مدل موفق در ارتباطات(قسمت دوم)

آخرین بار، چگونگی تغییر ارتباطات در دو سال گذشته را به اشتراک گذاشتم. ارتباط در زندگی شخصی ما و به عنوان یک رهبر. امروز به نحوه اعمال آن در کسب و کار شما خواهیم پرداخت

برای من، واضح ترین روشی که در تجارت شما اعمال می شود این واقعیت است که کل بازی فروش اکنون متفاوت است. چرا فرق می کند؟ خوب اولاً، این متفاوت است زیرا، شما باید از فناوری برای برقراری ارتباط استفاده کنید. و اگر این کار را انجام نمی دهید، با افراد زیادی ارتباط برقرار نمی کنید. در دنیای امروز، مردم به دستگاه های خود چسبیده اند. شما باید آنها را در جایی که هستند، جایی که وقت خود را می گذرانند ملاقات کنید

شماره دو این است که در فروش، روزهای پرفشار، فروش با ارزش بالا کار نمی کند. مردم دیگر به دنبال آن نیستند. این روزها مردم می خواهند با هم صحبت کنند، ارتباط برقرار کنند. آنها می خواهند بدانند که شخصی که با آنها سر و کار دارد به آنها اهمیت می دهد و پشتشان است. واقعا. آنها می خواهند احساس کنند که خرید چیزی از شما احتمالا امن ترین کاری است که می توانند انجام دهند، نه خطرناک ترین کاری که می توانند انجام دهند

کل فرمول نحوه برخورد ما با مردم تکامل یافته، شکل گرفته و تغییر کرده است. دوست من، سایمون بوون، کار بسیار زیادی در زمینه تغییر روانشناسی فروش انجام داده است. بر اساس

او با مطالعه این تغییر، می‌گوید این باید یک برخورد امن باشد. گفتگو متفاوت است، این در مورد ارزش عمیق است. دیگر در مورد قیمت گذاری نیست. مردم برای پول خود ارزش قائل هستند زیرا در حال حاضر مقدار زیادی از آن در اطراف وجود ندارد

چه تاثیری بر شما به عنوان یک رهبر دارد؟ به عنوان یک صاحب کسب و کار؟ یا حرفه ای تجارت؟

به‌عنوان یک رهبر، چه کسب‌وکار خودتان باشد و چه در دنیا، باید بدانید که چگونه می‌توانید یکی را به بسیاری از افراد ارتباط دهید. چرا؟ زیرا تعاملات ما تنظیم شده است و زیاد بیرون نمی رویم و صحبت کردن با گروه های بزرگ مردم را سخت می کند. و شما نمی توانید یکی پس از دیگری صحبت کنید، پس از دیگری، باید فناوری را درک کنید،تا بتوانید یک به یک صحبت کنید و بتوانید یکی را به بسیاری هدایت کنید

نکته دیگر این است، ارتباطی که کار می کند بر اساس اصالت است. به عبارت دیگر، دیگر وعده ای نیست. مردم از وعده ها به تنگ آمده اند. به آنها وعده های زیادی داده شده است، و آنها می دانند که این وعده ها در واقعیت غوطه ور نیستند. مردم نمی دانند چه کسی را باور کنند

و به همین دلیل مولفه سوم این است که شما باید یاد بگیرید که چگونه تدریس کنید، چگونه یک معلم عالی باشید. به خصوص اگر کسب و کاری دارید (یا بچه دارید) مهم است که بتوانید آموزش دهید، آموزش دهید که واقعاً چه چیزی درست است. شما همیشه نمی توانید آنچه را که در تلویزیون یا رسانه های اجتماعی تماشا می کنید باور کنید. شما همیشه نمی توانید آنچه را که در این دنیای دیوانه می گذرد، یا حتی آنچه در مدرسه آموزش داده می شود، باور کنید. بنابراین، چه کسی را ترک می کند؟ زندگی یک درس است، زندگی یک مدرسه است، تجارت مدرسه ای است پر از درس

پس معلم کیست؟

!شما

اگر قرار است رهبر باشید ارتباط شما و نحوه ارتباط شما کمی تغییر کرده است. این در مورد وعده دادن به آینده و الهام بخشیدن به مردم برای بهترین بودن آنها نیست. منظورم این است که همیشه بخشی از آن وجود خواهد داشت، اما منیت کمتر است. این درک صداهای کوچک است. این در مورد ایمن کردن افراد برای کار با شما است. این در مورد قول ندادن است، از طریق صحبت کردن با یک نفر، واقعی بودن، صحیح بودن و آموزش به مردم که چگونه خودشان را توانمند کنند

اکنون این یک نمای کلی است، اما ارتباطات تغییر کرده است. اگر این موارد را درک کنید یا فقط از آنها آگاه باشید، متوجه چند نکته خواهید شد. متوجه می‌شوید که رابطه‌ای که با مردم ایجاد می‌کنید، چه در خانه، چه در محل کار، چه بیرون از جامعه؛ چه فروش، چه بازاریابی، چه هر چیز دیگری. تغییر کرده است. پس لطفا از تغییر عقب نمانید

این زمانه به ما یاد داده است که چگونه بهتر ارتباط برقرار کنیم. این به ما قدرت و اهمیت ارتباط را آموخته است. و همچنین به ما آموخته است که چگونه مردم به راحتی گیج و حواس پرت می شوند. رهبر بزرگی باشید که می تواند تمرکز کند، مشارکت ایجاد کند و آینده را معماری کند. این کار را انجام دهید نه اینکه اجازه دهید مردم قربانی آینده شوند

هیچکس دیگر به دنبال وعده نیست. آنچه مردم می خواهند بدانند این است که آینده ما چیست؟ چگونه آن را ایجاد کنیم؟ چگونه در این مورد با هم کار کنیم؟ چگونه می توانم مقداری خرید در آن داشته باشم؟ به من قدر و منزلت عطا کن تا نشان دهم که چیزی برای ارائه دارم…اجازه بده مشارکت کنم

از همه مهمتر، صدای کوچک را مدیریت کنید. صدای کوچکی که در سر شما وجود دارد، زیرا همانطور که ناپلئون هیل می گوید، ترسی که در زندگی تجاری و شخصی ما وجود دارد امروز در جهان بیداد می کند. ترس غوغا می کند، حدود ۸ میلیارد نفر در آنجا زندگی می کنند. ترس از فقر، ترس از دست دادن درآمد، ترس از بیماری، ترس از مرگ، ترس از انتقاد. فرانکلین دی روزولت گفت: “تنها ترسی که ما داریم، ترس از خود است.” حالا چرا در دوران افسردگی شدید این حرف را زد؟ او گفت که چون اختلافات اقتصادی چیزی است که همه ما می توانیم از آن عبور کنیم. اما وقتی مردم وحشت می کنند و ترس بالا می رود، هوش آنها پایین می آید. مردم تمایل دارند که با یکدیگر دعوا کنند و افسرده می شوند. و سپس، آنها نگرش ذهنی، تدبیر، انعطاف پذیری را ندارند. این صدای کوچک بزرگترین صدای شما در زندگی، خانواده و در تمام معاملات تجاری شماست. اگر بتوانید فردی باشید که شجاعت را جایگزین ترس کنید، پس امید وجود دارد

اگر می خواهید یک ارتباط دهنده عالی باشید، امیدوارم از این فرمول پیروی کنید

ارتباط دهنده ای شگفت انگیز باشید که از همین الان شروع می کنید

آیا نیاز به دسترسی به ابزارهای کسب و کار دارید؟ برای ابزارهای آنلاین موفقیت کارآفرینی اینجا را کلیک کنید

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود