی حقوقی است.
به فضای عمومی احترام بگذارید: خرابکار نباشید. بعد از خودتان همه جا را تمیز کنید. ایجاد کثیفی یا آسیب رساندن به اموال، شما را به یک مزاحم تبدیل می‌کند، نه یک نوآور.
فریب ندهید: باهوش بودن با ناصادق بودن یکسان نیست. افسانه جادوگر بلر یک روایت بود، نه یک دروغ بدخواهانه. ادعاهای دروغین در مورد محصول خود نکنید
حساس باشید: از موضوعاتی که واقعاً توهین‌آمیز، غم‌انگیز یا تفرقه‌انگیز هستند، خودداری کنید. تحریک‌آمیز خوب است؛ بی‌توجهی فاجعه‌بار است. زمینه فرهنگی و اجتماعی را درک کنید
 
وقت شماست که هزینه کنید
چشم‌انداز بازاریابی یک میدان نبرد است. غول‌ها برج‌های بلند و خزانه‌های عمیق دارند. آن‌ها از شما انتظار دارند که طبق قوانین آن‌ها بازی کنید. آن‌ها انتظار دارند که شما صف بکشید و به دیوارهای مستحکم آن‌ها حمله کنید
بازاریابی چریکی دعوت شما برای امتناع است
این تصمیمی است برای اینکه از پشت به بیرون بروید، از زیر دیوارها تونل بزنید، از پوشش شب و سلاح غافلگیری استفاده کنید. این نهایت دموکراتیزه کردن تبلیغات است. این اعلام می‌کند که بهترین ایده در اتاق برنده است، نه بزرگترین دفترچه چک
این یک تاکتیک نیست؛ بلکه یک ذهنیت است. این در مورد نگاه کردن به جهان نه به خاطر آنچه هست، بلکه به خاطر آنچه می‌تواند باشد است. این در مورد دیدن یک دیوار خالی و دیدن یک بوم است. دیدن یک نیمکت پارک و دیدن یک صحنه. دیدن یک مشکل و دیدن یک فرصت
شما خلاقیت دارید. شما شور و اشتیاق دارید. شما دلیل جنگیدن را دارید. اکنون، شما کتاب راهنما را دارید
دیگر منتظر اجازه نمانید. دیگر منتظر بودجه نمانید. شروع به فکر کردن کنید. شروع به خلق کردن کنید. شروع به اجرا کنید
خطوط مقدم منتظرند. دنیا بوم نقاشی شماست. بروید و اثر خود را بگذارید

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود