زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
تئوری «اقتصاد کاناپه ای» را وارد کنید
غولهای فناوری مانند نتفلیکس، اپل، گوگل، متا، مایکروسافت و انویدیا از دو جهت ضروری هستند
یک- استفاده روزمره
به عنوان مثال، گوگل بیش از ۹۰ درصد از بازار موتورهای جستجو را در اختیار دارد. در یک رکود، مردم بیشتر به دستگاه های خود روی می آورند، نه کمتر
فناوری به یک راه نجات اجتماعی تبدیل میشود و شرکتهایی که این خدمات را ارائه میکنند عملکرد بهتری از دیگران دارند
دو- ساخت سبد سرمایه گذاری
در رکود، سرمایهگذاریهای ایمن سنتی مانند کاستکو یا والمارت میدرخشند (و دارند!)
اما اکنون، سهامهای فناوری پرقدرت ممکن است به این لیگ بپیوندند، نه فقط به دلیل عملکرد بازار بلکه به دلیل ادغام عمیق آنها در زندگی روزمره ما
فقط به نمودار زیر نگاه کنید
این بازدهی مگنی فی سنت ۷ در مقابل وزن اعضای برابر برای شاخص های اس اند پی ۵۰۰ و نزدک را نشان می دهد
خطرات اکنون بیشتر از همیشه است زیرا قیمت مگ نی فی سنت ۷ تا حد کمال و فراتر از آن است
این ۷ شرکت با ۳۴ درصد حق بیمه نسبت به اس اند پی ۵۰۰ بر حسب قیمت آتی به سود یک ساله معامله می کنند
با توجه به ماهیت بیش از حد خرید این شاخص، دیدن معاملات «فروش اخبار» زیاد در فصل سود آینده، تعجب آور نخواهد بود
با توجه به ارزش گزافی که به مگ نی فی سنت ۷ نسبت داده شده است، جایی برای اشتباه وجود ندارد
هرگونه از دست دادن درآمد می تواند با فشار فروش عمده روبرو شود
این معاملات “سریع” صندوق های تامینی در ۱۸ ماه گذشته مورد معامله قرار گرفتند. اما با توجه به چشم انداز اقتصادی پیش رو، مشاهده چنین خطری برای محیط زیست در حال حرکت به سختی است
بنابراین، راه حل چیست؟
مالیات به تنهایی نمی تواند این شکاف را برطرف کند، بنابراین گزینه های محدود دولت است
یک-چاپ پول برای جبران کسری
دو-فروش اوراق بدهی به مردم
سه-کمتر مورد علاقه سیاستمداران: کاهش هزینه ها برای دستیابی به یک اقتصاد با کسری صفر
متأسفانه، گزینه سوم، اگرچه پایدار است، اما سیاست ممنوع است
با توجه به اینکه پیشبینی میشود بدهی عمومی در حال پیشبینی آن تا سال ۲۰۵۰ به ۱۸۰ درصد تولید ناخالص داخلی (۱۴۳ تریلیون دلار) برسد، قطعا خود را در گوشهای تنگ خواهید دید
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
