زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
به برندی فرعی از شرکت جعبه ابزارثروت، با سری کتابها، پادکستها و ویدیوهای آینده خود خوش آمدید
روزنامه نگار: چرا یک جت شخصی دارید؟
من: این سوال احمقانه است. یک سوال بهتر میتواند این باشد: چرا شما یک جت شخصی ندارید؟
روزنامه نگار: از من میپرسید که “چرا من ، صاحب یک جت شخصی برای خودم نیستم؟
من: درست است. فکر نمی کنید این سوال بهتری باشد که از خود و برای خوانندگانتان بپرسید؟
روزنامه نگارساکت نشسته بود و اجازه میداد تا سوال من به درون و اعماقش برود
پاسخ نفرت انگیز
متوجه شدم که پاسخ من نفرت انگیز بود. با این حال می خواستم به نکته ای اشاره کنم. این فرصت را به من بدهید تا دلایل خود را برای پرسیدن از روزنامه نگار که چرا هواپیمای شخصی خود را ندارد توضیح دهم
آن روزنامه نگار در مارس ۲۰۲۰، در طول همهگیری کووید-۱۹، از دستیار اجرایی من خواسته بود تا با من مصاحبه کند. او توضیح داده بود که یک روزنامهنگار آزاد است و مقالهای برای مجلهای مینویسد که به کارآفرینان، استارتآپها و «هیجانبازان» غذا میدهد. دستیار اجرایی من زمانی را تعیین کرد و از روزنامهنگار خواست مجموعهای از سوالاتی را که میخواهد از من بپرسد، ارسال کند
:لیست سوالات او مستقیم بود، سوالاتی که بارها از من پرسیده شده است. لیست سوالات او اینها بود
وقتم تنگ بود من در حال رفتن به یک رویداد در شهر دیگری بودم، بنابراین توافق کردیم که در یک پارکینگ هوایی خصوصی که جِت شخصی من، در آنجا نگهداری می شد، ملاقات کنیم.
وقتی روزنامه نگار در هواپیمای شخصی من با من ملاقات کرد، لیست سوالات خود را به کلی فراموش کرد. گفت و گوی ما با سوال او آغاز شد
روزنامه نگار:”چرا شما یک جت شخصی دارید؟”
:و پاسخ نفرت انگیز من این بود
“چرا شما یک جت شخصی ندارید؟”
مصاحبه شروع شده بود
او از اصلاح سیاسی متنفر بود
او توضیح داد که زمانی به عنوان کارمند برای یک روزنامه بزرگ شهر کار می کرد. از آن متنفر بود. از کارمند بودن متنفر بود. از اینکه به او می گویند چه کار کند متنفر بود. او متنفر بود که به او گفته شود چه داستان هایی را می تواند پوشش دهد و چه داستان هایی را نمی تواند. و از رئیسش، سردبیر روزنامه متنفر بود
این روزنامه نگار بهویژه از «اصلاح سیاسی» توسط سردبیرش متنفر بود
مقالههای روزنامه نگار اغلب دچار «تغییر» میشد تا با دیدگاههای سردبیر او و روزنامه ، از نظر نژادی نامتعادل، جنسیتی عجیب، محدود، از نظر مذهبی محدود، از نظر سیاسی لیبرال، و دیدگاههای ضد همخوانی داشته باشد
روزنامهنگار گفت: «من دیگر خبر جدید را گزارش نمیکردم، یک داستان خبرساز را به «تبلیغات بیدار» تبدیل میکردم
او گفت: “من کارم را رها کردم زیرا می خواهم حقوق اصلاحیه اول خود را بازگردانم. من می خواهم روزنامه نگاری باشم که بتواند آزادی بیان و آزادی مطبوعات خود را عملی کند
من فقط توانستم با او موافق باشم. من هم همین آزادی ها را می خواهم
و هر دو موافق بودیم. از زمان ظهور همهگیری کووید، آزادیهای ما، به ویژه آزادی بیان ما به طور سیستمی مورد اختلاس قرار گرفته است
وقتی دکتران پزشک به دلیل زیر سوال بردن سلامت عقل دکتر فائوچی اخراج شدند، هر دوی ما به شدت ناراحت شدیم. روزنامه نگار و من تعجب کردیم؛ حقیقت در مورد منشا ویروس کووید چه بود؟ آیا کووید از “خفاش ها” بود. یا تحقیقات به “بدست آوردن عملکرد بد” دچار شد. یا یک ویروس عمدی “فرانکنشتاین” برای سرپوش گذاشتن بر یک فاجعه مالی گسترده در “بازار رپو”؟
سخنان ایلان ماسک
در سال ۲۰۲۲، به ایلان ماسک گوش میدادم و او به سؤالاتی درباره کارآفرین بودن پاسخ میداد. یک سوال از او پرسیده شد
“چه کلمات تشویقی به یک فرد می گویید تا کارآفرین شود؟”
:پاسخ ایلان ماسک
«شکست در اینجا یک گزینه است. اگر همه چیز شکست نخورد، شما به اندازه کافی نوآوری نمی کنید»
موافقم. من بارها شکست خورده ام و به پایان رسیده ام. من ، پس از راهاندازی شرکت جعبه ابزارثروت ، به موفقیتهای باورنکردنی دست یافتم
:همانطور که دونالد ترامپ میگوید
تصویر موفقیت مهم است، اما مهمتر از آن توانایی تمرکز بر راه حل ها به جای مشکلات است. به این ترتیب، شما هرگز مانند یک بازنده فکر نخواهید کرد و احتمالاً شبیه یک بازنده نیز نخواهید بود
شکست ؛ دری به سوی موفقیت است
همانطور که هر کارآفرین موفقی می داند، شکست شما بسیار بیشتر از موفقیت شماست. توماس ادیسون وقتی از او پرسیده شد که چند بار قبل از اختراع لامپ برق شکست خورد ، پاسخ داد: “من شکست نخوردم. من با موفقیت ۱۰۱۴ بار متوجه شدم که چه چیزی کار نمی کند
به همین دلیل است که ایلان ماسک درست می گوید: اگر برای کارآفرین شدن نیاز به تشویق داشته باشید، هرگز کارآفرین نخواهید شد
آیا هر کسی می تواند یک کارآفرین باشد
یک سوال متداول: «آیا کسی می تواند کارآفرین شود؟
:پاسخ من این است
“بله”
من اغلب داستان یک دانش آموز دبیرستانی در همسایگی خود را تعریف می کنم که در حالی که برای کلاس های دبیرستان خود درس می خواند، خدمات مراقبت از کودک را ارائه می داد
اگرچه پدر و مادرش ثروتمند بودند، اما او به اندازه کافی پول درمیاورد و پس انداز میکرد، مراقبت از کودک، برای پرداخت هزینه تحصیل در دانشگاه، با بورس تحصیلی، و بدون وام های سنگین دانشجویی
جعبه ابزارثروت یک طرح بیمه بازنشستگی یا آی آرای پر از سهام، اوراق قرضه، صندوق های سرمایه گذاری مشترک یا ای تی اف ارائه نمی دهد. همه کارکنان و کارمندان شرکت جعبه ابزارثروت تشویق میشوند تا «ساید هاستل» خود را داشته باشند و در املاک اجارهای، طلای واقعی، نقره و ارزهای دیجیتال و منابع میلیون دلاری سرمایهگذاری کنند
همه کارکنان و کارمندان بهترین های هر دو طرف جدول جریان نقدی را دارند. آنها امنیت دارند و برای آزادی خود تلاش می کنند
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
