به سه دلیل باید یک کسب و کار ایجاد کنید

ایجاد یک کسب و کار خطرناک ترین جاده برای اکثر مردم است. اما اگر بتوانید زنده بمانید و به بهبود مهارت های خود ادامه دهید، پتانسیل شما برای ثروت نامحدود است

یکی از مدل‌های اصلی ما بخش های جدول جریان نقدینگی است
 
این مدلی ساده برای درک چهار روش مختلف زندگی مردم در جهان و انگیزه های افرادی است که در هر بخش فعالیت می کنند

بخش کارمندان
کارمندان بدنبال امنیت هستند. پدر من نمونه ای از یک کارمند کلاسیک بود. او تمام زندگی خود را برای سیستم کارمندی گذراند. برای او هیچ چیز مهمتر از یک شغل خوب و مطمئن وجود نداشت. او نمی‌توانست بفهمد که چرا من می‌خواهم صاحب کسب‌ وکار و یک سرمایه‌گذار باشم، زیرا این کار را خطرناک میدید

کارمندان یادگیری در مورد پول یا نحوه عملکرد آن را در اولویت خود قرار نمی دهند. زمانی که کارمندان به پول بیشتری نیاز دارند، به دنبال شغلی با درآمد بالاتر میگردند

بخش خوداشتغالان
اکثر مردم زمانی به بخش خوداشتغالان  نقل مکان می کنند که در کار خود بسیار ماهر می شوند و از کار کردن برای رئیس هایی که میدانند از آنها بهتر هستند خسته شده اند. آنها همچنان خواهان امنیت هستند، اما آستانه ریسک بالاتری نسبت به یک کارمند سنتی دارند، و برای اینکه کنترل را در دست داشته باشند، با ریسک کم راحت تر هستند

افراد بخش خوداشتغالان  پزشکان، وکلا، دندانپزشکان، حسابداران و سایر مشاغل و مشاوران خدمات محور هستند. از آنجا که آنها استانداردهای بسیار بالایی دارند که دوست ندارند به آنها تفویض شود و اما این همچنین به این معنی است که آنها فقط در حین ادامه کار درآمد کسب می کنند. بنابراین آنها واقعاً صاحب یک تجارت یا کسب وکار نیستند. آنها صاحب شغل هستند. تنها راهی که آنها می توانند پول بیشتری بدست آورند این است که ساعت های بیشتری را صورت حساب بدهند

بخش صاحبان مشاغل و کسب وکارها
صاحبان مشاغل نمی خواهند صاحب یک شغل شوند. آنها می خواهند صاحب یک سیستم یا محصولی شوند که حتی در زمانی که کار نمی کنند پول در بیاورند. آنها مدیران ارشد هستند و آنها هستند که شغل ایجاد می کنند و اقتصاد را رشد می دهند. بهترین بخش داشتن یک کسب و کار این است که حتی زمانی که کار نمی کنید، باعث کسب درآمد برای شما می شود. بیش از هر چیز، صاحبان کسب و کار آرزوی آزادی و رشد دارند
 
زمانی که صاحبان کسب و کار به پول بیشتری نیاز دارند، محصول جدیدی ایجاد می کنند یا سیستم جدیدی را ایجاد می کنند که پول تولید می کند
 
بخش سرمایه گذاران
سرمایه گذاران تحصیلکرده ترین افراد از نظر مالی در این جدول جریان نقدینگی هستند. آنها میدانند که اگر دارایی‌هایی بیابند که جریان نقدی ثابتی را فراهم کند، هرگز مجبور نیستید یک روز در زندگی خود کار کنند. حتی بیشتر، آن‌ها می‌دانند چگونه از پول دیگران برای خرید این دارایی‌ها استفاده کنند، و از پایین‌ترین درصد مالیات نسبت به هر بخش دیگر این این جدول برخوردار هستند. انگیزه سرمایه گذاران این است که پول برای آنها کار کند، نه برعکس. هنگامی که به پول بیشتری نیاز دارند، بدنبال فرصتی برای بدست آوردن دارایی هستند که درآمد منفعل بیشتری تولید کند
 
چرا اگر می خواهید ثروتمند شوید، باید یک کسب و کار راه اندازی کنید؟
اگر می خواهید ثروتمند باشید، ضروری است که از بخش کارمندان یا خوداشتغالان به بخش صاحبین کسب و کار یا سرمایه گذار حرکت کنید
 
به عبارت ساده، تا زمانی که نتوانید بدون کار کردن پول در بیاورید، هرگز مقیاس نخواهید داشت. فقط چند ساعت در روز وجود دارد که می توانید کار کنید. و ساعات کار زیاد در بدترین حالت یک سفر سریع به قبر یا در بهترین حالت یک زندگی بدبخت است
 
تفاوت در کیفیت پول ساخته شده در دو بخش جریان نقدینگی نیز وجود دارد. به پولی که به عنوان کارمند یا خوداشتغال به دست می آید، درآمد حاصله نامیده می شود. متأسفانه بالاترین درآمد مشمول مالیات است. به پولی که به عنوان صاحبین کسب و کار یا سرمایه گذار بدست می آید، درآمد غیرفعال می گویند. این کمترین درآمد مشمول مالیات است
 
در نهایت، در حالی که می توانید به عنوان یک کارمند یا خوداشتغال پول خوبی بدست آورید، هرگز واقعاً ثروتمند نیستید
 
اگر می خواهید ثروتمند شوید، باید به بخش راست جدول جریان نقدینگی(صاحبین کسب وکار و سرمایه گذار) حرکت کنید. این تمرین ساده را انجام دهید. یک تکه کاغذ بردارید و یک خط از بالا به پایین در وسط آن رسم کنید. درآمد خود را در سمت چپ و هزینه های خود را در سمت راست لیست کنید. حالا ستون درآمد خود را بپوشانید. اگر کار نمی کردید، چگونه هزینه های خود را پرداخت می کردید؟ برای اکثر مردم، این باعث افزایش ضربان قلب آنها می شود
 
صاحبان مشاغل و سرمایه گذاران این مشکل را ندارند. آن‌ها دارایی‌هایی ایجاد می‌کنند که به آنها جریان نقدی ماهانه و ماهانه می‌دهد. آنها این کار را تا حدی انجام می‌دهند که هزینه‌هایشان را پوشش دهد و دیگر مجبور نباشند یک روز در زندگی‌شان کار کنند. این واقعاً ثروتمندی است
 
دلایل راه اندازی کسب و کار
من دوست دارم به سراسر جهان سفر کنم و درباره راه اندازی و ایجاد کسب و کار صحبت کنم. این دلگرم کننده است که می بینیم امروز روحیه کارآفرینی در بین جوانان در حال رشد است. اما من معتقد نیستم که راه اندازی یک کسب و کار فقط برای جوانان باشد
 
من معتقدم که شما هیچ وقت خیلی پیر نیستید و برای ایجاد یک تجارت خیلی جوان نیستید. درست است که بیل گیتس زمانی که مایکروسافت را راه اندازی کرد بسیار جوان بود، اما سرهنگ سندرز ۶۶ ساله بود که مرغ سرخ شده کنتاکی را راه اندازی کرد
 
صرف نظر از اینکه پیر هستید یا جوان، مهم است که بدانید چرا باید یک کسب و کار بسازید. مربی من میگفت: سه دلیل مهم برای ایجاد یک کسب و کار بعنوان ایجاد یک دارایی وجود دارد
 
یک-امکان دسترسی به جریان نقدی
پل گتی در کتاب خود، چگونه ثروتمند شویم، بیان می کند که اولین قانون او این است که شما باید برای خودتان در تجارت باشید. او در ادامه به این نکته اشاره می کند که شما هرگز با کار کردن برای شخص دیگری ثروتمند نخواهید شد
 
یکی از دلایلی که مربی من کسب‌ وکارهای زیادی را راه‌اندازی کرد این بود که جریان نقدی اضافی از سایر مشاغل خود داشته باشد. او همچنین زمان کافی اضافی داشت زیرا کسب و کارش به حداقل تلاش او نیاز داشت. این به او اجازه میداد تا زمان آزاد و پول اضافی برای سرمایه گذاری بیشتر و بیشتر دارایی های بدون مالیات داشته باشد. به همین دلیل است که او خیلی سریع ثروتمند شد و به همین دلیل میگفت: به کار خودت فکر کن
 
دو-فروش کسب و کار
مشکل داشتن شغل این است که نمی توانید آن را بفروشید، صرف نظر از اینکه چقدر کار می کنید
 
مربی من میگفت: «برای اینکه چیزی با ارزش باشد، باید افراد زیادی از شما آن را بخواهند
در دوران نوجوانی خود با مرد جوانی آشنا شدم که صاحب چهار فروشگاه کپی فوری بود. زمانی که او در دانشگاه بود کپی‌ فروشی دانشگاه را اداره می‌کرد و جنبه تجاری این عملیات را آموخته بود. بعد از دانشگاه، هیچ شغلی وجود نداشت. بنابراین، او فروشگاه کپی خود را راه اندازی کرده بود و در نهایت کسب و کار خود را به چهار مکان در ساختمان های اداری بزرگتر در مرکز شهر با اجاره بلندمدت گسترش داده بود
 
یک زنجیره کپی بزرگ به شهر آمد و به او پیشنهادی داد که نمی‌توانست رد کند: ۷۵۰،۰۰۰ دلار، که در آن روزها پول زیادی بود. او پول را گرفت، یک قایق خرید، ۵۰۰،۰۰۰ دلار به یک مدیر حرفه ای پول داد و به دور دنیا شروع به سفر کرد. زمانی که او یک سال و نیم بعد بازگشت، مدیر، پول سرمایه گذاری او را به ۹۰۰،۰۰۰ دلار رسانده بود. بنابراین، مرد دوباره با قایق خود به راه افتاد
سه-عمومی کردن آن
این ایده مربی من برای تبدیل شدن به چیزی بود که او آن را “سرمایه گذار نهایی” می نامید. ایجاد یک تجارت و عمومی کردن آن بود که بیل گیتس، هنری فورد، وارن بافت، تد ترنر و آنیتا رادیک را بسیار بسیار ثروتمند کرد. آنها فروشنده سهام ها بودند در حالی که ما همه سهام را می خریدیم. آنها خودی بودند، در حالی که ما خارجی ها سعی می کردیم به داخل نگاه کنیم
 
در پایان، ساختن یک کسب و کار یکی از هیجان انگیزترین و با ارزش ترین کارهایی است که می توانید در زندگی انجام دهید… و واقعاً می تواند نتیجه دهد. همانطور که مربی من میگفت: «به عنوان یک صاحب کسب و کار، لازم نیست در ۵۱ درصد مواقع حق با شما باشد. فقط یک بار باید حق با شما باشد.» او همچنین میگفت: «ایجاد یک تجارت پرمخاطره ترین جاده برای اکثر مردم است. اما اگر بتوانید زنده بمانید و به بهبود مهارت های خود ادامه دهید، پتانسیل شما برای ثروت نامحدود است. اگر از ریسک اجتناب کنید و در سمت کارمندان و خوداشتغالان ؛ ایمن بازی کنید، ممکن است ایمن تر باشید، اما همچنین میزان درآمد واقعی خود را محدود خواهید کرد

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود