چگونه می توان در کسب وکار موفق بود

زمان مطالعه :۶ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

راز مربی ثروتمند برای موفقیت در کارآفرینی آنقدر ساده است که فریبنده بنظر میرسد: کمتر صحبت کن ؛ بیشتر انجام بده

بسیاری از “متخصصان” می گویند ، “کارآفرینان شکست می خورند زیرا از سرمایه کافی برخوردار نیستند.” این ترس از “کمبود سرمایه” داشتن ، کمبود پول و همچنین نبود یک حقوق ثابت ، چیزی است که بیشتر مردم را به عنوان یک کارمند و داشتن امنیت شغلی متمایل می کند. اما این دلیل نمی شود که کارآفرینان شکست می خورند

گرچه کمبود سرمایه یک چالش است ، اما فقدان آموزش کارآفرینی و تجربه کسب و کار در دنیای واقعی است که منجر به عدم موفقیت اکثر مردم درکسب و کار می شود

کدام نسل کارآفرین ترین است؟

نکته جالب این است که کلمه کارآفرین معنای دیگری از گذشته پیدا کرده است.هنگامی که من جوان بودم ، بیشتر افراد ، کارآفرینان را افرادی دیوانه می پنداشتند و می گفتند که هیچ شخص عاقلی ریسک نمیکند. این نشان افتخار نبود

امروز ، به نظر می رسد ، به خصوص در میان افرادی که در قرن ۲۱ هستند ، مرسوم است که خود را یک کارآفرین بنامید. حتی اگر یک کارمند تمام وقت باشید ، اگر هیاهوی جانبی یا قرارداد دارید ، نشان را با افتخار می پوشید.یا اگر کتابهای زیادی از کارآفرینان می خوانید و ذهنیت شلوغی دارید ، ممکن است خود را یک کارآفرین بنامید.من جوانانی را می شناسم که آخر هفته با اوبر رانندگی می کنند و عصرها از طریق دوردش غذا می رسانند که خود را کارآفرین می دانند

اما واقعیت این است که اکثر این افراد کارآفرین نیستند.آنها مضر هستند و بیش از حد کار می کنند.آنها تفاوت بین(کارمندی) و (خویش فرمایی)  و (صاحب کسب وکار) و (سرمایه گذار) را در جدول جریان نقدینگی درک نمی کنند. کار کردن در کنار هم ، کارآفرینی نیست.این در بهترین حالت خویش فرمایی است و در بدترین حالت کار قراردادی؛ این یک شغل است ، نه یک شرکت

با توجه به این ، من از مقاله دیوید ملتزر در مجله “کارآفرین” که مربوط به هزاره ها و کارآفرینی است متعجب نیستم. دیوید یک کارآفرین است که یک شرکت بازاریابی ورزشی را با وارن مون ، بازیکن سابق ان اف ال راه اندازی کرد. همانطور که دیوید به اشتراک می گذارد ، “بیشتر هزاره هایی که من ملاقات می کنم خود را کارآفرین یا حداقل مبتکر می دانند.سردبیر مجله هزاره ها ، بریت هیسن ، ادعا می کند که ۶۰ درصد هزاره ها خود را کارآفرین می دانند و ۹۰ درصد کارآفرینی را به عنوان یک ذهنیت تشخیص می دهند. “وی سپس با ارائه برخی از آمارهای بسیار شگفت آور در مورد کارآفرینی ادامه میدهد

میانگین سنی یک کارآفرین ۴۰ سال است

آنها حداقل شش تا ده سال تجربه صنعت مرتبط دارند

بزرگترین گروه رشد در کارآفرینی در دو دهه گذشته افراد بین ۵۵ تا ۶۵ سال هستند

و یک شرکت موفق و با رشد بالا احتمالاً دو برابر بیشتر از گروه سنی ۲۰ تا ۳۴ سال راه اندازی شده است

من درمورد خوشبینی که باید داشته باشید در صورتی که کودک تازه نفس هستید و می خواهید یک کار را شروع کنید ، نوشتم. بنابراین ، آمار فوق برای من تعجب آور نیست

چرا اکثر کارآفرینان شکست می خورند

همانقدر که این آمار جالب است ، آنچه در مورد مقاله دیوید بسیار جالب یافتم دلایلی بود که وی برای عدم موفقیت کارآفرینان بیان کرد. اولین دلیل شکست ، صرف نظر از اینکه سی ، چهل ، پنجاه یا شصت ساله هستید ، این است که کارآفرینان قانون شماره ۱ کارآفرینی را که ادامه کار است فراموش می کنند. هر روز هر یک از این کارآفرینان باید در چگونگی مراقبت از خود وسواس داشته باشند تا تضمین کنند که روز بعد در تجارت هستند. اهداف بلند مدت مهم هستند ، اما اگر تجارت شما خارج از دروازه ناموفق باشد ، بی ربط است

دوم ، کارآفرینان تفاوت بین نوآوری و کارآفرینی را درک نمی کنند. نوآوری عبارت است از عمل یا فرایند استفاده از تخیل و واقعی ساختن آن ، در حالی که کارآفرینی عمل درآمدزایی از نوآوری است. کارآفرینان بزرگ مجبور نیستند فکر خلاق دیگری داشته باشند جز اینکه چگونه از ایده های خود درآمد کسب کنند؟ یا اینکه چگونه می توانم از ایده های شخص دیگری درآمد کسب کنم؟

سرانجام ، بسیاری از کارآفرینان قادر به ایجاد تنوع در تجارت خود نیستند. اگر ۲۰ میلیون دلار در یک شرکت تازه تأسیس داشته باشم ، ۱۰ طرح تجاری جداگانه دارم که هر کدام ۲ میلیون دلار بودجه تأمین می کنند ، می دانم که اگر بتوانم به طور کلی در تجارت باقی بمانم ، یکی از این ۱۰ تجارت می تواند با ضرب ۵۰ برابر یا بیشتر پیشرفت کند. بنابراین حداقل ۲۰ میلیون دلار سرمایه من می تواند بیش از ۱۰۰ میلیون دلار بازده داشته باشد. و حتی اگر من در۹ تجارت موفق نبودم ، همه ؛ من و تجارتم را بسیار موفق می دانستند ، زیرا من ۲۰  میلیون دلار خود را برداشتم و آن را به ۱۰۰ میلیون دلار تبدیل كردم

رازهای مربی ثروتمند موفقیت برای کارآفرینان

اگر من بتوانم مشاهدات دیوید را خلاصه کنم ،این مطابق با آنچه که اخیراً برای اعضای انجمن جعبه ابزار ثروت ارسال کرده ام همخوانی دارد (بله ، آنها ایمیل های اختصاصی از من دریافت می کنند) در آن ایمیل ، من در مورد دوستم صحبت کردم ، که از برنامه کارآفرینی دانشگاه فارغ التحصیل شده بود. او احساس میکرد که تحصیلاتش بسیار مفید است ، اما فهمید که تا زمانی که آن را عملی نکند ، معنای زیادی ندارد.همانطور که نوشتم: در محیط مدرسه ، درک این واقعاً دشوار است که کارآفرینان باید انعطاف پذیر ، زیرک و قادر به سازگاری سریع با شرایط متغیر باشند و به طور موثر.کارآفرینان باید روحیه داشته باشند.آنها باید برای همه چیز بجنگند و مشکلات را از بین ببرند. او متوجه شد که این درسها از مدرسه نمی آیند. آنها از زندگی می آیند. این یکی از دروس “هوش خیابانی” است. در پایان روز ، آنچه دوست من آموخت و آنچه دیوید درباره آن نوشته ، درسهای مبارزه با سختی است که از سادگی انجام کارآفرینی میآید. این تنها راه خوب بودن در آن است

به همین دلیل است که راز مربی ثروتمند برای موفقیت درکسب و کار ساده است بیشترانجام بده و کمترصحبت کن . در اوایل من به عنوان یک جوان ، در مورد تجارتم زیاد صحبت میکردم  اما کار سختی را برای زنده نگه داشتن تجارتم انجام ندادم. برای ادامه فعالیت در مراحل ذکر شده در بالا عمل نکردم. در نتیجه ، تجارت من شکست خورد و یک میلیون دلار در آن زمان بدهکارشدم. مربی من وقتی که با مشکلات کاری ام به سراغش رفتم به من هیچ گونه ضمانت یا  وثیقه ای نداد. بلکه او دوز سخت و دردناکی از حقیقت به من داد – تجارت من محکوم به فنا بود و این تقصیرخود من بود. با این حال ، این همان فعالیت کسب و کاربود که به من کمک کرد درسهای ارزشمندی بیاموزم ، درس های مبارزه با سختی که به من اجازه می داد بعداً در زندگی ام موفق شوم. اگر شما هم می خواهید در تجارت و کسب و کار خود موفق باشید باید همین کار را انجام دهید

ایجاد خصوصیات کارآفرینی

در حالی که من روحیه کارآفرینی هزاره ها را تحسین می کنم ، این فقط یک ذهنیت نیست که شما را به  یک کارآفرین تبدیل کند – و آموزشی ازکتابی هوشمند هم نیست. درعوض ، این درسهای سخت مبارزه کردن برای بیرون رفتن در جهان ، تلاش و بله ، گاهی اوقات شکست است که به شما کمک می کند ویژگیها و مجموعه مهارتهای مورد نیاز کارآفرینان برای موفقیت در تجارت و کسب و کار را بسازید

من همیشه وقتی می شنوم که مردم می گویند ، “اوه ، او خوش شانس بود” برایم سرگرم کننده به نظرم می رسد.یا آنها یک شبه به موفقیت رسیدند. تعداد کمی از مردم می دانند یا از داستان واقعی موفقیت های کارآفرینانه قدردانی می کنند. دلیل موفقیت آنها یادگیری راز رهبری است

دلیل اصلی شکست اکثر کارآفرینان جدید صرفاً فقدان آموزش اصلی ، نقاط قوت اصلی مورد نیاز برای مقاومت در برابر سختی های کارآفرینی است. برخی افراد آن را سختی می نامند. دیگران آن را پشتکار می نامند.  در ارتش ممکن است اینگونه بیان می شود: ”بایستید ، دیگر متأسف نیستید ، دست از پتک زدن بردارید ، مکیدن انگشت شست را متوقف کنید و دوباره حرکت کنید. مادر شما از شما خجالت می کشد – زیرا مادر شما سخت تر از شما است. ” من فکر می کنم شما در اینجا نکته ای را متوجه می شوید – یکی از ویژگی های واقعی یک کارآفرین این است که به سادگی ادامه دهد

دلیل مهم دیگر عدم موفقیت بیشتر کارآفرینان این است که سیستم آموزشی ما افراد را به عنوان کارمند و نه کارآفرین آموزش می دهد. دنیای یک کارمند با دنیای یک کارآفرین بسیار متفاوت است. یک تفاوت بزرگ بین آنها مفهوم فیش حقوقی است. اگر به آن خوب فکر کنید ، متوجه خواهید شد شخصی که فیش حقوقی شما را امضا می کند ، زندگی شما را کنترل می کند. آیا شما نباید آن شخص باشید؟ اگر به اندازه کافی قوی هستید احتمالاً باید باشید

اگر کارمندی فیش حقوقی خود را دریافت نکند ، کار را رها کرده و به دنبال کار جدید می رود.اکثر کارآفرینان باید به قدری سخت و محکم باشند که بتوانند فعالیت کنند ، گاهی اوقات برای سالها ، بدون حقوق و دستمزد. باید گفت و ناگفته نماند ، اما برای ایجاد و ساختن ویژگی های یک کارآفرین ، شما مجبورهستید که مشخصه های  کارمندی را متوقف کنید. فشارهای جانبی روش خوبی برای سهولت درآن است ،اما شما باید در بعضی مواقع بند را ببرید و همه کار را انجام دهید

چه کسی می تواند در کسب و کارش موفق باشد؟

بنابراین ، آیا همه اینها بدان معنی است که هزاره ها نمی توانند کارآفرین باشند؟ البته که نه! یک داستان موفقیت مانند مارک زاکربرگ گواه آن است. اما این بدان معناست که صرف داشتن ذهنیت یا خود را کارآفرین خواندن کافی نیست. خبر خوب این است که هر کسی می تواند یک کارآفرین باشد – از هزاره ها گرفته تا بچه های بومر – اگر مایل به کار است. هر یک از نقاط قوت خود را برای میز بیاورید و برای یادگیری در طول راه هر کدام چیزهای خاص خود را دارند