اهمیت هوش هیجانی

زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

ضریب هوش هیجانی در مقابل ضریب هوش آموزشی

با شنیدن “ضریب هوش” بلافاصله به هوش آموزشی فکر می کنیم. اما چه می شود اگر به شما بگویم که احساسات شما دارای سطح ضریب هوش هیجانی هستند. باور می کنید؟

چندی پیش به این نقل قول برخورد کردم: “گاهی اوقات تفکر عادی ما را به دست می گیرد و در نهایت از چیزهایی شکایت می کنیم یا ناراحت می شویم که در واقع برای ما مهم نیستند. ترک عادت. قبل از اینکه در مورد چیزی کار کنید ، از خود بپرسید ، آیا من واقعاً آنقدر ارزش این را دارم که از نظر احساسی خودم را خسته کنم؟ از خود بپرسید که آیا ارزش آن را دارد که روی حلقه ذهنی شما بازی کند. از خود بپرسید آیا ارزش از بین بردن انرژی شما را دارد یا ارزش گفتن را دارد. شما مسئول این هستید که یک فکر در زندگی شما چقدر جای می گیرد.وقت بگذارید و آنچه را که می خواهید بخشی از وجود و روح شما باشد با دقت در نظر بگیرید »- کیلو وید

این یک تصویر قدرتمند از کالبد شکافی و درک چگونگی تأثیر احساسات بر تصمیمات روزمره شماست.همه ما انسان هستیم ، این بدان معناست که همه ما شادی ، ترس ، غم ، نفرت ، شادی ، عصبانیت ، ناامیدی ، هیجان و موارد دیگر را تجربه می کنیم.اما چگونگی کنترل این احساسات چیزی است که ما را از هم متمایز می کند و یا به موفقیت ما کمک می کند یا از آن می کاهد.آنها می ترسند که همه چیز را از دست بدهند.و این احساس ترس از پیشرفت آنها جلوگیری می کند و آنها را از توانایی استقلال مالی باز می دارد.این نمونه ای از شخصی است که ضریب هوش هیجانی زیادی ندارد.آنها نمی توانند احساسات خود را از تصمیم جدا کنند و این آنها را در مسیر خود متوقف می کند

این به من می گوید که ضریب هوش هیجانی ما تأثیر بیشتری نسبت به ضریب هوشی آموزشی ما دارد. آموزش به شما نمی آموزد که چگونه در معرض خطر قرار بگیرید و چگونه یک زندگی را به خطر بیندازید.این روش شما را آماده نمی کند که چگونه ریسک مالی کنید ، یا چگونه به آزادی مالی برسید.و بگذارید به شما بگویم ، آزادی مالی تنها زمانی حاصل خواهد شد که شما سرانجام بپذیرید که اشتباهات یادگیری منحنی است و می توان خطر را مدیریت کرد

همه ما این جمله را می دانیم: وقتی هیجان و احساسات زیاد باشد ، هوش نیز پایین می آید. سناریویی که هر وقت این را می شنوم به آن فکر می کنم خشم جاده است.ما در مورد آن اخبار می شنویم: “غیرنظامی در حادثه مرگبار خشم جاده تیرباران می شود” ، یا “دو مظنون به علت برخورد و فرار خشم جاده ای دستگیر شده اند”.در حوادثی از این دست ، احساسات بر عقل سلیم و منطق غلبه کرده اند

من فکر می کنم همه ما می توانیم دوباره فکر کنیم و زمانی را به یاد بیاوریم که احساسات ما عقل سلیم ما را بدزدند. وقتی صحبت از پول می شود ، احساسات ما اغلب بهترین ها را از ما دریافت می کنند. ما می دانیم که چه باید بکنیم ، اما در عوض کاری را انجام می دهیم که به دلیل ترس احساس امنیت کنیم

تنها راه برای شکستن این چرخه معیوب گفتگو با خودتان است.حتماً از خودتان سوال کنید: آیا من واقعاً آنقدر برای این ارزش قائلم که خودم را از نظر احساسی خسته کنم؟ آیا ارزش دارد که عقل سلیم خود را به خاطر این احساس از دست بدهم؟

همه ما ، در برخی موارد ، کلمات را بر زبان میاوریم ، “من فقط انسان هستم”.اما اگر می توانید احساسات خود را کنترل نکنید و به دنبال آنچه منطقی می دانید بروید ، شانس زیادی برای موفقیت دارید.این یک فرایند است که احساسات شما را از منطق جدا می کند

اگر متوجه شدید که به سختی احساسات خود را از منطق جدا می کنید ، کمک بخواهید.همیشه داشتن کسی برای گفتگو که می تواند به شما توصیه عینی کند – خصوصاً وقتی توصیه ای است که ممکن است نخواهید بشنوید ، بسیار مفید است. همه ما انسان هستیم اما همه ما قادریم

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود