چرا قیمت سهام مهم نیست

هنگام سرمایه گذاری در سهام، قیمت مهم نیست. کشف کنید که چگونه می توانید شروع به تغییر این ذهنیت کنید و به خود  دیدگاه یک سرمایه گذار حرفه ای را بدهید

در اینجا یک جمله جسورانه وجود دارد که ممکن است کمی ذهن شما را به هم بریزد: قیمت مهم نیست. احتمالاً فکر می کنید من دیوانه هستم، چه کسی می گوید “قیمت مهم نیست”؟

شاید من نباید چنین اظهارنظری را بیان کنم، اما هنگام سرمایه گذاری، قیمت مهم نیست. مطمئناً به اندازه بسیاری از عوامل دیگر مهم نیست. هدف من از این وبلاگ این است که به شما زمینه ای را نشان دهم که در آن می توانم به شما کمک کنم تا این ذهنیت را تغییر دهید و دیدگاه یک سرمایه گذار حرفه ای را به شما ارائه دهم

من در مورد جدول جریان نقدینگی که شامل طرز تفکر و عملکرد چهار گروه در جامعه  در چهار بخش برای کسب درآمد میباشد که آن شامل : کارمندان ، خوداشتغالان ، صاحبین کسب و کارهای بزرگ و سرمایه گذاران است صحبت کرده بودم. من اغلب توضیح می دهم که افراد در هر بخش چگونه متفاوت فکر می کنند. برای بسیاری از ما رفتن از طرز فکر و ذهنیت  کارمندی به ذهنیت سرمایه گذار زمان می برد. این وبلاگ را به عنوان فرصتی برای شروع تغییر زمینه و ذهنیت خود در نظر بگیرید

وقتی صحبت از پذیرش این موضوع می شود که قیمت مهم نیست، دو سناریوی متفاوت وجود دارد. سناریوی شماره یک: من بیت کوین، طلا و نقره می خرم. درست یک روز دیگر طلای بیشتری میخرم. وقتی از من می پرسند که آن را به چه قیمتی خریده ای، می گویم: «برای من مهم نیست به چه قیمتی یا قیمت مهم نیست

به روش من ، وقتی من در حال پوشش ریسک ام، برایم اهمیتی ندارد که قیمت طلا چقدر است. من به قیمت نقره یا بیت کوین اهمیتی نمی دهم زیرا آن را برای پول درآوردن نمی خرم. من آن را به عنوان سرمایه گذاری نمی خرم. من آن ها را برای محافظت از خود در برابر نابودی دلار می خرم. یعنی بنوعی به عنوان بیمه خریداری میکنم
 
اما این چیزی نیست که امروز به شما نشان خواهم داد. من با یک تصویر بزرگتر شروع می کنم و به یک تصویر کوچکتر می رسیم. بیایید وارد سناریوی شماره دو شویم: مردم مصرف می کنند. همانطور که آنها مصرف می کنند، آنها در مورد قیمت وسواس دارند. فرض کنید در نوردستروم هستیم و در حال مرور ، و می‌بینیم که شخصی یک شلوار جین آبی را برمی‌دارد. منشی بارها می آید و می پرسد که آیا می توانند به آنها کمک کنند. معمولاً اولین چیزی که از دهان مشتری خارج می شود این است که “این شلوار جین چند است؟” سپس مشتری بر اساس قیمت قضاوت می کند
 
حالا، فرض کنید من پیش شما می‌آیم و می‌گویم «من یک معامله دارم. اگر می‌خواهید با من سرمایه‌گذاری کنید و وارد معامله شوید، باید یک میلیون دلار بپردازید.» در همان جا، احتمالاً در حال قضاوت هستید که آیا این پول زیادی است یا پول کمی است
 
همه ما قضاوت می کنیم. به طور کلی، ما ذهنیت مصرف کننده را داریم، آن زمینه قیمت مصرف کننده، که در آن قیمت های بالا بد هستند و قیمت های پایین خوب هستند. این طرز فکر ما در مورد آن است
 
سرمایه گذاران این چنین فکر نمی کنند. سرمایه گذاران به آنچه ما بازده می گوییم فکر می کنند. برای یک سرمایه گذار، قیمت مهم نیست. بازگشت سرمایه اهمیت دارد. برای یک سرمایه گذار واقعاً مهم نیست که یک سرمایه گذاری میلیون دلاری باشد یا نباشد. اگر قرار است آن سرمایه‌گذار دو میلیون باشد، احتمالاً فکر می‌کند که این یک سرمایه‌گذاری خوب است
 
همچنین مهم نیست که سرمایه گذاری ۱۰،۰۰۰ دلاری باشد. اگر پولی به همراه نداشته باشد، بازگشت سرمایه بد و سرمایه گذاری بدی است. حتی اگر سرمایه‌گذاری فقط یک دلار هزینه داشته باشد، اگر درآمدی نداشته باشد، سرمایه‌گذاری بدی است
 
آیا می توانید ببینید که چگونه قیمت هیچ معنایی ندارد و بازگشت سرمایه برای سرمایه گذار همه چیز است؟ اگر پیش من بیایید و بگویید این یک معامله است و این یک سرمایه گذاری ۱۰،۰۰۰ دلاری است”، چیزی به من نگفته اید. من هیچ اطلاعاتی در مورد اینکه آیا این یک سرمایه گذاری خوب یا ضعیف است، ندارم
 
قیمت قدرتی ندارد که کیفیت سرمایه گذاری را به من بگوید یا اینکه خوب، بد یا زشت باشد. برای من کاملاً بی معنی است زیرا می خواهم بدانم بازگشت سرمایه چقدر است. یک سرمایه گذار اینطور فکر می کند
 
اگر به یک “سرمایه گذار” آماتور بیایم و بگویم “معامله من صد هزار دلار است” چه؟ آماتور ممکن است بگوید که این پول زیادی است. آن شخص ممکن است فرصت عالی را از دست بدهد که می توانست پول او را دوبرابر کند، فقط به این دلیل که اکثرا از قیمت “بزرگ” می ترسند. قیمت به خودی خود نمی تواند چیزی به ما بگوید. این بی معنی است
 
در اینجا چالش من با شماست، دفعه بعد که در نوردستروم هستید و شلوار جین آبی را برمی دارید و منشی از شما می پرسد، “می توانم کمک کنم” شما بگویید “بله، من فکر می کردم بازگشت سرمایه من روی این شلوار جین چقدر است.” ” البته منشی بلافاصله با امنیت تماس می گیرد و شما را همراهی می کند زیرا آنها نمی دانند آن زبان چیست و فکر می کنند شما دیوانه هستید
 
من مالک شرکت جعبه ابزارثروت هستم، اما می توانم بگویم که این طرز فکر سرمایه گذار فقط مربوط به سهام نیست.  در املاک نیز اگر خانه ای در املاک و مستغلات بخرید، پیش پرداخت خود را کم می کنید و وام مسکن باقی می ماند. قیمت اجاره آن خانه در واقع مهم نیست. تا زمانی که مستاجران شما می توانند وام مسکن شما را پوشش دهند، و شما کمی بیشتر از وام درآمد بدست آورید ، قیمت آن مهم نیست. تا زمانی که بازگشت سرمایه شما مثبت باشد، در حال کسب درآمد هستید
 
بیایید این را به سطح بعدی ببریم
 

اگر بخواهیم به صورت های مالی خود  و به ستون دارایی نگاه کنیم، اکثر مردم به صورت های خود از نظر ارزش خالص یا حقوق صاحبان سهام نگاه می کنند. اساساً، آنها ارزش خود را بر اساس عدد محاسبه شده توسط مقدار دلاری که پس از فروش تمام دارایی های خود و پرداخت تمام بدهی های خود باقی می ماند، تعیین می کنند. چه چیزی برای آنها باقی می ماند؟ آنها «ارزش خالص» خود را خواهند داشت. اکثر مردم بر این باورند که این عدد برای تعیین ثروت شماست. من مخالفم

نگاه سرمایه گذاران به صورت های مالی متفاوت است. ما نگاه نمی کنیم که ستون دارایی ما چقدر پول را نشان می دهد. در عوض، ما به تعداد دارایی‌های خود نگاه می‌کنیم. ما به این که چقدر طلا داریم از نظر پولی نگاه نمی کنیم. ما به چند اونس طلا داریم نگاه می کنیم. ما به املاک و مستغلات از این نظر که ارزش ساختمان چقدر است نگاه نمی کنیم. ما نگاه می کنیم که صاحب چندین ملک هستیم. چقدر فوت مربع داریم در سهام نیز ما به تعداد سهام خود نگاه می کنیم

چرا؟ زیرا متراژ مربع تغییر نخواهد کرد. قیمت ساختمان ممکن است تغییر کند، اما متراژ مربع تغییر نمی کند. مقدار اونس طلا حتی اگر قیمت تغییر کند، تغییر نخواهد کرد. من به قیمت سهام نگاه نمی کنم. من به چند سهم از سهام خود نگاه می کنم. قیمت ممکن است تغییر کند اما تعداد سهام تغییر نمی کند

اخیراً با اتریوم سرگرم شده ایم. اتریوم از کار افتاده است. اخیراً افت بسیار زیادی داشته است. و با این حال من به صورت مالی خود نگاه می کنم. من بیشتر از زمانی که سرمایه گذاری روی آن را شروع کردم، سکه های اتریوم دارم. من یاد گرفته ام که چگونه از اتریوم خود جریان نقدی داشته باشم و موارد بیشتری ایجاد کنم. برای من مهم نیست که قیمت اتریوم کاهش یافته است، برای من اهمیت دارد که چند اتریوم دارم

در اینجا چیزی است که یک سرمایه گذار می پرسد، این باید طرز فکر آنها را به شما نشان دهد. یک سرمایه گذار می پرسد، “آیا من چیزهای بیشتری دریافت می کنم؟ آیا من دارایی های بیشتری دریافت می کنم؟»

بیایید کمی گفتگو را تغییر دهیم. فرض کنید من یک جک در جعبه به شما دادم و می‌توانید ماهی یک بار میل لنگ را بچرخانید و به جای اینکه یک دلقک بیرون بیاید،از آن یک اسکناس صد دلاری بیرون بیاید

شما می‌دانید که هر ماه، در روز اول ماه، می‌توانید جک خود را بیرون بیاورید، آهنگ کوچکی را بزنید و یک اسکناس صد دلاری جدید از جعبه آن بیرون بیاید. شما آن را برای بقیه عمر خود نگه خواهید داشت. حالا خوب فکر کنید، چقدر هزینه کردید؟ هیچ چی. من آن را به شما دادم
 
چه میشود اگر جک در جعبه هدیه نباشد، اما فقط هر ماه صد دلار باشد؟  انگار آن را مجانی به شما دادم. به عبارت دیگر، اگر هزینه خود را پرداخت کند، دقیقاً مانند هدیه ای است که من به شما دادم
 
قیمت مهم نیست اگر جریان نقدی داشته باشد، فقط یک مسئله زمان است که هزینه خود را پرداخت میکند. این واقعاً بیشتر به زمان بستگی دارد تا قیمت. سوال واقعی که باید بپرسید این است که چقدر طول می کشد تا هزینه خود را پرداخت کند؟
 
مساله این است. قیمت به من چیزی نمی گوید بیایید این را به دنیای سهام بیاوریم. فرض کنید من شرکت ایکس، وای ، زد را دارم و سود سهام دریافت می‌کنم و روی آن گزینه‌ها را می‌فروشم. و در یک دوره پنج ساله، از طریق سود سهام و جریان نقدی آن، من آن را به صورت رایگان و واضح در اختیار دارم. من تمام پولی را که برای آن خرج کرده ام پس گرفته ام. در حالی که سهامم رایگان  و روشن است، هنوز سود سهام را دریافت می کنم. تا زمانی که به سود سهام ادامه دهد، مانند داشتن آن جک در جعبه است که پول بیرون می آورد… برای همیشه. من به بالا و پایین شدن قیمت آن اهمیتی نمی دهم
 
اگر آن جک در جعبه را داشتید، آیا هرگز آن را می فروختید؟

مثل این است که یک غاز طلایی داشته باشید که تخم‌های طلایی میدهد. شما هر روز صبح از خواب بیدار نمی شوید و بگویید “چقدر می توانم غاز طلایی ام را به فلان قیمت بفروشم؟” نه. قیمت غاز طلایی آن چیزی نیست که ما به آن اهمیت می دهیم. این ” امروز یک تخم طلاست که بدست آوردیم؟” این بازگشت است.

به هر حال شما به آن نگاه کنید. قیمتش مهم نیست این بازگشت سرمایه است که مهم است. ایده این است که چقدر سریع می تواند هزینه خود را بپردازد و آیا می توانم آن را تسریع کنم

قیمت مهم نیست. این چیزی است که بدست می آورید. شما قیمت را یک بار پرداخت می کنید. اما شما تا آخر عمر از آن سود می برید

این ذهنیت و تفکر من در مورد قیمت است

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود