زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
اهمیت سیستم های کسب و کار که بر اساس ماموریت آنها ساخته شده اند و نحوه مالکیت آنها. اگر می خواهید صاحب یک کسب و کار موفق شوید، در اینجا نحوه شروع کار از امروز آمده است
اگر اخیراً به اخبار اقتصادی توجه کرده اید، می دانید که طوفانی در راه است. من به ویژه شاهد افزایش اخبار در مورد اخراج ها بودم. این فقط ادعای من برای چندین دهه را تقویت می کند که بر خلاف تصور رایج، کارمند بودن کمترین امنیت را دارد
هر بار که یک رکود اقتصادی رخ می دهد و افراد زیادی شغل خود را از دست می دهند، دیدن اخباری که در مورد افزایش کارآفرینی صحبت می کنند غیر معمول نیست. یک تیتر امیدوارکننده از «کریستین ساینس مانیتور» در سال ۲۰۱۶ با عنوان «چرا کارآفرینی در حال افزایش است» را در نظر بگیرید
این مقاله گزارشی از شاخص کافمن فعالیت استارتآپ را گزارش میدهد که ۵۵۰۰۰۰ آمریکایی هر ماه یک کسب وکار جدید راهاندازی میکنند. این منعکس کننده یک روند صعودی در آن زمان بود
اما، مانند همه چیز، زمینه کلید است. کافمن این مشاغل را “بزرگسالانی که به مالکیت مشاغل خوداشتغالی روی می آورند” نامید و همانطور که پروفسور ادوارد رابرتز به خبرنگار گرتل کافمن گفت، “آنچه کافمن می بیند ممکن است در واقع منعکس کننده وضعیت بد اقتصاد خارج از بخش نوآوری باشد. بسیاری از افراد بیکار یا بدکار در ناامیدی برای راه اندازی شرکت های خود به عنوان معادل شغل دوم، یعنی تولید درآمد برای معیشت خانواده ، حرکت می کنند
به طور خلاصه، بسیاری از مشاغل جدید اصلاً کسب و کار نبودند. و افرادی که آنها را شروع کردند، کارآفرین نبودند. آنها افرادی ناامید بودند که برای زنده ماندن به داشتن شغل روی آورده بودند. تعجب نخواهم کرد اگر در رکود آینده دوباره این را ببینیم
تفاوت بین داشتن یک شغل و صاحب یک کسب و کار
درک جدول جریان نقدینگی در جامعه هنگام فکر کردن به این الگوی مکرر ادعاها ؛ در مورد ظهور کارآفرینی مفید است
مشکل این است که تفاوت زیادی بین قرار گرفتن در بخش (خوداشتغال) و داشتن شغل و کارآفرین بودن در بخش (صاحب کسب و کار) وجود دارد
در حالی که یکی لزوما بهتر از دیگری نیست، کسبوکارهای نوع خود اشتغال و کسبوکارهای نوع صاحب کسب وکار دارای نقاط قوت، ضعف، خطرات و پاداشهای متفاوتی هستند. بسیاری از افرادی که میخواهند کسبوکار نوع صاحب کسب وکار را راهاندازی کنند، با کسب وکار نوع خوداشتغال مواجه میشوند و در تلاش خود برای حرکت به سمت راست بخش جدول جریان نقدی – صاحب کسب وکار برای تجارت بزرگ و برای بخش سرمایهگذار، متوقف میشوند
بسیاری از مردم تلاش میکنند از بخش خوداشتغال به بخش صاحب کسب وکار حرکت کنند، اما تنها تعداد کمی از کسانی که این کار را انجام میدهند، واقعاً آن را میتوانند انجام دهند. چرا؟ زیرا مهارت های فنی و افراد مورد نیاز برای موفقیت در هر بخش متفاوت است. شما باید مهارت ها و طرز فکر مورد نیاز یک بخش را بیاموزید تا در آنجا به موفقیت واقعی برسید
داشتن یک همبرگر در مقابل داشتن یک تجارت
برخی افراد بلافاصله تفاوت را می بینند … و برخی نه. تفاوت این است که آیا فرد در سمت چپ جدول ثابت است یا خیر در سمت کارمندان و خوداشتغالان ، که بر روی ایده یک همبرگر بهتر متمرکز اند. یا در سمت راست جدول، سمت صاحبین کسب و کار و سرمایه گذاران که بر روی سیستم تجاری متمرکزهستند
من تمام تلاشم را میکنم تا توضیح دهم که بسیاری از کارآفرینان که محصول یا خدمات بهتری ارائه میدهند، همانطور که میلیاردها نفر میتوانند همبرگر بهتری نسبت به مکدونالد میسازند – اما فقط مکدونالدز سیستمی ایجاد کرده است که میلیاردها خدمات ارائه میکند
اگر مردم شروع به دیدن این حقیقت کنند، به آنها پیشنهاد می کنم از مک دونالد بازدید کنند، یک همبرگر بخرند و بنشینند و سیستمی را که آن همبرگر را تحویل می دهد مشاهده کنند. به کامیون هایی که گوشت گاو را تحویل می دهند، دامداری که گوشت گاو را پرورش داده است، خریداران و تبلیغات تلویزیونی که آن را می فروشند، توجه داشته باشند. به آموزش و کارمندان توجه کنند. دکور، دفاتر منطقه ای و کل شرکت را ببینند. اگر آنها بتوانند کل تصویر را درک کنند، در این صورت شانس حرکت به سمت صاحب یک کسب وکار- سرمایه گذاران جدول جریان نقدی را خواهند داشت
واقعیت این است که ایده های جدید نامحدود، میلیاردها نفر با محصولات و خدمات برای ارائه، و تنها تعداد کمی از مردم هستند که می دانند چگونه یک سیستم تجاری عالی بسازند وجود دارد
چرا مهم است که از داشتن یک شغل به سمت صاحبین کسب و کار حرکت کنیم
اغلب، زمانی که افراد برای کارمندی یا خوداشتغالی آموزش می بینند، کارمندان و خوداشتغال در سمت چپ جدول جریان نقدی، انتقال به سمت راست جدول، تبدیل شدن به یک صاحب کسب و کار وسرمایه گذار ؛ دشواری پیدا می کنند. . معمولاً فقدان دانش و نه اشتیاق است که افراد را از یادگیری نحوه تبدیل شدن به یک صاحب کسب و کار منع می کند
اما اگر میخواهید واقعاً ثروتمند و از نظر مالی آزاد باشید، ضروری است که به سمت راست جدول جریان نقدی حرکت کنید. بهترین راه برای انجام این کار، حرکت از کارمندی یا خوداشتغالی به صاحب یک کسب وکار است. در جایی که قبلاً برای شروع یک تجارت به سرمایه زیادی نیاز بود، دیگر سرمایه گذاری ۱۰ تا ۲۰ ساله در زمان و پول مورد نیاز برای تبدیل شدن به یک کسب و کار نیست
صاحب کسب و کار موفق با ایجاد یک کسب و کار، حس کسب و کار و نحوه ساخت سیستم های عالی را یاد می گیرد. و داشتن یک کسب و کار موفق واقعاً داشتن یک سیستم موفق و اهرم استفاده از دیگران برای کار در آن سیستم است. این تفاوت اساسی بین کارمند یا خوداشتغال و صاحب یک کسب وکار است. هنگامی که یک کسب و کار را راه اندازی می کنید، همچنین می آموزید که چه چیزی باعث موفقیت یک کسب و کار و چه چیزی آن را ناموفق می کند. اینها چیزهای کلیدی هستند که برای ورود به بخش چهارم به عنوان یک سرمایه گذار عالی باید بدانید
علاوه بر این، یادگیری نحوه اداره یک کسب و کار موفق، جریان نقدینگی و زمان آزاد لازم برای سرمایه گذاری خوب و مقابله با فراز و نشیب های بازار را در اختیار شما قرار می دهد
نوع جدیدی از کسب و کار وجود دارد که در چند سال اخیر به دلیل قدرت اینترنت به وجود آمده است که برچسب آن به نام “انفرادی” نامیده می شود
فرد بتنهایی با روحیه قسمت خوداشتغال و صاحب کسب و کار کوچک رشد کرده است. این صاحبان مشاغل می خواهند همه این کارها را خودشان انجام دهند. آنها احتمالاً باهوشترین بچههای کلاس بودند که در دانشگاه گذراندند
با این حال، یک فرد بتنهایی از انجام کارهای خود راضی نیست. فرد تنها جاه طلبی هایی دارد که با بلندپروازی های یک صاحب کسب و کار بزرگ سنتی رقابت می کند. آنها فقط نمی خواهند به کسانی که در محله یا شهرشان هستند خدمات بدهند
فرد بتنهایی می تواند هر چقدر که بخواهد رشد کند. جایی که یک خوداشتغال سنتی، مالک انحصاری، صاحب نانوایی در گوشه و کنار خیابان یا یک شرکت حسابداری کوچک در آن طرف خیابان است، میزان رشد آنها محدود است. یک نانوایی فقط می تواند این همه قرص نان بپزد، یک حسابدار فقط می تواند این همه حساب را اداره کند. مهم نیست که چقدر محبوب باشند یا بزرگ شوند، آنها همیشه محدود به زمان خواهند بود
چرا منفرد بودن با داشتن شغل متفاوت است
اما یک فرد بتنهایی متفاوت است. سرمایهگذاران منفرد میتوانند با استفاده از خدماتی که از طریق اینترنت در دسترس هستند و نیاز به دهها یا حتی صدها کارمند را بیشتر کردهاند، رشد کنند. آنها مانند صاحب یک کسبوکار کوچک در زمان محدود نیستند
به عنوان مثال، یک کارآفرین منفرد میتواند جریان نقدی کل یک شرکت کوچک را با چیزی بیش از یک حساب کوییک بوک مدیریت کند. این نرم افزار به راحتی می تواند حجم کاری را که قبلاً به کل بخش حسابداری یا شرکت خارجی نیاز داشت، جایگزین کند
با ارجاع مجدد به مثلث صاحبین کسب وکار – سرمایه گذار، به استثنای عناصر بنیادی بیرونی، تقریباً همه چیز را می توان در مقیاس برای کمک به فرد منفرد مورد استفاده قرار داد. جریان نقدی، ارتباطات و سیستمها همگی از طریق اینترنت قابل استفاده هستند
حتی از حمایت قانونی نیز می توان از طریق خدماتی مانند لگال زوم استفاده کرد. در جایی که قبلاً نیاز به استخدام وکیل داشتید، اکنون می توانید فرمی را تکمیل کرده و در عرض چند دقیقه شرکت خود را به طور قانونی تأسیس کنید
محصولی که به تنهایی از یک فرد منفرد صاحب کسب و کار موفقی نمی سازد، حتی نیازی به ذخیره سازی ندارد. برای بسیاری از صاحبان مشاغل انفرادی موفق، محصولی که می فروشند ماهیت دیجیتالی دارد. آنها به چیزی جز ایده، کامپیوتر و اتصال به اینترنت نیاز ندارند
اهمیت روابط در تجارت
صاحبان مشاغل بزرگ در حالی که سیستم های خود را می سازند، شبکه ای قوی از رهبران با تجربه و اعضای تیم وفادار نیز ایجاد می کنند. این گروه های ارزشمند از مردم تشکیل میشوند و به اجرای ماموریت صاحبین کسب و کار کمک میکنند
در زندگی، ما نمی توانیم خانواده خود را انتخاب کنیم. چه خوب و چه بد، ما با آنها گره خورده ایم و سعی می کنیم بهترین استفاده را از آن ببریم. اما در تجارت، شما این گزینه خوش شانس را دارید که انتخاب کنید با چه کسی رابطه داشته باشید – و انتخاب شرکای خوب در تجارت یکی از مهم ترین تصمیماتی است که یک کارآفرین می گیرد
بیش از هر چیز، یک شریک در تجارت مانند یک همسر در یک ازدواج است. شما باید فردی را انتخاب کنید که از آن لذت ببرید، کسی که شما را بهتر می کند، و مایل به دادن بیشتر از آنچه که او می گیرد وارد رابطه می شود (شما نیز باید همین طرز تفکر را داشته باشید)
اگر بخشی از یک ازدواج خوب بوده اید، می دانید که یک ازدواج سالم چه کاری می تواند برای یک خانواده انجام دهد. شکوفا می شود. بچه ها شاد و خوب هستند، خانه مرتب است، خاطرات عالی ساخته می شود و زندگی کامل به نظر می رسد
برعکس، اگر بخشی از یک ازدواج بد بودهاید، میدانید که یک ازدواج بیمار چه میتواند برای یک خانواده بیاورد. از هم می پاشد. بچهها رنج میبرند و به شیوههای منفی رفتار میکنند، خانه از هم میپاشد، زیرا شرکای زندگی بر سر اینکه چه کسی مسئول چه کسی است بحث میکنند، خاطرات وحشتناکی که شما به زودی فراموش میکنید ساخته میشوند و زندگی ناقص به نظر میرسد
در یک تجارت، یک رابطه خوب به شکوفایی یک شرکت کمک می کند، همانطور که یک ازدواج خوب به شکوفایی یک خانواده کمک می کند. و یک رابطه بد باعث رنج یک شرکت می شود، دقیقاً مانند ازدواج بد باعث رنج خانواده می شود. در یک ازدواج بد، بچه ها رنج می برند. در یک رابطه تجاری بد، کارمندان آسیب می بینند. در هر دو، تا زمانی که رابطه ثابت یا قطع نشود، ایجاد موفقیت در آینده غیرممکن می شود. حتی بدتر از آن، اگر در کسب و کار موفق بودید و رابطه بدی داشته باشید، درست مانند ازدواج، نفقه می تواند برای شما گران تمام شود
اگر قصد دارید یک کارآفرین باشید، باید کیفیت اساسی انتخاب روابط خوب برای کسب و کار خود را بیاموزید. مانند ازدواج خوب، این به معنای شریک خوب بودن و یافتن یک شریک خوب است. این به این معنی است که زمان زیادی را برای خود اندیشی و زمان زیادی برای شناخت افرادی که در تجارت آنها را دوستان خود می نامید، صرف کنید. مانند ازدواج، نیازی به عجله نیست
در پایان روز، اگر شرکای بدی داشته باشید، نمی توانید تجارت خوبی داشته باشید. برعکس، شما نمی توانید بدون شرکای خوب یک تجارت عالی بسازید. همانطور که مربی من همیشه می گفت: “کسب و کار و سرمایه گذاری ورزش های گروهی است.” اگر جلوتر برویم، میتوانم بگویم یکی از مهمترین سرمایهگذاریهای شما روابطتان است، هم در زندگی و هم در تجارت. برای درست کردن آنها وقت بگذارید
اهمیت رهبری در تجارت
وقتی برای یک شرکت بزرگ کار میکنید، به یک امتیاز خرید میپردازید یا به یک سرمایهگذاری بازاریابی شبکهای ملحق میشوید، مأموریت شخص دیگری را دنبال میکنید. اگر میخواهید برای آنها کار کنید، از قبل تعیین شده است که چه ارزشهایی را باید رعایت کنید
وقتی کسب و کار خود را راه اندازی می کنید اینطور نیست. ماموریت یا چرایی شما دلیل پشت سر کسب و کار شماست
ایجاد یک کسب و کار که بر اساس یک ماموریت به جای سایر حوزه های مثلث کسب وکار-سرمایه گذاری، مانند محصول، بنا شده باشد، در هسته خود رهبری قوی را می طلبد. فشارهای زیادی هم در داخل و هم در بازار برای تمرکز بر محصول، سیستم ها و غیره به زیان ماموریت وجود خواهد داشت. اما بهترین رهبران و صاحبان کسب و کار می دانند که درک ماموریت شما و ساختن همه چیز از آنجا کلید موفقیت بلندمدت است
به همین دلیل است که مربی من همیشه به من می گفت هرگز عاشق محصولت نشو. داشتن یک صاحب کسب و کار موفق کم اهمیت ترین چیز است
امروز شروع کنید
امروزه، عمدتاً به دلیل تغییرات در فناوری، نحوه تبدیل شدن به یک صاحب کسب و کار موفق به شدت توسط فناوری کاهش یافته است. این فرصت برای ایجاد خود یا استفاده از یک سیستم تجاری موجود تقریباً برای همه در دسترس است. اگر می خواهید کسب و کار خود را راه اندازی کنید، واقعاً هیچ بهانه ای برای شروع نکردن از امروز وجود ندارد
حق رای دادن و راه حل های بازاریابی شبکه ای بخش سخت توسعه سیستم های خود را از بین برده اند. شما حقوق یک سیستم اثبات شده را به دست می آورید و سپس تنها کار شما این است که افراد خود را توسعه دهید
یکی از کارهای عملی که امروز می توانید انجام دهید این است که یادگیری در مورد تجارت و سیستم ها را با یک مربی شروع کنید. زمانی که در حال ساختن کسب و کارم بودم، یک مربی بزرگ داشتم و شما هم به آن نیاز دارید. جعبه ابزارثروت هم برای کسانی که می خواهند در تجارت موفق شوند، راهنمایی و مربیگری می کند
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
