جایی که اکثر مردم هنگام شروع یک کسب و کار شکست می خورند این است که فکر می کنند محصول مهم ترین چیز است. مشکل این است که بسیاری از کسب و کارها هستند که محصولی عالی دارند، اما با این وجود شکست می خورند. هرگاه کسب وکاری را میبینم که با مشکل مواجه است، از مثلث کسب وکار- سرمایه گذاری برای کمک به تشخیص مشکلات آن شرکت استفاده میکنم
وقتی به مثلث کسب وکار- سرمایه گذاری نگاه می کنید، متوجه می شوید که محصول کوچکترین قسمت مثلث است. این به این دلیل است که کم اهمیت ترین بخش یک شرکت است. داشتن یک محصول عالی نقطه شروع نیست. این نقطه پایان است. قبل از اینکه یک محصول عالی داشته باشید، ابتدا باید یک ماموریت عالی، یک تیم عالی و یک رهبر عالی داشته باشید
استیو جابز این مفهوم بنیادی را بهتر از بسیاری دیگر افراد درک میکرد و با به کارگیری آن، شرکتی را ایجاد کرد که دنیا را تغییر داد. بیایید نگاهی به سه مفهوم بیرونی مثلث کسب وکار- سرمایه گذاری بیندازیم و ببینیم چرا استیو جابز، اَپل را تا این حد موفق کرد
یک مأموریت معنوی ایجاد کنید
این مهم است که هر کسب و کاری یک مأموریت معنوی داشته باشد
مربی من می گفت: “ماموریت یک تجارت باید نیاز مشتریان شما را برطرف کند.” “و اگر این نیاز را برطرف کند و آن را به خوبی برآورده کند، کسب و کار شروع به کسب درآمد خواهد افتاد
اگرچه ماموریت معنوی بسیاری از شرکت ها را هدایت نمی کند، اما در نهایت برای موفقیت بلندمدت آنها بسیار حیاتی است
اَپل بیانیه ماموریت رسمی را فهرست نمی کند، اکثر مردم موافق هستند که ماموریت اَپل را می توان در یک بیانیه ساده خلاصه کرد: متفاوت فکر کن
بسیاری از شرکتها از بیانیه مأموریت خود برای توضیح آنچه انجام میدهند استفاده میکنند، نه اینکه چرا آن را انجام میدهند. بنابراین یک رقیب اَپل ممکن است چیزی شبیه این بگوید: “ما کامپیوترهای عالی می سازیم.” برعکس، اَپل میگوید: “ما متفاوت فکر میکنیم و میخواهیم اساساً نحوه تعامل شما با فناوری را تغییر دهیم. و اتفاقاً رایانههای عالی میسازیم
اَپل با یک محصول شروع نکرد. آنها با یک ماموریت شروع کردند و سپس یک محصول عالی خلق کردند
جابز قدرت یک مأموریت معنوی در یک شرکت به وضوح میدانست، و با حضورش در اَپل این تصویررا عمل کرد، و این نحوه نگرش او به عملیات اَپل است
او گفت: در دیانای اَپل است که فناوری به تنهایی کافی نیست، این فناوری با هنرهای لیبرال و علوم انسانی پیوند خورده است که نتایجی را برای ما به ارمغان میآورد که قلب ما را به آواز میرساند
یک تیم قوی بسازید
اگر می خواهید یک صاحب کسب وکارموفق باشید، باید یاد بگیرید که چگونه یک مدیر عامل موفق باشید. این با درک این موضوع شروع می شود که شغل شماره یک شما کار روی کسب وکار است نه در آن. این بدان معناست که شما باید در سیستم ها استاد شوید، آنها را مدیریت کنید و بدانید چه زمانی باید سیستم های جدید را پیاده سازی کنید
همچنین به این معنی است که شما تیمی را ایجاد کنید که بتواند با همان سطح تعهد شما، که مدیرعامل هستید، کار کنند
اَپل فقط بهترینهای دنیا را استخدام میکند تا برای آن شرکت کار کنند – و آنها فقط افرادی را استخدام میکنند که در مأموریت آنها هستند. آنها فرهنگی را ایجاد می کنند که در آن افراد باهوش و متعهد می توانند رشد کنند. استیو جابز، در حالی که یک رهبر دارای رویا و درون قلب و روح اَپل بود، اهمیت ایجاد یک تیم عالی و اجازه دادن به آنها را برای کار سخت و داشتن بخشی از چشم انداز او را بخوبی درک میکرد
بسیاری از رهبران به سختی می توانند آزادانه فکر کنند. آنها به افراد دیگر برای کمک به موفقیت اعتماد ندارند. بنابراین، آنها با قدرت ندادن افراد دیگر ، آنها را از خود دور می کنند. استیو جابز دقیقا برعکس عمل کرد. او فرهنگ نوآوری را با تمرکز تیمش بر دو چیزایجاد کرد ، تشویق به بحث در توسعه و ایجاد تیم های متقابل.او فهمید که به تنهایی نمی تواند موفق شود
رهبر اجرایی عالی را نشان دهید
و البته استیو جابز یک رهبر بزرگ بود. میتوانم درباره او ادامه دهم، اما اجازه میدهم این داستان ساده که توسط بیل لی در هاروارد بیزینس ریویو آمده است، به شما نشان دهد که او در جایگاهش چقدرعالی بود
ظاهراً جابز به هر جزئیاتی که در دستگاههای اَپل وارد میشُد وسواس داشت. اینطور نبود. او بر جزئیات مربوط به تجربه مشتری تمرکز می کرد. زمانی که یکی از تیمهای طراحی اَپل وظیفه توسعه یک برنامه نرمافزاری رایت دیویدی برای مکهای پیشرفته را بر عهده گرفت، توسعهدهندگان هفتهها وقت گذاشتند تا برنامهای را تنظیم کنند. در روز تعیین شده برای ارائه آن به جابز، آنها صفحاتی پر از اطلاعات نمونه اولیه، تصاویری از پنجره های مختلف برنامه جدید و گزینه های منو، همراه با اسنادی که نشان می داد برنامه چگونه کار می کند، آوردند. وقتی جابز وارد جلسه شد، به هیچ یک از برنامه ها نگاه نکرد. او یک نشانگر را برداشت، به یک تخته سفید رفت و یک مستطیل کشید که نشان دهنده برنامه بود. سپس به آنها گفت که میخواهد برنامه جدید چه کاری انجام دهد. کاربر ویدیو را به داخل پنجره میکشد، دکمهای ظاهر میشود که روی آن عبارت «سوزاندن» ظاهر میشود و کاربر روی آن کلیک میکند. او گفت: “همین است، این چیزی است که ما می خواهیم بسازیم
استیو جابز یک رهبر و کارآفرین درخشان بود زیرا به تیم خود یادآوری کرد که اَپل وجود دارد تا متفاوت فکر کند. این محصولات اَپل نبودند که آنها را عالی کردند. این نبود که آنها این محصولات را خلق کردند که آنها را عالی کرد. به همین دلیل بود که آنها محصولاتی را ایجاد کردند که آنها را عالی کرد
او علیرغم اینکه تحصیلات دانشگاهی را رها کرده بود، سودآورترین شرکت جهان را ساخت – شرکتی با پول نقد بیشتر از دولت ایالات متحده. او در سیستم کار نمی کرد. او با آن مبارزه میکرد