زمان مطالعه :۱ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
!به شنبه خوش آمدید
به سری جدید کارت پستال های هفتگی جعبه ابزار ثروت که در آن سؤال، موضوع یا چالشی را برای تفکر عمیق تر به شما پیشنهاد می کنم، خوش آمدید. این هفته بیایید یک آزمایش فکری دیوانه کننده را امتحان کنیم: زندگی خود را طوری بگذرانید که انگار در حال راه اندازی یک استارت آپ هستید
ما بیشترین اختلال و رشد سریع را در تاریخ بشر تجربه می کنیم. پیشرفتها در محاسبات، مهندسی بیوژنتیک، بلاک چین، هوش مصنوعی و سایر زمینهها سرعت تغییرات را تقریباً بطور تصاعدی تسریع میکنند. برای موفقیت در این واقعیت جدید، یک شرکت نوپا دیگر نمی تواند به سادگی زیرک باشد یا سریعتر پاسخ دهد. کارآفرینانی که این شرکتها را پیدا کردهاند باید در تفکر انتقادی بهتر شوند تا به گوشه و کنار و پیشبینی چالشها (و در نتیجه، فرصتها) بپردازند
برای راه اندازی یک شرکت جدید باید یکی از تنهاترین و بدفهم ترین افراد روی زمین باشید
داشتن یک رویا ، افزایش سرمایه ، مسائل مربوط به کارمندان ، شک از طرف خانواده و دوستان. رسیدن به بازاری که خمیازه می کشد. مسائل مربوط به کارمندان و شک و تردید از طرف همسالان خود. تنظیم حقوق و دستمزد. توسعه محصول. مسائل مربوط به کارمندان و درد رو به رشد. حسادت خانواده و دوستان. حملات از سوی رسانه ها ، نگرانی های برندسازی و مشکلات جریان نقدی ، مسائل مربوط به کارمندان و کابوس های موجودی مقررات دولتی آیا به مسائل کارمندان اشاره کردم؟
اغلب بزرگترین پرش مورد نیاز، توانایی دیدن چیزهای ناملموس است. وقتی چیزی قبلاً وجود نداشته است، سوءتفاهم ، تفسیر نادرست و سوء تعبیر از آن غیرمعمول نیست. اگر به مادر اژدهایی برخورد کنید که دوتراکی صحبت می کند و قبلاً با چنین چیزی روبرو نشده اید، ناتوانی شما در پردازش درست آنچه در مقابل چشمان شما است می تواند شما را فریب دهد. این تصور نادرست می تواند باعث شود فرصت ها را از دست بدهید یا حتی موفقیت خود را خراب کنید. وجه مشترک کارآفرینان ذکر شده در بالا، توانایی آنها در تفکر به شیوه های بسیار متفاوت نسبت به بسیاری از مردم است. آنها نه تنها با تفکر منطقی و خطی سنتی، بلکه با تفکر جانبی، انتقادی یا حتی متضاد به این فرآیند نزدیک می شوند
میلیاردرها متفاوت از میلیونرها فکر می کنند، میلیونرها متفاوت از هزار دار ها فکر می کنند، و هزار دارها متفاوت از افراد شکست خورده فکر می کنند. بسیاری از تصمیماتی که کارآفرینان فوقالعاده موفق میگیرند، تا زمانی که ابتدا فرض را زیر سوال نبرند، انجام نمیشود. هر صنعتی گاوهای مقدس و شیوه های پذیرفته شده خود را دارد. اینها اغلب مبتنی بر مقدمات اساسی هستند که دیگر معتبر نیستند. (اگر چنین بوده باشند.) بیشتر کارآفرینان هنوز تصمیمات خود را بر اساس این گاوها و فرضیات مقدس منسوخ می گیرند. اپرا، جابز، کوبان و دیگران از این دام تفکر گروهی ذهنیت گله ای دور می مانند. آنها از این نظر دورتر هستند که استانداردها و انتظاراتی را بسیار فراتر از آن چیزی که اکثر مردم حتی تصور می کنند تعیین می کنند
تصادفی نیست که ایر بی ان بی توسط افرادی خارج از کسب و کار هتل ایجاد شده است، آمازون از افرادی که در کتابفروشی نیستند، و اوبر توسط افرادی که از صنعت تاکسیرانی نبودند ایجاد شده است. بزوس به جای اینکه فکر کند «نسل بعدی کتابفروشی چیست» فکر کرد: چرا ما حتی به یک کتابفروشی نیاز داریم؟
اگر کارهای من را برای مدت طولانی دنبال کرده باشید، پس می دانید که من معتقدم که رفاه به سه صورت ظاهر می شود
حل مشکلات
ارزش اضافه کنید
یک واقعیت برتر را تصور کنید
کارآفرینانی که ما به آنها نگاه کردیم، همگی یک، دو یا هر سه مورد از این کارها را انجام می دهند. از این هم فراتر می روند، آنها همچنین این کار را با زیر سوال بردن مقدمات و نزدیک شدن به موقعیت بدون پیش فرض های از پیش تعیین شده انجام می دهند. آنها اجازه می دهند که بزرگی مشکل، بزرگی تفکر آنها را تعیین کند
پس از بررسی همه اینها، بیایید به جایی که بحث را شروع کردیم برگردیم
من معتقدم که تجلی یک زندگی مرفه از بسیاری از اصول مشابه راه اندازی یک شرکت نوپا پیروی می کند. شما باید محل را زیر سوال ببرید. این بدان معناست که سؤالاتی مانند این بپرسید: آیا مدرک دانشگاهی ارزش واقعی در محیط کار جدید ارائه می دهد؟ فقط به این دلیل که شخص ایکس نسل از خانواده شما در ارتش خدمت کرده اند، آیا این بدان معناست که برای شما مناسب است؟ آیا اعتقادات مذهبی شما به شما قدرت می دهد یا شما را به بردگی می کشاند؟ آیا ایده آل یک ازدواج، دو بچه، یک سگ پشمالو و یک حصار برای شما مناسب است؟ آیا واقعاً برای ثروتمند شدن به سطح خاصی از پول، تحصیلات یا ارتباطات نیاز دارید؟
چه مشکلاتی را می خواهید حل کنید؟ آیا اضافه وزن دارید یا در غیر این صورت ناسالم هستید؟ آیا بیشتر از درآمد خود خرج می کنید؟ آیا رفتار خود خرابکاری را تکرار می کنید؟ آیا افراد سمی و ناکارآمد را به مدار خود جذب کرده اید؟
در نهایت، باید واقعیت برتری را که به عنوان نتیجه ای که میخواهید تصور کنید. در مورد زندگی شما، دورهای مالی، بیانیه های پی اند ال یا راه اندازی یک آی پی او نخواهد بود. تقریباً ۲۰ سال پیش، نقل قولی در مورد چگونگی تعریف موفقیت خواندم، که هنوز هم در قلب من طنین انداز است. اجازه دهید آن را با شما به اشتراک بگذارم
اغلب و زیاد خندیدن؛
برای جلب احترام به افراد باهوش و محبت به کودکان؛
برای جلب قدردانی ، منتقدان صادق و تحمل خیانت دوستان دروغین؛
قدردانی از زیبایی؛
برای یافتن بهترین ها در دیگران؛
برای ترک دنیای کمی بهتر، چه با یک کودک سالم، چه با یک باغچه یا یک شرایط اجتماعی رستگار شده
بدانی که یک زندگی راحت تر نفس می کشد ، چون تو در اینجا زندگی می کردی
این باید به موفقیت منجر شود
دهها سال است که به رالف والدو امرسون نسبت داده میشود، اما او هرگز آن را ننوشته است. این توسط بسی آ استنلی هنگام ارسال آن در مسابقه ای که توسط روزنامه امپوریا (کانزاس) در سال ۱۹۰۶ برگزار شد، نوشته شد. تعریف او تکان دهنده و تکان دهنده است، اما هر یک از ما باید تعریف خود را پیدا کنیم
…پس چالش شما اینجاست
چه می شود اگر به زندگی خود مانند ریچارد برانسون که ویرجین رکوردز را راه اندازی کرد یا ایلان ماسک اسپیس ایکس را تاسیس کرد، برخورد می کردید؟ صنعت پخش ، اُپرا را به عنوان یک دختر آب و هوا می دید. او خود را یک امپراتوری رسانه ای چند میلیارد دلاری می دید. اگر خودتان را با دیدگاهی مشابه ببینید چه؟ اگر عملیات فعلی شما (زندگی که دارید) سودآور نیست (شما سالم، شاد و مرفه نیستید)، آن را تعطیل کنید و یک استارت آپ راه اندازی کنید ، شرکت شما
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
