کار کنید تا یاد بگیرید، سپس برای کسب درآمد

آیا برای کسب درآمد تلاش خواهید کرد و امنیت را بیش از فرصت حفظ خواهید کرد؟ یا برای یادگیری (و تحصیلات مالی) کار خواهید کرد و از امنیت برای در آغوش گرفتن فرصت های بیشتر صرف نظر خواهید کرد؟

وقتی من جوان بودم، تنها چیزی که پدرم برایم می خواست این بود که شغلی با درآمد بالا پیدا کنم. از نظر او، مسیر موفقیت این بود که به یک دانشگاه خوب بروید، مدرک خود را بگیرید، شغلی پردرآمد پیدا کنید و از نردبان شرکت ها بالا بروید
 
من در سنین جوانی فهمیدم و تصمیم گرفتم که این مسیر من نخواهد بود. من می‌خواستم ثروتمند شوم و می‌دانستم که کار به عنوان کارمند، حتی با شغلی پردرآمد، راهی برای ثروتمند شدن نخواهد بود. در واقع، این چیزی است که اکثر افراد ثروتمند از قبل می دانند

مراقب چیزهایی که می آموزید باشید
از آنجایی که ذهن شما بسیار قدرتمند است، مهم است که مراقب آنچه یاد می گیرید باشید. همه ما همان چیزی می شویم که اجازه می دهیم وارد سرمان شود. به همین دلیل مهم است که در یادگیری خود فعال باشید تا منفعل. هنگامی که شما یک یادگیرنده منفعل هستید، به جای آن چیزی که می خواهید باشید، تبدیل به آن چیزی می شوید که دیگران می خواهند. وقتی شما یک یادگیرنده فعال هستید، کنترل زندگی و آینده خود را بدست می گیرید

متأسفانه اکثر مردم یادگیرنده های منفعل هستند و در نتیجه از نظر مالی در دنیایی که فعال و در حال تغییر است از بین می روند

دو طرز فکر در مورد کار
به عنوان مثال، این دو طرز فکر اساساً متفاوت در مورد کار را در نظر بگیرید
 
پدرم میگفت: امنیت شغلی مهمترین چیز است
مربی ام میگفت: یادگیری مهمترین چیز است
 
حقیقت این است که اکثر مردم یاد گرفته اند کارمند باشند. به طور کلی، توده ها یک فرمول اساسی دارند که از آن پیروی می کنند، که معمولاً در مدرسه یاد می گیرند: کار برای پول. فرمول غالبی که من در دنیا می بینم این است که هر روز میلیون ها نفر از خواب بیدار می شوند، سر کار می روند، پول بدست می آورند، صورتحساب ها را پرداخت می کنند، موجودی دسته چک را پُرمی کنند، مقداری وجوه مشترک می خرند و به سر کار خود بازمی گردند. این فرمول اصلی است
 
مشکل این است که این قواعد قدیمی پول است. آنها در دنیای امروز کار نمی کنند
 
سپس، کسانی هستند که چراغ را روشن می‌کنند و متوجه می‌شوند که کار می‌تواند راهی به سوی چیزی بزرگ‌تر باشد، حتی اگر دستمزدی دریافت نکنید یا دستمزد بسیار کمی دریافت کنید. اینها بالاخره ثروتمند می شوند
 
پس وجه تمایز چیست؟ ثروتمندان دارای تحصیلات مالی هستند که از آن برای پیشرفت استفاده می کنند. فقرا تحصیلات سنتی دارند که باعث از بین رفتن آنها می شود
 
ذ‌‌هنیت یادگیری
واقعیت غم انگیز این است که مردم به جای اینکه به کار به عنوان فرصتی برای رشد و یادگیری نگاه کنند، به کار به عنوان یک شَر ضروری نگاه می کنند تا تلاش کنند تا حد امکان از شغل خود پول دریافت کنند
 

متخصص در مقابل عمومی
تفاوت اساسی بین فلسفه پدرمن و فلسفه مربی ام در مورد کار، فلسفه تخصص در مقابل عمومی بود

پدرمن معتقد بود که بهترین کار این است که به طور فزاینده ای در کار خود تخصص پیدا کنم. او اعتراف کرد که مردم برای دانستن بیشتر و بیشتر در مورد کمتر و کمتر، پول بیشتری دریافت می کنند. با این حال، او خود همیشه از نظر مالی مشکل داشت

مربی من معتقد بود که بهترین کار این است که یک متخصص عمومی شوم و کمی در مورد چیزهای زیادی بدانم. او میگفت بهترین کار این است که در بسیاری از زمینه‌های یک شرکت کار کنید و به جای یک حرفه، مهارت‌ها را کسب کنید. او می‌دانست که بهترین راه برای ثروتمند شدن این است که بتواند متخصصان را در طیف وسیعی از بخش‌های یک شرکت رهبری کند

چگونه مانند ثروتمندان یاد بگیریم
چیزهایی که ثروتمندان را از فقیران جدا می کند ریشه در نحوه هدایت تحصیلی آنها دارد. اگر از کاری که انجام می‌دهید خسته شده‌اید، یا به اندازه کافی درآمد ندارید، فقط باید فرمول خود را برای کسب درآمد تغییر دهید

ثروتمندان کنترل تحصیل خود را به دست می گیرند
پانزده سال‌ پیش، در کلاسی در آخر هفته شرکت کردم در مورد املاک و مستغلات بود. یک فرمول را آنجا یاد گرفتم که در مدرسه یاد نگرفتم. این فرمول، به محض اینکه آن را عملی کردم، مرا بسیار ثروتمند کرد. من همچنین در زمانی که در زیراکس کار می کردم برای یادگیری کار می کردم. من یاد گرفتم چطور بفروشم. این مهارت نیز مرا بسیار ثروتمند کرده است

با این حال من به همین جا بسنده نکردم. من به طور مداوم در حال یادگیری فرمول های جدید و سرمایه گذاری در آموزش مالی خود هستم. من در کلاس‌هایی شرکت کرده‌ام که برای معامله‌گران مشتقه، معامله‌گران گزینه‌های کالا و متخصصان باطل طراحی شده‌اند. من خیلی زود از لیگ خود خارج شدم، اما چیزهای زیادی یاد گرفتم که باعث شد سرمایه گذاری در سهام و املاک من معنادارتر و سودآورتر شود

نکته این است که من کنترل تحصیل خود را بدست گرفتم و ثروتمند هستم زیرا تحصیلات مالی خود را به آنچه دیگران می خواستند به من بیاموزند یا آنچه به من گفته شده بود که باید یاد بگیرم نسپردم

ثروتمندان سریع یاد می گیرند
اگر می‌خواهید کنترل تحصیلات مالی خود را در دست بگیرید، اکثر کالج‌های مقطع راهنمایی کلاس‌هایی در زمینه برنامه‌ریزی مالی و خرید سرمایه‌گذاری‌های سنتی دارند. آنها مکان خوبی برای شروع هستند، اما من همیشه به دنبال یک فرمول سریعتر هستم. به همین دلیل است که به طور منظم، من در یک روز بیشتر از آن چیزی که بسیاری از مردم در طول زندگی خود بدست می آورند، درآمد دارم
 
واقعیت این است که آموزش سنتی اغلب فرمول دیروز را آموزش می دهد. اگر می خواهید فرمول امروز را یاد بگیرید، باید در آموزش خود فعال تر باشید و خیلی سریع تر یاد بگیرید. به همین دلیل است که پیشنهاد می‌کنم در کنفرانس‌ها و سمینارها شرکت کنید، کتاب بخوانید و توسط افرادی که واقعاً در صنایع مورد علاقه شما هستند راهنمایی اخذ کنید
 
اگر می خواهید یک معامله گر فنی باشید، از بهترین معامله گران فنی که در واقع پول در می آورند و هر روز کار می کنند، یاد بگیرید، نه از اساتیدی که نظریه های دیروز را دارند. همین امر در مورد املاک و مستغلات، تجارت، کالاها و موارد دیگر صادق است. این نوع از افراد می دانند چه چیزی تغییر کرده است، چه چیزی در حال تغییر است و چگونه خود را با موفقیت وفق دهند. آنها دانش ارزشمندی دارند که شما را ثروتمند می کند
 
در دنیای امروز، آنقدر که می دانید مهم نیست، زیرا آنچه می دانید قدیمی است. بلکه سرعت یادگیری شماست. اگر بتوانید اطلاعاتی را که دیگران در جستجوی آن هستند سریعتر بیابید تا آنها بتوانند، در زندگی بسیار پیش خواهید رفت. این یک مهارت قیمتی است
 
اشتباهات را در آغوش بگیرید
پدرمن از دنیای آکادمیک آمده است، دنیایی که اشتباهات ، بد تلقی می شوند و باید از آنها اجتناب کرد. در دنیای آموزش، هر چه شخص اشتباهات بیشتری مرتکب شود، از هوش کمتری برخوردار است
مربی من از خیابان آمده بود. او دیدگاه متفاوتی نسبت به اشتباهات داشت. آنها فرصتی برای یادگیری چیزهای جدید بودند. برای مربی ام، هر چه یک شخص اشتباهات بیشتری انجام دهد، بیشتر یاد می گیرد. او اغلب می گفت: «در هر اشتباهی مقداری جادو نهفته است. بنابراین هر چه اشتباهات بیشتری مرتکب شوم و وقت بگذارم تا از آنها درس بگیرم، جادوی بیشتری در زندگی ام دارم
 
همه ما این داستان ها را شنیده ایم: توماس ادیسون بیش از ۱۰۰۰۰ بار شکست خورد تا اینکه سرانجام لامپ را برای شرکت خود جنرال الکتریک اختراع کرد. لوی اشتراوس پس از شکست در استخراج طلا شروع به دوختن شلوار از بوم برای معدنچیان موفق کرد. مایکل جردن به این معروف است که می‌گوید: «من بیش از ۹۰۰۰ شوت را در دوران حرفه‌ای خود از دست داده‌ام. من تقریبا ۳۰۰ بازی را از دست داده ام. ۲۶ بار، به من اعتماد کردند که شوت برنده بازی را بزنم و از دست دادم. من بارها و بارها و بارها در زندگی ام شکست خورده ام. و به همین دلیل است که موفق می شوم
 
هر یک از این داستان های موفقیت شکست و اشتباهات مشترک دارند. من معتقدم یکی از بزرگترین موانع موفقیت در زندگی، چه از نظر مالی و چه از لحاظ شخصی، نگرش ما نسبت به شکست است
 
ثروتمندان برای امنیت بازی نمی کنند
برخی از بزرگترین شکست هایی که من می شناسم افرادی هستند که هرگز شکست نخورده اند
 
منظور مربی من این بود که چون مردم سعی می کنند از آن مطمئن باشند، هرگز ریسک نمی کنند. و چون هرگز ریسک نمی کنند، هرگز در زندگی جلو نمی روند. گیر می کنند. مربی من اشاره کرد که او موفق بود زیرا اشتباهات زیادی مرتکب شده بود و هر بار چیز جدیدی یاد گرفته بود
 
و مهمتر از همه، او سعی کرد با درس گرفتن از آن اشتباه، دیگر تکرار نشود. او آن را حرکت از تجربه به خرد می نامید

برای یادگیری کار کنید نه برای کسب درآمد
امروز با انتخاب های زیادی روبرو هستید. آیا برای کسب درآمد و حفظ امنیت بیش از فرصت تلاش خواهید کرد؟ یا، آیا برای یادگیری (و تحصیلات مالی) کار می کنید، و برای در آغوش گرفتن فرصت های بیشتر، امنیت را کنار می گذارید؟

اکثر مردم از خرد متعارف پیروی می کنند و کار را برای کسب درآمد انتخاب می کنند. اما اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، توصیه می‌کنم برای چیزی که می‌خواهید یاد بگیرید کار کنید تا چیزی که می‌خواهید بدست آورید. قبل از انتخاب یک حرفه خاص و قبل از گیر افتادن در مسابقه موشی که برای شما توسط دولت ها طراحی شده است  متوجه شوید که می خواهید چه مهارت هایی را کسب کنید

برای داشتن یک زندگی سرشار از ثروت چه مهارت هایی را باید کسب کنید؟

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود