زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
این مقاله به بررسی این موضوع میپردازد که چگونه کمپینهای مختلف بازاریابی ویروسی برگر کینگ به یک محرک رشد بزرگ برای این شرکت تبدیل شدهاند و بازدهی سرمایهگذاری و دسترسی برند باورنکردنی را ارائه کردند
همه چیز با تغییر در نحوه درک این برند در سال ۲۰۰۳ آغاز شد. سهم بازار برگر کینگ در حال کاهش بود و به دلیل محصولات بسیار حساس به قیمت مک دونالد مشتریان خود را از دست میداد. همچنین بشدت شاهد کاهش تعداد فروشگاهها در ایالات متحده بود در حالی که سایر رقبا به سرعت در حال افزایش کسب وکار خود بودند
شرکت برگر کینگ (بی کی سی) از آژانس تبلیغاتی خود، یانگ و روبیکام، درخواست کرد تا با استفاده از رویکرد ارزشگذاری برند وای اند آر که به نام ارزشگذار دارایی برند بی ای وی شناخته میشود، مطالعهای در مورد این برند انجام دهد
این مطالعه نشان میداد که برگر کینگ برندی است که مردم آن را میشناختند اما دوستش نداشتند. پس از این مطالعه، راس کلاین، رئیس بازاریابی جهانی، گفت: “هدف اصلی ما این بود که به برندی تبدیل شویم که مردم دوست دارند بیشتر درباره آن بدانند، برندی که در فرهنگ پاپ در حال حرکت است
بنابراین، تغییر برگر کینگ به سمت یک استراتژی بازاریابی ویروسی برای کمک به موقعیت خود در یک بازار بسیار رقابتی آغاز شد
کمپین شماره ۱ – تقویت شخصیت گروه
برگر کینگ در میان جمعیت بسیار مهم ۱۸-۳۴ ساله هزاره با کاهش توجه مواجه بود. یک بینش کلیدی نشان میداد که این گروه هدف از آزمایش فراتر از مرزهای نام تجاری و برندهایی که حس هدفمندی نسبت به خیر اجتماعی داشتند، حمایت میکردند
کمپین پیشنهادی مک ووپر در سال ۲۰۱۵ این کار را انجام داد. در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۵، روز صلح سازمان ملل متحد، برگر کینگ با انتشار یک آگهی تمام صفحه در روزنامه بلافاصله به موضوع مورد بحث در شهر تبدیل شد. برگر کینگ از مک دونالد دعوت کرد تا در این روز یک مک ووپر با ترکیب بهترین مواد تشکیل دهنده برگرهای برجسته برند مربوطه، بیگ مک و ووپر، درست کنند. ایده این بود که برای یک روز به مک دونالد پیشنهاد صلح بدهیم و اختلافات را کنار بگذاریم
این یک پیشنهاد نسخه محدود در یک فروشگاه در آتلانتا بود، که در نیمه راه بین دفاتر مرکزی رقبا است
استراتژی ساده بود. اگر برگر کینگ پشت درهای بسته از مک دونالد سؤال می کرد، آنها می گفتند “نه“. با عمومی کردن این پیشنهاد، برگر کینگ یک جنون ایجاد کرد که مک ووپر را بدون توجه به پاسخ مک دونالد (که یک نه بود) به واقعیت تبدیل کرد
برگر کینگ برای اولین بار از رسانه های سنتی برای انتشار عمومی این بیانیه استفاده کرد. سپس دیجیتال شدند و مک ووپر دات کام را راهاندازی کردند که به کانال رسانهای خود برند تبدیل شد. دوستداران برگر مک ووپررا خودتان انجام دهید. ایجاد، بررسی و به اشتراک گذاشتند
اگرچه مک دونالد مودبانه این پیشنهاد را رد کرد، اما کمپین موفقیت بزرگی برای برگر کینگ بود. این کمپین به آنها فرصتی داد تا رهبری فکری خود را نشان دهند در حالی که با واکنش منفی مک دونالد روبرو شدند. مثل همیشه، اعداد بلندتر از کلمات صحبت می کنند و داده های زیر نشان می دهد که چگونه کمپین به موفقیت بزرگی تبدیل شده است. این کمپین نمونه کاملی از یک استراتژی بازاریابی هوشمندانه و ویروسی شد
کمپین شماره ۲- قدرت دسترسی و تعامل
ویروسی بودن ارتباط نزدیکی با جلب توجه افراد دارد. بر اساس گزارش وضعیت توجه پِرِزی، ۴۹ درصد اعتراف می کنند که در مورد محتوایی که مصرف می کنند، گزینش شده اند. علاوه بر این، ۶۳ درصد می گویند که اجازه می دهند محتوا آنها را پیدا کند نه اینکه خودشان آن را جستجو کنند
!!چه راهی برای انجام این کار بهتر از بازی ویدیویی اِی آ فیفا اسپورت
در تلاش برای استفاده از جامعه گسترده بازیکنان فیفا، برگر کینگ تصمیم گرفت تنها با ۵۰۰۰۰ پوند به حامی اصلی استیونیج اف سی تبدیل شود. بیشتر بازیهای استیونیج اف سی از تلویزیون پخش نمیشد و طرفداران کمی داشتند. اما، مانند سایر تیم ها، استیونیج نیز به صورت مجازی از طریق اِی آ محبوب وجود داشت
هنگامی که برگرکینگ لوگوی خود را روی بازی قرار داد، # استیونیج چلنج را ایجاد کردند که در آن گیمرها در سراسر جهان بلافاصله شروع به بازی با تیم کردند و اهداف خود را در ازای پاداش به اشتراک گذاشتند
برگر کینگ در عرض یک هفته ۲۵۰۰۰ گل ارسال کرد و برای اولین بار در تاریخ باشگاه، استیونیج اف سی تمام پیراهن های خود را فروخت
رستوران رستوران های خدمات سریع با تشویق گیمرها به بازی با باشگاه و به نوبه خود پاداش دادن به آنها، باعث آزمایش و خرید مجدد محصولات آنها در سراسر جهان شد. آنها از یک استراتژی بازاریابی ورزشی سنتی استفاده کردند و آن را با استفاده از رسانه های اجتماعی مقیاس کردند که منجر به دسترسی و تعامل جهانی شد
کمپین شماره ۳- متریک نهایی: بازگشت سرمایه
بازده بروی سرمایه گذاری برای بازاریابی همان چیزی است که گوشت برای همبرگر است. بازده بروی سرمایه گذاری بهتر، کل کمپین مفیدتر خواهد بود
نتیجه
اگرچه اجرای آن دشوار است، اما نشان میدهد که چگونه استراتژی بازاریابی ویروسی میتواند یک پایه اصلی باشد و نه یک رویداد. همه این کمپینها، هرچند کوتاهمدت، به این رستوران های خدمات سریع بینش بهتری نسبت به رفتار مشتریان خود و راه بهتری برای جمعآوری، مدیریت و بهرهبرداری از دادههای مشتریان خود در درازمدت ارائه کردهاند
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
