زمان مطالعه :۵ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
تعصب شخصی شما می تواند تعیین کند که چه چیزی به دست آورید، بنابراین زمان آن رسیده که از خود خرابکاری خودداری کنید. با این آزمون شروع کنید
در حالی که به استراحتگاه میرفتم تا در مورد راههایی برای بهبود سلامت و تناسب اندام خود بیاموزم، یک درس غیرمنتظره و در عین حال ارزشمند از زندگی در مورد باورهای خود محدودکننده بدست آوردم
همه ما یک تعصب شخصی داریم
یک روز در کار با یک متخصص تناسب اندام، او از من در مورد عادات غذایی ام پرسید. به او گفتم که معمولا دو وعده در روز می خورم: صبحانه یا ناهار و شام. توضیح دادم که گاهی اوقات به ساعتم نگاه می کنم، ساعت ۶ بعد از ظهر است و متوجه می شوم که تمام روز چیزی نخورده ام
گفتم: «فقط خوردن برای من اولویت بالایی ندارد
او کمی با نارضایتی به من نگاه کرد و گفت: تو باید روزی سه وعده غذا بخوری
البته من قبلاً این را شنیده بودم. من پاسخ دادم: «باور من این است که اگر هر روز سه وعده غذایی بخورم، وزن زیادی اضافه میکنم
او خندید. او پاسخ داد: «شما باید در روز که فعال هستید، مانند صبح و اوایل بعدازظهر، بیشتر غذا بخورید، و سپس در هنگام عصر که تحرک کمتری دارید، کمتر غذا بخورید
از آنجایی که من یک فرد بسیار فعال هستم، او توضیح داد که اگر به اندازه کافی غذا نخورم، به جای اینکه بدنم چربی بسوزاند، عضله را می سوزاند – و من هرگز به سطح تناسب اندام نمی رسم اگر به خودم سوخت و تغذیه مناسب می دادم می توانستم
من هنوز با عقیدهام مبارزه میکردم، یک تعصب، که سه وعده غذایی در روز فقط باعث کاهش وزن میشود. اما از آنجایی که برای سلامتی خود در رنچ بودم، به این فکر کردم که میتوانم آن را امتحان کنم. و حالا که باورهای محدود کننده ام به من نشان داده شد، مصمم شدم ببینم آیا می توانم از آنها عبور کنم یا خیر
ما مجموعه گسترده ای از باورها را حفظ می کنیم که به نفع ما نیستند – برخی از اینها از دوران کودکی و نحوه تربیت ما سرچشمه می گیرد، در حالی که سایر باورهای محدود کننده از تأثیرات بیرونی، مانند روابط، ناشی می شوند. روسا یا دوستان اما از آنجایی که همه ما بزرگسال هستیم و باید مسئولیت افکار و اعمال خود را بپذیریم، میخواهم آن را مستقیماً به شما بگویم: در حالی که این باورهای محدودکننده ممکن است از منبع دیگری آمده باشند، این ناامنیها، ترسها و لجبازی خود ما هستند که باعث میشوند آنها ماندگارشوند
اغلب اوقات، ما حتی متوجه نمیشویم که این باورهای «بد» را داریم که ما را از زندگی کردن به زندگی دلخواهمان باز میدارند – آنها چنان در ذهن، قلب و روح ما حک شدهاند که نمیدانیم چقدر مضر هستند
چرا این موضوع اینقدر مشکل ساز است؟ زیرا بسیاری از این باورها به شغل، امور مالی و استقلال ما مرتبط است. آنها ما را از ایجاد تغییرات مثبت در زندگی خود باز می دارند، تغییراتی که می تواند آینده ما را بهبود بخشد. بارها و بارها میشنوم که افراد باورهای زیر را بدون اینکه چشمی به هم بزنند یا در مورد عواقب آن فکر کنند
یک- من به یک شغل ثابت با حقوقی نیاز دارم که بتوانم روی آن حساب کنم
بررسی واقعیت: واقعاً امنیت شغلی چیست؟ اگر کارمند هستید، برای شخص دیگری کار میکنید که ساعات کاری شما را تعیین میکند، افزایش حقوق را کنترل میکند، تصمیم میگیرد که چه زمانی ارتقا پیدا کنید، تعیین میکند چقدر مرخصی بگیرید و میتواند شما را در هر زمانی اخراج کند. . هیچ چیز واقعاً «پایدار» در مورد تحت الحمایه بودن یک شرکت وجود ندارد – و اگر کسبوکار از کار بیافتد یا شما را از کار بیکار کند یا شما را اخراج کند، هر چند میتوانید به آن تکیه کنید، حقوق ثابتی برای شما وجود دارد. بعد از چی؟ من نمی گویم کارآفرینی راه حل همه است، زیرا اینطور نیست. اما امروز چه میکنید تا مطمئن شوید که اگر فردا شغلتان از بین برود، پول نقد همچنان به حساب بانکی شما جاری میشود؟ یکی از این پنج راه را برای شروع یک کسب و کار بدون ترک شغل خود در نظر بگیرید تا آب را آزمایش کنید و مقداری جریان نقدی ایجاد کنید که کنترل آن را دارید
دو-من مسائل مالی و اعداد را نمی فهمم
بررسی واقعیت: من واقعاً معتقدم که بسیاری از افراد شستوشوی مغزی شدهاند تا فکر کنند ما با اعداد و ارقام خوب نیستیم. کلیشه های جنسیتی که از دبستان شروع شد، مشکل این سناریو این است که پول یک مهارت زندگی است. پول و امور مالی همه چیز مربوط به اعداد و ارقام است – آنها به ما می گویند که چقدر خوب خانه خود را مدیریت می کنیم، کسب و کار یا شغل خود را اداره می کنیم و پول خود را سرمایه گذاری می کنیم. اگر قصد دارید از نظر مالی مناسب باشید و به استقلال مالی دست یابید، پس باید با اعداد و ارقام بسیار راحت باشید. و حتی نیازی به پیچیدگی نیست – فقط باید بدانید چگونه جمع، تفریق، ضرب و تقسیم کنید. هیچ دلیلی برای احساس استرس یا غرق شدن در فرآیند وجود ندارد. هرچه بیشتر در معرض این اعداد قرار بگیرید، در پیدا کردن و استفاده از آنها راحت تر خواهید بود
بنابراین؛ این سوال میلیون دلاری وجود دارد: آیا احساس می کنید آماده هستید تا از خرابکاری با افکار و اعمال خود دست بردارید؟ آیا آمادهاید که در مسیر موفقیت خود متوقف شوید؟ در اینجا چند روش دیگر وجود دارد که به طور مستقیم حول امور مالی متمرکز نمی شوند (اگرچه در بلندمدت برای پتانسیل درآمد شما تعیین کننده هستند)
تست خود خرابکاری
حالا، آیا هیچ یک از این موقعیتهای خود خرابکاری کلاسیک آشنا به نظر میرسد؟ اگر چنین است، میخواهم با من شوخی کنید و چند لحظه برای انجام این تمرین سریع خلاقیت و غلبه بر فرضیات وقت بگذارید
مرحله ۱: یک تکه کاغذ را به سه ستون تقسیم کنید
مرحله ۲: در ستون اول، فهرستی از تمام کارهایی را که میخواهید انجام دهید، در صورتی که امکان پذیر بود بنویسید، طوفان فکری ایجاد کنید
مرحله ۳: سپس در ستون دوم، در کنار هر «خواستن»، مانعی را که آن را «غیر ممکن میکند» بنویسید
مرحله ۴: سپس در ستون سوم، فهرستی از راه های دور زدن این موانع را درطوفان فکری ایجاد کنید. در حین انجام این کار، به یاد داشته باشید: لازم نیست راه حل های خود را به کارهایی که شخصاً می توانید انجام دهید محدود کنید – به راه هایی برای استفاده از توانایی های دیگران فکر کنید
مرحله ۵: اکنون به لیست خود نگاه کنید. به چه چیز رسیدید؟ آیا برخی از این موقعیتها اکنون کمتر «غیرممکن» به نظر میرسند؟
من اینجا هستم تا به شما بگویم که ما از آنچه فکر می کنیم انعطاف پذیرتر هستیم. اجازه ندهید ترس، انتقادات منفی از خود یا منطقه راحتی شما را ناامید کند. مطمئنا، ممکن است چیز جدیدی را امتحان کنید و شکست بخورید. اما من قاطعانه معتقدم که هرگز از کارهایی که انجام دادهایم پشیمان نخواهیم شد، فقط برای کارهایی که هرگز امتحان نکردیم پشیمان میشویم
انجام غیرممکن ها
و اکنون که بیشتر از این پدیده آگاه شدهاید، گوشهای خود را برای مواردی باز نگه دارید که دیگران جملاتی مانند «اگر میتوانستم…» یا «این غیرممکن است…» یا «نمیتوانم چون…» میگویند. وقتی چنین نظراتی را می شنوید، از خود بپرسید: «چه چیزی می تواند مشکلات این شخص را حل کند؟ چگونه می توان کسب و کاری را حول و محور این مشکل برای مردم ایجاد کرد؟
ممکن است یک ایده یا فرصت تجاری عالی کشف کنید که بتوانید از آن برای تولید ثروت استفاده کنید. حداقل، ذهنتان شما را به فکر کردن مانند یک کارآفرین عادت می دهد
اکنون زمان آن است که باورهای محدود کننده خود را کنار بگذارید و در مورد آنچه مانع از رسیدن به رویاهایتان می شود با خودتان صادق باشید. شناسایی یا پذیرش برخی از افکار خودخراب کننده شما ممکن است آسان نباشد، اما این یک گام مهم برای کمک به شما برای پیشرفت است. هنگامی که افکاری را که به تعصب شخصی شما کمک می کنند روشن کردید، آنها را با باورهای مثبت و جدید جایگزین کنید که شما را به مرحله بعدی زندگی تان سوق می دهد
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
