درک تاریخچه پول، کلید ثروتمند شدن است

استفاده از اطلاعات برای ایجاد دانشی که شما را ثروتمند می کند

در چند ماه گذشته، زنگ خطر رکود به صدا درآمده است. اکثر مدیران عامل در حال بستن کمربند خود هستند. کارمندان می ترسند که اخراج شوند. ایالات متحده رشد منفی تولید ناخالص داخلی – مسلماً کوچک – را برای دو فصل متوالی ثبت کرد که یک سیگنال کلاسیک از رکود بود. اکثر مردم نمی پرسند که آیا ما یکی را خواهیم داشت یا خیر. آنها می پرسند که چقدر ممکن است بد باشد
 
قابل درک است که بسیاری از مردم نگران هستند – به ویژه طبقه فقیر و متوسط. ثروتمندان، نه چندان همانطور که اخیراً در مورد آن نوشتم، ثروتمندان چندان نگران این نیستند که آیا اقتصاد بالا است یا پایین. آنها می دانند چگونه در هر دو سناریو پول در بیاورند
 
این به دلیل یک نکته کلیدی است که در آن پست گفتم: این به این دلیل است که ثروتمندان یک چیز مهم را در مورد پول می‌دانند که بسیاری دیگر نمی‌دانند: این یک ارز(کارنسی) است
 
ثروتمندان ثروتمندتر می شوند
: من در مقاله های گذشته این نمودار را به اشتراک گذاشتم

آنچه این نمودار نشان می دهد این است که ثروتمندان چیزهایی درباره پول می دانند که طبقه متوسط و فقیر آن را نمی دانند. در دوران رونق و رکود، فقرا به فقیرتر شدن ادامه می‌دهند، مهم نیست در کدام اقتصاد است. طبقه متوسط در حال پایمال شدن و به زیر آب رفتن است. ثروتمندان ثروتمندتر می شوند. اما چگونه؟

درس تاریخ در مورد پول
همچنین در گذشته درباره چهار عصر اقتصادی بشریت نوشتم

:این ها هستند

یک-عصر شکارچیان-گردآورندگان: در عصر شکارچیان-گردآورندگان، انسان ها برای تامین ثروت به طبیعت تکیه می کردند. آنها کوچ نشین بودند و به جایی می رفتند که شکار خوب و پوشش گیاهی فراوان بود. باید بلد بودی چطوری شکار کنی و جمع کنی – وگرنه میمردی. برای شکارچی، قبیله تامین اجتماعی بود. از نظر اجتماعی-اقتصادی همه یکسان بودند. همه فقیر بودند

دو-عصر کشاورزی: ​​عصر کشاورزی شاهد ظهور طبقات بین مردم بود. به دلیل توسعه فناوری برای کاشت و زراعت زمین، کسانی که زمین را در اختیار داشتند به سلطنت رسیدند و کسانی که در آن کار می کردند دهقان شدند. خانواده سلطنتی سوار بر اسب می شدند در حالی که دهقانان راه می رفتند. از نظر اقتصادی و اجتماعی دو گروه : ثروتمند و فقیر وجود داشت

سه-عصر صنعتی: در حالی که بسیاری از مردم شروع عصر صنعتی را در دهه ۱۸۰۰ با ظهور کارخانه ها قرار می دهند، من در واقع فکر می کنم که آن را در سال ۱۴۹۲ با کلمب آغاز کرد. زمانی که کلمب برای یافتن دنیای جدید تلاش کرد، به دنبال یافتن منابع جدیدی از منابع ارزشمند مانند نفت، مس، قلع و لاستیک بود. در این مدت ارزش املاک و مستغلات از کشت محصولات کشاورزی به تامین منابع تغییر کرد. این باعث شد که زمین با ارزش تر شود. و سه طبقه به وجود آمد: ثروتمندان، طبقه متوسط ​​و فقیر

چهار-عصر اطلاعات: امروز، ما در عصر اطلاعات هستیم، جایی که اطلاعات با اهرم فناوری و منابع ارزان قیمت مانند سیلیکون تولید ثروت می کند. این بدان معناست که قیمت ثروتمند شدن کاهش یافته است. برای اولین بار در تاریخ، ثروت تقریباً برای همه در دسترس است. اکنون چهار گروه از مردم وجود دارد: فقیر، طبقه متوسط، ثروتمند و فوق ثروتمند

همانطور که بلومبرگ گزارش میدهد، “پس از سال ها کاهش، طبقه متوسط آمریکا اکنون سهم کمتری از ثروت ایالات متحده را نسبت به یک درصد برتر در اختیار دارد
 
واقعیت این است که پول دیگر پول نیست. این یک ارز کامل است و ارزش واقعی در دنیای ارز، توانایی کنترل و دستکاری اطلاعات در آن است. این همان چیزی است که ثروتمندان و ابرثروتمندان در آن متخصص شده اند

از دست دادن پول در یک چشم به هم زدن
مشکل عصر اطلاعات این است که اگر پلک بزنید می توانید خیلی سریع پول زیادی از دست بدهید

سرعت جریان و تغییر اطلاعات و حجم انبوه اطلاعاتی که در اختیار ما قرار می گیرد می تواند پاسخ صحیح و به موقع را بسیار سخت کند. این واقعیت ؛ فکر کردن فعالانه را سخت می کند زیرا اگر مراقب نباشید و تحصیلات مالی نداشته باشید، به هر اطلاعاتی که به دستتان می رسد واکنش نشان می دهید

جواب ثروتمند بودن این است که پول بیشتری نداشته باشید
آیا تا به حال شنیده اید که کسی بگوید کاش یک میلیون دلار داشت؟ آن وقت آنها پولدار می شدند، درست است؟ در مورد کسی که آرزو کند در لاتاری برنده شود چطور؟ سپس آنها تنظیم می شوند؟
 
البته دنیا پر از افرادی است که یک میلیون دلار درآمد داشته اند یا در لاتاری برنده شده اند و همه آن را باخته اند. آنها دیگر ثروتمند نیستند. چرا اینطور است؟
 
اساساً به این دلیل است که آنها درک درستی ندارند که در وهله اول چه چیزی شما را ثروتمند می کند – و واقعاً پول چیست؟
 
طرز فکر فقرا
امروزه، دارایی های سنتی شما را ثروتمند یا از نظر مالی ایمن نمی کند. فقط از همه آن “سرمایه گذاران” بپرسید که در طول آخرین رکود بزرگ، زمانی که خانه ها و بیمه بازنشستگی ۴۰۱ (کا) آنها تخریب شد، همه چیز خود را از دست دادند؟ امروز، شما می توانید در تجارت، املاک، سهام، اوراق قرضه و کالاها ضرر کنید. هر کلاس دارایی ممکن است در هر لحظه از کار بیفتد. فقط نگاه کنید که در عصر کووید ۱۹ چه اتفاقی افتاده است
 
همیشه اینطور نبود. برای مثال، نسل والدین من می‌توانند روی قواعد قدیمی پول حساب کنند. در بیشتر موارد، دلار ثابت بود، بنابراین پس انداز منطقی بود، ارزش خانه ها هر سال به طور متوسط افزایش می یافت، و کارفرمایان در دوران بازنشستگی از شما مراقبت می کردند. پول، برای همه مقاصد، پول بود و می‌توانستید روی آن حساب کنید
 
که دیگر اینطور نیست. اگر به آن چیزها اعتماد کنید، در دنیایی از آسیب مالی قرار دارید. اعتماد به قواعد قدیمی پول، طرز فکر فقرا است
 
طرز فکر ثروتمندان
ثروتمندان در مورد پول طرز فکر متفاوتی دارند. آنها می دانند که قواعد جدیدی برای پول وجود دارد و قواعد قدیمی دیگر کار نمی کنند
 
بنابراین، طوری که فقرا فکر می کند که اینگونه ثروتمند شوند ، ثروتمندان می دانند که پس انداز کنندگان بازنده هستند و بزرگی ثروت شما نسبت به سرعت پول شما است
 
جایی که فقرا فکر می کنند خانه شان دارایی است، ثروتمندان می دانند که خانه شما یک دارایی نیست. جایی که فقرا فکر می کنند که برای ثروتمند شدن به تحصیلات خوب نیاز دارید، ثروتمندان می دانند که آموزش مالی در واقع بسیار مهمتر است
 
دو نوع اطلاعات آموزش مالی
در عصر اطلاعات، معامله گران در بدترین وضعیت قرار دارند. برای یک معامله گر تقریبا غیرممکن است که با جریان اطلاعات همراه باشد. و از آنجایی که آنها پول خود را از طریق معاملات، خرید و فروش به دست می آورند، در معرض نوسانات بازار هستند که کنترلی بر آنها ندارند. آنها به اطلاعات فوری معتاد هستند
 
من دوست ندارم معامله کنم در عوض، ترجیح می‌دهم در بلندمدت روی دارایی‌هایی سرمایه‌گذاری کنم که جریان نقدی دارند و با تورم تنظیم می‌شوند. به این ترتیب، من به تاریخچه عملیاتی دارایی خاصی که در حال خرید آن هستم و روندهای سالیان متمادی در صنعت آن دارایی توجه می کنم. من به آنچه در حال حاضر اتفاق می افتد توجه ثانویه دارم. من به اطلاعات تاریخی معتاد هستم
 
اگر می خواهید سریع ثروتمند شوید، می توانید با اطلاعات فوری از شانس خود استفاده کنید. البته می توانید سریع هم فقیر شوید. اگر می خواهید به ارزش یک عمر؛ ثروت بسازید، من به اطلاعات تاریخی پایبند خواهم بود
 
به عنوان مثال، اطلاعات تاریخی به من می گوید که هر واحد پولی در تاریخ جهان به صفر می رسد. به این ترتیب، من در طلا، نقره و نفت و همچنین املاک سرمایه گذاری می کنم. با کاهش ارزش یک ارز، ارزش این دارایی ها افزایش می یابد. آنها سرمایه گذاری های بلندمدت هستند و دارایی هایی مانند چاه های نفت و املاک نیز جریان نقدی دارند و هر ماه پول در جیب من می گذارند
 
مطمئنا، من هنوز به برخی از اطلاعات فوری توجه می کنم. به عنوان مثال، من قیمت طلا را از نزدیک تماشا می کنم، اما نه به این دلیل که می خواهم طلای خود را بفروشم و به سود نقدی سریع برسم. در عوض، می‌خواهم بدانم چه زمانی طلا به اندازه‌ای پایین می‌آید که بتوانم مقداری بیشتر بخرم. من در دراز مدت به طلا بیشتر از دلار اعتماد دارم. اجازه دهید چند نمودار دیگررا با شما به اشتراک بگذارم

همانطور که می بینید، طی نزدیک به ۱۲۰ سال گذشته، قیمت طلا ارزش خود را نسبت به “پول” جهان حفظ کرده است. این به این دلیل است که طلا پول واقعی است. پول خداست ؛ این اطلاعات تاریخی است که می توانید به آن تکیه کنید

یکی دیگر از اطلاعات تاریخی که درک آن آسان است این است که هر چه دولت ها «پول»، یعنی ارز بیشتری تولید و وارد سیستم کنند، ارزش آن کمتر می‌شود. به همین دلیل است که من به پول دولت ها اعتماد ندارم. من به پول جاودانه مانند طلا، نقره، املاک و نفت اعتماد دارم
 
خبر خوب این است که، مانند افراد ثروتمند، می توانید با درک تاریخچه پول و نحوه استفاده از آن اطلاعات به نفع خود، یاد بگیرید که پول خود را چگونه چاپ کنید
 
برای معامله گر، قوانین اطلاعات فوری. این در مورد خرید و فروش در پایین و بالا است. مشکل این است که شما هرگز نمی دانید دقیقا چه زمانی است، بنابراین باید بهترین حدس خود را انجام دهید. گاهی اوقات، شما یک حدس عالی می زنید. مواقع دیگر، شما یک تراژدی می سازید. همه چیز به کیفیت اطلاعات شما بستگی دارد
 

ذهن چگونه کار می کند

در اینجا چارچوبی مفید برای نحوه عملکرد ذهن را با شما به اشتراک می گذارم

یک – باورها، افکار اساسی که اساس همه کارهای ما را تشکیل می دهند. اینها تقریباً کاملاً ناخودآگاه هستند. باورهای ما چارچوب ما برای نحوه تفکر و عمل ما هستند. اما باورهای ما واقعیت ندارند. آنها نظرات ما در مورد آنچه ما معتقدیم درست است میباشند. این نظرات دقیقاً اقدامات ما را تعیین می کند

دو – بهانه‌ها، چیزهایی که به زبان می‌آوریم و ناشی از باورهای ما هستند، مانند «وقت کافی ندارم». بهانه‌ها چرخه‌ای ایجاد می‌کنند که شما را به باورهایتان باز می‌گرداند، مهم نیست چقدر ناقص یا نادرست هستند، و شما بر بهانه‌های درونی خود (بر اساس باورهایتان) تکیه می‌کنید تا ریشه‌تان را در همان عادت‌های بد نگه دارید

سه – اعمال، تصمیماتی که بر اساس باورها و بهانه های خود می گیریم. با زمان کافی، بهانه ها منجر به تصمیمات بد می شود و این تصمیمات بد اعمال شما هستند (و بله، بی عملی همان عمل است)

چهار- نتایج، نتیجه طبیعی باورها، بهانه ها و اعمال شما. این ها دسرها هستند

 اگر می خواهید نتایج خود را تغییر دهید، باید باورهای خود را تغییر دهید، که بهانه های شما را تغییر می دهد و منجر به اقدامات با کیفیت بالاتر می شود

من این را تغییر ذهن می نامم. و اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، باید ذهنیت پولی خود را تغییر دهید، ذهنیتی که به شما ذهنیت ثروتمندان را بدهد

در پس هر حرکت بزرگ در تاریخ، و هر دستاورد بزرگ در سطح فردی، یک تغییر ذهنی بزرگ، یک تغییر کامل در طرز فکر وجود دارد که مسیر تاریخ – عمومی یا شخصی – را برای همیشه تغییر می دهد

چهار تغییر ذهن انسانی
قبلاً در مورد چهار عصر اقتصادی بشریت نوشتم. وقتی به عصرهای اقتصادی فکر می‌کنید، آن‌ها واقعاً تغییر ذهنیت‌های جهانی هستند که توسط تغییرات در فن‌آوری و افکار بشری تحریک شده‌اند، و آنچه که به خاطر آن فناوری ممکن است
 
امروزه، از آنجایی که ما در عصر اطلاعات زندگی می کنیم، اطلاعات بیشتری از آنچه که می دانیم در نوک انگشتان ما وجود دارد. اطلاعات ؛ پول جدید است، اما درست مانند طبقه فقیر و متوسط، داشتن “پول” زیاد ؛ شما را ثروتمند نمی کند. دانستن اینکه با آن پول چه کنید؛ یک دانش است
 
اما با وجود اینکه ما در عصر اطلاعات زندگی می کنیم، این اطلاعات نیست که شما را ثروتمند می کند. شما باید تغییر ذهنیت را از اطلاعات به دانش انجام دهید
 
تفاوت بین اطلاعات و دانش
در سفرهایم، به معنای واقعی کلمه مردم محلی را دیده ام که در حالی که بر پشت گاری سوار شده اند، با تلفن همراه خود پیامک می دهند. در کلاس های درس در سراسر جهان، اینترنت به راحتی در دسترس است و فناوری برای بیشتر بچه ها طبیعت دوم است. صرف نظر از طبقه اجتماعی-اقتصادی، اطلاعات تا حد زیادی رایگان و فراوان است. برای اولین بار در تاریخ، مردم می توانند به اطلاعات دسترسی پیدا کنند و در مورد هر چیزی بدون توجه به اینکه ثروتمند یا فقیر باشند، بیاموزند
 
در حالی که همه این اطلاعات ارزشمند هستند، به اندازه دانش ارزشمند نیستند. دانش به شما این امکان را می دهد که اطلاعات غیر مهم را برای یافتن اطلاعات مهم فیلتر کنید. دانش به شما این قدرت را می دهد که بر اساس اطلاعات عمل کنید. دانش چیزی است که شما را ثروتمند می کند ؛ نه اطلاعات
 
تغییر ذهن دانش
مربی ام یک بار به من گفت: “نفت ارزشمند است. بسیاری از مردم دوست دارند نفت زیادی داشته باشند. اما داشتن مقدار زیادی نفت شما را ثروتمند نمی کند. این تغییر ذهنیت را ایجاد می کند تا بفهمید نفت چگونه می تواند شما را ثروتمند کند که برای شما ثروت بیاورد. به عنوان مثال، نفت خام تا زمانی که پالایش نشود، ارزش کمی دارد. این یک فرآیند پیچیده است که نیاز به علم و تجهیزات دارد. برای پالایش نفت و ساختن سوخت نیاز به دانش است. سوخت ارزشمند است و شما را ثروتمند می کند. اما شما نمی توانید سوخت بدون نفت داشته باشید
 
امروز، در عصر اطلاعات تفاوتی ندارد. شما می توانید تمام اطلاعات جهان را داشته باشید، اما بدون تغییر ذهنیت به دانش، همچنان فقیر خواهید بود. به عنوان مثال، دلیل موفقیت مارک زاکربرگ به این دلیل است که او می‌داند با اطلاعات چه کاری باید انجام دهد و دانش چگونگی ساخت فناوری‌ها برای استفاده از اطلاعات را دارد
 
دانش مارک زاکربرگ از فناوری اینترنت به او امکان ساخت فیس بوک را داد. او همچنین می داند که چگونه یک تیم بسازد و افراد باهوش تر از خود  را بیابد تا فیس بوک را بزرگتر و بهتر کند. در نهایت، او می داند که اطلاعات برای فروش ؛ ارزشمند است. فیس‌بوک در جمع‌آوری اطلاعات شما، پردازش و فروش آن به تبلیغ‌کنندگانی که تبلیغات خود را برای کسب درآمد از شما هدف قرار می‌دهند، برتری دارد
 
آیا پول را تغییر خواهید داد؟
این اطلاعات نیست که مارک زاکربرگ را ثروتمند می‌کند، بلکه توانایی او در پردازش و بهره‌برداری از آن است – باز هم، این دانش است و دانش از آموزش می‌آید. ما در عصری زندگی می کنیم که ثروت برای همه – از جمله شما – فراوان و قابل دسترسی است. اما برای اینکه بتوانید آن را پردازش کنید و از آن استفاده کنید، باید تحصیلات مالی داشته باشید
امروز دانش ؛ شما را ثروتمند و کمبود دانش ؛ شما را فقیر می کند. در این دنیای جدید شجاع، این دانش شماست که پول جدید است
 
من شما را تشویق می کنم که با افزایش تحصیلات مالی، ضریب هوشی مالی خود را افزایش دهید. سپس می توانید اطلاعات مهم را بیابید و دانش لازم برای عمل کردن بر اساس آن را داشته باشید
سرمایه گذاری برای جریان نقدی
در نهایت، توصیه من همان است که همیشه بوده است. روی دارایی هایی سرمایه گذاری کنید که جریان نقدی دارند و در برابر تورم از خود و شما محافظت می کنند. برای انجام این کار، به اطلاعات تاریخی عمیق و جامعی در مورد طبقات پول و دارایی نیاز دارید. به همین دلیل است که من همیشه مردم را تشویق می کنم که ابتدا در آموزش مالی خود سرمایه گذاری کنند
 
اطلاعات فوری در یک چشم به هم زدن می آیند و می روند. اما یک آموزش مالی جامع تا آخر عمر به شما کمک می کند و برای نسل ها به شما کمک می کند تا ثروت بسازید
 
برای اطلاعات بیشتر، منابع آموزش مالی را اینجا ببینید.

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود