تقلب شماره ۱: به یک مدرسه خوب بروید

زمان مطالعه :۵ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

چرا دریافت آموزش عالی به معنای زندگی خوب نیست

در جهان انواع هنرمندان کلاهبرداری وجود دارد. بیشتر اوقات ما می توانیم آنها را مشاهده کنیم ، مانند ایمیلهایی که به ما میلیون ها دلار قول می دهند اگر فقط ما شماره حساب بانکی خود را به آن ها هدیه بدهیم. بعضی اوقات ما  متوجه نمی شویم تا اینکه خیلی دیر میشود یا اینکه آنها اشتباه کنند ، مانند برنی مادوف. بعضی اوقات ما نمی دانیم که اصلاً آنها در حال کلاهبرداری از ما هستند زیرا ما خود را مشروط کردیم که از گهواره فکر کنیم که چیزی بهتر و توصیه بهتری برای زندگی وجود دارد

این اولین بار در یک سری پست است که من قصد دارم کلاهبرداری هایی را که اکثر مردم هرگز از آنها خبر ندارند را نشان دهم .من این سری را تقلب می نامم. اولین موردی که ما کشف خواهیم کرد چیز پیش پا افتاده ای  بسیار قدیمی ، “رفتن به یک مدرسه خوب” است

مدرسه خوب = موفقیت = تقلب

وقتی جوان بودم پدرم همیشه به من می گفت بهترین راه موفقیت ، رفتن به مدرسه است. او احساس میکرد که بهترین راه برای بدست آوردن یک شغل خوب است. او دارای چندین مدرک دانشگاهی بود. مشکل این بود که حتی اگر پدرم یکی از تحصیلکرده ترین افرادی بود که من می شناختم ، او همیشه ازبی پولی شکایت می کرد و از کارش ناراضی بود.از طرفی دیگرمربی من مدرک دانشگاهی نداشت. او مدرسه خود را به منظور کمک در اداره فروشگاه خانوادگی خود ترک کرد ، با این حال او بسیار ثروتمند و موفق بود ، و در نهایت  یک امپراتوری املاک و مستغلات با چندین هتل را کاملا برای خود ساخت . او می گفت: مدرسه به شما می آموزد که کارمند باشید. اگر می خواهید ثروتمند شوید ، به روی مدرسه حساب باز نکنید. من نصیحت مربی ام را از همان سنین جوانی عمل کردم  ، من یاد گرفتم که وعده آموزش عالی – رفتن به مدرسه خوب برای موفقیت – یکی از بزرگترین کلاهبرداری های اطراف بود. در واقع ، در این مورد خودم تحقیقات کردم و فهمیدم که این حقیقت دارد و منعکس کننده این حقیقت است که آموزش عالی کلاهبرداری است. من را باور نمی کنید؟ به این لیست از ۵۰ فرد بسیار موفق که هرگز مدرسه را تمام نکرده اند ، نگاهی بیندازید

البته نکته این نیست که رفتن به یک مدرسه خوب مانع از موفقیت شما می شود. این نیز به وضوح درست نیست ، افراد زیادی وجود دارند که پس از رفتن به مدارس خوب موفق می شوند. نکته این است که شما برای رسیدن به موفقیت نیازی به یک مدرسه خوب ندارید.این یک افسانه است ، و به همین دلیل است که این نخستین تقلب است که در این مجموعه شناسایی شده است

رفتن به مدرسه شما را از نظر مالی هوشمند نمی کند

از آنجا که من مخالف سیستم مدرسه هستم ، اغلب متهم به ضد تعلیم هستم. هیچ چیز نمی تواند از حقیقت دور باشد. اما “رفتن به دانشکده” یکی از مواردی است که افراد به عنوان راهی برای موفقیت در نظر می گیرند و بدون آنکه بایستند و فکر کنند که آیا این واقعیت دارد.هر زمینه باید در نظر گرفته شود. به عنوان مثال ، اگر این تمایل من برای به دست آوردن دانش زیاد در سر و کارمند بودن باشد ، می توانم با یک آموزش عالی آن مهارت ها و بینش های ارزشمند را کسب کنم. با این حال ، اگر این خواسته من برای یادگیری نحوه شروع یک تجارت یا کسب و کاریا سرمایه گذاری مانند یک حرفه ای  و رشد پول من باشد ، من آن را در دانشگاه نمی آموزم. این زمینه مناسب برای آن سیستم آموزشی نیست. برای این کار باید معلمان و مربیان دیگری را پیدا کنم. یک زمینه به من کتاب های هوشمند سازی می دهد. زمینه دیگر به من هوش مالی می دهد. مربی من در هنگام بازی مونوپلی به من این آموزش ها را داد. پدر من هیچ وقت برای بازی ها وقت نداشت. او همیشه به من می گفت ، برو کتاب بخوان. آن زمان من اهمیتی به خواندن کتاب نمی دادم ، اما بازی های عاشقانه را دوست داشتم. مربی من بازی مونوپلی را به یک فرصت آموزشی برای من تبدیل کرد. او آموزش را در کنار فرمول ساده ثروت گذشت: چهار خانه سبز ، یک هتل قرمز. اینگونه بود که من اهمیت سرمایه گذاری در دارایی ها و سپس استفاده از ثروت حاصل از آن دارایی ها را برای خرید یک دارایی های بزرگتر آموختم. پدرم اهمیت این موضوع را درک نمیکرد او فکر میکرد که ما بیهوده بازی میکنیم. او میخواست من کتابی هوشمند باشم ، زمینه او این بود.من می خواستم پول را بفهمم و ثروتمند شوم.این زمینه من بود. مربی ام زمینه من را فهمید و به من آموزش های مالی لازم را داد. تقلبی که مدرسه ، شما را به میرساند ، در همه جا و در همه زمان ها انجام می شود. آنچه شما را ثروتمند می کند رفتن به مدرسه و یادگیری کتاب های هوشمند نیست بلکه کسب مهارت های مالی است – یادگیری نحوه کارکردن پول و اینکه چگونگه پول برای شما کار کند 

درک ارزش انواع مختلف آموزش

این بدان معنا نیست که آموزش مهم نیست. باز هم به زمینه باز میگردیم. بیشتر افراد نیاز به زمینه ای از یک آموزش اساسی دارند که شما در سن ۱۲ سالگی آن را دریافت می کنید. این پایه مهمی برای همه آموزشهایی است که بعد از آن ایجاد می شود. این یک زمینه مهم است.و اگر می خواهید معلم ، وکیل یا یک پزشک باشید ، بدیهی است که باید به دانشگاه بروید. آنچه شما در مدرسه یاد نخواهید گرفت نحوه کارکردن پول است. این نوع دیگری از آموزش را می طلبد. نوع آموزشی که شما به منظور درک اینکه چگونگی کار کردن پول نیازدارید، آموزش مالی است. این از مکانهایی مانند کتاب ، سمینار ، مربیان و آزمایش و اشتباه در دنیای واقعی ناشی می شود .آموزش آمریکایی به ما می آموزد که به جای اینکه رئیس خود شوید کارمند شوید. این باعث می شود که ما به جای نوآوری ، کارگر شویم. این یک دلیل بزرگ است که چرا من مدرسه را یک تقلب می نامم. در حقیقت ، ثروتمندان از مدرسه برای فقیر نگه داشتن مردم فقیر استفاده می کنند

“اما من در کالج در مورد پول درس می خواندم”

مشاورمربی من در امور مالیات ، به مدرسه رفت تا یک حسابدار شود و او همچنین با خوشحالی به شما خواهد گفت که هیچ آموزش مالی عملی نداشته است. او آموخت که برای انجام یک کار چه چیزهایی لازم است اما نه برای دستیابی به موفقیت مالی که چگونه آن را مدیریت کند. او برای یادگیری در مورد پول به مدرسه رفت !مردم اغلب می گویند که آنها در مدرسه در مورد پول یاد گرفته اند. شما ممکن است بیاموزید که چگونه در دفترچه چک خود تعادل برقرار کنید ، اما یاد نخواهید گرفت که چگونه پول واقعاً کار می کند … چگونه می توان برای ایجاد ثروت عظیم از آن استفاده کرد. این یک حادثه نیست این کلاهبرداری است.ثروتمندان ازمدرسه استفاده می کنند تا به ما آموزش دهد که کارمندان خوبی باشیم. ما شروع می کنیم که به ما گفته شود که چه کاری باید انجام دهیم و برای قبول آن پاداش می گیریم. انتقال از مدرسه به شرکتی که به شما میگوید چه کاری انجام دهید بسیار ساده است. این باعث می شود که ما اعتماد کنیم و امور را به دولت و بانکداران واگذار کنیم و بانکداران ثروتمند کسانی هستند که بیمه بازنشستگی ۴۰۱ کا را برای ما اداره میکنند ، ثروتمندان از آموزش و پرورش استفاده می کنند تا خود را ثروتمندتر کنند و شما را فقیر نگه دارند ، و وقتی متوجه شدید این مسئله دشوار نیست که بدانید چرا این یک از کلاهبرداری است؟. حتی از این بدتر ، ثروتمندان از فروش کلاهبرداری آموزش عالی ثروتمندتر می شوند

  به اشتراک میگذارد که  debt.org بعنوان مثال در وب سایت

هزینه های آموزش عالی جزء سریعترین رشد هزینه ها را در جامعه امروز آمریکا دارد، از سال ۱۹۸۰ ، هزینه های شهریه در دانشگاه های عمومی از ۲،۱۱۹ دلار به ۹،۴۱۰ دلار افزایش یافته است ، جهش ۳۴۴٪. شهریه کالج خصوصی از ۹ هزار و ۵۰۰ دلار در سال ۱۹۸۰ به ۳۲.۴۱۰ دلار در سال ۲۰۱۷ رسیده است ، جهشی ۲۴۱٪. برای مقایسه ، هزینه های غذا و برق حدود ۱۵۰٪ افزایش یافته است و قیمت بنزین بیش از ۲۰۰٪ در مدت مشابه افزایش یافته است. در نتیجه هزینه های زیاد آموزش عالی ، بدهی وام دانشجویی از ۲۶۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۰۴ به ۱.۴ تریلیون دلار در سال ۲۰۱۷ افزایش یافته است. بدهی متوسط از ۱۸.۶۵۰دلار به ۳۸۰۰۰ دلار در مدت مشابه افزایش یافته. و تعداد افراد بالای ۶۰ سال با بدهی وام دانشجویی چهار دهه از ۷۰۰،۰۰۰ به ۲.۸ میلیون نفر رسیده است

این یکی از کودتاهای نهایی ثروتمندان برای ایجاد این کلاهبرداری است که می گویند آموزش برای موفقیت و ثروتمند بودن لازم است ، آنها هزینه های آن آموزش را بالا برده و سپس از بهره وام هایی که به شما برای دستیابی به آن آموزش میدهند منفعت میبرند. چه کلاهبرداریی…؟

انواع مختلفی از هوش

من قبلاً به کتابهای هوشمند اشاره کردم.یکی از بدترین چیزها در مورد مدرسه این است که فقط آن یک نوع هوش را تشخیص می دهد.اگر اهل کتاب هوشمند نیستید ، به سرعت برچسب احمق می گیرید. من در کودکی کتاب هوشمند نبودم و به همین ترتیب برچسب گذاری شدم اما احمق نبودم ،من فقط به چیزهای مختلف علاقه مند بودم (دوباره ، زمینه داشتن). به عنوان مثال ، هیچ کس نمی تواند به من بگوید چه زمانی در زندگی واقعی خود از حساب دیفرانسیل استفاده خواهد کرد! با این حال ، به من گفته شد كه پیروی كنم و یاد بگیرم. من برای کارمند بودن آموزش می دیدم. مربی من کتاب هوشمند هم نبود با این حال او بسیار باهوش بود ، او هوشی خیابانی داشت که  برای تجارت از هوش مالی استفاده میکرد که او با استفاده از آن بسیار ثروتمند شده بود ،مدرسه به شما یاد نمی دهد که بیرون از آن یا در خیابان از نظر مالی باهوش باشید. پدر بیچاره من فکر می کرد مدرسه بسیار مهم است و او بسیار باهوش بود. اما او چه چیزی را به دست آورد؟ او بیشتر عمر خود را از لحاظ مالی مبارزه کرد. این دلیل دیگری است که چرا آموزش عالی را یک کلاهبرداری یا تقلب می نامیم. به اصطلاح متخصصان به شما می گویند که به آن احتیاج دارید. آنها به شما می گویند مهم است اما در واقع کاری برای شما انجام نمی دهد مگر اینکه شما یک کارمند خوب باشید

با خودتان بیاندیشید

افرادی که مورد کلاهبرداری قرار می گیرند ، معمولاً افرادی هستند که مشروط می شوند که خودشان فکر نکنند. متاسفانه در تقلب شماره ۱ : به مدرسه بروید ما را از استقلالی که باید به خودمان فکر کنیم غافل می کنند که مثل یک کارآفرین ، یک مبتکر و یک سرمایه گذار فکر کنیم ، در عوض به ما می آموزند که وابسته ، محتاج و تابع باشیم. برای موفقیت باید یاد بگیرید که با زبان پول صحبت کنید. این آموزش مالی را می طلبد ، که دنیای کاملاً جدیدی را بروی شما می گشاید ، جهانی که می توانید با توجه به شرایط خود موفق شوید. متأسفانه ، مدارس ما این زبان را آموزش نمی دهند. آنها اصول اولیه را به شما می آموزند ، و سپس تجارت یا مهارت خاصی را به شما یاد نمی دهند ، یا  آنها به شما آموزش می دهند که کارمند باشید. امروز زمان آن رسیده است که با خودتان شروع به تفکر کنید. به دلیل این تقلب ، فریب  آموزش عالی را نخورید. درعوض ، امروز آموزش مالی خود را آغاز کنید و سفر خود را به سمت آزادی مالی شروع نمایید