همانطور که ضرب المثل قدیمی می گوید، “زباله درداخل ; زباله در بیرون.” در حالی که این چیز خوبی است که والدین در سنین پایینتر از نسلهای قبلی به فرزندان خود در مورد پول آموزش میدهند، اما آنچه که آنها آموزش میدهند فقط فرزندانشان را در آینده در معرض شکست مالی قرار میدهد. البته این به این دلیل است که آنها فقط می توانند آموخته های خود را آموزش دهند. اگر متقاعد نشدهاید که این درسهای مالی یک زباله هستند، پیشنهاد میکنم پست من را بخوانید: چرا پساندازکنندگان بازنده هستند و نسل هزاره ممکن است بزرگترین بازنده همه باشد
آنچه «آنها» به بچه ها یاد می دهند
حقیقت این است که مدارس کارمندان کوچک خوبی را پرورش می دهند. به زودی، بچه ها به مدرسه باز می گردند، و در آنجا، یاد می گیرند که همان طور که پدرم فکر می کرد، فکر کنند. ریسک نکنید زوایای منحصر به فرد را پیدا نکنید. خارج از چارچوب فکر نکنید
به آنها آموزش داده می شود که به یک برنامه دقیق پایبند باشند. به آنها آموزش داده می شود که کارهای اضافی را خارج از آن ساعات انجام دهند. به آنها آموزش داده می شود که اقتدار یا سیستم های مستقر را زیر سوال نبرند. به آنها یاد داده می شود که به تنهایی کار کنند و کار گروهی تقلب است. و به آنها آموزش داده می شود که بچه هایی که از این روش های انجام کارها پیروی می کنند نمرات برتر را کسب می کنند
آنچه “ثروتمندان” به بچه ها می آموزند
هر والدینی بهترین ها را برای آینده فرزندان خود می خواهد. اما ثروتمندان به فرزندان خود به گونه ای دیگر آموزش می دهند
ایجاد کارآفرینان
اگرچه بچههای ثروتمندان به مدرسه میروند و همه این چیزها را یاد میگیرند، اما من متوجه کیفیت متفاوتی در فرزندانشان میشوم. فرزندان آنها در تفکر خود کارآفرین هستند و از زیر سوال بردن روش های پذیرفته شده برای انجام کارها نمی ترسند. برای مثال، بچههای یکی از دوستانم تابستانهای خود را صرف یافتن توپهای گلف گمشده در زمین گلف، تمیز کردن آنها و فروش آنها به گلف بازان میکردند. آنها با انجام این کار در زمان بسیار کمتری نسبت به انجام یک کار معمولی و قابل احترام تابستانی در مک دونالد پول زیادی به دست میاورند
البته دلیل این امر این است که این والدین سخت تلاش می کنند تا به فرزندان خود بیاموزند و روایتی متضاد با آنچه آنها در مدرسه می آموزند ارائه دهند. و به آنها یاد می دهند که چگونه پول، تجارت و سرمایه گذاری کار می کند
اما شاید بیشتر از همه، به جای اینکه بچههایشان از طرحهای موذیانهای که برای پول درآوردن استفاده میکنند، دلسرد کنند، به آنها اجازه میدهند ایدههای وحشیانه را دنبال کنند و هم اشتباه کنند و هم از موفقیتهای بزرگ لذت ببرند. همه ما باید خیلی خوشبخت باشیم
به خارج از چارچوب فکر کنید
من در سنین کم به فروشگاهی برخوردم که کتابهای کمیک میفروخت، و متوجه شدم که نمایندهای که آنها را به فروشگاه میفروشد میآید و کتاب های قدیمی را حذف و به دور می اندازد
“با آن کتاب های قدیمی چه کار می کنی؟” من پرسیدم
او گفت: «پوشش آن را میکنم و دور میاندازم
چرا جلدها را پاره می کنی؟” از اینکه کسی چنین کاری را با کتاب های مصور انجام می دهد، شوکه شده پرسیدم
ما می خواهیم مطمئن شویم که هیچ کس آنها را پیدا نکرده و آنها را نمی فروشد
من پرسیدم که آیا میتوانم پس از حذف جلدها، شمارههای قدیمی را بگیرم، و با گذشت زمان، من یک کتابخانه با اندازه خوب از کمیکهای قدیمی ایجاد کردم. که هنوز در کتابخانه ام تعدادی از آنها را موجود دارم .طبیعتاً تصمیم گرفتم کتابخانهای را باز کنم که در آن برای هر ساعت یک چهارم هزینه ورودی از بچههای محل دریافت میکردم و بچهها میآیند و میتوانند هر تعداد کمیک قدیمی را که میخواهند بخوانند. به زودی من در یک روز بیشتر از یک هفته کار سخت در یک فروشگاه درآمد داشتم
پدرم دوست نداشت که من این کار را کنم. او میگفت: «اینها مال شما نیستند که از آنها پول دربیاورید. شما فقط باید پول خود را صادقانه در فروشگاه کسب کنید. کار خوبی نیست
اما مربی ام نبوغ من را در دوران کم سنی تمجید میکرد. تو راهی پیدا کردی که از هیچ چیز پول در بیاوری. این دقیقاً همان کاری است که ثروتمندترین افراد جهان انجام می دهند
واقعیت این است که من با دریافت هزینه ورودی برای خواندن کتاب های کمیک هیچ قانونی را زیر پا نگذاشتم. و آنها مال من بودند تا دیگران آنها را بخوانند. من طبق قوانین بازی کردم و تنها چیزی که لازم بود این بود که چیزها را به گونه ای متفاوت از بقیه ببینیم
مبنای سواد مالی
در نهایت، ثروتمندان مطمئن می شوند که فرزندانشان به خوبی از چهار اصول سواد مالی آگاه هستند. این مهم ترین درسی است که بچه های آنها در مورد پول یاد می گیرند. اگر آنها را درونی کنید و زندگی خود را صرف یادگیری بیشتر و بیشتر در مورد آنها کنید ؛ این اصول ؛ هم شما و هم فرزندانتان را برای موفقیت مالی آماده می کنند
:چهار اصول عبارتند از
یک-درک تفاوت بین دارایی و بدهی
دو-جریان نقدی در مقابل سود سرمایه
سه-استفاده از بدهی و مالیات خوب برای ثروتمند شدن
چهار-تصمیمات مالی خود را بگیرید
کشف چهار رکن سواد مالی
همانطور که در بالا بیان کردم، مهم است که زندگی خود را صرف یادگیری بیشتر و بیشتر در مورد این اصول ها کنید و برای فرزندان خود الگو قرار دهید. برای ایجاد بچههای پولدار، باید آنطور که ثروتمندان به بچه های خود آموزش میدهند به آنها آموزش دهید
پایه سواد مالی شماره ۱- تفاوت بین یک دارایی و یک بدهی
بسیاری از مردم فکر می کنند که می دانند یک دارایی چیست. به عنوان مثال، شما احتمالا فکر می کنید خانه شما یک دارایی است، اما اینطور نیست. حقیقت این است که همانطور که دو تعریف از دارایی وجود دارد
ثروتمندان از تعریف دیگری مبتنی بر سادگی و واقعیت استفاده می کنند. دارایی هر چیزی است که پول را در جیب شما می گذارد و بدهی هر چیزی است که پول را از جیب شما خارج می کند
خانه شما یک دارایی نیست زیرا هر ماه از جیب شما پول را خارج می کند. حتی اگر مالک خانه خود هستید، باز هم باید هزینه مالیات، نگهداری و بیشتر را از جیب خود بپردازید
اما اگر ملکی اجاره ای دارید، این می تواند یک دارایی باشد، اگر هر ماه پولی را به شکل جریان نقدی در جیب شما بگذارد. هنگامی که مستاجر شما اجاره را پرداخت می کند، وام مسکن، نگهداری، مالیات و موارد دیگر را پوشش می دهد
پایه سواد مالی شماره ۲- جریان نقدی در مقابل سود سرمایه
اکثر مردم برای سود سرمایه سرمایه گذاری می کنند. ثروتمندان برای جریان نقدی سرمایه گذاری می کنند
به عبارت ساده، سرمایه گذاری برای سود سرمایه مانند قمار است. شما پول خود را سرمایه گذاری می کنید و امیدوارید قیمت آن بالا برود. به عنوان مثال، بسیاری از مردم خانه ای می خرند به این امید که بتوانند بعداً آن را با پول بیشتری بفروشند. در این بین باید هزینه رهن و خانه خود را بپردازند. پول از جیب آنها خارج میشود. تبدیل به بدهی می شود
مشکل این است که وقتی برای سود سرمایه سرمایه گذاری می کنید، کنترلی روی افزایش یا کاهش قیمت ندارید، و مسئله بزرگتر این است که اگر سود کنید، بالاترین نرخ مالیات را پرداخت می کنید
برعکس، ثروتمندان برای جریان نقدی سرمایه گذاری می کنند. بنابراین، برای مثال، آنها املاک و مستغلات را با پول دیگران می خرند، مستاجرانی برای پرداخت هزینه ها پیدا می کنند و هر ماه اجاره را جمع آوری می کنند. به یک دارایی تبدیل می شود. و اگر سود سرمایه ای وجود داشته باشد، این یک امتیاز است
با سرمایه گذاری برای جریان نقدی به جای سود سرمایه، ثروتمندان بر درآمد خود کنترل دارند و کمترین نرخ مالیات را می پردازند – و گاهی اوقات هیچ مالیاتی ندارند
اما سرمایه گذاری برای جریان نقدی، در حالی که یک مفهوم ساده است، به آموزش مالی قوی نیاز دارد تا بتوانید تصمیمات مالی خود را بگیرید
پایه سواد مالی شماره ۳- استفاده از بدهی و مالیات برای ثروتمندتر شدن
مشاور مالی شما به شما خواهد گفت که بدهی بد است و مالیات اجتناب ناپذیر است. اما ثروتمندان میدانند که هم از بدهی و هم از مالیات میتوان برای ایجاد ثروت عظیم استفاده کرد
در مورد بدهی، دو نوع وجود دارد: بد و خوب. وقتی مشاور مالی شما به شما می گوید که از بدهی خودداری کنید، منظور او از بدهی های بد خودداری کنید است
بدهی های بد به شکل قرض گرفتن پول برای بدهی هایی مانند استفاده از کارت های اعتباری برای خرید تلویزیون و گرفتن تعطیلات، قرض گرفتن یک خط اعتباری از خانه شخصی شما و موارد دیگر است
دور ماندن از بدهی های بد توصیه خوبی است، اما مشکل این است که مشاور مالی شما در مورد بدهی خوب به شما چیزی نمی گوید
بدهی خوب بدهی است که برای خرید دارایی هایی مانند ملک اجاره ای استفاده می شود.
هنگامی که از پول بانک برای خرید املاک و مستغلات استفاده می کنید، از پول کمتری برای تضمین یک دارایی استفاده می کنید، تنها با پرداخت پیش پرداخت به جای قیمت کامل، و اجاره مستاجر بدهی شما را می پردازد ؛ در حالی که مالک دارایی هستید و سود را به جیب خود وارد میکنید
وقتی صحبت از مالیات می شود، ثروتمندان می دانند که دولت ها کدهای مالیاتی را برای تشویق انواع خاصی از رفتارها می نویسند. اگر دولتها از شما میخواهند که مسکن ارزان قیمت بسازید، مالیات شما را کاهش میدهند. اگر آنها می خواهند اکتشاف نفت را تشویق کنند، به شما کاهش مالیات می دهند. اگر بخواهند اشتغال بالاتری داشته باشند، به شما کاهش مالیات می دهند
راز این است که بیشتر مزایای مالیاتی برای کمک به کارآفرینان و سرمایه گذاران ایجاد می شود. با آموزش مالی مناسب، شما نیز می توانید از کد مالیاتی استفاده کنید تا نه تنها ثروتمندتر شوید، بلکه هیچ مالیاتی نیز پرداخت نکنید
استفاده از بدهی خوب و ثروتمند شدن از طریق مالیات به سطح بالایی از هوش مالی نیاز دارد. اما همه می توانند این اصول را بیاموزند و عملی کنند
پایه سواد مالی شماره ۴- تصمیمات مالی خود را بگیرید
وقتی در مورد دانش خود از پول مطمئن نیستید، به دیگران اجازه می دهید که تصمیمات مالی شما را به جای شما بگیرند
شما به کارگزار خود اجازه می دهید تصمیم بگیرد که پول شما چگونه باید سرمایه گذاری شود. شما به بانک خود اجازه می دهید به شما بگوید چه نرخ سودی برای پول شما مناسب است. شما از هر روند سرمایه گذاری که در اخبار محبوب است پیروی می کنید
ثروتمندان از جمعیت پیروی نمی کنند. آنها روندها را تعیین می کنند و تا زمانی که روندها به جریان اصلی تبدیل شوند، از بین می روند. راز آنها چیست؟ آنها خودشان به پول فکر می کنند و تصمیمات مالی خود را می گیرند زیرا هوش مالی بالایی دارند
کلید ساختن ثروت بزرگ داشتن دانش عالی برای عمل کردن و خرد بزرگ برای دانستن اینکه کدام مسیر عمل بهترین است
این نوع دانش و خرد تنها از طریق هوش مالی بالایی که از به کارگیری خود در آموزش مالی است بدست می آید