چرا افراد باهوش شکست می خورند
وقتی درباره اینکه چرا کارآفرینان هنوز در رویای موفق بودن شکست می خورند، یکی از دوستانم بهترین پاسخ را داد: کارآفرینان دو ویژگی دارند: نادانی و شجاعت
پاسخ دوست من ساده و در عین حال عمیق است. وقتی میگوید «نادانی» کلید کارآفرینی است، نمیگوید احمق باشید. او می گوید اجازه ندهید دانش شما را عقب نگه دارد. به عنوان مثال، بچه ها تمایل دارند بگویند که می خواهند چیزهایی مانند فضانورد، بازیکن حرفه ای بیسبال یا رئیس جمهور و… باشند. آنها فاقد دانش کافی هستند تا بدانند رسیدن به این رویاها چقدر سخت است تا آنها را محدود نکنند. آنها به بهترین شکل ممکن نادان هستند. آنها هنوز رویا دارند و معتقدند که می توانند به آن رویاها برسند
بهترین کارآفرینان عمداً نادان هستند. وقتی رویایی دارند با اشتیاق به دنبال آن می روند. وقتی دیگران به آنها می گویند این کار را نمی توانید انجام دهید، آن صدا را نادیده می گیرند و جلو می روند. هنگامی که ذهن خود به آنها می گوید که آن را ترک کنند، افکار منفی خود را نادیده می گیرند و ادامه می دهند
واقعیت این است که بسیاری از کارآفرینان بسیار باهوش هستند و دانش زیادی دارند، اما اجازه نمیدهند این دانش مانع از آن شود. آنها شجاعت غلبه بر ترسی را که دانش می تواند به همراه داشته باشد، دارند
:شاید یک داستان به توضیح این موضوع کمک کند
من دوستی دارم که آرایشگر ماهری است. وقتی صحبت از زیبا جلوه دادن یک فرد می شود، او یک شعبده باز است. سالهاست که دوست من در مورد افتتاح سالن خود صحبت میکند. این یک رویای بزرگ است، و متأسفانه، رویایی که او هرگز به آن عمل نکرده است. در عوض، او هنوز یک صندلی را در یک سالن بزرگ اداره می کند. و او حتی صاحب آن سالن را دوست ندارد
دوست من تجارت سالن را می داند و می داند که موفقیت چقدر سخت است. این دانش او را از راه اندازی سالن خود و رسیدن به رویای خود باز می دارد. او شجاعت کارآفرینی را ندارد
دوست دیگری دارم که همسرش مهماندار هواپیما بود. چند سال پیش، او کار خود را رها کرد، به مدرسه رفت تا آرایشگری را بیاموزد و سالن خود را افتتاح کرد. این یک رویای بزرگ است، یک محیط تماشایی، و او تعدادی از بهترین استایلیست های شهر را در اختیار دارد
دوست آرایشگر دیگرم در مورد آرایشگاهش شنید و گفت: «چطور می تواند یک سالن باز کند؟ او هیچ استعدادی ندارد، با استعداد نیست و به اندازه من در این شهر کار نکرده است. من فکر میکنم که او تا یک سال نشده میدانم که موفق نمیشود
او ممکن است شکست بخورد به هر حال، او دریافت که تقریباً ۵۰ درصد از همه مشاغل در پنج سال اول دچار افت و شکست می شوند. اما کارآفرینان به چنین آماری توجه نمی کنند. هدف این داستان اما نشان دادن تأثیر نادانی و شجاعت در زندگی ماست. یک آرایشگر دانش کافی داشت اما شجاعت نداشت. دیگری تجربه ای نداشت اما شجاعت داشت
در دنیای واقعی، شجاعت مهمتر از دانش است. نادیده گرفتن افکار منفی کلید داشتن شجاعت است. همیشه به یاد داشته باشید، ذهن شما بی نهایت است و شک های شما محدود کننده شما هستند
تسلط بر خود
مشکل اکثر صاحبان مشاغل، کارآفرین شدن نیست، بلکه عبور از خوداشتغالی است
هر کارآفرینی باید از جایی شروع کند. من هم به صورت خوداشتغالی شروع کردم. اما به سرعت فهمیدم که اگر میخواهم واقعاً خودم و تجارتم را رشد دهم، چیزی باید تغییر کند
برای اینکه از خودم به داشتن صدها کارمند برسم، باید مهارت های متفاوتی داشتم
مهارت فروش
ابتدا باید یاد می گرفتم که چگونه بهتر بفروشم. میدانستم که اگر فروش را یاد بگیرم، میتوانم مهارتهایی را که برای رشد درآمد کسب وکارم نیاز دارم، بیاموزم
برای تقویت این مهارت، در شرکتی کار کردم که مجبور شدم به عنوان یک فروشنده رشد کنم یا اخراج شوم. من کار بالا رفتن از نردبان شرکت را بر عهده نگرفتم. کار کردم تا یاد بگیرم. همچنین وقت گذاشتم و برای یک موسسه خیریه محلی داوطلب شدم و برای جمع آوری پول تماس گرفتم. من از آن متنفر بودم، اما می دانستم که به آن نیاز دارم. توانایی من برای فروش امروز نتیجه مستقیم آن سرمایهگذاریهایی است که روی خودم به عنوان یک مرد جوان انجام دادهام
مهارت رهبری
دوم، میدانستم که وقتی شرکتم را بزرگ کنم، باید کارمندانی را استخدام کنم. مدیریت کردن خود به اندازه کافی سخت است، چه رسد به دیگران. یکی از سخت ترین دوره های رشد برای یک کارآفرین، یادگیری نحوه رهبری، مدیریت و تکثیر افراد دیگر است. با این حال، هنگامی که بر این مهارت مسلط شدید، می توانید به طور تصاعدی رشد کنید
دامی که بسیاری از کارآفرینان در آن گرفتار می شوند این است که فکر می کنند در همه چیز متخصص هستند و باید هر کاری را انجام دهند. آنها در تجارت خود به دیگران اعتماد ندارند. حقیقت این است که شما احتمالاً اصلاً متخصص نیستید و احتمالاً نمی توانید همه کارها را انجام دهید
مهارت تسلط بر خود
اما مهمترین مهارتی که باید یاد می گرفتم تسلط بر خود بود
تسلط بر خود به معنای یادگیری نحوه کنترل ترس، احساسات، تردیدها، بدن، ذهن و روح است. اگر بتوانید یاد بگیرید که چگونه بر این چیزها مسلط شوید – کنترل خود – می توانید جهان را کنترل کنید
هر بار که از کارمندی عصبانی شدم، باختم. هر بار که وقتی صورت جریان نقدی ام امیدوارکننده به نظر نمی رسید، ترس ایجاد می کردم، باختم. هر بار که وارد مارپیچ نزولی کار در کسب و کارم می شدم نه در آن، باختم
بیشتر کارآفرینان محرکهای خاصی دارند که باعث میشود به معنای واقعی کلمه آن را از دست بدهند، یعنی «آن» خودکنترلی است. برای بسیاری، این پول است. وقتی پول تمام می شود، ترس وارد می شود و قسمت لیمبیک مغز تسخیر می شود. بعد کارهای جنون آمیز می کنند. فرقی با غارنشینی که برای نجات جانش از ببر دندان شمشیری می دود ندارد. از فکر کردن دست می کشی و ارتجاعی می شوی
اما ما از بدن، ذهن، احساسات و روح تشکیل شده ایم. وقت گذاشتن برای تغذیه این قسمت های ما به ما کمک می کند تا این با ارزش ترین مهارت را توسعه دهیم
به احتمال زیاد، شما یک یا دو مهارت دارید که در آنها عالی هستید و باید روی آنها تمرکز کنید. ایجاد تیمی از متخصصان به این معناست که چگونه یک کارآفرین واقعی ، خود و کسب و کار خود را رشد می دهد. داشتن کارکنانی که میتوانید به آنها اعتماد کنید و در کاری که انجام میدهید خریداری میشوند، به آنها این امکان را میدهد تا همانطور که شما روی کسب وکارتان کار میکنید، در کسبوکار شما نیز کار کنند. همانطور که مربی ام می گفت: “کسب و کار و سرمایه گذاری ورزش های گروهی یا تیمی هستند
خوشبختانه برای من، مربی ام بروی من سرمایه گذاری کرد و درس های مهم رهبری را به من آموخت. این من را به اهمیت داشتن یک مربی و یک کوچ متقاعد کرد