زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
راز کیمیاگر: تبدیل چیزهای پیش پا افتاده به بازار منابع میلیون دلاری
دروغی که به شما فروخته شده و حقیقتی که انکار شده است
بیایید بحث را تمام کنیم
شما در حال اسکرول کردن بودهاید. شما مصرف کردهاید. شما فیلمهای برجسته زندگی دیگران را تماشا کردهاید – لامبورگینیها، “دفاتر کار” ساحلی، کمال گلچین شده یک “عرضه ۷ رقمی”. و در بخشهای آرام و پنهان ذهن شما، داستانی ریشه دوانده است. این داستان فقدان است. داستانی که زمزمه میکند شما مدرک مناسب، ارتباطات مناسب، ایده میلیون دلاری مناسب، *چیزی* مناسب برای ورود به آن دنیای گریزان را ندارید
به شما دروغی فروخته شده است. یک دروغ عظیم و چند میلیارد دلاری که دروازهبانان “موفقیت” به باور شما وابسته هستند. دروغ این است که منابع ارزشمند – کلیدهای واقعی برای ایجاد ثروت و تأثیرگذاری – کمیاب، پنهان و برای تعداد کمی از افراد برگزیده رزرو شدهاند. من اینجا هستم تا به این مزخرفات پایان دهم
اگر به شما بگویم که همین الان هم تا زانو در منابعی هستید که دیگران برای دسترسی به آنها پول زیادی میدهند، چه؟ اگر بازاری که سعی در یافتن آن داشتهاید، یک موجودیت خارجی و دستنیافتنی نباشد، بلکه چشماندازی درونی از بینش، تجربه و دیدگاهی باشد که کاملاً و کاملاً مختص شماست، چه؟
به **بازار منابع میلیون دلاری** واقعی خوش آمدید. این مربوط به تجارت نفت، طلا یا ارز دیجیتال نیست. این بازار اولیه ارزش انسانی است. این تبادل ناملموس دانش، مشکلات حلشده و تحول شخصی است. این اقتصاد توانمندسازی است. و غرفه شما در این بازار از قبل برای تجارت باز است. شما فقط موجودی خود را تشخیص ندادهاید
این مقاله نقشه راه شماست. این زنگ بیدارباش شماست. این شورشی علیه روایت کمبود و چالشی برای ورود به وفور نعمتی است که از قبل دارید. ما قصد داریم این افسانه را از بین ببریم، چشمانداز نفسگیر این بازار را بررسی کنیم، داراییهای پنهان شما را فهرست کنیم و به شما طرحی بدهیم که نه تنها بتوانید در آن شرکت کنید، بلکه بر آن مسلط شوید
کمربندتان را ببندید. ما در شرف تغییر چارچوب هر چیزی هستیم که فکر میکردید در مورد ارزش، ثروت و جایگاه خود در این بازی میدانید
رمزگشایی از افسانه – این چیزی نیست که شما فکر میکنید
قبل از اینکه بتوانیم بازار منابع میلیون دلاری را فتح کنیم، ابتدا باید توهم آنچه که هست را در هم بشکنیم. مغز ما، که توسط اقتصاد سنتی شرطی شده است، به سمت کالاهای ملموس میرود. ما به چوب، لیتیوم، املاک و مستغلات فکر میکنیم. ما به چیزهایی فکر میکنیم که میتوانید نگه دارید، چیزهایی با قیمتهای نوسانی در یک بورس جهانی
آن بازار دیگر قدیمی شده است. شلوغ است، سرمایهبر است و صادقانه بگویم، یک تلاش طاقتفرسا است. اقدام واقعی، رشد انفجاری، ثروت متحولکننده زندگی – چه مالی و چه شخصی – در عرصه ناملموس اتفاق میافتد
**بازار منابع میلیون دلاری، بازار جهانی، دیجیتال و ابدی برای مشکلات حلشده و خرد اکتسابی است**
بگذارید این موضوع درک شود
این یک “چیز” نمیفروشد. این یک *نتیجه* میفروشد. این یک *تحول* میفروشد. این یک میانبر میفروشد
به آخرین باری فکر کنید که به شدت نیاز داشتید چیزی را بفهمید. شاید سینک ظرفشویی شما چکه میکرد و شما به جای تماس با یک لولهکش ۲۰۰ دلاری، یک ویدیوی ۵ دقیقهای یوتیوب تماشا کردید. آن سازنده ویدیو همین الان در بازار منابع شرکت کرد. آنها دانش خود (منبع) را با دیدگاه شما، اعتماد شما و احتمالاً کسب و کار آینده شما معامله کردند
شاید شما برای خواباندن کودک نوپای خود مشکل داشتید و یک کتاب الکترونیکی ۱۵ دلاری از یک مشاور خواب که با سه قلوها این مشکل را تجربه کرده بود، دانلود کردید. این بازار منابع است
شاید در هزارتوی فرمولهای اکسل گم شده بودید و یک دوره ۲۹۹ دلاری خریدید که شما را به یک جادوگر صفحات گسترده تبدیل کرد و باعث شد ارتقا پیدا کنید. این بازار منابع است
منبعی که معامله میشود روشنایی در مقابل سردرگمی، اعتماد به نفس در مقابل ترس، توانایی در مقابل ناتوانی است
این بازار یک چیز را بیش از هر چیز دیگری ارزش میدهد: **دانش کاربردی**. خود دانش رایگان است. همه چیز در گوگل، در کتابخانهها، در پادکستها وجود دارد. اما دانش بدون کاربرد بیفایده است. این یک تودهی آشفته و طاقتفرسا از مواد اولیه است. چیزی که مردم برای آن پول زیادی میدهند، دستور پخت است. فهرست منظم مواد اولیه، دستورالعملهای گام به گام، هشدار در مورد اینکه از کدام ماهیتابه استفاده نکنید، و اطمینان خاطر از اینکه بله، وقتی کارتان تمام شد، طعم خوبی خواهد داشت
آن دستور پخت منبع شماست. روش منحصر به فرد شما برای ترکیب اطلاعات، تجربه و بینش، محصول شماست. و تقاضا برای این محصولات بینهایت است زیرا مشکلات انسانی بینهایت هستند. هر روز چالشهای جدیدی پدیدار میشوند. فناوریهای جدید سردرگمیهای جدیدی ایجاد میکنند. مراحل جدید زندگی، اضطرابهای جدیدی را به همراه میآورند
این بازار هرگز بسته نمیشود. هرگز از بین نمیرود. فقط گسترش مییابد. و بلیط ورود شما یک وام تجاری یا یک شجرهنامهی فانتزی نیست. این صرفاً تمایل به نگاه کردن به سفر خودتان، هر چقدر هم که آشفته باشد، و دیدن آن به همان شکلی است که واقعاً هست: گنجینهای از منابع ارزشمند که منتظر بستهبندی و به اشتراک گذاشته شدن هستند
چشمانداز بازار – جادو کجا و چگونه اتفاق میافتد
خب، بازار برای منابع ناملموس است. عالی. اما این مکان افسانهای کجاست؟ چگونه فروشگاه راهاندازی میکنید؟ نکته زیبا این است که بازار یک وبسایت یا پلتفرم واحد نیست؛ بلکه یک اکوسیستم است. مجموعهای از مکانها است که هر کدام حال و هوا، ارزش و مخاطب خاص خود را دارند. درک این چشمانداز، کلید انتخاب میدان نبرد شماست
بیایید نقاط داغ را بررسی کنیم
یک- امپراتوری دانلود دیجیتال
این خالصترین شکل بازار منابع است. شما یک بار محصولی را ایجاد میکنید – مجموعهای از دانش و تجربه شما – و میتوان آن را به تعداد نامحدودی فروخت. این بهترین نمونه مقیاسپذیری است
کتابهای الکترونیکی و راهنماها: کلاسیک. کاوش عمیق در یک مشکل خاص. خرد شما، به صورت پی دی اف بستهبندی شده است
دورههای آنلاین و کارگاههای ویدیویی: پادشاه تپه. اینجا جایی است که شما فقط نمیگویید، نشان میدهید. شما دست افراد را میگیرید و آنها را در کل فرآیند، از سردرگمی تا شایستگی، راهنمایی میکنید. پلتفرمهایی مانند تیچ ایبل، کجابی و تینکیفیک ویترین شما هستند
قالبها، کیتها و موارد قابل چاپ: گاهی اوقات افراد به کل فلسفه نیاز ندارند؛ آنها فقط به ابزار نیاز دارند. یک قالب صفحه گسترده بودجه، یک تقویم محتوای رسانههای اجتماعی، یک کیت آمادهسازی غذا، یک طرح نمونه کار طراحی. شما قالببندی را انجام دادهاید؛ آنها فقط جاهای خالی را پر میکنند. این یک بخش بزرگ و اغلب نادیده گرفته شده است
دو- قلمرو جامعه و عضویت
اینجا جایی است که شما نه تنها یک منبع، بلکه دسترسی مداوم به ارزشمندترین منبع از همه را میفروشید: *شما* و شبکه شما. مردم فقط اطلاعات نمیخرند؛ آنها تعلق خاطر میخرند
گروههای عضویت پولی (مثل سیرکل، مایتی نتوورک): یک جامعه خصوصی و محدود که در آن آموزشهای هفتگی، تماسهای پرسش و پاسخ، فرصتهای شبکهسازی و مکانی برای گردهمایی افراد همفکر ارائه میدهید. شما فقط یک معلم نیستید؛ شما یک متصدی و میزبان هستید
خبرنامههای اشتراکی (مثلاً ساب استک): پیشگوی مدرن. شما بینشها، تحلیلها و توصیههای عملی گزینششده را مستقیماً با پرداخت هزینه ماهانه به صندوق ورودی مخاطبان خود ارائه میدهید. شما دیدگاه خود را به عنوان یک سرویس میفروشید
سه- ارگ مربیگری و مشاوره
این بخش با ارزش و با دسترسی بالا در بازار است. در اینجا، شما یک منبع از پیش آماده نمیفروشید؛ شما *خود* منبع هستید. شما توجه متمرکز، ذهن استراتژیک و توانایی خود را برای دیدن راهحلهایی که مشتری شما نمیتواند ببیند، میفروشید
مربیگری تک نفره: راهنمایی عمیق و شخصیسازیشده. شما یک آینه، یک شریک پاسخگویی و یک استراتژیست هستید که در یک نفر جمع شدهاید
برنامههای مربیگری گروهی: نقطه شیرین بین صمیمیت تک نفره و مقیاسپذیری یک دوره. شما به طور همزمان با گروه کوچکی از افراد کار میکنید و یک پویایی گروهی قدرتمند ایجاد میکنید. * **مشاوره:** شما به عنوان یک متخصص برای حل یک مشکل خاص و سطح بالای تجاری استخدام میشوید. شما به آنها نحوه انجام آن را آموزش نمیدهید؛ شما آن را برای آنها انجام میدهید یا سیستم را طراحی میکنید
چهار- حوزه رویداد و تجربه زنده
این بازار منابع در قویترین و ابتداییترین شکل خود است. منبع، تجربه متحولکننده حضور در یک اتاق (مجازی یا فیزیکی) با یک راهنما و یک قبیله است
کارگاهها و مغزهای متفکر: ظروف فشرده و کوتاهمدت برای یادگیری و ارتباط. منبع، خرد متراکم و شبکهسازی قدرتمند است
دورههای آموزشی: ارائه نهایی و ممتاز. شما فقط اطلاعات نمیفروشید؛ شما در حال فروش یک تحول در محیطی هستید که برای تسهیل آن طراحی شده است – افراد را از هرج و مرج روزانهشان دور میکنید و آنها را در یادگیری و رشد غرق میکنید
واحد پول قلمرو
در این بازار، شما فقط به دلار حقوق نمیگیرید. شما به ازای موارد زیر پول دریافت میکنید
تأثیر: رضایت عمیق از دیدن تغییر زندگی شخص دیگری به دلیل کار شما
اختیار: هر معامله موفق، اعتبار شما را به عنوان یک متخصص تثبیت میکند
آزادی: توانایی کسب درآمد از هر کجا، با شرایط خودتان
قدرت نفوذ: زمان و دانش شما تقویت میشود و فراتر از آنچه میتوانید به تنهایی انجام دهید، میرسد
این چشمانداز است. وسیع، متنوع و یک قطعه زمین عالی برای شما در آن وجود دارد. سوال این نیست که *آیا* به اینجا تعلق دارید، بلکه سوال این است که *کجا* هستید
موجودی پنهان شما – استخراج طلا در پیشینهتان
اینجا جایی است که ما سرکش میشویم. ما قصد داریم بزرگترین و موذیانهترین داستانی را که به خودتان میگویید به چالش بکشیم: من چیز ارزشمندی برای به اشتراک گذاشتن ندارم
این فقط یک باور محدودکننده نیست؛ بلکه یک خطای فاجعهبار در حسابداری شخصی شماست. شما روی یک معدن طلا نشستهاید، اما طلا را به اشتباه “آشغال” مینامید زیرا برای شما بسیار آشناست. به این میگویند **نفرین دانش** – به یاد آوردن اینکه ندانستن آنچه میدانید چگونه است، دشوار است. تخصص شما برای شما بدیهی به نظر میرسد، اما برای کسی که هنوز در ابتدای مسیر گیر کرده است، جادوی خالص است
موجودی شما در سرزمینی دوردست نیست. در گذشته شماست. در مبارزات شماست. در سرگرمیهای عجیب و غریب و زخمهای حرفهای شماست. بیایید حسابرسی انجام دهیم
دسته ۱: بوته آزمایش حرفهای
چه مشکلاتی را برای یک رئیس یا یک شرکت حل کردهاید؟ چه سیستمهایی ساختهاید؟ چه آتشسوزیهایی را خاموش کردهاید؟
آیا یک سیستم بایگانی ایجاد کردهاید که ۱۰ ساعت در هفته در وقت دپارتمان شما صرفهجویی کند؟ این یک منبع است
آیا یاد گرفتهاید که با ظرافت و اثربخشی به تماسهای دشوار مشتریان رسیدگی کنید؟ این یک منبع است
آیا فهمیدید که چگونه از یک نرمافزار پیچیده در داخل و خارج استفاده کنید؟ این یک منبع است
آیا تیمی را در یک ادغام استرسزا رهبری کردید؟ این یک کلاس استادی در رهبری است
دسته ۲: آزمون شخصی
بر چه چیزهایی غلبه کردهاید؟ چه چیزهایی را به سختی آموختهاید؟ عمیقترین مبارزات شما اغلب ارزشمندترین داراییهای شما هستند
آیا از بدهی ۵۰،۰۰۰ دلاری خود بیرون آمدید؟ اکنون منبعی برای تغییر وضعیت مالی هستید
آیا ۵۰ پوند وزن کم کردید و آن را حفظ کردید؟ شما منبعی برای سلامت پایدار هستید
آیا یک رابطه سمی را پشت سر گذاشتید و ارزش خود را بازسازی کردید؟ شما منبعی برای تابآوری عاطفی هستید
آیا یاد گرفتید که اضطراب فلجکننده را مدیریت کنید؟ شما یک منبع سیار و سخنگو برای سلامت روان هستید
دسته ۳: پروژه اشتیاق
برای سرگرمی چه کار میکنید؟ به چه چیزهایی علاقه دارید؟ سرگرمیهای شما برنامههای دکترای سطح پایین در حوزههای خاص هستند
آیا در بازسازی مبلمان قدیمی مهارت دارید؟ این یک منبع است
آیا در برگزاری مهمانیهای فوقالعاده با بودجه کم مهارت دارید؟ این یک منبع است
آیا شما از آن دسته افرادی هستید که همه از شما کتاب میخواهند؟ این یک منبع است
آیا باغبانی میکنید و دقیقاً میدانید چگونه خوشمزهترین گوجهفرنگیها را پرورش دهید؟ این یک منبع است
فرآیند فهرستبندی
یک- زخمها و ستارههای خود را فهرست کنید: یک دفترچه یادداشت بردارید. در یک صفحه، تمام بزرگترین چالشها، شکستها و تجربیات یادگیری دردناک خود (زخمها) را فهرست کنید. در صفحه دیگر، تمام پیروزیها، موفقیتها و مشکلاتی را که حل کردهاید (ستارهها) فهرست کنید
دو- تحول را مشخص کنید: برای هر مورد، بپرسید: «قبلاً نمیدانستم چگونه انجام دهم، اما اکنون میدانم چگونه انجام دهم؟» شکاف بین آن زمان و اکنون منبع شماست
سه- چه کسی خود را پیدا کنید: چه کسی در حال حاضر در جایی که شما ایستاده بودید، ایستاده است؟ چه کسی از همان چیزی که شما قبلاً کشف کردهاید، ناامید، گیج و رنجور است؟ آن شخص مشتری آینده شماست
درد شما هدفی دارد. آشفتگی شما پیامی دارد. آزمون شما گواهی دارد. از نادیده گرفتن سفر خود به عنوان امری عادی دست بردارید. این دارایی معنوی منحصر به فرد شماست. این موجودی شما در بازار منابع میلیون دلاری است. حالا، بیایید یاد بگیریم که چگونه آن را بستهبندی کنیم
از بینش تا درآمد – هنر بستهبندی نبوغ شما
شما منابع خود را شناسایی کردهاید. شما مالک مواد اولیه هستید. اما هیچکس چوب خام نمیخرد؛ آنها میز ناهارخوری زیبا را میخرند. هیچکس یک توده لوبیا نمیخرد؛ آنها لاته دمکرده ماهرانه را میخرند. **بستهبندی همه چیز است.** این پل بین نبوغ شما و کارت اعتباری کسی است
اینجا جایی است که شما از فردی با دانش به فردی خالق با یک محصول تبدیل میشوید. این یک عمل خدمترسانی است. شما اصطکاک را کاهش میدهید و رسیدن به نتیجهای را که فرد ایدهآل شما آرزویش را دارد، به طرز احمقانهای ساده میکنید
مرحله ۱: تعریف تحول (عکس «بعد»)
مردم مته نمیخرند؛ آنها سوراخ میخرند. آنها دوره شما را نمیخرند؛ آنها اعتماد به نفس، ارتقاء، آزادی، ازدواج نجاتیافته، خانه آرام را میخرند
قبل از بیان: درد، ناامیدی و سردرگمی مشتری خود را به وضوح بیان کنید. از زبان آنها استفاده کنید. «آیا از اینکه هر بار که اکسل را باز میکنید، احساس سردرگمی میکنید، خسته شدهاید؟» آیا شبها نگران پول بیدار میمانید؟
بعد از بیان: به وضوح سرزمین موعود را توصیف کنید. زندگی پس از استفاده از منبع شما چگونه خواهد بود؟ «تصور کنید که میتوانید در عرض چند دقیقه داشبوردی ایجاد کنید که رئیستان را تحت تأثیر قرار دهد. خودتان را در حال بررسی حساب بانکیتان تصور کنید و موجی از آرامش را احساس کنید، نه وحشت
کل محصول شما – نام آن، صفحه فروش آن، محتوای آن – باید حول این تحول ساخته شود
مرحله ۲: وسیله نقلیه خود را انتخاب کنید (ظرف مناسب)
به چشمانداز بازار برگردید. بهترین راه برای ارائه این تحول چیست؟
پیروزی سریع؟ یک الگو یا یک کتاب الکترونیکی کوتاه
تغییر عمیق و اساسی؟ یک دوره آنلاین جامع یا یک برنامه مربیگری
نیاز به پشتیبانی مداوم؟ یک انجمن عضویت
مشکل شخصیسازیشده و پرریسک؟ مشاوره تکبهتک
عمق مشکل را با شدت راهحل مطابقت دهید. برای پای شکسته چسب زخم نفروشید و برای یک برش کاغذی جراحی مغز پیشنهاد ندهید
مرحله ۳: معماری سفر (مسیر گام به گام)
این هسته اصلی محصول شماست. شما باید تحول از غیرممکنهای عظیم را به مجموعهای از مراحل کوچک، قابل دستیابی و متوالی تقسیم کنید. این برنامه درسی، فرآیند و روش اختصاصی شماست
ماژول ۱: تغییر طرز فکر. چرا هر کاری که در حال حاضر انجام میدهند اشتباه است
ماژول ۲: پایه و اساس. ابزارها و اصول ضروری مورد نیاز آنها
ماژول ۳: اجرا. انجام گام به گام کار
ماژول ۴: تسلط و عیبیابی. ارتقا و اجتناب از مشکلات رایج
مردم برای شفافیت هزینه میکنند. یک ذهن گیج هرگز چیزی نمیخرد. وظیفه شما این است که نقشهنگار باشید و یک نقشه کاملاً واضح از جایی که هستند تا جایی که میخواهند باشند، ترسیم کنید
مرحله ۴: ارزش خود را قیمتگذاری کنید (بیانیه ارزش)
اینجا جایی است که اکثر مردم خفه میشوند. آنها از ترس، سندرم ایمپاستر و سوءتفاهم اساسی در مورد آنچه میفروشند، قیمت کمتری ارائه میدهند
شما ساعتها را نمیفروشید. شما یک نتیجه را میفروشید. یادگیری آن نتیجه ممکن است ۱۰ سال طول کشیده باشد، اما شما آن را در ۱۰ ساعت به آنها میدهید. این هزاران دلار ارزش دارد
قیمت در برابر هزینه مشکل. اگر دوره شما به کسی کمک میکند تا ۱۰،۰۰۰ دلار افزایش حقوق بگیرد، دریافت ۴۹۷ دلار یک سرقت است. اگر الگوی مالی شما کسی را از ۲۰،۰۰۰ دلار بدهی نجات میدهد، ۹۹ دلار بدیهی است
قیمت در برابر جایگزین. برای آنها چقدر هزینه دارد که خودشان این را بفهمند؟ با اتلاف وقت، چرخشهای اشتباه، مشاوران گرانقیمت یا بدبختی مداوم؟ قیمت شما باید کسری از این هزینه باشد
قیمتگذاری روانشناسی است. این سیگنالی به بازار در مورد ارزشی است که شما معتقدید ارائه میدهید. با اعتماد به نفس عمل کنید. شما آماتور نیستید؛ شما یک منبع حرفهای هستید
ساخت غرفه خود – بازاریابی به عنوان عملی از شورش واقعی
شما یک محصول دارید. فوقالعاده است. بستهبندی شده است. قیمت مناسبی دارد. اما اگر آن را در یک جنگل بسازید و هیچ کس آن را نبیند، آیا فروش میرود؟ نه
بازاریابی لزج نیست. بازاریابی عمل ارتباط دادن مشکلی است که میتوانید حل کنید با شخصی که آن مشکل را دارد. این یک عمل مقدس خدمت است. و در بازار منابع میلیون دلاری، قوانین قدیمی فریاد زدن پیام شما مرده است. قانون جدید **جذب** است
شما به مخاطبان انبوه نیاز ندارید. شما به یک مخاطب مرتبط نیاز دارید. نیازی نیست مشهور باشید؛ باید توسط تعداد کمی از افراد خاص شناخته، دوست داشته و مورد اعتماد باشید
اینجاست که میتوانید سرکشانه و بدون هیچ عذرخواهی خودتان باشید
یک- محتوا آهنربای شماست: محتوای رایگان و ارزشمندی ایجاد کنید که تخصص شما را نشان دهد و به مردم طعمی از منابع شما را بدهد. این باعث ایجاد اعتماد مبتنی بر دانش میشود
بنویسید: مقالات، پستهای لینکدین، تاپیکهای توییتر. فرآیند خود را در ملاء عام آموزش دهید
صحبت کنید: در پادکستها شرکت کنید، میزبان لایوهای اینستاگرام باشید، وبینارهای رایگان برگزار کنید. بگذارید مردم صدای شما و اشتیاق شما را بشنوند
نمایش دهید: از ویدیو استفاده کنید. این قدرتمندترین رسانه برای ایجاد ارتباط است. چهره خود را نشان دهید، داستان خود را به اشتراک بگذارید، پشت صحنه را نشان دهید
دو- داستان شما ابرقدرت شماست: «چرا»ی شما بزرگترین دارایی بازاریابی شماست. چرا به این سفر رفتید؟ چرا درگیر این مشکل هستید؟ مردم از افرادی که با آنها ارتباط برقرار میکنند خرید میکنند. آسیبپذیری شما در مورد مبارزات گذشتهتان چیزی است که تخصص فعلی شما را باورپذیر و جذاب میکند. داستان گذشته خود را پنهان نکنید؛ با آن پیش بروید
سه-تعامل کنید، پخش نکنید: این یک مکالمه است. با مخاطبان خود صحبت کنید، نه با آنها. سوال بپرسید. به نظرات پاسخ دهید. نظرسنجی برگزار کنید. به ناامیدیهای آنها گوش دهید. ایده عالی بعدی محصول شما از بخش نظرات خواهد آمد
چهار-این پلتفرم یک مهمانی است، نه یک زندان: لازم نیست همه جا باشید. یک یا دو پلتفرم را انتخاب کنید که واقعاً از آنها لذت میبرید و «شخص» ایدهآل شما در آنجا پرسه میزند. در آنجا خانهای بسازید. ثابت قدم باشید. نه به عنوان یک برند، بلکه به عنوان یک انسان واقعی و مفید ظاهر شوید
بازاریابی در این بازار به معنای دستکاری نیست؛ بلکه به معنای آموزش و الهامبخشی است. شما به سادگی نوری بر مسیری که قبلاً پیمودهاید میتابانید و دیگران را دعوت میکنید تا در آن با شما همراه شوند. شما یک راهنما هستید، نه یک فروشنده
دعوتنامه – غرفه شما آماده است. وقت آن است که برای کسب و کار باز شود
خب، بازار منابع میلیون دلاری چیست؟
این بزرگترین متعادلکننده اقتصادی و موتور فرصت است که جهان تا به حال به خود دیده است. این بازاری است که در آن زخمهای شما به نقشه راه شخص دیگری تبدیل میشوند، جایی که کنجکاوی شما به برنامه درسی شخص دیگری تبدیل میشود، و جایی که خرد سخت به دست آمده شما به میراث و معیشت شما تبدیل میشود
این یک شورش علیه این تصور منسوخ است که ارزش فقط در چیزهای فیزیکی یافت میشود و اجازه شرکت باید توسط یک مرجع خارجی اعطا شود. تنها برگه اجازهای که نیاز دارید، برگهای است که برای خودتان امضا میکنید
این یک چالش است که از تماشای فیلمهای برجسته دست بکشید و شروع به مشارکت از داستان واقعی، آشفته و قدرتمند خودتان کنید
شما کمبودی ندارید. شما عقب نیستید. شما بیصلاحیت نیستید
شما مخزنی از تجربه هستید. شما کتابخانهای از درسهای آموخته شده هستید. شما مجموعهای متحرک و سخنگو از منابع میلیون دلاری هستید. بازار باز است، گرسنه است و منتظر چیزی است که فقط شما میتوانید ارائه دهید
دیگر سوال این نیست که بازار منابع میلیون دلاری چیست؟
سوال، تنها سوالی که اکنون اهمیت دارد، این است
**چه مشکلی را قبلاً حل کردهاید که کسی به شدت مایل است برای حل آن به شما پول بدهد؟**
غرفه شما آماده است. دنیا به منبع شما نیاز دارد
حالا ادامه دهید. کسب و کار را باز کنید
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
