زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
چرا ثروتمندان ثروتمندتر و فقرا فقیرتر می شوند
بعد از صحبت با مربی ام ، می دانستم که نمی خواهم تمام زندگی ام کارمند شوم. من می خواستم یک کارآفرین و سرمایه گذار باشم. او از اینکه می خواستم این راه را دنبال کنم بسیار هیجان زده شد و به من گفت که لازم است یاد بگیرم چگونه فروش را انجام دهم. بنابراین ، به یک دلیل در شرکت فروش مواد غذایی شغل گرفتم – برای یادگیری نحوه فروش. من برای رسیدن به اهدافم به آن مهارت احتیاج داشتم. هنگامی که می توانستم بفروشم ، آن شغل را رها کردم ، شرکت شخصی خود را تأسیس کردم و سرمایه گذاری کردم و هرگز به گذشته نگاه نکردم
پدر من نمی توانست درک کند. برای او شغل خوب مهمترین چیزی بود که می توانستید بدست آورید. او هیچ مقوله ای برای رد یک کار ثابت و پردرآمد برای شروع کار خود و سرمایه گذاری نداشت
دو دسته افراد
برای درک واکنشهای متفاوت بین افراد ثروتمند و فقیر، باید درک کنید که در دنیا دو دسته افراد وجود دارد ، کسانی که دنیا را از سمت چپ جدول جریان نقدینگی و کسانی که آن را در سمت راست این جدول مشاهده می کنند ،برای سالها ، من جدول جریان نقدینگی را آموزش داده ام. برای برخی از شما ، این بررسی مجدد خواهد شد. امید من این است که برای دیگران ، آغاز تغییر ذهنیت شما در مورد پول باشد
جدول جریان نقدینگی به چهار نوع از افراد تقسیم می شود که در دو گروه قرار میگیرند، در هر گروه دو نفر
سمت چپ جدول جریان نقدینگی
در سمت چپ جدول کارمندان و خویش فرمایان قرار دارند. آنها بیشترین مالیات را پرداخت می کنند و وقت خود را با پول معامله می کنند. و هر کدام طرز فکر متفاوتی دارند
کارمندان
در پایان روز ، مهمترین چیز برای کارمندان امنیت است. پدر بیچاره من تمام زندگی اش کارمند بود و چیزی بیش از امنیت نمی خواست. به همین دلیل او نمی توانست درک کند که چرا من می خواهم صاحب کسب و کار و سرمایه گذار شوم.برای او ، هیچ چیز خطرناک تر از آن نبود.از آنجا که کارمندان از خطر دور می شوند ، نیازی به کسب اطلاعات در مورد پول یا نحوه کار آن نمی بینند.برای آنها ، آموزش عبارت است از یادگیری مهارت های مورد نیاز برای دستیابی به شغل ثابت و پردرآمد و دارای مزایای زیاد. وقتی کارمندان به پول بیشتری احتیاج دارند ، بدنبال شغل پردرآمد می گردند
خویش فرمایان
افراد دردسته خویش فرمایان کارمندان خوبی نیستند و اغلب این نگرش را دارند که هیچ کس بهتر از آنها نمی تواند این کار را انجام دهد. در حالی که آنها هنوز ایده امنیت را دوست دارند ، تحمل بیشتری نسبت به خطر دارند و بنابراین بدشان نمی آید که برای خودشان کار کنند.در واقع ، آنها این روش را دوست دارند زیرا احساس می کنند آینده خود را کنترل می کنند.افراد درقسمت خویش فرمایان: پزشکان ، وکلا ، دندانپزشکان ، حسابداران و سایر مشاغل مستقر در خدمات و مشاوران هستند. آنها استانداردهای بسیار بالایی برای کار خود دارند و به همین دلیل در تفویض اختیار به دیگران مشکل دارند. باز هم ، آنها دوست ندارند کارمندان خود را استخدام کنند زیرا هیچ کس بهتر از آنها این کار را انجام نمیدهد. در نتیجه ، آنها فقط درهنگامی که کار می کنند درآمد کسب می کنند. این بدان معنی است که آنها صاحب کسب و کارنیستند ، بلکه صاحب شغل هستند. وقتی افراد خویش فرما به پول بیشتری احتیاج دارند ، ساعتهای بیشتری را کار میکنند
سمت راست جدول جریان نقدینگی
در سمت راست جدول صاحبان کسب و کارها و سرمایه گذاران قرار دارند. آنها کمترین مالیات را پرداخت می کنند و دارایی هایی را ایجاد می کنند که حتی در هنگام خواب برای آنها جریان نقدی ایجاد می کند
صاحبان کسب و کارها
بر خلاف خویش فرمایان ، صاحبان کسب و کارها صاحب شغل نیستند. آنها صاحب یک سیستم یا محصولی هستند که حتی در شرایطی که کار نمی کنند از آن درآمد کسب می کنند. از آنجا که آنها می دانند به تنهایی نمی توانند موفق باشند ، صاحبان کسب و کارها به دنبال استخدام افرادی هستند که در مهارت های مورد نیاز تجارت آنها تخصص دارند و افرادی را که استعداد و مهارت بیشتری نسبت به آنها دارند استخدام می کنند.آنها به دنبال واگذاری هرچه بیشتر ممکن هستند ، نه اینکه همه کارها را برای خودشان حفظ کنند. بهترین صاحبان مشاغل می دانند که می توانند شرکت خود را به مدت یک سال ترک کنند و بازگردند تا ببینند که این شرکت هنوز هم سودآورتر است و عملکرد بهتری نسبت به آنچه که درگذشته داشته است دارد.صاحبان کسب و کارها اغلب به عنوان افراد ریسک پذیر شناخته می شوند ، اما از دید صاحب کسب و کارها ، کارمند بودن خطرناک ترین است زیرا کارمندان هیچ کنترلی ندارند. یک صاحب کسب و کار می تواند تصمیم به اخراج یا بیرون کردن کارمندی بگیرد اما هیچ کس نمی تواند تجارت را از صاحب کسب و کار بگیرد. و هنگامی که اقتصاد روند کاهشی به خود می گیرد ، صاحب کسب و کار بیشترین کنترل را برای فعالیت و بقای خود در تجارت دارند. وقتی صاحبان کسب وکارها به پول بیشتری احتیاج دارند ، محصول جدیدی ایجاد می کنند یا سیستم جدیدی را تولید می کنند که پول تولید کند
سرمایه گذاران
سرمایه گذاران بالاترین سطح تحصیلات مالی را در بین افراد موجود درجدول جریان نقدینگی دارند.آنها در یافتن دارایی هایی که درآمد ثابت به شکل جریان نقدی فراهم می کنند مهارت دارند و اغلب از پول دیگران برای دستیابی به این دارایی ها استفاده می کنند.سپس آنها از درآمد حاصل از این دارایی ها برای به دست آوردن دارایی های بیشتراستفاده می کنند و ثروت خود را از طریق سرعت پول رشد می دهند.آنها از تخفیف های مالیاتی بیشترین لذت را می برند ، در صورت تمایل اصلاً مجبور نیستند کار کنند و مجبور نیستند که کارمندان را مدیریت کنند. ثروتمندترین افراد جهان سرمایه گذاران هستند و به عنوان یک اصل کلی ۷۰٪ از درآمد آنها از طریق سرمایه گذاری با ۳۰٪ دیگر از دستمزد حاصل می شود. وقتی سرمایه گذاران به پول بیشتری احتیاج دارند ، بدنبال فرصتی برای بدست آوردن دارایی ای هستند که درآمد منفعل بیشتری تولید کند
هزینه انتخاب امنیت به جای آزادی
خط تقسیم بین کسانی که در اقتصاد امروز در تلاش هستند و کسانی که در حال پیشرفت هستند ، مرز بین دو طرف جدول جریان نقدینگی است. همانطور که قبلاً نوشتم ، دستمزد طبقه فقیر و متوسط در طی چند دهه گذشته ثابت مانده است یا کاهش یافته است. با این حال ، کسانی که در سمت چپ جدول هستند همچنان فکر می کنند که در امنیت زندگی می کنند و به کسانی که صاحب کسب و کارو سرمایه گذار هستند به عنوان افراد مخاطره پذیر نگاه می کنند. واقعیت غم انگیز این است ، کسانی که در سمت چپ جدول فعالیت می کنند ، مالیات بیشتری پرداخت می کنند و بابت بدهی هایشان سود بیشتری پرداخت می کنند و در معرض بدهی بیشتری قرار میگیرند.این یک چرخه معیوب است که احساس فقر در آنها ایجاد می کند – چیزی که من آن را مسابقه زندگی می نامم. برای درک اینکه چرا کامندان و خویش فرمایان ثروتمند نمی شوند ، باید تفاوت هوش مالی بین این دو را درک کنید
آنچه واقعاً شما را ثروتمند می کند
وقتی از اکثر مردم می پرسم ، “چه چیزی باعث ثروتمند شدن کسی می شود؟” ، معمولاً جوابی که می گیرم این است: “آنها پول زیادی کسب می کنند” ، چقدر پول در می آورید شما را ثروتمند نمی کند بلکه چقدر پول نگه میدارید ،شما را ثروتمند میکند. کسانی که در سمت راست جدول جریان نقدینگی هستند کمترین مالیات را پرداخت می کنند ، می دانند چگونه از بدهی برای درآمدزایی استفاده کنند و از طریق دارایی های خود در برابر تورم محافظت می کنند. آنها نه تنها درآمد بیشتری نسبت به کارمندان و خویش فرمایان دارند بلکه قطعاً پول بیشتری را نیز نگه می دارند. کسانی که در سمت چپ جدول هستند برای آنچه درآمد کسب می کنند کار می کنند. آنها بالاترین مالیات مشمول بر درآمد را پرداخت میکنند.آنها حمایت های مالیاتی کم و تقریباً ندارند. کسانی که در سمت راست هستند برای درآمد منفعل ، کمترین مالیات بردرآمد ، کار می کنند. آنها تخفیف های مالیاتی زیادی در کدهای مالیاتی دارند که می توانند به نفع خود استفاده کنند
حرکت از سمت چب جدول جریان نقدینگی به سمت راست
اگر می خواهید به سمت راست جدول جریان نقدینگی حرکت کنید ، من شما را تشویق می کنم که تغییر ذهنیت خود را شروع کنید. مدتی قبل مطالعه ای انجام شد که طرز فکر کسانی را که از فقر به ثروت انتقال یافته بودند نشان می داد. سه عامل به عنوان عامل تعیین کننده آن شناخته میشود
آنها یک چشم انداز و برنامه بلند مدت را حفظ کرده بودند
آنها به پاداش تأخیر باور داشتند
آنها از قدرت ترکیب به نفع خود استفاده کرده بودند
آنها همچنین به افراد ثروتمندی که فقیر شدند نگاه کردند.اینها سه عواملی بود که آنها انجام داده بودند
آنها چشم اندازی کوتاه مدت داشتند
آنها آرزوی پاداش فوری داشتند
آنها از قدرت ترکیب سوء استفاده کردند
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
