زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
تفاوت بین کارمندان، سرمایه گذاران و صاحبان مشاغل
تفاوت در مدیریت استرس مالی بستگی به جایی دارد که در جدول جریان نقدی جوامع قرار می گیرید
در آن زمان هیچ کس درباره پول صحبت نمی کرد. در واقع، این موضوعی بود که اغلب از آن اجتناب می شد. در آن زمان، کلید یک آینده مالی مطمئن، گرفتن مدرک دانشگاهی و یک شغل پردرآمد بود
این تصور همیشه درست نبود. و اکثر افرادی که برای کسب درآمد به مشاغل پردرآمد متکی بودند هرگز به ثروت واقعی نرسیدند. متأسفانه، این مسیر هنوز به عنوان تنها راه رسیدن به آزادی مالی آموزش داده می شود. اما در عوض، کسانی که این راه را میروند، بیش از هر زمان دیگری در مورد پول استرس دارند
به دلیل توصیه های بد مالی در مورد پول استرس دارید
تا به امروز، حکمت به اصطلاح “کارشناسان مالی” این است که یک کارمند با درآمد بالا امن ترین مکان برای بودن از نظر مالی است. هیچ کمبودی در لیستهایی وجود ندارد که به شما کمک کند تا مشخص کنید آن مشاغل پردرآمد چه هستند. همراه با این توصیه استاندارد است که برای بدست آوردن یک شغل خوب، باید مدرک دانشگاهی بگیرید.” اگر می خواهید مسیر شغلی ای را داشته باشید که منجر به درآمدهای بالا شود و سال به سال افزایش یابد، که از نظر روانی واقعا برای مردم مهم است، تارا سینکلر، اقتصاددان ارشد ایندید، به مارکت واچ میگوید: به طور عمده به مدرک دانشگاهی نیاز دارد. و همانطور که مارکت واچ اشاره می کند، مدرک دانشگاهی گران تر و ضروری تر از همیشه برای کسب درآمد مناسب است
خط حزبی در همه اینها این است که مدرک دانشگاهی شما را به یک شغل پردرآمد تبدیل می کند و شغل پردرآمد به شما امنیت مالی می دهد. با این حال، جالب اینجاست که طبق “نظرسنجی سلامت مالی کارکنان ۲۰۱۶ پی دبلیو سی، همانطور که توسط یو اس نیوز و وُرد ریپورت گزارش شده است، “در میان کارمندان ایالات متحده، ۵۲ درصد گزارش کردند که در مورد امور مالی خود استرس دارند … در میان آنها، ۲۸ درصد گزارش کردند که استرس مالی بر سلامتی آنها تأثیر گذاشته است
چرا اینطور می شود؟
این به این دلیل است که مردم توصیه های بدی در مورد چگونگی کسب درآمد داشته اند. به اصطلاح متخصصان ، به آنها گفته اند که گرفتن یک شغلی پردرآمد مطمئن ترین راه برای رسیدن به ثروت است که اغلب شامل گرفتن مدرک دانشگاهی است. اما همانطور که رکورد ۳.۳ میلیون ادعای بیکاری در سال ۲۰۲۰ به ما نشان داد، اگر می خواهید ثروت بسازید، کارمند بودن، خواه پردرآمد باشد یا نباشد، در واقع موقعیتی نامطمئن است
در پایان روز، این صاحبان کسب و کار و سرمایه گذاران هستند که به طور مداوم بیشترین سود را می برند، در حالی که کارمندان و افراد خوداشتغال بیشترین درد را تحمل می کنند
شما در مورد پول استرس دارید زیرا کنترلی ندارید
کسانی که کارمند هستند کنترلی ندارند. در حالی که صاحبان مشاغل و سرمایه گذاران تمام کنترل را در اختیار دارند. فقط از هر کسی که به طور غیرمنتظره اخراج یا بیکار شده است بپرسید که بعد از آن چقدر احساس امنیت می کند. حتی اگر کارمندی احساس کند که کسبوکار تصمیمهای بدی میگیرد، اغلب کاری نمیتواند در مورد آن انجام دهد. آنها برای اطمینان از موفقیت کسب و کارشان به مالکان متکی هستند
اگر در شرکت خود گزینه سهام یا سهام دارید چه؟ این یک سوال رایج است و اغلب نشان دهنده جهل مالی است. درک این نکته مهم است که انواع سهام وجود دارد. گزینه های سهامی که اکثر کارمندان دارند ممکن است نوعی کنترل بنظر برسند زیرا سهام عادی هستند. با این حال، اکثر شرکت ها دارای کلاس های مختلف سهام هستند
فرض کنید شرکت اکس وای زد دارای دو کلاس سهام عادی است، کلاس آ و کلاس ب ، و هر دو نوع سهام دارای ادعای مساوی نسبت به دارایی های شرکت هستند. به عبارت دیگر، اگر شرکت در مجموع ۱۰۰ سهم مشترک داشته باشد، ۵۰ سهام کلاس آ و ۵۰ سهام کلاس ب هستند.
فرض کنید سهام ب به سهامدار حق یک رای می دهد، اما سهام آ به سهامدار ۱۰ رای می دهد. اگر شما صاحب یک سهم کلاس آ بودید، مالک ۱٪ از دارایی های شرکت خواهید بود، اما در مجامع شرکت از ۱۰ رای برخوردار خواهید شد. سرمایهگذاری که مالک یک سهم کلاس ب است، همان ۱% ادعای داراییهای شرکت را دارد، اما در مجامع شرکت تنها یک رای دارد
و حتی اگر شرکتی کلاسهای مختلف سهام نداشته باشد، باز هم مطمئن خواهند شد که بنیانگذاران بیش از یک سهام کنترلی در شرکت را به هیچ یک از کارمندان یا گروهی از کارمندان انتخاب نکنند. با انجام این کار، آنها سهام کنترلی شرکت را تضمین می کنند
وقتی نوبت به راهاندازی این دسته از سهام و تعیین درصد سهام عرضه شده میرسد، به نظر شما کنترل کننده چه کسی است؟ صاحبان کسب و کار و سرمایه گذاران. آنها برنامه های اختیاری خود را برای از دست دادن کنترل شرکت تنظیم نمی کنند. تنها راهی که می تواند اتفاق بیفتد این است که یک سرمایه گذار موفق و ثروتمند بتواند یک سهم کنترل کننده را خریداری کند. هیچ کارمندی قرار نیست این کار را بکند
در پایان روز، گزینهها یک کارکرد اجباری هستند تا کارمند احساس کند مالکیت و کنترلی در یک شرکت دارد در حالی که در واقع هیچ کدام را ندارند. این با تعاملات روزانه در شرکت تقویت می شود و در اعماق وجود همه کارمندان این را می دانند. این باعث ایجاد یک حس کمِ اضطراب می شود
شما در مورد پول استرس دارید زیرا بیشترین مالیات را پرداخت می کنید
کارمندان بیشترین مالیات را از هر گروه درآمدی پرداخت می کنند. کارمندان، هیچ کاری نمی توانند انجام دهند تا بار مالیاتی خود را کاهش دهند. وقت مالیات بیاید، آنها باید پرداخت کنند
از طرف دیگر، صاحبین کسب و کار و سرمایه گذاران این توانایی را دارند که بسیاری از چیزها را خرج کنند و از وسایل مالی مانند استهلاک برای ایجاد درآمد خیالی استفاده کنند، یعنی درآمدی که به نظر ضرر می رسد و بار مالیاتی را کاهش می دهد. بسیاری از صاحبان مشاغل و سرمایه گذاران می توانند بار مالیاتی خود را از طریق قانون مالیات با استفاده از چیزهایی مانند درآمد فانتوم به شدت کاهش دهند یا حتی از بین ببرند
این چیزی است که توسط جدول جریان نقدی در جوامع نشان داده شده است
کسانی که در سمت چپ جدول، کارمندان و خوداشتغالان هستند، به دلیل نوع درآمدی که بدست می آورند، بیشترین مالیات را پرداخت می کنند. به این درآمد ، درآمد بدست آمده می گویند. که شامل حقوق یا پرداخت مستقیم به شخص است. اساساً به عنوان درآمدی شناخته می شود که مستقیماً در رابطه با کاری که انجام می دهید پرداخت می شود. و این بالاترین نوع مالیات است
کسانی که در سمت راست جدول، صاحبان مشاغل و سرمایه گذاران هستند، کمترین مالیات را پرداخت می کنند زیرا درآمد آنها درآمد غیرفعال در نظر گرفته می شود. درآمد منفعل به کار مستقیم شما وابسته نیست. بلکه نتیجه داشتن دارایی های دارای جریان نقدی است که خارج از تلاش های مستقیم شما باعث تولید ثروت می شود
یک مثال ساده این است که اگر به هر همبرگر مک دونالد به عنوان دارایی نگاه کنید که ۱ دلار برای صاحب امتیاز ایجاد می کند. مالک ، درآمد حاصل از همبرگرهای تبدیل شده به دلار را به کارمند می پردازد، هزینه های اداره تجارت را بر عهده می گیرد و سپس با آنچه که درآمد غیرفعال در نظر گرفته می شود، از سود سهام کسب و کار بهره مند می شود. این کمترین درآمد مالیاتی را دارد
این به نوعی به کنترل برمی گردد. صاحبان مشاغل و سرمایه گذاران تمام کنترل خود را بر نحوه کاهش بار مالیاتی خود دارند. کارمندان این کار را نمی کنند. این نیز میتواند یک اضطراب اساسی ایجاد می کند
شما در مورد پول استرس دارید زیرا شبکه ایمنی ندارید
به عنوان یک کارمند، شما به طور موثر زمان خود را می فروشید. اگر چند دقیقه به آن فکر کنید، بدون شک شروع به ایجاد افسردگی و استرس مالی خواهید کرد
اگر کار نکنید – یا قادر به کار نباشید – حقوق دریافت نمی کنید. این یک چالش واقعی برای کارمندانی است که بیمار می شوند یا آسیب می بینند. آنها معمولاً هیچ شبکه ایمنی ندارند که از آنها در زمانی که قادر به کار نیستند محافظت کند
زمانی متوجه خواهید شد که با خود فکرکنید “اگر دیگر حقوقم را نداشته باشم ، تا کی می توانم زنده بمانم؟
با این حال، صاحبان مشاغل و سرمایه گذاران موفق درآمد غیرفعالی دارند که از محصولاتی که می فروشند یا درآمدی که سرمایه گذاری آنها ایجاد می کند، بدست می آید. حتی اگر کار نکنند، پول در می آورند. این امنیت مالی واقعی است
ذکر این نکته مهم است که این با پس انداز متفاوت است که هر بار که پول برداشت می کنید کاهش می یابد. صاحبان مشاغل و سرمایه گذاران موفق ، دارایی هایی را ایجاد می کنند که بدون کارکردنِ آنها درآمد ایجاد می کنند. در واقع، چندین برابر این دارایی ها رشد می کنند
خوب همه اینها یعنی چی؟
به زبان ساده: استرس شما در مورد پول ریشه در جایی دارد که در جدول جریان نقدی جامعه قرار می گیرید. به راحتی می توان فهمید که چرا کارمندانی که قرار است احساس امنیت کنند، در مورد پول از استرس بالایی برخوردارند. برعکس، بسیاری از کارآفرینان و سرمایهگذاران در مورد مسائل مالی استرس کمی دارند، زیرا میدانند چگونه میتوانند برایشان پول دربیاورند، از درآمد غیرفعالی که هزینههایشان را بدون کار کردنشان پوشش میدهد، لذت میبرند، و یک شبکه ایمن برای محافظت از آنها در صورت بروز یک مشکل سلامتی خواهند داشت. آنها همچنین در زمان کنترل استرس ذهنیت متفاوتی دارند
اما چگونه ذهنیت خود را تغییر دهید؟ همه چیز به نحوه مدیریت آشفتگی بستگی دارد
سیستمی برای آشفتگی
انعطاف پذیری، توانایی بازیابی پس از شکست، باید در هسته ساختار حمایتی شما قرار گیرد. شما سیستم خود را ایجاد می کنید که به شما امکان می دهد با موانع و مشکلات اجتناب ناپذیر در طول سفر خود مقابله کنید
:با هر تلاطمی که با آن مواجه می شوید، این دو چیز را به خود بگویید
“این نیز بگذرد”
“چیز خوبی از این حاصل خواهد شد”
!ممکن است هنگام گفتن آنها لبخند نزنید، اما در نهایت باور خواهید کرد
حقیقت این است که آشفتگی میتواند ترسناک باشد و هر چه بیشتر برای مقابله با آن صبر کنید، بیشتر مضطرب میشوید. به علاوه، این چیزی است که باید به تنهایی با آن کنار بیایید. عزیزان شما می توانند از شما حمایت کنند، اما شما نباید برای تصمیم گیری به جای شما به آنها تکیه کنید. بر اساس مقاله ای در سایِنس دیلی، دانشمندان به این “برون سپاری خود تنظیمی” می گویند. اساساً این زمانی است که شما ناخودآگاه به شخص دیگری برای پیشبرد اهداف خود تکیه می کنید و این باعث می شود که در تلاش خود برای تصمیم گیری آرامش داشته باشید
بنابراین شما یک سرمایه گذار جدید هستید و نسبت به همه تصمیماتی که باید بگیرید مطمئن نیستید، چگونه با تلاطم کنار بیایید؟ نفس بکشید و این سوالات را از خود بپرسید
چه شد؟
تلاطمی که من با آن سروکار دارم دقیقاً چیست؟
الان چه کاری میتوانم بکنم؟
اکنون با چه کسی می توانم تماس بگیرم که بیشتر از من در این مورد می داند؟
چه اطلاعاتی نیاز دارم و الان کجا میتوانم پیداش کنم؟
با توجه به گزینه های من، اکنون یا در اولین فرصت ممکن چه اقدامی را باید انجام می دهم؟
با پاسخ دادن به این سوالات و اقدام فوری، کنترل موقعیت را بدست خواهید گرفت و مانع از رشد یک مشکل و نگرانی بی مورد خواهید شد
ارزش آشفتگی
یک ضرب المثل انگلیسی است که می گوید: دریای صاف هرگز یک دریانورد ماهر را نمی سازد
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
