سه تضاد بین ذهنیت کارآفرینان و کارمندان

زمان مطالعه :۵ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

وقتی صحبت از ذهنیت کارمندان وکارفرمایان مطرح می شود ، تفاوت ها نمی توانند واضح تراز این باشند

شما اغلب می شنوید که مردم می گویند ثروتمندان حریص هستند.من میگویم منظور شما کدام نوع از ثروتمندان است؟

طرز فکر و سخاوت کارآفرینان

بیشتر کارآفرینانی که من می شناسم ، نیز برخی از سخاوتمندترین افرادی هستند که می شناسم. آنها نه تنها وقت و هزینه زیادی را صرف کمک به دیگران می کنند ، بلکه مشاغل و محصولات بزرگی نیز ساخته اند که زندگی افراد اطراف خود را غنی می کند. برخی از آنها حتی بیشتراز آنچه مورد نیاز است  فراتر می روند ، مانند مدیرعامل سیاتل که دستمزد خود را کاهش داد تا ۷۰ هزار دلار در سال به کارمندان خود بدهد

سخاوت او تغییر واقعی در زندگی کارمندانش ایجاد می کند: تعداد کودکان کارمندان در حال افزایش از صفربه یک در سال بودند به شش تا هفت عدد در سال میرسد ، این در حالی است که طبق گفته این شرکت بیش از ۱۰ درصد از کارگران این کشور برای اولین بار خانه ای را خریداری می کنند. بیش از ۷۰ درصد از کارکنان غرق در بدهی توانسته اند بخشی از آن را پرداخت کنند وسهم  بیمه بازنشستگی ۴۰۱ کا شخصی نیز بیش از دو برابر افزایش یافته است

طرز فکر و طمع کارمندان پردرآمد

از طرف دیگر ، نوع دیگری از “ثروتمند” وجود دارد : کارمند پردرآمد ، در حالی که ممکن است در زندگی شخصی خیرخواهانه عمل کند ، کارمند پردرآمد معمولاً هنگام مراجعه به محل کار ممکن است بسیار حریص باشد.آنها همیشه بیشتر می خواهند ، حتی اگر آن کسب وکار به خوبی پیش نرود. نمونه بارز این خبر اخبار مربوط به راجر گودل ،مامور عالی رتبه در ان اف ال ، که خواستار افزایش حقوق و مزایا در سال ۲۰۱۷ بود ، در آن زمان ، گودل در حال مذاكره در مورد تمدید قرارداد با  ان اف ال بود ، گزارش شده که وی  درخواست مبلغ ۴۹.۵ میلیون دلار سالانه را داشته ،استفاده از جت خصوصی تمام وقت و بیمه درمانی برای خانواده اش ، او در حدود ۳۰ میلیون دلاربدست آورد. مذاکره کننده قرارداد که یکی از صاحبان ان اف ال است بصورت ناشناس گفته است :”… چندین صاحب این لیگ ۴۰ میلیون دلار در سال کسب نمی کنند. این مقدار برای راجر خیلی زیاد به نظر می رسد. این توهین آمیزووغیرمعمول است . برای کسانی که ممکن است آشنا نباشند ،ان اف ال تا همین اواخر ،  یک سازمان غیرانتفاعی با وضعیت معاف از مالیات بود. و راجر گودل یک کارمند مادام العمر برای سازمان است. با کار کردن از کارآموز تا آنچه که بسیاری از مردم احساس می کنند قدرتمندترین مرد ورزش است

طرز فکر کارمندان پردرآمد: “من سزاوار افزایش حقوق و مزایا هستم! مهم نیست چطور

در زمانی که گودل در حال مذاکره برای افزایش کلان حقوق و مزایای خود بود ، لیگ سخت تلاش می کرد. رتبه بندی ها پایین آمد. همانطور که مایکل مک کارتی گزارش داد

بر اساس داده های نیلسن بدست آمده از اخبار ورزشی میانگین تماشاگران تلویزیون لیگدر هفته پنجم از سال ۲۰۱۷ ، هفت درصد در مقابل مدت مشابه فصل نسبت به سال ۲۰۱۶ کاهش یافته است واز این بدترمیانگین تماشاگران بازی لیگ نسبت به پنج هفته اول فصل ۲۰۱۵ ، هجده درصد کاهش یافته است. متوسط مخاطبان تلویزیونان اف ال (از جمله بعد از ظهر یکشنبه ، یکشنبه شب ، دوشنبه شب و بازی های پنجشنبه شب) در هفته پنجم از فصل ۲۰۱۷ به ۱۵.۱۵۶ میلیون بیننده کاهش یافت. این در مقایسه با مدت مشابه فصل در سال ۲۰۱۶ ، ۷.۴۲ درصد از میانگین ۱۶.۳۷۱ میلیون بیننده را کاهش پیدا کرده و ۱۸ درصد کمتر از میانگی ۱۸.۴۳۸ میلیون بیننده طی پنج هفته اول فصل سال ۲۰۱۵ بوده است  ، اما به نظر می رسد زمان عجیب و غریبی برای درخواست افزایش ۲۰ میلیون دلاری است (در پایان ، او ۴۰ میلیون دلار درآمد داشت – فقط ۱۰ میلیون دلار افزایش درآمد داشت). با این حال ، این همان کاری است که گودل انجام داد. این طمع است

طرز فکرکارمند پردرآمد: “پول را به من نشان بده”

از بسیاری جهات ، به نظر می رسد دنیای شرکت ها دیوانه شده است ، تعقیب این کارمندان حریص و پردرآمد دقیقا از ترس چیست؟ این جریانی قوی است ، کارمندانی پردرآمد مانند افزایش پیدا میکنند درست مانند مدیر عامل شرکت ها، حتی زمانی که مشاغلی که توسط آنها اداره می شود عملکرد خوبی ندارند. همانطور که تئو فرانسیس و ونسا فرومنز برای “وال استریت ژورنال” می نویسند: در گزارش ژورنال جبران خسارت متوسط برای کارفرمایان پانصد شرکت اس اند پی در سال گذشته به ۱۲.۴ میلیون دلار افزایش یافته است که نسبت به سال ۲۰۱۷- ۶.۶٪ و به بالاترین میزان از رکوداقتصادی از سال ۲۰۰۸ رسیده است ، با این وجود بازده سهامداران متوسط برای شرکتها ، منهای ۵.۸٪ بوده که بدترین میزان از زمان بحران مالی است. برای ۹۷ مدیرعامل ، دستمزد سال گذشته یک علامت پر آب بود حتی در حالی که بازده سهامدار آنها در نیمه پایین گروه قرار داشت. در میان آنها: زنجیره دیالیز شرکت داوینا ، که مبلغ ۳۲ میلیون دلار پرداخت به کنت تیری را دو برابر کرد و بازده منفی ۲۹٪ را ثبت کرده است ،شرکت گپ که به آرت پک ۲۰.۸ میلیون دلار پرداخت کرد، بیشترین مبلغ دردوره تصدی چهار ساله اش ، درست درهنگامی که ۲۱٪ بازده منفی به آن ها وارد شده بود. همه اینها دلیل خوبی برای سه تضاد ذهنیت کارمند در مقابل کارفرما است

طرز فکر کارفرما: مالکیت – طرز فکر کارمند: از مالکیت استفاده کنید

یکی از مواردی که من در مورد کارآفرینان موفق دوست دارم این است که آنها کسب و کار خود را در اولویت قرار می دهند. اگرکسب وکارها تلاش کنند و پول در نیاورند ، آنها پول نمی گیرند و مسئول رفع آن هستند. بدلیل اینکه آنها باید مالکیتشان را حفظ کنند.این در هردوسطح درآمد بالا و هم در سطح صاحبان کسب و کارها است. یکی از دوستانم در زمانی که تازه شروع به کسب و کارش کرده بود غالباً حقوق خود را به  کارمندانش پرداخت می کرد. در آن زمان او ماهانه ۶۰۰۰ دلار بدست می آورد و همه سهم خود را به کارمندانش میداد با توجه به اینکه او خانواده ای جوان داشت و باید از آنها در برابر مخارج و هزینه های زندگیش مراقبت میکرد . با این حال ، او آسایشش را فدای کارمندان خود کرد. امروز ، او بسیار موفق است

از طرف دیگر ، کارمندان مجبور نیستند خود را فدای صاحبان کسب و کارشان کنند ، درحقیقت ، بسیاری از آنها ، مانند راجر گودل ، حتی وقتی کسب وکارها در حال مشکلات و بحران هستند ، پول بیشتری می خواهند ، اگر آنها افزایش حقوق و مزایای خود را پیدا نکنند به شرکت دیگری خواهند رفت

طرز فکر کارفرما: ایجاد ثبات – طرز فکرکارمندان : تقاضای ثبات

شروع یک تجارت می تواند یک تلاش سنگین باشد ، با خطرات و بی ثباتی زیادی همراه است. با این حال ، کارآفرینان موفق قادرند که آشفتگی ها را به یک تجارت پر رونق تبدیل می کنند که ثبات را برای بسیاری از خانواده های کارمندان فراهم می آورد. در واقع ، اغلب اوقات کارمندان نمی دانند که یک کارفرما چه فداکاری هایی می کند تا بتواند آنها را به کار بگیرد وآنها احساس ثبات کند. کارمندان بسیاری از بی ثباتی می ترسند و از کارفرمایان خود خواستار ثبات هستند. یکی از دلایلی که کارمندان پول و مزایای بیشتر و بیشتری از کارآفرینان می خواهند ، حتی اگر کسب و کارها خوب پیش نرود ، به این دلیل است که فکر می کنند پول ثبات را فراهم می کند. متأسفانه ، اینگونه نیست که ، بسیاری ازپولدارها به فقررسیدن ، داستان ها می توانند این امر را اثبات کنند. واقعیت این است که کارمند بودن بسیار ریسک پذیر است. شما کنترلی ندارید و بالاترین مالیات را پرداخت می کنید و اگرکسب وکار به اندازه کافی بد شود ، اولین نفری هستید که اخراج می شوید – به خصوص اگر در این زمان درخواست پول بیشتری داشته باشید

طرز فکر کارفرما: به نتایج نگاه می کند – طرز فکر کارمند: به دوره تصدی فکر میکند

وقتی کارها اشتباه پیش برود ، کارآفرین موفق اولین کسی است که دست خود را بالا می برد و اعتراف می کند که تقصیر او بوده است. وهنگامی که زمان پاداش فرا میرسد ، این مبتنی بر نتایج است ، نه تلاش یا تصدی. در مقابل ، کارمندان فکر می کنند که تلاش یا تصدی باید پاداش بگیرد. به همین دلیل است که شخصی مانند گودل ، که تمام زندگی خود را صرف کار برای ان اف ال کرده است ، می تواند احساس راحتی کند و درخواست پول زیادتر کند.در پایان روز ، تصدی و تلاش بی فایده است مگر اینکه نتیجه ای بدست آورید.کارفرمایان این موضوع را درک می کنند زیرا اگر نتیجه ای حاصل نشود ، مجبورند کسب وکارخود را تعطیل کنند. آنها نمی توانند به سرمایه گذاران خود بگویند که سخت تلاش کردند و در واقع بیحاصل بوده است برای کسب وکاری که بیست سال به آن تکیه داده اند

شما کدام طرز فکر را می خواهید؟

در پایان روز این کار بدگویی بر روی کارمندان نیست.من افراد زیادی را دارم که برای من کار می کنند. آنها افراد شگفت انگیزی هستند ، اما آنها بسیار متفاوت تر از من فکر می کنند.خوب ،برای من خوب نیست که فکر کنم به راهی که آن ها میروند . بعضی اوقات ، مردم یک مسیر را انتخاب می کنند اما بعداً در آن تغییر می کنند. اینها کارمندانی خواهند شد که مانند کارآفرینان در سازمان شما فعالیت می کنند. آنها با ارزش ترین کارمندان شما هستند ،همین اواخر برای من اتفاق افتاده است. در حالی که از دست دادن یک کارمند بزرگ سرگرم کننده نیست ، دیدن یک کارآفرین بسیار جالب است. طرز فکر او تغییر کرد. در این روند او ارزش بیشتری برای سازمان من و بعداً برای زندگی خودش به ارمغان آورد

هرکدام از ما در یک مقطع باید تصمیم بگیریم که چه مسیری را دنبال خواهیم کرد – مسیر کارآفرین یا کارمندی. شما کدام یک را انتخاب خواهید کرد؟