سناریوی دیگر: فردی را که چندین بار ملاقات کرده اید به شما مراجعه می کند تا در یک شرکت خصوصی انرژی بادی سرمایه گذاری کنید که به مدت پنج سال فعالیت می کند. شما پول نقد دارید، اما برای اینکه تصمیم بگیرید آیا این سرمایه گذاری برای شما مناسب است، چه چیزی باید بدانید؟
افزایش سرمایه، که به عنوان پول دیگران نیز شناخته می شود، در دنیای سرمایه گذاری ضروری است. اما یکی از ترسناک ترین بخش های شروع برای یک سرمایه گذار نیز می باشد
قدرت استفاده از پول دیگران
یکی از استراتژی های تجاری مورد علاقه من، استفاده از پول دیگران برای سرمایه گذاری هایم است. اگر با این مفهوم آشنایی ندارید، یکی از پایه های فلسفه مربی من بود: نگاه کردن به فراتر از محدودیت منابع خود و یافتن منابع پول در جای دیگر
متأسفانه، بسیاری از مردم برای تأمین مالی کسب و کار و سرمایه گذاری خود فقط به کیف پول و حساب های بانکی خود نگاه می کنند. امروز می دانم که این تنبلی محض است. نگران نباشید من هم زمانی تنبل بودم. خبر خوب این است که می توانید آن را درمان کنید! اما چگونه؟
ابتدا، اجازه دهید داستان چگونگی استفاده از پول دیگران را برای افزایش استقلال مالی به اشتراک بگذارم. یکی از دوستان و مربی عزیزی بود که به من روزی گفت: تو می دانی که فقط افراد تنبل از پول خود استفاده می کنند
خیلی گیج شدم، به او گفتم: «نه، نه، نه. من برای به دست آوردن پول واقعا سخت کار می کنم و سپس آن را سرمایه گذاری می کنم
او به من خندید و گفت: “آیا فکر و خلاقیت بیشتری لازم نیست تا از پول شخص دیگری به جای پول خودت استفاده کنی؟
در ابتدا کاملا غیر واقعی به نظر می رسید. اما هر چه بیشتر با این مفهوم در ذهنم دست و پنجه نرم می کردم، بیشتر متوجه شدم که حق با او است
می بینید، استفاده از پول خودم برای خرید هر دارایی که به آن توجه داشتم آسان بود، اما باید مهارت ها و استراتژی های جدیدی را یاد می گرفتم تا شخص دیگری را متقاعد کنم که از پولی که به سختی به دست آورده بود برای سرمایه گذاری که من به او پیشنهاد میکردم جدا شود
آزادی مالی اما از نظر سرمایه گذاری حرفه ای نیستند
درک تفاوت بین نحوه نگرش آن دوست و مربی عزیزم به افزایش سرمایه در مقایسه با نگاه من به افزایش سرمایه در اوایل کار سرمایه گذاری بسیار مهم است
من در تمام زندگی خود شرطی شده بودم که کمتر از حد توانم زندگی کنم. من همان طرز فکر را در مورد امور مالی شخصی خود به دنیای سرمایه گذاری آورده بودم
برای توضیح بهتر تفاوت، از جدول جریان نقدی استفاده می کنم. ما از جدول جریان نقدی برای توضیح چهار نوع کسب درآمد افراد در جهان استفاده میکنیم
در سمت چپ جدول کارمندان و خویش فرمایان قرار دارند. این افراد صرف نظر از اینکه در یک شرکت کار می کنند یا یک شرکت انفرادی دارند، زمان خود را با پول مبادله می کنند. در سمت راست جدول صاحبین کسب وکارهای بزرگ و سرمایه گذاران قرار دارند. اگرچه تفاوتهای زیادی بین افراد در هر دو طرف وجود دارد اما مهمترین تفاوت این است که بدانید چگونه از زمان و پول دیگران استفاده کنید
اگرچه من قبلاً از طریق کسب و کار و سرمایه گذاری خود از سمت چپ جدول جریان نقدی به سمت راست جهش کرده بودم، ما هنوز به عنوان سرمایه گذار حرفه ای نبودم. مکالمه کوتاهی که با دوست و مربی ام داشتم یکی از بسیاری از درسهایی بود که او به من آموخت که چگونه حرفهایها نه تنها میدانند چگونه با پول درآمد کسب کنند، بلکه در نهایت میدانند چگونه با استفاده از پول دیگران پول بیشتری به دست آورند. زمانی که توانستیم معاملات را با استفاده از پول دیگران انجام دهم، سرانجام از قسمت سرمایه گذاران به سرمایه گذاران واقعی و حرفه ای جهش کردم
جایی که برای اولین بار برای افزایش سرمایه اشتباه کردم
وام دهندگان سنتی از شما می خواهند که از حلقه های بیشتر و بیشتری عبور کنید، به علاوه آنها به پیش پرداخت های بزرگتر و شرایط سخت گیرانه تری نیاز دارند. بسیاری از وام دهندگان و سرمایه گذاران خصوصی محتاط تر هستند و استانداردهای خود را نیز افزایش داده اند. حالا با این همه شرایط سخت گیرانه یک فرد چه کاری باید انجام دهد؟
چیزی که من از طریق تجربیاتم یاد گرفتم این بود که افزایش سرمایه واقعاً معمایی نیست که خیلی ها آن را نشان می دهند. بیش از هر چیز، این حس خوب تجاری است که غالب خواهد شد. اغلب گفته می شود که کلید افزایش سرمایه، توانایی فرد برای فروش است. فروش یک مهارت حیاتی برای هر کارآفرین یا سرمایه گذار است. وقتی نوبت به افزایش سرمایه می رسد، این سوال مطرح می شود که “چه چیزی می فروشید؟” به عبارت دیگر، وام دهنده یا سرمایه گذار به دنبال چیست؟
با وجود اینکه کار سختی بود، من همچنان توانستم از بین ۱۰ سرمایه گذار یک چهارم میلیون دلار جمع آوری کنم. و در پایان، هر سرمایهگذار سرمایه اولیه خود را پس گرفت و بازدهی عالی از پول خود داشت. با این حال، “فروش” بسیار دشوارتر بود، زیرا
یک-من نمی دانستم سرمایه گذاران به دنبال چه چیزی هستند
دو-من فقط بر مهارتهای متقاعدسازی و دوستیهایم تکیه میکردم، بهجای اینکه منطق تجاری درستی داشته باشم
چیزی که من در آن زمان نمی دانستم این بود که چهار عامل برای جمع آوری پول حیاتی است. از آنجایی که من از این چهار جواهر آگاه نبودم، بسیاری از فروش من به سرمایه گذاران احتمالی مبتنی بر عزم محض بود
چیزی که یک وام دهنده یا سرمایه گذار واقعاً می خواهد
پاسخ این معمای بزرگ اینجاست: وام دهندگان و سرمایه گذاران (مانند بانک ها، سازمان های خصوصی یا افراد) به سادگی می خواهند بدانند که بازده سالمی از سرمایه خود دریافت خواهند کرد. اگر ایکس دلار به شما بدهند، پس چقدر پول پس خواهند گرفت؟ آنها غالبا بازده خوب بروی سرمایه گذاری می خواهند
لازم نیست ارائه طولانی یا پیچیده باشد. بسته به کسب و کار یا سرمایه گذاری ؛ درگیری، متفاوت خواهد بود. اغلب، زمانی که یک طرح کوتاه و مختصر است، نشان میدهد که مجریان از دانستن آنچه سرمایهگذاران میخواهند اطمینان دارند و از اینکه میتوانند آن را ارائه دهند مطمئن هستند
بنابراین، کلید جمعآوری پول به چهار عامل نسبتاً ساده برمیگردد که به نشان دادن بازده سرمایه مورد نظر آنها کمک میکند. من قصد دارم به شما کمک کنم تا با فرمول کارآمد خود به تعقیب آن بروید
اگر برای سرمایهگذاری پول جمعآوری میکنید، پس سرمایهگذاری دقیقاً چیست و چه چیزی این سرمایهگذاری را آنقدر جذاب میکند که من باید پولم را در این سرمایهگذاری در مقابل سرمایهگذاری دیگر قرار دهم؟
به یاد داشته باشید، گفتن تمام نکات مثبت به یک سرمایه گذار بالقوه آسان است. اما مطمئن باشید که واقع بین و صادق باشید. این بدان معنی است که ممکن است برخی از نکات منفی این پروژه نیز وجود داشته باشد. یک برنامه آماده برای چگونگی غلبه بر چالش ها و حرکت آن را داشته باشید
آن را ساده نگه دارید. آن را مختصر نگه دارید. آن را واقعی نگه دارید
تصور کنید شما سرمایه گذار هستید؛ اطلاعات مهمی که باید بشنوید تا به گیرنده سرمایه خود ایمان داشته باشید چیست؟ این یک حس مشترک تجاری است. هر تجربه ای که شرکا به میز بیاورند مستقیماً بر سطح اعتماد سرمایه گذاران شما تأثیر می گذارد
یک-پروژه
هنگام ارائه پروژه، این سؤالات را از خود بپرسید: پروژه ای که وام دهنده برای آن سرمایه در اختیار شما قرار می دهد چیست؟ اگر برای کسب و کار شماست، پس دقیقاً کسب و کار شما چیست؟ چه چیزی کسب و کار شما را از سایرین در صنعت شما متمایز می کند؟ و مزیت کسب و کار شما چیست که باعث ایجاد اطمینان در سرمایه گذار از موفقیت آن می شود؟
دو-شرکا
بازیگران کلیدی پروژه چه کسانی هستند؟ سابقه آن شرکا چیست؟ چه تجربه ای دارند؟ به عبارت دیگر، چه کسی این معامله را انجام می دهد و چه موفقیتی داشته است؟ تجربه ای که هر شریک روی میز به ارمغان می آورد، و بنابراین تخصص آنها، بخش بزرگی از معادله است
سه-تامین مالی
تا جایی که می توانید به سرمایه گذار نشان دهید که چگونه پروژه (چه یک کسب و کار یا سرمایه گذاری) درآمد کسب می کند. واقع بین باشید و از بحث در مورد موانع پیش رو اجتناب نکنید – هر پروژه تجاری و سرمایه گذاری دارای مشکلاتی است، بنابراین تظاهر به پروژه شما باعث نمی شود که شما یک آماتور به نظر برسید. شما باید نشان دهید که در مجموع چقدر پول جمع آوری می کنید، پول از کجا می آید (مهمانی های خصوصی، وام دهندگان سنتی، و غیره)، شرایط پول قرض شده و نحوه تخصیص پول چگونه است
نکته: اگر حتی پیشنهاد کنید که هر یک از پول جمع آوری شده برای پرداخت حقوق شما استفاده شود، درها بسته می شوند. اگر حقوق و دستمزد می خواهید، پس کار پیدا کنید. سرمایه گذاران بالقوه می خواهند دو چیز را بدانند
الف-آنها چه زمانی سرمایه اولیه خود را پس می گیرند؟ و
ب-بازده آنها چه مقدار خواهد بود
این اعداد تعیین می کنند که آیا ساختار و شرایط تامین مالی شما جذاب است یا خیر
چهار-مدیریت
ضرب المثل قدیمی این است که “پول به دنبال مدیریت است.” موافقم. سرمایه گذاران می خواهند بدانند چه کسی عملیات روزانه را اجرا می کند، زیرا این امر برای موفقیت مداوم هر سرمایه گذاری بسیار مهم است. توضیح دهید که آنها چه کسانی هستند، پیشینه آنها، چگونه تحت فشار واکنش نشان می دهند و غیره
اگر کسبوکار خود را راهاندازی میکنید یا اگر برای رشد کسب وکار فعلیتان پول جمعآوری میکنید، ممکن است شرکا و تیم مدیریت همان افراد باشند. اگر تجربه و تخصص در تیم وجود داشته باشد که اعتماد سرمایه گذاران را تقویت کند، اصلاً مشکلی نیست