نسل بچه های بومر دومین نسل بزرگ در تاریخ آمریکا با بیش از ۷۶ میلیون نفر است. و همه آنها برای بازنشستگی آماده می شوند
مشکل این است که آنها پول ندارند.
مقالهای در سال ۲۰۲۰ از مارکت واچ، وضعیت وخیمکنندهای را آشکار میکند که اکثر بچههای جوان در هنگام بازنشستگی در آن قرار دارند: به طرز شگفتانگیزی، از هر ۱۰ نفر یک نفر به اندازه کافی پسانداز کرده است
با استفاده از داده های یک مطالعه اخیر موسسه بازنشستگی بیمه ، که با مصاحبه با ۸۰۴ نفر از سنین ۵۶ تا ۷۲ سال، صرفاً بر روی بچه های بومر متمرکز شده است، می گوید که تنها ۱۱ درصد از آنها حداقل ۵۰۰،۰۰۰ دلار برای بازنشستگی پس انداز دارند. بقیه پس چی؟ متاسفانه آنها حتی نیمی از آن را هم ندارند
این بدان معناست که تنها در نسل بچه های بومر، بیش از ۶۸ میلیون نفر برای بازنشستگی پول کافی نخواهند داشت. به نظر می رسد این کاملاً یک بحران بزرگ است
طوفان آماده سازی بازنشستگی ده ها سال است که در راه است
اگر از این تعجب کردید … تعجب آور است. برای سالها، رسانهها گزارش میکردند که نسل پر رونق چقدر برای بازنشستگی آماده نیستند
برای مثال، در سال ۲۰۱۱ ، مقالهای در وال استریت ژورنال خواندم با عنوان «برنامههای بیمه بازنشستگی ۴۰۱(کا) بچه های بومر کم می آورد». این خط دوم مقاله بود
نسل ۴۰۱(کا) در حال بازنشستگی است و این منظره زیبایی نیست
در اینجا چند نقل قول جالب از آن مقاله وجود دارد که دوباره بیش از یک دهه پیش نوشته شده است و توضیح می دهد که چرا بچه های بومربرای بازنشستگی آماده نیستند
خانواده متوسطی که سرپرستی یک فرد ۶۰ تا ۶۲ ساله با حساب بازنشستگی ۴۰۱(کا) را دارد، کمتر از یک چهارم آنچه در آن حساب برای حفظ استاندارد زندگی در دوران بازنشستگی لازم است، را دارد
حیرت آوراست ؛ ایده حفظ استاندارد زندگی در دوران بازنشستگی که اکثر کارشناسان از آن استفاده کردند و در مقاله وال استریت ژورنال به آن اشاره شد، ۸۵ درصد از درآمد کاری شما پس از بازنشستگی است. کسانی که قصد بازنشستگی دارند، حتی با وجود افزایش هزینه ها و نیازهای بهداشتی، با کاهش ۱۵ درصدی استاندارد زندگی خود برنامه ریزی می کنند و بیش از یک دهه پیش حتی برای این کار هم پولی نداشتند. امروز هیچ چیز تغییر نکرده است
چگونه بچه های بومر (و شما) برای بازنشستگی آماده شوید
من در کتابم با عنوان “جعبه ایزارثروت” در مورد چگونگی تغییر قوانین بازنشستگی توسط دولت در سال ۱۹۷۴ با تصویب قانون امنیت درآمد بازنشستگی کارکنان در سال ۱۹۷۴ (اریسا) نوشتم. این در نهایت به عنوان قانون ۴۰۱(کا) شناخته شد زیرا راه را برای آن وسیله سرمایه گذاری بازنشستگی هموار کرد
مشکل ۴۰۱(کا) این است که افراد بدون تحصیلات مالی را ملزم می کند که مسئولیت سرمایه گذاری دوران بازنشستگی خود را بر عهده بگیرند. از آنجا که مردم هیچ آموزش مالی نداشتند، یک صنعت کاملاً جدید ایجاد شد – برنامه ریزی مالی. مشکل برنامه ریزان مالی این است که آنها فروشنده هستند، نه سرمایه گذار. آنها محصولات کارفرمایان خود را که معمولاً دارایی های کاغذی هستند، تحت فشار قرار می دهند
کا ۴۰۱ یک طرح مشارکت تعریف شده (دی سی) است، به این معنی که شما برای بازنشستگی خود پول در آن قرار می دهید. این همان راهی است که اکثریت بچه های بومر برای بازنشستگی آماده شدهاند… و این نحوه آمادهسازی اکثریت ایالات متحده است، احتمالاً از جمله شما
رونقها در استفاده از ۴۰۱ کا ناتوانتر بودند، زیرا با تماشای برنامههای مزایای تعریفشده (دی بی) بیشتر مردم بزرگ شدند، به این معنی که کارفرمای شما تا پایان عمر هزینه بازنشستگی و مراقبتهای بهداشتی شما را پرداخت میکند. من درکتابم در مورد چه کسی حقوق بازنشستگی مرا دزدید؟: چگونه می توانید غارت را متوقف کنید” به جزئیات زیادی در مورد آنچه در تغییر برنامه های دی بی به برنامه های دی سی رخ داد و اینکه چرا حتی کسانی که امروز به حقوق بازنشستگی متکی هستند در معرض خطر بزرگ بازنشستگی قرار دارند توضیح دادم
در دهههای آینده، شاهد خواهیم بود که صدها میلیون سالمند در سراسر جهان، از جمله بچه های بومرآمریکا، در فقر فرو میروند. خیلی ضعیف برای کار کردن خواهند بود، خیلی ضعیف برای بازنشستگی خواهند بود، برای بسیاری از سالمندان به “دوره عادی جدیدی” تبدیل خواهد شد
از آنجایی که بچه های بومر تغییرات لرزهای در نحوه آمادهسازی برای بازنشستگی در تغییر برنامههای دی بی به دی سی را درک نمیکردند، آنها همچنان با قوانین قدیمی پول بازی میکنند و تصمیم میگیرند برای بازنشستگی پول پسانداز کنند، و فکرمیکنند کنار گذاشتن کمی پول در یک (کا) ۴۰۱ کافی خواهد بود
متأسفانه، آنها قدرت تورم، مالیات و بدهی را درک نمی کنند. و نحوه عملکرد بازار ؛ بسیاری از مردم در برنامههای ۴۰۱(کا) خود پول زیادی از دست دادهاند، زیرا کنترلی بر پول خود نداشتند و آن را به برنامهریزان مالی، معلمان سابق، لولهکشها، پیشخدمتها و غیره میدادند که به فروشندگان صنعت مالی تبدیل شدند
امروز، نتیجه این ناآگاهی مالی، درک مخربی است که بازنشستگی یک گزینه نیست – حداقل نه با استاندارد زندگی که بسیاری انتظار آن را داشتند
باز هم، این جدید نیست. طبق مقاله وال استریت ژورنال بیش از یک دهه پیش
حتی با احتساب تأمین اجتماعی و هر مستمری یا سایر پساندازها، به نظر میرسد که اکثر شرکتکنندگان ۴۰۱ (کا) پسانداز کافی ندارند… با کمبودها، بسیاری از مردم بازنشستگی را به تعویق میاندازند، به مسکن ارزانتر میروند، غذاهای ارزانتر میخرند، سفرها را کاهش میدهند، ریسکهای بزرگتری را با سرمایهگذاریهای خود میپذیرند و فداکاری میکنند که هرگز تصور آن را نمیکردند
روش متعارف برای آماده شدن برای بازنشستگی
برای مبارزه با این ، تعداد زیادی مقاله در اینترنت در مورد نحوه آماده شدن برای بازنشستگی وجود دارد
یکی از موارد برتر در «موازنه»، «نکاتی برای آماده شدن برای موفقیت در دوران بازنشستگی»، انجام کارهایی مانند مزاحمتهای جانبی، دادن بیشتر به برنامههای دی سی، کاهش هزینههای خود، کاهش تأثیر مالیات از طریق برنامههای دی سی، و تجمیع بدهی را پیشنهاد میکند
به طور خلاصه، همه اینها معمولاً به همان قواعد قدیمی پول اضافه می شود: پس انداز کنید و کمتر از حد توان خود زندگی کنید
روش مربی من برای آماده شدن برای بازنشستگی
تفاوت بین من و افرادی که در دوران بازنشستگی با مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند، در درجه اول به ذهنیت بازمی گردد
کسانی که ذهنیت فراوانی دارند، دنیا را خوش بینانه و از نظر مالی فرصت طلبانه می بینند. آنها راههای خلاقانهای برای استفاده از پول خود پیدا میکنند، سرمایهگذاریهایی انجام میدهند که قوانین مالیاتی را در نظر میگیرند، و درآمد منفعل ثابتی ایجاد میکنند
با این حال، کسانی که ذهنیت کمبود دارند – یا کسانی که کمتر از حد توان خود زندگی می کنند – هرگز احساس نمی کنند که پول کافی دارند. زمانی که بازنشستگی فرا می رسد، آنقدر نگران هستند که به اندازه کافی داشته باشند که فرصتی برای کسب درآمد بیشتر را نمی بینند. آنها در ترس دائمی زندگی می کنند، نمی توانند نوآوری کنند و بنابراین فقیر می مانند. این افراد با اتکا به پس انداز کردن و بیمه بازنشستگی خود یا همان ۴۰۱(کا) برای بازنشستگی، با قواعد قدیمی پول بازی می کنند
مشکل این است که مردم طولانیتر زندگی میکنند، مراقبتهای بهداشتی گرانتر شده است، و این پساندازها کافی نیست – با این حال، آنها به جز بازگشت به کار و کاهش هزینهها، هیچ راه دیگری برای دریافت پول ندارند
باید راه بهتری برای آماده شدن برای بازنشستگی وجود داشته باشد. خوشبختانه وجود دارد. و اینجاست که مربی من وارد تصویر می شود
چهار خانه سبز و یک هتل قرمز
وقتی جوانتر بودم، مربی ام فرمول ساده ای را برای ثروت سازی از طریق بازی مونوپولی به من آموخت. او بارها و بارها تکرار میکرد: چهار خانه سبز و یک هتل قرمز
او جادوی جریان نقدی را آموزش می داد. هر چه جریان نقدی بیشتری از دارایی های خود خارج کنید، ثروت شما بیشتر خواهد بود. این راهی برای بردن این بازی و پیروزی در زندگی بود
امروزه من در دارایی هایی سرمایه گذاری می کنم که دارای جریان نقدی هستند مانند املاک و مستغلات، چاه های نفت، تجارت و موارد دیگر. هر ماه، پول نقدی که از این سرمایه گذاری ها سرازیر می شود ؛ هزینه های من را پوشش می دهد. این موضوع در کتاب من در فصلی به نام “بازده بی نهایت: پول خود را چاپ کنید به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است
من در آن فصل نوشته ام : «وقتی کلمه بازده بی نهایت را فهمیدید، دیگر هرگز مجبور نخواهید شد برای پول کار کنید. من سواد مالی تدریس می کنم، زیرا اگر به کلمه پول تسلط داشته باشید، هرگز مجبور نخواهید شد برای پول کار کنید. در جعبه ابزارثروت درس شماره یک این است که : پولدارها برای پول کار نمی کنند
زمان آماده شدن برای بازنشستگی است – راه درست
حرکت از روش های قدیمی پول به فکر کردن مانند مربی من برای چاپ پول خود، تنها راه پیش رو برای آماده شدن برای بازنشستگی در دنیای امروز است