آیا یک شغل پر درآمد امنیت مالی ایجاد می کند؟

چرا کار در سمت چپ جدول جریان نقدینگی در جوامع مسیری برای امنیت مالی نیست

به نمودار وُکس در زیر نگاهی بیندازید، که نشان دهنده افزایش بیکاری در سال ۲۰۲۰ در ایالات متحده است. این فقط یکی از واقعی ترین تصاویر از خطرات کارمند بودن است

با فراگیر شدن ویروس کرونا در سراسر کشورها، میلیون ها نفر در تلاش برای سرپا ماندن، درخواست بیکاری کردند. همانطور که با نگاه کردن به سمت راست نمودار می بینید، هیچ سابقه ای برای این وجود ندارد. نه رکود بزرگ نه بحران اقتصادی بزرگ . هیچ چیز

در نتیجه، اکنون اقتصاد، به همراه نحوه عملکرد شرکت ها در مورد هزینه ها و کارکنان، اساساً متفاوت به نظر می رسد

یکی از کارمندانی که به اندازه کافی خوش شانس بود که هنوز یک شغل پردرآمد داشته باشد (البته، لزوما احساس امنیت نمی کرد)، درباره اینکه چگونه کارفرمای او میلیون ها دلار از بودجه موجود خود را کاهش داده و استخدام افراد را متوقف کرده، بحث میکرد. وقتی شرکت آنها – مانند سایرین در سراسر کشور – کاملاً بسراغ کار از راه دور رفت، او میگفت: “می دانید چیست؟ ما اکنون بیش از هر زمان دیگری سازنده هستیم

فکر نکنید مدیر عامل او متوجه نمی شد که آنها در طول سال ها ناخودآگاه چقدربدوش کشیده اند. بحران کووید آن را آشکار کرد. و در نتیجه، آن مشاغل و قراردادها هرگز بر نمی گردند

مشاغل خوب به پیمانکاران، روبات ها و اتوماسیون برون سپاری می شوند
پیش از این هرگز شرکت های آمریکایی اینقدر تلاش نکرده بودند که تعداد کمی از افراد را استخدام کنند

به همین ترتیب، اولین عکس برای مقاله‌ای که در سال ۲۰۱۷ در «وال استریت ژورنال» به نام «پایان کارمندان» منتشر شد، ادامه می یابد

در این مقاله توضیح داده شده است که چگونه بسیاری از شرکت های بزرگ در آمریکا تمام تلاش خود را می کنند تا مشاغل خود را به پیمانکاران برون سپاری کنند، یا آنها را خودکار کنند، به جای استخدام کارمندان. بر اساس برخی برآوردها، درصد نیروی کار آمریکایی که مستقیماً به یک شرکت وابسته نیستند، تقریباً ۱۰۰٪ افزایش یافته است و هیچ نشانه ای از توقف آن نشان نمی دهد. استیون برکنفلد، یک بانکدار سرمایه‌گذار که دوران حرفه‌ای خود را صرف ارزیابی استراتژی‌های شرکتی کرده است، می‌گوید شرکت‌ها در هر شکل و اندازه به طور فزاینده‌ای به این فکر می‌کنند: آیا می‌توانم آن را خودکار کنم؟ اگر نه، آیا می توانم آن را برون سپاری کنم؟ اگر نه، آیا می توانم آن را به یک پیمانکار مستقل یا فریلنسر بدهم؟

تعداد کمی از شرکت ها، مشاوران محل کار یا اقتصاددانان انتظار دارند روند برون سپاری معکوس شود. جابجایی مشاغل غیر اصلی از یک شرکت به آن امکان می دهد زمان و انرژی بیشتری را به کارهایی که به بهترین شکل انجام می دهد اختصاص دهد. هنگامی که یک شرکت خارجی مسئول کار است، برنامه ریزی روزانه، استخدام و اخراج را بر عهده می گیرد. کارگران در صورت نیاز به سرعت تعویض می شوند و شرکت فقط نگران محصول نهایی است

این مقاله ادامه می‌دهد که، «در نهایت، برخی از شرکت‌های بزرگ را می‌توان از همه کارکنان به جز ضروری‌ترین کارکنان حذف کرد. شرکت مشاوره اکسنتور پی ال سی ؛ سال گذشته پیش‌بینی کرد که یکی از ۲۰۰۰ شرکت بزرگ جهان طی ۱۰ سال آینده “هیچ کارمند تمام وقت خارج از سی -سوییت” نخواهد داشت

آیا امنیت شغلی = امنیت مالی است؟
وقتی من کودک بودم، پدرم  چیزی جز رفتن به یک مدرسه خوب، گرفتن مدرک و یافتن یک شغل خوب، امن، مطمئن و پردرآمد برای من نمی‌خواست. این بی شباهت به این موضوع نیست که بیشتر مردم چگونه بزرگ شده اند – و بیشتر مردم چگونه زندگی خود را سپری کرده اند. برای اکثریت مردم، امنیت شغلی از طریق یک شغل پردرآمد اولویت شماره یک است
 
مربی من به من یاد داد که چگونه مانند یک کارآفرین فکر کنم. او نمی خواست که من به عنوان یک کارمند بزرگ شوم. او می خواست وقتی من بزرگ میشوم جزو صاحبین  کسب و کار و سرمایه گذارباشم
 
برای پدرم شغل نشانه نهایی امنیت مالی بود. برای مربی ام کارمند بودن خطرناک بود
 
مربی ام خیلی جلوتر از زمان خود پیش میرفت. کارمند بودن را یک توهم امنیت میدانست. شما حقوق ثابتی دارید، اما کنترلی بروی هیچ  ندارید. شما در لطف و مرحمت صاحب کسب و کار و اقتصاد هستید. اگر به این نتیجه برسند که به شما نیازی ندارند، شغل خود را از دست خواهید داد – و اگر واقعاً بدشانس باشید، بسیاری از چیزهای دیگر مانند:  خانه، ماشین و موارد دیگر را از دست خواهید داد. و اکنون، متأسفانه و واضح است که کارمند بودن خطرناکتر از همیشه است
 
این نباید تعجب آور باشد، و بسیاری از افرادی که از کار بیکار شده اند، اخراج شده اند یا مرخص شده اند، آنها به سادگی می گویند: من تعجب نمی کنم. من فقط غمگینم
 
اما هنوز برای ایجاد تغییر دیر نیست. زیرا طرف دیگر این بحران می تواند معدن طلا برای کسانی باشد که ذهنیت درستی دارند
 

!پیمانکاران، اتوماسیون و روبات ها، اوه خدای من
در جادوگر شهر اوز، دوروتی و خدمه همسفرانش در تاریکی و پیشگویی جنگل هستند. آنها آواز می خوانند: شیر و ببر و خرس، اوه

امروزه، بسیاری از مردم در تاریکی قرار دارند و از نظر مالی پیش‌بینی می‌کنند. آنها از شکارچیان طبیعی مانند شیرها و ببرها و خرس ها نمی ترسند، اما از نوع جدیدی از شکارچی ها می ترسند: پیمانکاران، اتوماسیون ها و روبات ها

چه از روبات ها و چه از اتوماسیون، بسیاری از مشاغل به فناوری برون سپاری می شوند. و اگر مشاغل توسط فناوری گرفته نشود، اکنون توسط پیمانکاران گرفته شده اند. فقط نگاه کنید که چگونه شرکت هایی مانند لیفت و اوبر صنعت تاکسی رانی را مختل کردند، ایر بی ان بی چگونه صنعت هتلداری را مختل کرد و چگونه خودروهای بدون راننده صنایعی مانند حمل و نقل را مختل می کنند

خطرات اقتصاد گیگ و داشتن شغل
بسیاری ظهور پیمانکاران و به اصطلاح اقتصاد گیگ را چیز خوبی می دانند، اما اینطور نیست. بحث این است که ما بالاخره در حال ایجاد فرصت های کارآفرینی برای توده مردم هستیم. می گویند کارآفرینی دموکراتیزه شده است
 
واقعیت این است که اکثر افرادی که در اقتصاد گیگ شرکت می کنند، کارآفرین نیستند
 
بلکه آنها به سادگی صاحب شغل هستند. آنها هنوز در سمت چپ جدول جریان نقدینگی جامعه فعالیت می کنند، درست به عنوان یک فرد خوداشتغال و نه یک کارمند
 
این داشتن شغل برای شرکت هایی که دیگر مجبور به پرداخت مالیات بر حقوق، ارائه بیمه درمانی یا بودجه برنامه های بازنشستگی نیستند، مزیت بزرگی است. آن‌ها تمام نیروی کار را دریافت می‌کنند و هیچ‌کدام از وسایل کار را بدست نمی‌آورند. و همه اینها در جذابیت آزادی بسته بندی شده است
 
متأسفانه کارگران گیگ از نظر مالی آزاد نیستند. آن‌ها ساعت‌های طولانی و سختی را کار می‌کنند تا کمتر از گذشته کارمندان داشته باشند و از مزایای کمتری برخوردار شوند. اگر نتوانند ساعات کار را بگذارند، پولی در نمی آورند. یک کارآفرین اینگونه عمل نمی کند. یک کارآفرین حتی زمانی که کار نمی کند، پول در می آورد
 
مطمئناً، هرکسی که به دنبال یک شغل خوب است یا تمام تلاشش را می‌کند تا در اقتصاد گیگ انجام دهد، واقعاً به دنبال یک چیز است… اینکه از نظر مالی آزاد باشد. متأسفانه، آنها در هیچ یک از بخش ها ؛ آزادی مالی را پیدا نخواهند کرد
 

چرا امنیت شغلی امنیت مالی را تضمین نمی کند؟
مسیر دستیابی به امنیت یا آزادی واقعی مالی در سمت راست جدول جریان نقدی در جوامع یافت میشود یعنی- سمت صاحبین کسب وکار و سرمایه گذاران . متأسفانه، بیشتر مردم برای امنیت به سمت چپ جدول جریان نقدینگی در جوامع یعنی- سمت کارمندان و خوداشتغالان نگاه می کنند

برای پدر من امنیت شغلی نیز مورد توجه بود. مهمترین چیز برای او داشتن یک شغل خوب و پردرآمد بود. این ارزشی بود که اکثر هم نسلان او به اشتراک گذاشتند و ارزشی بود که او از دوران جوانی به فرزندانش القا میکرد. او فرض می‌کرد که امنیت شغلی به معنای امنیت مالی است – تا زمانی که کارش را از دست داد و دیگر شغلی پیدا نکرد

از طرف دیگر مربی ام هرگز در مورد امنیت شغلی صحبت نمی کرد. در عوض، او همیشه از آزادی مالی صحبت می کرد. او الگوهایی را برای انواع مختلف امنیت و آزادی که در جدول جریان نقدینگی در جوامع یافت می شود را به من نشان و یاد میداد

الگویی برای امنیت شغلی
افرادی که از این الگو پیروی می کنند در کار خود خوب هستند. آنها تحصیلات عالی دارند و تجربه زیادی دارند. مشکل این است که آنها کمی یا هیچ چیز در مورد بخش صاحبین کسب وکار و سرمایه گذاران می دانند. آنها از نظر مالی احساس ناامنی می کنند زیرا فقط برای داشتن یک شغل آموزش دیده اند و برای زندگی خود به دیگران متکی هستند

اغلب افراد در این الگو پول را به حساب بازنشستگی واریز می کنند. اما حتی در آن زمان، آنها همچنان احساس ناامنی می کنند زیرا در واقع نمی دانند که برای پولشان چه اتفاقی می افتد. آنها امیدوارند مدیر حساب کار خود را به خوبی انجام دهد. اما، در بیشتر موارد، این پول است که هر ماه از دستمزد آنها ناپدید می شود. و هنگامی که آنها هر سه ماه اظهارنامه بازنشستگی خود را دریافت می کنند، نمی دانند چگونه آن را بخوانند

برای اینکه افراد دارای الگوی امنیت شغلی از نظر مالی احساس امنیت کنند، باید تحصیلات مالی خود را افزایش دهند و یاد بگیرند که چگونه صاحب یک کسب وکا شوند و یا سرمایه گذاری کنند

به جای گذاشتن پول در حساب بازنشستگی و امید داشتن به بهترین ها، این حلقه برای افرادی است که به تحصیلات خود به عنوان سرمایه گذاری و کارمندی احساس اطمینان می کنند. همانطور که برای یادگیری شغل در مدرسه درس می خوانید، مطالعه کنید تا یک سرمایه گذار حرفه ای شوید

میلیونرهای آمریکایی سطح متوسط، خوداشتغال هستند، مقتصدانه زندگی می کنند و برای بلندمدت سرمایه گذاری می کنند

علاوه بر این، هر دو بخش کارمندان و خوداشتغالان می توانند به سمت بخش صاحبین کسب وکار و سرمایه گذاران حرکت کنند. به عنوان مثال، کارآفرینان بزرگی مانند استیو جابز این مسیر را در پیش گرفتند. این ساده ترین نیست اما یکی از بهترین هاست

الگوی آزاد بودن از نظر مالی
بیشتر مردم نگران امنیت مالی هستند و هیچ ایرادی در آن وجود ندارد. اما حتی بهتر از امن بودن، آزاد بودن از نظر مالی است. این چیزی زمانی اتفاق می افتد که فرد کاملاً در سمت راست جدول جریان نقدی در جوامع یعنی صاحبین کسب و کار و سرمایه گذاران زندگی می کند و نفس می کشد

این الگویی است که مربی ام توصیه می کرد، اما برای همه نیست. با این حال، این الگوی آزادی مالی واقعی است زیرا در بخش صاحبین کسب وکار افراد برای شما کار می کنند و در بخش سرمایه گذاران پول شما برای شما کار می کند. شما آزادید که کار کنید یا نه. اگر به افراد فوق ثروتمند در هر جای دنیا نگاه کنید، این الگوی آنهاست

مسیر خود را به سمت امنیت مالی انتخاب کنید
امروز می توانید انتخاب کنید که کدام مسیر مالی را می خواهید طی کنید. آیا امنیت شغلی خواهد بود؟ امنیت مالی؟ یا آزادی مالی؟

متأسفانه اکثر مردم امنیت شغلی را به ویژه در شرایط سخت اقتصادی انتخاب می کنند. اما وقتی متوجه می شوید که برای امرار معاش خود کاملاً به شخص دیگری متکی هستید، واقعاً چقدر امنیت دارید؟ و در زمان مشکلات اقتصادی و اختلالات فناوری، مشاغل می آیند و می روند. همانطور که “وال استریت ژورنال” اشاره می کند، شرکت ها تمام تلاش خود را برای از بین بردن امنیت شغلی در آینده انجام می دهند. و همانطور که تاریخ اخیر به ما نشان می دهد، میلیون ها میلیون شغل می توانند در یک چشم به هم زدن ناپدید شوند

حداقل، مهم است که در زمینه امنیت مالی تحصیل کرده باشید، که در مورد شغل خود و همچنین توانایی خود برای سرمایه گذاری در زمان های خوب و بد اطمینان داشته باشید

اما، اگر آن را در خود دارید، بهترین راه و یکی از سخت ترین ها، انتخاب آزادی مالی است. برای موفقیت در بخش صاحبین کسب وکار و سرمایه گذاران به سطح بالایی از تحصیلات مالی نیاز است. همچنین به اشتیاق، تعهد و بینش زیادی نیاز دارد. اما نتیجه آن ارزشش را دارد

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود