زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
چرا فرهنگ شرکتی هرگز یک تجارت عالی ایجاد نمی کند؟
درس هایی درباره ساخت شرکت های بزرگ از تمرکز ارتش بر رهبری معنوی و اجرایی جهان بیش از پیش غیرقابل پیش بینی و ناپایدارتر می شود. همهگیریهای جهانی، ناآرامیهای سیاسی، شکاف بین ثروتمندان و فقرا، ناآرامیهای ژئوپلیتیکی، تورم بالا و موارد دیگر – همه اینها زمینه را برای تحولات عظیمی در اقتصادها و کشورها فراهم میکنند
زمانی که اقتصاد جهان مانند امروز دچار مشکل است، به رهبرانی نیاز دارد که گام بردارند و کسبوکارهای بزرگی را راهاندازی کنند که مشاغل عالی ایجاد کند. به طور خلاصه، جهان به کارآفرینان نیاز دارد. جهان به کارآفرینان نیاز دارد زیرا تنها کارآفرینان واقعی می توانند مشاغل واقعی و پایدار و رفاه واقعی را ایجاد کنند
دولت ها نمی توانند شغل واقعی ایجاد کنند. وقتی دولت ما شغل ایجاد می کند، مالیات ما افزایش می یابد. وقتی مالیات افزایش می یابد، زندگی گران می شود، مردم آسیب می بینند، اقتصاد ما آسیب می بیند و کشور ما ضعیف تر می شود. وقتی کارآفرینان شغل ایجاد می کنند، آن مشاغل مالیات ایجاد می کنند، بدهی ما کاهش می یابد، صادرات داریم و کشور ما قوی تر می شود
اهمیت رهبری معنوی
هنگام راه اندازی یک کسب و کار، باید تصمیم بگیرید که چه نوعی از رهبر هستید و چه نوع رهبری می خواهید باشید. بهترین رهبرانی که من می شناسم در سطح اجرایی و معنوی عمل می کنند و قدرت کلمات را می شناسند
ورود به دنیای شرکت ها در سنین پایین بسیار شوکه کننده بود. حدود یک سال طول کشید تا تفاوت بین محیط شرکتی و محیط های بیرونی و همچنین تفاوت در سبک رهبری را درک کنم
وقتی به دنیای شرکتها پیوستم، از شنیدن اینکه مردم مکرراً میگفتند «نمیتوانم» شوکه میشدم. و “من ممکن است.” آنها از کلماتی مانند “سعی خواهم کرد” و “من ممکن است” یا “امیدوارم” استفاده میکردند. این کلمات در دفاتر مربی من ممنوع بود
کلمات قدرتمند هستند. آنها می توانند روح شما را بسازند یا روح شما را نابود کنند
کلماتی که رهبران به زبان می آورند، کلماتی معنوی هستند که از قلبشان سرچشمه می گیرد و از روح آنها سرچشمه می گیرد. آموزش رهبری با یاد دادن به همه برای گفتن کلمات معنوی، کلماتی مانند مأموریت، شجاعت، وظیفه، افتخار، خدمت و راز آغاز می شود
افرادی که کلماتی را بیان می کنند که از روح آنها الهام می گیرد و به جنگجویان، کارآفرینان و رهبران بزرگی در همه جنبه های زندگی تبدیل می شوند
اکنون، رهبرانی هستند که از طریق ارعاب رهبری می کنند و رهبرانی که با الهام رهبری می کنند. رهبری که پیروان خود را بترساند آنها را از نظر تجربه، عقل و روح کوچکتر می کند. هیتلر نمونه کامل چنین رهبری است
رهبری که پیروان خود را الهام می بخشد، آموزش می دهد و رشد می دهد تا زمانی که خودشان رهبر شوند. من به دالایی لاما، گاندی، مارتین لوتر کینگ جونیور و بسیاری دیگر فکر می کنم
کمبود فرهنگ شرکتی
همانطور که قبلا ذکر شد، من متوجه شدم که حرکت به سوی فرهنگ شرکتی یک چالش بزرگ است. اکثر مردم از این که می آموزند محیط شرکت بسیار سفت و سخت تر است شگفت زده می شوند. این به این دلیل است که دنیای شرکت ها به دنبال ایجاد رهبرانی نیست که بتوانند تحت فشار فکر کنند. محیطهای شرکتی میخواهند روباتهایی ایجاد کنند که صرفنظر از شرایط، به سادگی دنبال شوند
شاید بزرگترین کمبود فرهنگ شرکتی این باشد که آنها واقعا نمی دانند چگونه رهبران بزرگ تربیت کنند. برنامههای زیادی وجود دارد که آنها سعی میکنند اجرا کنند، اما در بیشتر موارد، در این امر بهشدت شکست میخورند. اگر به عنوان یک کارمند یک رهبر عالی دارید، اغلب علیرغم فرهنگ شرکتی… نه به خاطر آن
از سوی دیگر، یک مرد یا زن نمی تواند تمام جنبه های مختلف یک سازمان را هدایت کند. در عوض، رهبران بزرگی ایجاد می کند و سپس به آن رهبران اعتماد می کند تا بهترین کار را برای ماموریت انجام دهند
قدرت کسب و کار خود را تصور کنید اگر به جای ربات ها بر ایجاد رهبران متمرکز شده باشید چه خواهد شد
استخدام در مقابل رهبری اجرایی رو به رشد
تفاوت دیگر در فرهنگ شرکتی ، رهبری اجرایی داخلی است. در دنیای شرکتی، تقریباً همیشه خارجی است
مثلا در یک ارتش، فرهنگ رهبری زمانی آغاز می شود که یک سرباز جدید وارد اردوگاه آموزشی می شود، یا یک افسر آینده وارد مدرسه افسری یا یک آکادمی خدمات می شود. فرهنگ نظامی در هر فرد، صبح و شب، چه مرد یا زن و چه کاندیدای افسری، تزریق می شود. اگر استخدام جدید در فرهنگ جا نیافتد، از بین می روند
وقتی ارتش رهبران جدید را ارتقا می دهد، آنها از درون می آیند، نه از بیرون. از رده ها می آیند. به عبارت دیگر، تفنگداران دریایی هرگز فرماندهی که تفنگدار دریایی نباشد، نخواهند داشت. این امکان پذیر است زیرا ارتش علاقه فعالی به ایجاد و رشد رهبران دارد
در دنیای شرکتی، رهبری اغلب از بیرون می آید. به یک کارمند جدید مصاحبه مختصری داده می شود، به میز او نشان داده می شود و انتظار می رود کار را انجام دهد. هنگامی که یک مدیر عامل جدید در دنیای شرکت استخدام می شود، آنها اغلب از بیرون استخدام می شوند تا اینکه از درون ارتقا پیدا کنند. به ندرت فرهنگ سازمانی را که انتظار می رود رهبری کنند به آنها تزریق شده است. در بسیاری از موارد، تنها وجه مشترک رهبران و کارمندان این است که همه آنها برای یک شرکت کار می کنند
ساختن فرهنگی بهتر از فرهنگ شرکتی
امروز، به عنوان یک کارآفرین که کسب و کار خود را اداره می کند، بر رهبری داخلی تمرکز می کنم. به عنوان مثال، به دلیل اینکه شرکت جعبه ابزارثروت یک شرکت آموزشی است، ما فرهنگی داریم که به آموزش و یادگیری احترام می گذارد. هر هفته، کل شرکت مقالات یا موضوعاتی را میخواند، مطالعه میکند، و بحث میکند که ما را در تماس، بهروز نگه میدارد و از رویدادهای مالی که بر مشتریان، خانوادهها و دنیای ما تأثیر میگذارد آگاه باشیم
برخی از موضوعاتی که ما مطالعه می کنیم شامل املاک و مستغلات در مقابل سهام، اقتصاد کینزی، استاندارد طلا در مقابل پول کاغذی، مالیات، و وحشت مالی است. خط پایانی: شرکت جعبه ابزارثروت آنچه را که موعظه می کند و آنچه را که به کسانی که ما به آنها خدمت می کنیم آموزش می دهد، انجام می دهد
شما نمی دانید که این رویداد فرهنگی ساده – ایجاد دانش و وقت گذاشتن برای همه در شرکت جعبه ابزارثروت – چقدر می تواند دشوار باشد. ما بالاخره یک شرکت آموزشی هستیم… و این فرهنگی است که باید القا و حمایت شود. اما اجرای این فرهنگ به زمان و تلاش زیادی نیاز دارد
رهبری عالی اجرایی و معنوی مستلزم آموزش است
اگر خدمت سربازی را گذرانده اید، می دانید که شاخه های نظامی، سازمان های آموزشی هستند. همه، از مردان و زنان سرباز گرفته تا افسران ارشد، دائماً در حال یادگیری هستند. ارتش از روز اول فرهنگ آموزش است
این در اکثر فرهنگ های شرکتی صادق نیست. یادم میآید که وقتی به رویدادهای «آموزشی» شرکت میرفتم که در آن مردم به جای یاد گرفتن، در مهمانی بازی یا گلف بازی میکردند، منزجرمی شدم
برای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق، اکیداً به شما پیشنهاد میکنم که فرهنگ آموزش مداوم و آموزش مداوم را در دل داشته باشید و آن فرهنگ را در تجارت خود تلقین کنید. ممکن است مدتی طول بکشد، زیرا اکثرا بدون تجربه ممکن است به مدرسه رفته باشند، اما بیشتر آنها در فرهنگ آموزش مداوم کار نکرده اند
اگر بتوانید این فرهنگ را در داخل شرکت خود القا کنید، شرکت شما از درون توسط افرادی هدایت می شود که در واقع کسب و کار را اداره می کنند، نه مدیرانی که از بیرون آن را رهبری کنند
به همین دلیل من کتاب مهارت های رهبری برای کارآفرینان را نوشتم. چیزی که این کتاب را از سایر کتابها برای کارآفرینان مشتاق متمایز میکند این است که بر نقاط قوت اصلی و مهارتهای رهبری تمرکز دارد… زیرا همه کارآفرینان باید رهبر باشند
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
