غلبه بر ناامیدی با هوش هیجانی

زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

بیشتر مردم روی  کتاب های هوشمند تمرکز می کنند، اما موفق ترین افراد با ناامیدی مواجه می شوند و از آن درس می آموزند
 مربی ام به من توصیه کرد که شغلی پیدا کنم که به من یاد دهد چگونه بفروشم. من بسیار خجالتی بودم و یادگیری فروش تقریبا آخرین چیزی بود که می خواستم – اما این تنها چیزی بود که به آن نیاز داشتم

برای دو سال، من بدترین فروشنده تیممان بودم. من اغلب عوامل دیگری را برای ناتوانی خود در فروش سرزنش می کردم – اقتصاد، محصول، حتی مشتریانم. مربی من آن را نمی شنید. او مثل همیشه به اصل موضوع می پرداخت. او میگفت: «وقتی مردم لنگ میزنن، دوست دارند سرزنش کنند
 
مربی من سعی می کرد به من بیاموزد که درد عاطفی ناشی از ناامیدی به قدری قوی است که شخص اغلب از طریق سرزنش درد را به گردن دیگری می اندازد. برای اینکه فروشندگی را یاد بگیرم، باید با درد ناامیدی روبرو می شدم. در این فرآیند، یاد گرفتم که چگونه ناامیدی را به جای یک بدهی به دارایی تبدیل کنم
 

هوش خیابانی و هوش هیجانی
یکی از دلایلی که افراد با هوش خیابانی با وجود نداشتن هوش کتابی بالا می توانند موفق شوند این است که هوش هیجانی بالایی دارند که در زندگی بسیار مهمتر از هوش کتابی یا تحصیلی است

بقول یکی از مشاورین جعبه ابزارثروت، میگفت: «تحصیل به شما یاد نمی‌دهد که چگونه ریسک کنید و چگونه در زندگی شانس بیاورید. این شما را آماده نمی کند که چگونه ریسک مالی کنید یا چگونه به آزادی مالی دست یابید. و اجازه دهید به شما بگویم، آزادی مالی تنها زمانی به دست می‌آید که در نهایت بپذیرید که اشتباهات منحنی یادگیری هستند و بتوانید ریسک را مدیریت کرد

به همین ترتیب، موفق ترین افراد در زمینه پول از هوش هیجانی بالایی برخوردار هستند، حتی اگر از هوش تحصیلی بالایی برخوردار نباشند. آنها هوش خیابانی قوی دارند، حتی اگر هوش کتابی خوبی نداشته باشند. به طور خلاصه، آنها قادرند با هوش هیجانی خود بر ترس غلبه کنند تا ریسک های لازم برای افزایش هوش مالی و ثروتمند شدن خود را انجام دهند

اینکه چگونه از نظر احساسی باهوش باشید از ناامیدی شما جلوگیری می کند
هرگاه با افرادی روبرو می شوم که می ترسند چیز جدیدی را امتحان کنند، در بیشتر موارد دلیل آن ترس از ناامیدی است. آنها می ترسند که ممکن است اشتباه کنند یا طرد شوند
 
اما واقعیت این است که اگر می‌خواهید در زندگی موفق باشید، نه اینکه فقط به موفقیت برسید، باید بتوانید چیزهای جدید را امتحان کنید. و اگر این کار را کردید، برای ناامید شدن آماده باشید
 
در برخی موارد، جامعه این ایده را تداوم بخشیده است که برای موفقیت در زندگی، باید فقط به هوش کتابی خود تکیه کنید – حتی اگر این به معنای کنار گذاشتن هوش خیابانی (یا در این مورد، هوش هیجانی) باشد. اما می‌خواهم به این نکته توجه داشته باشید که همه موفق‌ترین افرادی که در زندگی می‌شناسم، در کنار یا علی‌رغم هوش کتابی یشان، هوش خیابانی بالایی دارند
 
به همین دلیل است که بسیاری از افراد موفق، مانند بیل گیتس، مارک زاکربرگ و استیو جابز، کالج را رها کردند اما همچنان در زندگی موفق بودند. همچنین به همین دلیل است که بسیاری از افراد دارای مدرک از دانشگاه های معتبر ممکن است در مشاغل مدیریتی میانی و بن بست گیر کنند. و به جای اینکه اجازه دهند ناامیدی آنها را باز دارد، به یادگیری ادامه می دهند و از ناامیدی های خود به عنوان پایه ای برای پیشرفت استفاده می کنند
 
ناامیدی بخشی از موفقیت است
اما همانطور که درون هر مشکلی یک فرصت نهفته است، درون هر ناامیدی نیز گوهری گرانبها از خرد نهفته است. نکته کلیدی این است که بدانید چگونه با ناامیدی کنار بیایید و از آن بیاموزید، به نحوی که از هوش هیجانی خود استفاده کنید
 
مربی ام به من کمک کرد تا یاد بگیرم چگونه با ناامیدی های عاطفی عمیق کنار بیایم. او گفت: «دلیل اینکه تعداد کمی از افراد موفق خودساخته وجود دارد این است که افراد کمی می توانند ناامیدی را تحمل کنند. به جای اینکه یاد بگیرند با آن روبرو شوند، زندگی خود را صرف اجتناب از آن می کنند
 
مربی من بر این باور بود که ناامیدی بخش مهمی از یادگیری و در نتیجه موفقیت است. همانطور که از اشتباهات خود درس می گیریم، از ناامیدی های خود شخصیت به دست می آوریم و به طور مداوم هوش هیجانی خود را افزایش می دهیم. در زیر چند نصیحت او در مورد ناامیدی به من آمده است
 
انتظار نا امیدی را داشته باشید
مربی من می گفت: “فقط احمق ها انتظار دارند که همه چیز طبق خواسته آنها پیش برود.” «انتظار ناامید شدن به معنای منفعل بودن یا شکست خورده بودن نیست. این راهی برای آماده سازی ذهنی و احساسی خود برای آماده شدن برای شگفتی هایی است که ممکن است نخواهید. این به شما این امکان را می‌دهد که وقتی اوضاع مطابق میل شما نیست آرام و باوقار باشید، که به نوبه خود به شما امکان می‌دهد بهتر فکر کنید
 
موفقیت زمان می برد و در این مسیر ناامیدی زیادی وجود دارد. شما باید برای ادامه دادن فشار و یادگیری آماده و مایل باشید
 
یک مربی در کنار خود داشته باشید
وقتی اوضاع خراب می شود، باید با چه کسی تماس بگیرید؟ همانطور که ما شماره های اضطراری برای آتش نشانی و پلیس داریم، به فردی نیاز داریم که بتوانیم در مواقع اضطراری مسائل مالی با او تماس بگیریم.
 
اغلب قبل از اینکه وارد یک معامله یا سرمایه گذاری شوم، با یکی از مربیانم تماس می گیرم و از او راهنمایی می خواهم. این به من امکان می دهد از ناامیدی های دیگران درس بگیرم و درس های آنها را در موقعیت خود به کار ببرم
 

با خودتان مهربان باشید
یکی از دردناک ترین جنبه های اشتباه کردن یا شکست در کاری این نیست که دیگران در مورد ما چه می گویند، بلکه این است که چقدر به خودمان سخت می گیریم. بیشتر مردم اشتباه می کنند و بیش از هر کس دیگری خودشان را می زنند

دریافته‌ام که افرادی که از نظر ذهنی و عاطفی به خود سخت می‌گیرند، اغلب در مورد ریسک کردن، پذیرش ایده‌های جدید یا تلاش برای چیزهای جدید بسیار محتاط هستند. اگر همیشه خود را تنبیه کنید، یادگیری چیز جدیدی سخت است. پس با خودتان مهربان باشید

حقیقت را بگویید
یکی از بدترین تنبیه هایی که در دوران کودکی دریافت کردم، شکستن تصادفی دندان جلوی دوستم بود. او به خانه دوید تا به پدرم بگوید و من دویدم و پنهان شدم

بعد از اینکه پدرم مرا پیدا کرد بسیار عصبانی شد. او گفت: «دلیل اینکه من تو را تنبیه می‌کنم این نیست که دندان دوستت را شکستی.» من تو را مجازات می کنم چون فرار کردی

از نظر مالی، مواقع زیادی وجود دارد که می توانستم از اشتباهاتم فرار کنم، اما فرار کردن، انتخاب راه آسان است. همه ما اشتباه می کنیم و با ناامیدی مواجه می شویم. تفاوت در نحوه پردازش و غلبه بر آنها نهفته است. این کار با مواجهه با پیامدهای اعمالمان و گفتن حقیقت در مورد اینکه چرا شکست خوردیم شروع می شود. فقط در این صورت است که می توانیم رشد کنیم و یاد بگیریم

نیاز به غلبه بر ترس برای موفقیت
انسان بودن یعنی داشتن احساسات. همه ما احساس ترس، غم، خشم، عشق، نفرت، ناامیدی، شادی و غیره داریم. چیزی که هر یک از ما را منحصر به فرد می کند این است که چگونه به آن احساسات پاسخ می دهیم
 
وقتی نوبت به ریسک کردن پول می‌رسد، همه ما ترس را تجربه می‌کنیم، حتی موفق‌ترین ما. تفاوت این است که هر یک از ما چگونه این ترس را مدیریت می کنیم. برای بسیاری از مردم، این احساس ترس این فکر را ایجاد می کند: “ایمن بازی کنید. ریسک نکنید.” چه کسی می خواهد از ناامیدی ناشی از پول خلاص شود؟ برای دیگران ترس از دست دادن پول آنها را به این فکر می‌ اندازد: “هوشمندانه بازی کنید. مدیریت ریسک را بیاموزید
احساسات یکسان، افکار متفاوت: وجود متفاوت – انجام متفاوت – داشتن متفاوت
 
به زبان ساده، آنهایی که ثروتمند هستند، در مورد غلبه بر ترس و نحوه برخورد آنها با ناامیدی، بالغ‌تر هستند. آنها در انجام این کار بی پروا نیستند، بلکه هوش هیجانی خود را به کار می اندازند تا حتی در مواجهه با ترس و تردید مسیر رو به جلو را واضح تر ببینند
 
اگر می خواهید ثروتمند شوید، باید یاد بگیرید که چگونه هوش هیجانی خود را برای غلبه بر ترس و ناامیدی رشد دهید
 
برای انجام این کار، شناخت الگوهایی که شما را عقب نگه می دارند، مهم است و برای غلبه بر آن الگوها اقدام کنید. هنگامی که با ترس از خطر مواجه می شویم، باید بتوانیم آن ترس را قبل از اینکه آنقدر قوی شود که بر آن غلبه کنیم، به طور منطقی تشخیص دهیم. این امر مستلزم خودشناسی است که نتیجه خودارزیابی مداوم است
 
در صورت ناامیدی، اگر بتوانید احساسات خود را کنترل کنید و به دنبال چیزی بروید که منطقی است، شانس خوبی برای یافتن روشی برای موفقیت را دارید. این فرآیندی است برای دانستن اینکه کدام یک از افکار شما مبتنی بر احساسات و کدام یک مبتنی بر منطق است. همیشه مهم ترین مکالمه ای است که با خودتان دارید
 

هوش هیجانی منجر به هوش مالی می شود
هنگام خواندن کتاب دانیل گولمن، “هوش هیجانی”، متوجه شدم که ضریب هوشی مالی ۹۰٪ اطلاعات احساسی و ۱۰٪ اطلاعات فنی در مورد امور مالی و پول است. با این حال، وقتی صحبت از پول به میان می‌آید، در صورت ناامیدی، می‌دانیم چه باید بکنیم… اما در عوض، کاری را انجام می‌دهیم که دوست داریم انجام دهیم. این می تواند به طور کامل با جواهری که در هر ناامیدی نهفته است دخالت کند و ارزش آن را تا حد زیادی کاهش دهد

من این را در اوایل شروع کارم تجربه کردم، زمانی که بیش از یک میلیون دلار بدهی داشتم و می خواستم تجارت خود را توسعه دهم. من در حال تمرین اولین فلسفه پرداخت اول برای خود بودم، حتی زمانی که پول پرداخت قبوض خود را نداشتم. حسابدار من ، مصمم بود که ابتدا به طلبکاران خود پول بدهم، اما من در عوض از هوش هیجانی خود برای یافتن راه‌هایی استفاده کردم که هم ابتدا به خودم پرداخت کنم و هم به طلبکارانم پرداخت کنم… حتی اگر ناامیدی ناشی از تاخیر در پرداخت باشد

به راحتی می‌توانستم به ترس از ناامیدی تسلیم شوم و ابتدا به خودم پول ندهم. اما اگر این کار را انجام می‌دادم، می‌توانم تضمین کنم که امروز به اینجا نمی رسیدم. به احتمال زیاد من از رویاهای خود دست می کشیدم و به چیزی بسیار کمتر رضایت می دادم

یک مربی می تواند به شما کمک کند تا هوش هیجانی خود را برای غلبه بر ترس و ناامیدی رشد دهید
هنگام برخورد با احساساتتان، داشتن یک نفر برای صحبت کردن که می تواند به شما نصیحتی عینی بدهد، همیشه مفید است – به خصوص وقتی توصیه هایی است که ممکن است نخواهید بشنوید. زمانی که من روزهای سختی را پشت سر می گذاشتم، مربی ام همیشه در کنار من بود تا به من یادآوری کند که برای چه چیزی کار می کنم. راهنمایی های او باعث شد من ادامه دهم .من مربیان دیگری نیز در زندگی خود داشتم که به موفقیت من متعهد بودند

اگر آماده هستید تا قدم بعدی را در سفر مالی خود بردارید، ممکن است بخواهید یک مربی را در نظر بگیرید. ما با مؤسسه ای آموزشی  و حرفه‌ای متحد شدیم تا به شما کمک کنیم برنامه موفقیت شخصی خود را توسعه دهید، و آنها شما را در مسیر خود نگه می‌دارند – حتی اگر تمایلی به آن نداشته باشید. اگر احساس می کنید برنامه ما برای شما مناسب نیست، خوب است. من همچنان شما را تشویق می کنم که یک مربی پیدا کنید. به خاطر آن بهتر خواهید شد

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود