توصیه های بودجه بندی برای سال ۲۰۲۲

زمان مطالعه :۴ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

وقتی صحبت از بودجه بندی می شود، دو طرز فکر متفاوت وجود دارد. یکی شما را ثروتمند و دیگری شما را فقیر می کند. شما کدام طرز فکر را دارید؟
وقتی صحبت از آزادی مالی می شود، پس انداز کردن یک استراتژی بازنده است. مهم است که به یاد داشته باشید که پول نقد فقط یک ارز است. برای اینکه ارزش بیاورد، باید به سمت چیزی حرکت کند. اگر حرکت را متوقف کند، می میرد. درست مثل یک جریان الکتریکی

بسیاری از مردم فکر می کنند که قرار دادن پول در یک حساب پس انداز که به آن سود تعلق می گیرد نوعی سرمایه گذاری است. متأسفانه سود دریافتی می تواند با تورم جبران شود یا حتی ریشه کن شود. به همین دلیل، پس انداز پول به این معنی است که شما اصلاً پول خود را افزایش نمی دهید. در واقع، این احتمال وجود دارد که پول شما ارزش خود را از دست بدهد زیرا تورم از سود شما پیشی می گیرد

به همین دلیل است که برای ثروتمند شدن باید مانند ثروتمندان بودجه بندی داشته باشید
 
در این پست، به شکل ظاهری آن می پردازیم – همه در چهار نکته مهم در جعبه ابزارثروت ادغام شده اند
 
پول نقد حاصل جمع یک بازی صفر است
هیچ کمبودی در داستان های مربوط به سقوط ارزها وجود ندارد. اما حقیقت این است که برای یافتن نمونه ها از زمانی که پس انداز پول نقد یک استراتژی زیان آور بود، لازم نیست آنقدر در تاریخ به عقب برگردید
 
به عنوان مثال، در سال ۱۹۸۳، دلار زیمبابوه را می توان ۱ به ۱ با دلار آمریکا مبادله کرد. تا سال ۲۰۰۸، ۶۶۹ میلیارد دلار زیمبابوه برای مبادله با همان دلار آمریکا لازم بود. از آنجایی که در اوایل دهه ۲۰۰۰ به دلیل تورم فوق العاده از بین رفت، افرادی که دلارهای زیمبابوه را پس انداز کرده بودند ، ضرر کردند
 
چگونه پولدارها بودجه بندی میکنند
بنابراین اگر پس انداز کردن، باخت است، چگونه برنده شوید؟ با نگاه کردن به نحوه بودجه بندی خود شروع کنید
 
پدر من میگفت: کمتر از حد توانت زندگی کن
 
مربی ام میگفت: “امکاناتت را بزرگ کن
 
بودجه بندی پدر من روی کاهش هزینه ها برای تامین درآمدش متمرکز بود. اولویت او این بود که ابتدا به دیگران پول بدهد و سپس از آنچه باقی مانده بود برای خود لذت ببرد – در صورتی که وجود داشت
 
بودجه بندی مربی من بر افزایش درآمد متمرکز بود. مهم این بود که اول برای خودش پول می داد و بعد به دیگران. “بیشتر مردم از بودجه بندی خود به عنوان برنامه ای برای فقیر شدن یا در طبقه متوسط ماندن استفاده می کنند تا اینکه ثروتمند شوند.” او می گفت: “بودجه بندی من برنامه ای برای ثروتمند شدن است
 
بنابراین بدون تأخیر بیشتر، بیایید چهار توصیه بودجه بندی را که مربی ام به من آموخت، بررسی کنیم
 
توصیه شماره ۱: مازاد بودجه یک هزینه است
یکی از مهم ترین درس های مربی ام این بود که :باید مازاد را خرج کنی
 
او به این ایده اشاره می کرد که اکثر مردم مازاد را به عنوان یک دارایی می بینند. و این مفهوم را با قرار دادن وجوه نقد اضافی خود در بانک یا صرف آن در بدهی ها تداوم می بخشند. مربی من به جای اینکه پول اضافی را به عنوان یک دارایی نگاه کند، آن را به عنوان هزینه ای در قالب خیریه، سرمایه گذاری و پس انداز می دید
 
بیشتر مردم می‌خواهند به امور خیریه، سرمایه‌گذاری در دارایی‌ها و پس‌انداز پول بپردازند، اما مشکل این است که پس از پرداخت هزینه‌های خود، آن را کاری برای انجام می‌دانند. مربی ام با گذاشتن این هزینه ها در بودجه خود اطمینان حاصل کرد که آنها را در اولویت قرار می دهد. او آن را ابتدا پرداخت به خود می نامید، جایی که بخشی از پولش برای پس انداز در صورت نیاز به نقدینگی در مواقع ضروری کنار گذاشته میشد
 
این کلید درک چگونگی پس انداز پول و ثروتمند شدن است. افراد ثروتمند پس انداز را نه به عنوان یک سرمایه گذاری یا وسیله ای برای ثروتمند شدن، بلکه به عنوان پوششی برای محافظت از آنها در صورتی که نیاز ایجاد شود و نتوانند دارایی های خود را به اندازه کافی سریع نقد کنند، بودجه بندی می کنند. من در هر زمانی حدود شش ماه از هزینه های زندگی را پس انداز می کنیم

هر ماه، قبل از پرداخت هزینه های دیگر، مهم ترین مخارج خود را انجام می داد: کمک به امور خیریه، سرمایه گذاری در دارایی ها و قرار دادن پس اندار برای شرایط اضطراری یا احتیاج به پول نقد

توصیه شماره ۲: ستون هزینه شما آینده مالی شما را تعیین می کند
هنگامی که وارد دنیای واقعی می شوید، به زودی متوجه می شوید که بانکداران به نمرات شما اهمیتی نمی دهند. بلکه فقط به کارت گزارش مالی شما علاقه مند هستند
 
کارت گزارش مالی چیست؟ پاسخ را می توان با صورت مالی شخصی خود پیدا کرد
 
مطمئن نیستید کارت گزارش مالی شما چگونه است؟ در اینجا پیدا کنید
 
بخش درآمد صورت‌حساب جایی است که هر منبع درآمدی را که به دست می‌آورید قرار می‌دهید: درآمد به دست آمده (حقوق، انعام، دستمزد)، پورتفولیو (سود سهام از سهام) و منفعل (جریان نقدی از املاک و مستغلات). با این حال، ستون هزینه شما جایی است که همه چیزهایی را که برای هر ماه پرداخت می کنید، مانند پرداخت های وام مسکن، ماشین و بیمه خود فهرست می کنید
 
مربی ام به من آموخت که اگر می‌خواهی آینده مالی یک فرد را پیش‌بینی کنی، به ستون هزینه‌های او نگاه نکن
 
در اینجا مثالی از دو ستون هزینه مختلف آورده شده است

شخص الف

شخص ب

کمک به امور خیریه

شش بسته آبجو

پس انداز

کفش های جدید

کتاب های سرمایه گذاری

تلویزیون جدید

سمینار آموزش سرمایه گذاری در املاک

بلیط های فوتبال

هزینه باشگاه ورزشی

شش بسته آبجو دیگر

مربی شخصی

کیسه چیپس

اگرچه این یک مثال طنز است، اما دور از واقعیت نیست. وقتی به ستون‌های هزینه‌های بیشتر افراد نگاه می‌کنید، مملو از پرداخت‌هایی به افراد دیگر و بدهی‌ها هستند. در هر مورد، هزینه ها به سمت چیزی نمی رود که پول در بیاورد و فقط چیزهایی است که برای همیشه پول را از جیب شما خارج می کند
 
همانطور که بودجه امسال خود را ارزیابی می کنید، به ستون هزینه خود نگاهی بیندازید. در مورد شما چه می گوید؟ اگر بیشتر شبیه ستون سمت راست به نظر برسد تا ستون سمت چپ بالا، در این صورت ثروتمند شدن برای شما دشوار خواهد بود

توصیه شماره ۳: از دارایی ها برای پرداخت بدهی ها استفاده کنید
همانطور که در بالا توضیح دادیم، اکثر ابزارهای بودجه‌بندی به شما کمک می‌کنند تا با آموزش فهرست‌بندی درآمد و هزینه‌های ماهانه خود با استفاده از یک الگوی بودجه‌بندی یا صفحه‌گسترده، درک بهتری از امور مالی خود به دست آورید. در حالی که این یک شروع عالی است، مربی من به من آموخت که صورت درآمد فقط نیمی از تصویر مالی شما را نشان می دهد. برای درک کل تصویر مالی خود، باید دارایی های خود را در مقایسه با بدهی های خود نیز درک کنید

دارایی در مقابل بدهی چیست؟
به عبارت ساده، دارایی هر چیزی است که پول را در جیب شما بگذارد، صرف نظر از اینکه برای آن کار می کنید یا نه. سود سهام، درآمد اجاره از سرمایه گذاری در املاک ، یا درآمد بدست آمده از فروش کتاب، همه اشکال مختلف دارایی هستند
از سوی دیگر، بدهی هر چیزی است که پول را از جیب شما خارج کند. در حالی که بسیاری از مردم خانه خود را یک دارایی می دانند، اما این یک بدهی است. نه تنها وام مسکن را دارید که در نهایت باید پرداخت کنید، بلکه مالیات بر دارایی، خدمات آب و برق و پس انداز همیشه ؛ پول را از جیب شما خارج می کند.
 
کلید این است که دارایی هایی را به دست آورید که بدهی های شما را پرداخت کند
 
پدر من مقتصد بود و فکر می کرد این یک فضیلت است. اگر او یک کالای لوکس می خواست، به سادگی آن کالا را از خودش انکار می کرد. او می گفت: “ما نمی توانیم برای آن پرداخت کنیم
 
با این حال، مربی من عاشق تجمل بود و اگر یک اسباب بازی خوب می خواست، راهی برای خرید آن پیدا می کرد. او نسبت به پول خود بی پروا نبود، اما در عوض از خود می پرسید: “چگونه می توانیم آن را پرداخت کنم؟
 
مربی ام با افزایش دارایی‌هایش، که جریان نقدی ماهانه‌اش را افزایش می داد، از این پول برای خرید اقلام لوکس و بدهی‌هایش استفاده میکرد. اگر او یک ماشین خوب می‌خواست، تا زمانی که دارایی جریان نقدی لازم برای خرید آن ماشین را ایجاد کند، پولش را سرمایه‌گذاری می‌کرد. سپس او یک ماشین خوب و یک دارایی بزرگ داشت. به همین دلیل است که پرداخت اول به خود در بودجه بندی مهم ترین کاری بود که او می توانست برای ثروتمند شدن انجام دهد. این تضمین می کرد که او هر ماه پولی را برای رشد دارایی هایش کنار می گذارد
 
من بارها و بارها در زندگی ام از این فلسفه استفاده کرده‌ام تا چیزهایی را بخرم که از آنها لذت می‌برم و در این فرآیند ثروت خود را بسازم
 
توصیه شماره ۴: ذخیره نکنید. خرج کنید تا ثروتمند شوید
توانایی اجرای سه توصیه اول در مورد بودجه بندی به معنای ایجاد ذهنیتی است که می گوید زمانی که کار سخت می شود، سرسخت ها پیش می روند. اکثر مردم وقتی شرایط سخت می شود، از خرج کردن در امور خیریه، سرمایه گذاری و پس انداز خودداری می کنند. بودجه بندی افراد ثروتمند اینگونه نیست. ثروتمندان راه‌هایی برای کسب درآمد بیشتر با صرف پول بیشتر برای دارایی‌ها، حتی در زمان‌های سخت پیدا می‌کنند
 
با پشت سر گذاشتن آن دوران سخت، ذهنیتی ایجاد می کنید که به شما امکان می دهد بدون توجه به شرایط، پول بیشتری به دست آورید. این شما را ثروتمندتر از آنچه تصور می کردید می کند
 
زمانی که من کسب و کار خود را بیش از دو دهه پیش آغاز کردم، چشمم به یک چیز دوخته شد: آزادی مالی. کمتر از یک دهه طول کشید تا من به هدف خود برسم. زمانی که هر ماه درآمد منفعلی به جیبم سرازیر می شد که مخارج من را پوشش می داد، می دانستم که آزاد هستم
 
با این حال آسان نبود. وقتی کار را شروع کردم، من بیش از یک میلیون دلار بدهی داشتم، می توانستم به راحتی دست به کار شوم، شغل پیدا کنیم و در یک زندگی طبقه متوسط ​​ساکن شوم. اما من می‌دانستم که تنها راه دستیابی به آزادی مالی، کسب دارایی است. این من را ملزم می کرد که ابتدا با سیستم سه قلکی که در بالا ذکر شده است، پول خود را پرداخت کنم. برای کمک به پاسخگو ماندن، حسابدار خود را استخدام کردم
 
اگرچه او با برنامه من موافق نبود، اما او برنامه من را دنبال کرد و برای ادامه مسیر من حیاتی بود. کاری که من از او خواستم این بود که پول را در سه حساب جداگانه قرار دهد: پس انداز اضطراری، سرمایه گذاری و خیریه. طلبکاران که تعداد زیادی هم بودند، باید با آنچه باقی مانده بود، پرداخت می شدند. چند ماه بود که او به من اطلاع داد که پول کافی برای تأمین مالی سه قلک و طلبکاران خود ندارم. من از آن به عنوان انگیزه برای یافتن پول اضافی استفاده کردم
درد موقتی که احساس می‌کردم برای افزایش تحصیلات مالی، خرج کردن پول برای به دست آوردن دارایی‌ها و دستیابی به هدف خود یعنی آزادی مالی ضروری بود. با پشت سر گذاشتن آن دوران سخت، من ذهنیتی را ایجاد کردم که به من امکان داد بدون توجه به شرایط، پول بیشتری به دست آورم – و شما هم می توانید همین کار را انجام دهید
 
و این شما را ثروتمندتر از آنچه تصور می کردید می کند

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود