می خواهید ثروتمند شوید؟ شما به طرز فکر درمورد پول نیاز دارید

قاعده جدید پول شماره ۱: پول دانش است… و آنچه بدانید، نه آنچه دارید، شما را ثروتمند می کند

برای ثروتمند شدن باید هوش مالی و ذهنیت یا طرز تفکر در مورد پول داشته باشید

کسانی که ثروتمند هستند، یک تغییر ذهنی را پشت سر گذاشته اند تا ذهنیت خود را در مورد پول تنظیم کنند

درک تفاوت بین اطلاعات و دانش کلید ثروتمند شدن است

آیا تا به حال شنیده اید که کسی بگوید ای کاش یک میلیون دلار داشتم؟ آن وقت آنها پولدار می شدند، درست است؟ در مورد کسی که آرزو کند در لاتاری برنده شود چطور؟ سپس آیا آنها تنظیم می شوند؟

البته دنیا پر از افرادی است که یک میلیون دلار درآمد داشته اند یا در لاتاری برنده شده اند و همه آن را باخته اند. آنها دیگر ثروتمند نیستند. چرا اینطور است؟

اساساً به این دلیل است که آنها درک درستی ندارند که در وهله اول چه چیزی شما را ثروتمند می کند – و واقعاً پول چیست

خبر خوب در مورد آن یک میلیون باحال
همانطور که یاهو فاینانس گزارش میدهد ، حدود ۱۰ درصد از بازنشستگان یک میلیون دلار یا بیشتر در پس انداز خود دارند. و اگرچه برای بسیاری از افراد که به نظر می رسد یک هدف طولانی است، واقعیت این است که پس انداز برای یک میلیون دلار واقعاً سخت نیست – به خصوص اگر پس انداز را زود شروع کنید

بر اساس درآمدهای متوسط ارائه شده توسط اداره آمار کار، اگر در سن ۲۰ سالگی، ۱۳٪ از درآمد خود را پس انداز کنید و سالانه ۷٪ بازده را در طول عمر تا سن ۶۳ سالگی فرض کنید، می توانید در حساب بانک خود آن میلیون دلار را ببینید

آیا این واقع بینانه است؟
اما این فرضیات زیادی است که با فداکاری بسیار زیاد وارد می شود

برای مثال، نرخ های پس انداز همیشه پایین هستند و حتی نزدیک به ۷٪ مورد نیاز برای دستیابی به این اهداف پس انداز نیستند. و دوم، مدل‌های درآمد/هزینه مورد استفاده ؛ به سادگی واقعی نیستند

همانطور که کریستی بیبر نویسنده می نویسد

بر اساس نظرسنجی مارس ۲۰۱۷ که توسط بانک ریت از بیش از ۱۰۰۰ خانوار انجام شد، در واقع، ۴۶ درصد از آمریکایی ها کمتر از ۵ درصد از درآمد خود را پس انداز می کنند. ۱۹ درصد از پاسخ دهندگان نظرسنجی گفتند که هیچ یک از درآمد سالانه خود را پس انداز نمی کنند و تنها ۲۵ درصد از پاسخ دهندگان گفتند که ۱۱ درصد یا بیشتر پس انداز می کنند

اما آیا برای یک فرد معمولی ممکن است واقعاً اهداف پس انداز لازم برای میلیونر شدن را برآورده کند؟ هزینه های یک جوان ۲۰ ساله مقتصد را در نظر بگیرید که باید ۱۳.۳۵ درصد از درآمد متوسط ماهانه ۲۲۸۸ دلاری را پس انداز کند

اگر آن جوان ۲۰ ساله متوسط اجاره بها را در یکی از ۱۰ شهر ارزان ایالات متحده بپردازد، هزینه مسکن ماهانه او ۶۳۲ دلار خواهد بود. حدود ۳۰۰  دلار ماهانه مالیات فدرال، متوسط پرداخت وام دانشجویی ۲۴۲ دلار، قبض مواد غذایی کم هزینه ۲۰۶ دلار، متوسط قبوض اینترنت و آب و برق ۳۶۴ دلار و متوسط هزینه رفت و آمد ۲۱۶ دلار را اضافه کنید – و آنها ماهانه ۱۹۶۰ دلار خرج می کنند. فقط برای ضروریات

اگر ما ۳۰۵ دلار را برای پس انداز رزرو می کردیم، برای جوان ۲۰ ساله ما تنها ۲۲ دلار پول نقد باقی می ماند. و این شامل هزینه های تلفن همراه، لباس یا سرگرمی نمی شود

اساساً به این نتیجه می رسد: اگر از بیست سالگی تا حد امکان در یکی از ۱۰ شهر ارزان آمریکا زندگی کنید، از ۹۹ درصد افراد در رده سنی خود منظم تر هستید و هیچ کدام را ندارید. هزینه‌های مالی اضافی مانند مسائل بهداشتی یا خرابی ماشین‌تان… ممکن است پس از ۴۳ سال زحمت به این نکته پی ببرید که در نهایت به اندازه کافی پس‌انداز کنید تا یک میلیونر شوید

این کاملاً به شما تبریک نمی‌گوید، اینطور نیست؟

خبر بد در مورد این یک میلیون باحال
علاوه بر این واقعیت که وقتی بعداً در زندگی شروع به پس انداز میلیون دلاری خود می کنید، سناریوهای بالا به طور فزاینده ای فانتزی تر می شوند، دلیل دیگری وجود دارد که ممکن است این مقاله را بخوانید و گریه کنید.

در برخی از مناطق ایالات متحده، این تخم مرغ لانه یک میلیون دلاری کمی بیش از یک دهه دوام نخواهد آورد. تصویر زیر مطابق مقاله سال ۲۰۲۲ سی ان بی سی است

اگر می خواهید آن یک میلیون دلار تا زمانی که از نظر آماری در نهایت از دست بدهید، دوام بیاورد، باید در مکان هایی مانند می سی سی پی، اوکلاهما، کانزاس یا آلاباما زندگی کنید

در حال حاضر، هیچ مشکلی با آن مکان ها وجود ندارد، اما بخش بزرگی از کشور را رها می کند، و واقعیت این است که بیشتر مردم نمی خواهند از مکان هایی که زندگی خود را در آن ساخته اند دور شوند تا بتوانند راحت بازنشسته شوند

همه اینها یک حقیقت جهانی را نشان می دهد، پول شما را ثروتمند نمی کند. ذهنیت آن انجام می دهد

طرز فکر فقرا
امروزه، دارایی های سنتی شما را ثروتمند یا از نظر مالی ایمن نمی کنند. فقط از همه آن “سرمایه گذاران” بپرسید که در طول آخرین رکود بزرگ، زمانی که خانه ها و بیمه ۴۰۱ (کا) آنها تخریب شد، همه چیز خود را از دست دادند. امروز، احتمال دارد شما در تجارت، املاک، سهام، اوراق قرضه و کالاها ضرر کنید. هر کلاس دارایی ممکن است در هر لحظه از کار بیافتد. فقط نگاه کنید که در عصر کووید -۱۹  چه اتفاقی افتاده است
 
همیشه اینطور نبود. نسل‌های قدیمی‌تر می‌توانستند روی قواعد قدیمی پول حساب کنند. در بیشتر موارد، دلار ثابت بود، بنابراین پس انداز منطقی بود، ارزش خانه ها هر سال به طور متوسط افزایش می یافت، و کارفرمایان در دوران بازنشستگی از شما مراقبت می کردند. پول، برای همه مقاصد، پول بود و می‌توانستید روی آن حساب کنید
 
اما دیگر اینطور نیست. اگر به آن چیزها اعتماد کنید، در دنیایی از آسیب مالی قرار دارید. اعتماد به قواعد قدیمی پول، طرز فکر فقرا است
 

طرز فکر پول: طرز فکر ثروتمندان
ثروتمندان در مورد پول طرز فکر متفاوتی دارند. آنها می دانند که قواعد جدیدی برای پول وجود دارد و قواعد قدیمی دیگر کار نمی کنند

بنابراین، جایی که فقرا فکر می کنند که برای ثروتمند شدن است، ثروتمندان ذهنیت پولی دارند و می دانند که پس انداز کنندگان بازنده هستند و میزان ثروت شما نسبت به سرعت پول شما است

جایی که فقرا فکر می کنند خانه شان دارایی است، ثروتمندان می دانند که خانه شما یک دارایی نیست

جایی که فقرا فکر می کنند برای ثروتمند شدن به تحصیلات خوب نیاز دارید، ثروتمندان می دانند که آموزش مالی در واقع بسیار مهمتر است

ذهن چگونه کار می کند
جان مک گرگور کتابی به نام “ده دلیل اصلی برای شکست ثروتمندان: داستان های قدرتمندی که زندگی مالی شما را برای همیشه متحول می کند” نوشته است

در آن کتاب، او چارچوبی مفید برای نحوه عملکرد ذهن به اشتراک می گذارد

باورها، افکار اساسی که اساس همه کارهای ما را تشکیل می دهند. اینها تقریباً کاملاً ناخودآگاه هستند. همانطور که جان می نویسد، «باورهای ما چارچوب ما برای نحوه تفکر و عمل ما هستند. اما باورهای ما واقعیت ندارند. آنها نظرات ما در مورد آنچه ما معتقدیم درست است میباشند. این نظرات دقیقاً اقدامات ما را تعیین می کند
 
بهانه‌ها، چیزهایی که به زبان می‌آوریم و ناشی از باورهای ما هستند، مانند: «وقت کافی ندارم». جان می‌نویسد: «بهانه‌ها چرخه‌ای ایجاد می‌کنند که شما را به باورهایتان باز می‌گرداند، صرفنظر از اینکه چقدر ناقص یا نادرست هستند، و شما بر بهانه‌های درونی خود (بر اساس باورهایتان) تکیه می‌کنید تا ریشه‌تان را در همان عادت‌های بد حفظ کنید
 
اعمال، تصمیماتی که بر اساس باورها و بهانه هایمان می گیریم. با زمان کافی، بهانه ها منجر به تصمیمات بد می شود و این تصمیمات بد اعمال شما هستند (و بله، بی عملی همان عمل است)
 
نتایج، نتیجه طبیعی: از باورها، بهانه ها و اعمال شماست. صحرای عادلانه
 
همانطور که جان می گوید، اگر می خواهید نتایج خود را تغییر دهید، باید باورهای خود را تغییر دهید، که بهانه های ما را تغییر می دهد و منجر به اقدامات با کیفیت بالاتر می شود
 
این یک تغییر ذهنی است. و اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، باید ذهنیت پولی خود را تغییر دهید، ذهنیتی که به شما ذهنیت ثروتمندان را بدهد
 
در پس هر حرکت بزرگ در تاریخ، و هر دستاورد بزرگ در سطح فردی، یک تغییر ذهنی بزرگ، یک تغییر کامل در طرز فکر وجود دارد که مسیر تاریخ – عمومی یا شخصی – را برای همیشه تغییر می دهد
 
چهار تغییر ذهنیت یا طرز تفکر در بشر
وقتی به عصرهای اقتصادی فکر می کنید، آنها واقعاً تغییرات ذهنی جهانی هستند که توسط تغییرات در فناوری و تفکر بشری تحریک می شوند، و آنچه به دلیل آن فناوری ممکن است
 
چهار تغییر ذهنی عمده در تاریخ بشر عبارتند از
 
یک-تغییر ذهنیت شکارچی-گردآورندگان: در عصر شکارچی-گردآورندگان، انسان ها برای تأمین ثروت به طبیعت متکی بودند. آنها کوچ نشین بودند و به جایی می رفتند که شکار خوب و پوشش گیاهی فراوان بود. باید بلد بودی چطوری شکار کنی و جمع کنی – وگرنه میمردی. برای شکارچی، قبیله تامین اجتماعی بود. از نظر اقتصادی اجتماعی، همه یکسان بودند. همه فقیر بودند
دو-تغییر ذهنیت کشاورزی: عصر کشاورزی شاهد ظهور طبقات مختلف مردم بود. به دلیل توسعه فناوری برای کاشت و زراعت زمین، کسانی که زمین را در اختیار داشتند به سلطنت رسیدند و کسانی که در آن کار می کردند دهقان شدند. خانواده سلطنتی سوار بر اسب می شدند در حالی که دهقانان راه می رفتند. از نظر اقتصادی و اجتماعی دو گروه ثروتمند و فقیر وجود داشت
سه-تغییر ذهنیت صنعتی: در حالی که بسیاری از مردم شروع عصر صنعتی را در دهه ۱۸۰۰ با ظهور کارخانه ها قرار می دهند، دیگران ممکن است استدلال کنند که در واقع در سال ۱۴۹۲ با کلمب بود. زمانی که کلمب برای دنیای جدید تلاش کرد، قرار بود منابع جدیدی از منابع ارزشمند مانند نفت، مس، قلع و لاستیک را بیابد. در این مدت، ارزش املاک و مستغلات از کشت محصولات کشاورزی به تامین منابع تغییر کرد. این باعث شد که زمین با ارزش تر شود. و سه طبقه به وجود آمد: ثروتمندان، طبقه متوسط و فقیر
چهار-تغییر ذهنیت اطلاعات: امروز، ما در عصر اطلاعات هستیم، جایی که اطلاعات با اهرم فناوری و منابع ارزان قیمت مانند سیلیکون، تولید ثروت می کند. این بدان معناست که قیمت ثروتمند شدن کاهش یافته است. برای اولین بار در تاریخ، ثروت تقریباً برای همه در دسترس است. اکنون چهار گروه از مردم وجود دارد: فقیر، طبقه متوسط، ثروتمند و فوق ثروتمند
 
اما با وجود اینکه ما در عصر اطلاعات زندگی می کنیم، این اطلاعات نیست که شما را ثروتمند می کند. شما باید تغییر ذهنیت را از اطلاعات به دانش انجام دهید
 
تفاوت بین اطلاعات و دانش
در کلاس های درس در سراسر جهان، اینترنت به راحتی در دسترس است و فناوری برای بیشتر بچه ها طبیعت دوم است. صرف نظر از طبقه اجتماعی-اقتصادی، اطلاعات تا حد زیادی رایگان و فراوان است. برای اولین بار در تاریخ، مردم می توانند به اطلاعات دسترسی پیدا کنند و در مورد هر چیزی بدون توجه به اینکه ثروتمند یا فقیر باشند، بیاموزند
 
در حالی که همه این اطلاعات ارزشمند هستند، به اندازه دانش ارزشمند نیستند. دانش به شما این امکان را می دهد که اطلاعات غیر مهم را برای یافتن اطلاعات مهم فیلتر کنید. دانش به شما این قدرت را می دهد که بر اساس اطلاعات عمل کنید. دانش چیزی است که شما را ثروتمند می کند نه اطلاعات
 

تغییر ذهنیت به دانش
مربی من می گفت: «نفت ارزشمند است. بسیاری از مردم دوست دارند مقدار زیادی نفت داشته باشند. اما داشتن مقدار زیادی نفت شما را ثروتمند نمی کند. این تغییر ذهنیت را برای درک اینکه چگونه نفت می تواند شما را ثروتمند کند است که ثروت می آورد، ثروت ایجاد می کند. به عنوان مثال، نفت خام تا زمانی که پالایش نشود، ارزش کمی دارد. این یک فرآیند پیچیده است که نیاز به علم و تجهیزات دارد. پالایش نفت و تولید سوخت به دانش نیاز دارد. سوخت ارزشمند است و شما را ثروتمند خواهد کرد. اما بدون نفت نمی توان سوخت داشت

امروز، در عصر اطلاعات تفاوتی ندارد. شما می توانید تمام اطلاعات جهان را داشته باشید، اما بدون تغییر ذهنیت به دانش، همچنان فقیر خواهید بود. به عنوان مثال، دلیل موفقیت مارک زاکربرگ به این دلیل است که او می داند که با اطلاعات چه کاری باید انجام دهد و دانش چگونگی ساخت فناوری برای استفاده از اطلاعات را دارد

دانش مارک زاکربرگ از فناوری اینترنت به او امکان ساخت فیس بوک را داد. او همچنین می داند که چگونه یک تیم بسازد و افراد باهوش تر از خود را بیابد تا فیس بوک را بزرگتر و بهتر کند. در نهایت، او می داند که اطلاعات برای فروش ارزشمند است. فیس‌بوک در جمع‌آوری اطلاعات شما، پردازش و فروش آن به تبلیغ‌کنندگانی که تبلیغات خود را برای کسب درآمد از شما هدف قرار می‌دهند، برتری دارد

آیا ذهنیت خود را در مورد پول تغییر خواهید داد؟
این اطلاعات نیست که مارک زاکربرگ را ثروتمند می کند، بلکه توانایی او برای پردازش و استفاده مجدد از آن است، دانش است و دانش از آموزش می آید

ما در عصری زندگی می کنیم که ثروت برای همه – از جمله شما – فراوان و قابل دسترس است. اما برای اینکه بتوانید آن را پردازش کنید و از آن استفاده کنید، باید تحصیلات مالی داشته باشید

امروز دانش شما را ثروتمند و کمبود دانش شما را فقیر می کند. در این دنیای جدید شجاع، این دانش شماست که پول جدید است

برای شروع ساختن ذهنیت پولی خود، ضریب هوشی مالی خود را با افزایش تحصیلات مالی خود افزایش دهید و با یکی از مربیان ما ارتباط برقرار کنید تا برای آینده خود آماده شوید. سپس می توانید اطلاعات مهم را بیابید و دانش لازم برای عمل کردن بر اساس آن را داشته باشید

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود