دوازده ویژگی اساسی کارآفرینی که برای موفقیت لازم است (به علاوه ۳ نکته برای شروع)

کارآفرین بودن ذهنیت متفاوتی را برای موفقیت می طلبد

کارآفرینان طرز فکر منحصر به فردی دارند که کلید موفقیت آنهاست

توسعه ویژگی های کارآفرینی نیازمند تمرین، ریسک و آموزش است

شروع سفر کارآفرینی شما نیز مستلزم آمادگی مناسب است

علیرغم سختی‌های زیادی که من با آن روبرو بودم، سخت‌ترین بخش کارآفرین شدن و راه‌اندازی یک کسب‌ وکار، برخورد با آنچه دوستان، خانواده و همکارانت می‌گویند یا فکر می‌کنند، بود. در واقع این سخت ترین کار بود

آیا کارآفرینان دیوانه هستند؟
وقتی به همکارانم گفتم که به زودی باید شغل خود را در آن شرکت رها کنم و کسب و کاری را به طور تمام وقت اداره کنم، انتقادها شروع شد: تو دیوانه ای! یکی از فروشندگان ارشد گفت. تو شکست خواهید خورد

می دانید چند نفر می خواهند برای این شرکت کار کنند؟ یکی دیگر از فروشندگان ارشد گفت. تو شغل عالی، مزایای عالی، دستمزد خوب و فرصت‌های ارتقای زیادی دارید. اگر بینی خود را تمیز نگه دارید، روزی می توانید مدیر فروش باشید. چرا خطر از دست دادن چنین شغل بزرگی را به جان میخری؟

فروشنده دیگری گفت: “تو برمی گردی.” “من افراد بی شماری مانند تو را دیده ام. افرادی که فکر می‌کنند اهل بازی هستند. آن‌ها شرکت را ترک می‌کنند، شکست می‌خورند و دست و پا شکسته برمی‌گردند… البته اگرجایی برایشان باقی مانده باشد

آن گروه شش نفره کارمند و دو زن فروشنده با این اظهار نظر خندیدند و در مورد دستگاه جدیدی که شرکت با آن وارد بازار می شد صحبت کردند و پس از آن صحبتی در مورد اینکه چه کسی قرار است در بازی بیسبال آن شب برنده شود، ادامه یافت. من متوجه شدم که با افراد اشتباهی درباره کسب و کار و رویاهایم صحبت کردم. متوجه شدم که با افرادی صحبت می کنم که به جای هول دادن من به سمت بالا، من را پایین می کشند

کارآفرینان طرز فکر متفاوتی دارند

چند بار شنیده اید که افراد جملات زیر را بیان می کنند؟

“کاش می توانستم کارم را رها کنم”

از این کار به آن شغل ؛ دیگر خسته شده ام

ای کاش می توانستم پول بیشتری بدست بیاورم، اما نمی توانم از این کاربیرون بروم و همه چیز را با یک شرکت جدید شروع کنم. و من نمی خواهم به مدرسه برگردم و یک حرفه جدید یاد بگیرم

“من سخت کار می کنم، اما تنها افرادی که ثروتمند می شوند صاحبان شرکت هستند”

من سخت کار می کنم، اما از نظر مالی پیشرفت نمی کنم. من باید به بازنشستگی فکر کنم”

من نمی توانم به این سختی کار کنم. من برای این کار خیلی پیر شدم

اینها اغلب اظهاراتی هستند که توسط افرادی که دربخش کارمندان یا خوداشتغالان جدول جریان نقدی جامعه به دام افتاده اند بیان می شوند. در اعماق وجود، بسیاری از مردم بیشتر از آنچه در زندگی دارند، نه فقط پول بیشتر، بلکه آزادی بیشتر، کنترل بیشتر و شادی بیشتر می خواهند

کارآفرینان نه تنها می توانند این احساسات را تصدیق کنند بلکه می توانند کاری در مورد آنها نیز انجام دهند. آنها واقعاً شغل خود را رها می کنند تا بدنبال یک رویا باشند، و به دنبال شغل دیگری برای رسیدن به تحقق آرزوهای مورد نظر خود نیستند

به طور خلاصه، آنها طرز فکر متفاوتی دارند و بر اساس آن عمل می کنند. در اینجا ویژگی های برتر هر کارآفرین بر اساس سال ها کار مستقیم من با صاحبان کسب و کارهای موفق آورده شده است

یک- خودشان با انگیزه هستید
یکی دیگر از ویژگی های یک کارآفرین توانایی تعیین وظایف خود و انجام آنهاست. با فهرستی از انتظاراتی که باید تا پایان روز به آنها برسید، به محل کار خود نخواهید رسید. هر کاری که انجام شود (یا انجام نشود) کاملاً به شما بستگی دارد

به عنوان یک کارآفرین، شما گروهبان خود هستید. آیا آنچه را که برای دادن دستورات و پیروی از آنها لازم است دارید؟

دو- دوست دارند بفروشند
برای روشن بودن، من فقط به آن شرکت پیوستم تا یک چیز را بیاموزم – نحوه فروش را. چرا؟ به قول مربی ام: اگر می‌خواهید یک کارآفرین موفق باشید، باید فروش را یاد بگیرید

مربی ام اغلب می گفت که یادگیری نحوه فروش مهمترین ویژگی یک کارآفرین است

من پس از اینکه در سه دهه گذشته در چندین صنعتی کارآفرین بودم، این موضوع را درست دریافتم. اگر نمی توانید بفروشید، نمی توانید یک کارآفرین باشید

همه اینها به این معنی است که کارآفرینان ذهنیت متفاوتی نسبت به اکثر مردم دارند و به همین دلیل است که موفق می شوند

سه- از رویارویی با ترس های خود نمی ترسند
یادگیری فروش بسیار مهم است. این می تواند به غلبه بر هر ترسی در مورد طرد شدن کمک کند، در حالی که یاد می گیرد ارزش یک محصول و/یا خدمات را بیان کند. برای من، هر تماس فروش، هر رد آن، هر برد… به خودی خود درسی برای غلبه بر ترس بود

اگر می‌خواهید کسب‌وکار خود را راه‌اندازی کنید، باید بتوانید بر بسیاری از ترس‌های خود غلبه کنید و برای بدست آوردن جذابیت، باید بتوانید به سرعت و ماهرانه بگویید چرا کاری که انجام می‌دهید ارزش دارد. این امر در مورد مشتریان آینده، سرمایه گذاران، شرکا، کارمندان و موارد دیگر صدق می کند. هیچ فردی کسی را که آشکارا می ترسد دنبال نمی کند. هیچ فردی از کسی که می ترسد خرید نمی کند. غلبه بر ترس برای موفقیت ضروری است

چهار- در سخنرانی عمومی ماهر هستند
اگر می‌خواهید کسب‌وکارتان را توسعه دهید، باید بتوانید در مقابل گروه‌هایی از مردم صحبت کنید – گاهی اوقات افراد بسیار بزرگ – و آنها را به آنچه می‌گویید علاقه‌مند نگه دارید
 
رهبری کسب و کار بیش از هر چیزی مستلزم این است که یک سخنران و ارائه دهنده عالی باشید. اگر بتوانید یاد بگیرید که در مقابل افراد زیادی خوب ارائه دهید، می توانید جریان نقدی، عملیات و سرمایه خود را افزایش دهید. اگر نتوانید، کسب و کار شما رشد نخواهد کرد و احتمالاً شکست خواهد خورد. هیچ چیز بهتر از صحبت کردن مداوم در مقابل گروهی از مردم شما را برای این کار آماده نمی کند
 
مربی ام می گفت: همه رهبران بزرگ سخنرانان بزرگی هستند. رهبران کسب و کارهای بزرگ باید ارتباطات خوبی داشته باشند. اگر می‌خواهید رهبر باشید، باید سخنران باشید
 
پنج- یک ارتباط دهنده عالی هستند
از جمله ویژگی های مهمی که یک شغل در فروش به شما می آموزد، توانایی برقراری ارتباط موثر است. مربی ام آن را به سادگی بیان کرد: “مردم فقیر ارتباطات ضعیفی دارند.” او می‌دانست که یادگیری فروش، من را به ارتباط دهنده بهتری تبدیل می‌کند و همین امرمن را به تاجر بهتری تبدیل کرد

اگر کسب‌وکاری را پیدا کردید که مشکل دارد، به یاد داشته باشید که اغلب ؛ بازتابی از ارتباطات ضعیف است. همانطور که مربی ام می گفت: جریان نقدی به کسب و کار شما با ارتباطاتی که به بیرون می رود نسبت مستقیم دارد

یکی از دلایلی که ارتباط خوب بسیار مهم است این است که به شما امکان می دهد تقاضا را بهتر برآورده کنید. مربی ام می گفت: «برای اینکه ارتباط خوبی داشته باشید، ابتدا باید در روانشناسی انسانی خوب باشید. باید بدانید چه دکمه هایی را فشار دهید. افراد مختلف دکمه های متفاوتی دارند.” کلید دانستن اینکه کدام دکمه ها را فشار دهید، گوش دادن است. او می گفت: خیلی ها حرف می زنند، اما تعداد کمی از افراد گوش می دهند. پول نصیب بهترین ارتباط دهندگان می شود

فراتر از پاسخگویی به تقاضا، ارتباطات خوب داخلی در شرکت شما نیز حیاتی است. بسیاری از اوقات، با نگاهی ساده به صورت های مالی کسب و کار خود، به راحتی می توانید متوجه شوید که کدام حوزه های کسب و کار به خوبی با هم ارتباط برقرار می کنند و کدامیک نه. وقتی بخش‌های مختلف شما به خوبی با هم ارتباط برقرار می‌کنند، کسب‌ وکار بهتر اجرا می‌شود و جریان نقدی سالم‌تر خواهد بود، چه به صورت افزایش فروش یا کاهش هزینه‌ها… یا هر دو باشد

شش- پوست کلفتی دارند
به احتمال زیاد مدتی است که به راه اندازی یک کسب و کار فکر کرده اید. مانند من، ممکن است به برخی افراد درباره “ایده دیوانه” خود گفته باشید، اما در بیشتر موارد، این رویا را برای خود نگه داشته اید
 
با این حال، در نهایت، باید به دنیا اطلاع دهید. و قرار نیست همه اشتیاق شما را به اشتراک بگذارند – درست مانند فروشندگان آن شرکت
 
و شاید این موقعیتی باشد که شما در آن قرار می گیرید
 
ممکن است خانواده و دوستانی داشته باشید که هر روز با مشکلات شخصی از شما حمایت می کنند که ناگهان هنگام بحث در مورد شروع یک کسب و کار، بخش متفاوتی از شخصیت خود را به شما نشان می دهد: ترس
 
شاید آنها برای راه اندازی یک کسب و کار تلاش کرده اند و شکست خورده اند. یا احتمالاً تحت احساس امنیت کاذبی که یک شغل ایجاد می کند زندگی می کنند و فکر می کنند بالا رفتن از نردبان شرکت ها راهی تضمین شده به سمت ایمنی است
 
در هر صورت، سریعتر و تندتر از آنچه انتظار دارید با انتقاد مواجه خواهید شد. پوست شما چقدر ضخیم است و چگونه با آن رفتار می کنید، تفاوت را ایجاد می کند
 
هفت- دوست دارند متصل باشند
اگر فکر می کنید زندگی به سبک یک درونگرا به شما امکان می دهد تا یک کارآفرین موفق شوید، ممکن است بخواهید دوباره فکر کنید
 
شما هر لحظه از روز با شرکت جدید خود زندگی می کنید و نفس می کشید و سعی می کنید به همه کسانی که با آنها در تماس هستید در مورد تجارت خود آموزش دهید
 
وقتی درهای خود را باز می کنید، ۲۴/۷ معنای کاملاً جدیدی پیدا می کند. دیگر وقفه های سریع ۵ دقیقه ای صرف پیمایش فیدهای فیس بوک یا اینستاگرام شما برای مشاهده به روز رسانی های خانواده شما نمی شود. اکنون، زمانی که در همان شبکه‌های اجتماعی صرف می‌شود، صرف پاسخگویی به شکایات ؛ خدمات مشتری و ترول کردن رقبای شما به دنبال راه‌هایی برای بهبود کسب‌ وکارتان می‌شود
 
در مهمانی ها وقتی کسی از شما می پرسد “چه کار می کنی؟” از هر فرصتی که برای تبلیغ کسب و کار خود دارید استفاده می کنید. و هرگز خجالت نمیکشید که با شخص جدیدی صحبت کنید
 
اگرچه نیازی نیست که زندگی خود را به مهمانی تبدیل کنید، اما قطعاً برای رشد کسب و کار خود نیاز به ایجاد ارتباطات کلیدی راحت‌تر خواهید داشت
 

هشت- نیازی به تحسین شدن توسط دیگران ندارند
در چند سال گذشته روند نگران کننده ای در فعالیت های جوانان وجود داشته است که در آن همه شرکت کنندگان جوایز دریافت می کنند. این جوایز به هر کسی داده می شود که در فعالیت خاصی مانند لیگ بیسبال کوچک یا فوتبال پی وی شرکت کند

به عنوان بزرگسالان، ما می دانیم که زندگی اینگونه نیست. برنده ها هستند و بازنده ها هم هستند
به میانگین روز کاری خود فکر کنید. چند بار در روز می شنوید: “این عالی است!” یا “کارت عالی است” یا خیلی خوبه؟

به نظر می رسد که همه آموزش دیده اند تا بازخورد مثبتی را تقریباً مانند خلبان خودکار ارائه دهند
متأسفانه، شما به عنوان یک کارآفرین این نوع تحسین را دریافت نخواهید کرد. راه اندازی یک کسب و کار سخت است، زیرا شما هر روز حاضر می شوید و هیچکس از شما برای آن تشکر نمی کند. هیچ کس به شما نمی گوید که چقدر عالی هستید. اگر شکست بخورید، خودت مقصر هستی. اگر موفق شدی همینطور؛ در اینکه در پوست خود راحت باشید و به نظر دیگران اهمیت ندهید، بسیار خوب است. تمام انتقادات را در چهارچوب نگه دارید. برخی از مردم محصول شما را دوست خواهند داشت، برخی دیگر نه

صرف نظر از این، اگر تحقیقات خود را انجام داده باشید و کسب و کاری را حول حل یک مشکل قانونی ایجاد کرده باشید، در نهایت پاداش های عادلانه خود را دریافت خواهید کرد

نُه-  دوست دارند منطقه راحتی خود را گسترش دهند
یکی از ویژگی های یک کارآفرین که اغلب نادیده گرفته می شود، توانایی استفاده از کلاه های متعدد است

بیشتر افرادی که رویای کارآفرین بودن را در سر می پرورانند، بر تسلط فنی که ارائه می دهند تمرکز می کنند. آنها احساس می کنند که یک دهه تجربه نویسندگی یا نانوایی یا نجاری دلیلی است که برای اداره یک کسب و کار موفق لازم است

هرگز اینطور نیست. یک کارآفرین موفق باید حسابداری، فروش، حمایت قانونی، مالیات، خدمات مشتری و بسیاری از چیزهای دیگر را درک کند تا تسلط فنی خود را به موفقیت تجاری تبدیل کند

به این ترتیب، آنها اغلب مجبورند به مناطقی بروند که منطقه آسایش آنها نیست. اما بهترین کارآفرینان عاشق گسترش منطقه راحتی خود هستند. سوخت را در باک آنها می گذارد

ده- نیازی نیست همیشه حق با آنها باشد

در مدرسه به ما یاد دادند که فقط یک پاسخ درست وجود دارد. تاریخ یک طرف دارد، یک راه برای حل یک مسئله ریاضی و یک راه برای موفقیت در زندگی. و وقتی زمان آزمایش دانش خود فرا می رسد، یا پاسخ های امتحان را می دانید یا نمی دانید. اگر سعی کنید در جای دیگری به دنبال پاسخ بگردید، تقلب محسوب می شود
 
اما زندگی واقعی اینطور کار نمی کند. در زندگی واقعی، “تقلب” کار گروهی نامیده می شود. اگر دوست ندارید به عنوان یک تیم کار کنید، اغلب به عنوان یک “همه چیز” شناخته می شوید و هیچ کس نمی خواهد با شما کار کند
 
برای توضیح بهتر این موضوع، به جدول جریان نقدی در جامعه نگاه کنید
 
جدول جریان نقدی چهار نوع افراد و روش های مختلف کسب درآمد را نشان می دهد
 
در سمت چپ  (کارمندان) و (خوداشتغالان) قرار دارند. آنها برای امنیت بالاتر از هر چیز دیگری ارزش قائل هستند. ویژگی های مشابهی بین کارمندان و خوداشتغالان وجود دارد، یعنی هر دو برای زمان خود پول می گیرند
 
در سمت راست جدول  (صاحبین کسب و کارهای بزرگ) و  (سرمایه گذاران) قرار دارند. برخلاف کارمندان و خوداشتغالان که در ازای وقت خود پول در می آورند، افراد این طرف جدول از طریق زمان و پول دیگران درآمد کسب می کنند. آنها دارایی هایی ایجاد می کنند که درآمد غیرفعال ایجاد می کند
 
این چه ربطی به درست بودن دارد؟
 
مشابه نکته قبلی در مورد ماندن در منطقه آسایش شما، خوداشتغالان پردرآمد وخوداشتغالان موفق همیشه باید حق با آنها باشد. آنها احتمالاً اولین افرادی بودند که در مدرسه دست خود را برای پاسخ درست بالا بردند، با افتخار فارغ التحصیل شدند و برای ارتقاء بزرگ در محل کار قربانی شدند
 
ایرادی ندارد که برای درست کردن کارها وقت بگذارید، مگر اینکه کارآفرین باشید
 
کارآفرینان زمان لوکس را ندارند. بالاخره زمان پول است. اگر در پشت درهای بسته تلاش می‌کنید تا قبل از شروع فردا، همه چیز را کامل کنید، امروز فرصت‌های کسب درآمد را از دست داده‌اید
 
و اگر شما کسی هستید که به جای ساختن یک تیم شگفت‌انگیز از متخصصان که حق دارند به شما بگویند اشتباه می‌کنید، همیشه باید حق با شما باشد، هرگز به مقیاس بندی نخواهید رسید
 
یازده- آنها مایل به انجام کار در طول زمان هستند
بسیاری از مردم فکر می کنند من یک شبه موفق شدم. یک روزمن کاملاً ناشناخته بودم و روز دیگر، با یکی از پرفروش‌ترین کتاب‌ها ظاهر شدم
 
حقیقت این است که تقریباً یک دهه طول کشید تا  به آن سطح از موفقیت برسم
 
اولین، کسب و کارم ناموفق  بود. بعد از اینکه مربی ام به من نشان داد که شرکای من چگونه از من سرقت می کنند، مجبور شدم تجارتم را تعطیل کنم. این باعث شد که من نزدیک به یک میلیون دلار بدهی داشته باشم
 
به همین دلیل بود که من کارآفرین شدم. هیچ راهی برای بازپرداخت چنین حجم عظیمی از بدهی با یک کار روزانه وجود نداشت. باز هم، نزدیک به یک دهه خون، عرق و اشک برای من طول کشید
 
آهسته و پیوسته مسابقه را میبرید. اما میانبری وجود ندارد
 
دوازده- آنها معطل نمیکنند
من با تقریباً یک میلیون دلار بدهی، می دانستم که قرار نیست به این زودی از وضعیت بد مالی خود رهایی یابم. بنابراین برنامه ای را طراحی کردم که نیاز به فداکاری بسیار زیادی داشت
 
همه چیز با تعهد به افزایش تحصیلات مالی من شروع شد. اول سخت کار کردم تا یاد بگیرم، بعد برای کسب درآمد
 
من سرمایه گذاری در املاک و مستغلات را آموزش دیدم و کسب و کار خود را ایجاد کردم. مهم نیست که چقدر اوضاع بد بود و چقدر می خواستم آن شرایط را ترک کنم، این کار را نکردم
 
من چشم خود را به پاداش نگه داشتم و بدنبال هر فرصتی برای یادگیری یک مهارت جدید بودم که به من کمک می کرد تا صاحب کسب و کار موفقی شوم
 
توانایی انجام عمل ؛ یکی از ویژگی های حیاتی یک کارآفرین است
 

نکاتی برای شروع سفر کارآفرینی خود از امروز
چه احساس کنید که این جملات در مورد شما صدق می کند یا نه، خبر خوب این است که اگر واقعاً می خواهید یک کارآفرین باشید، می توانید مجموعه ذهنیت مناسبی را ایجاد کنید. با آگاهی از آنچه که در بالا خوانده اید شروع می شود

قبل از شروع سفر، در اینجا چند نکته وجود دارد که شما را برای موفقیت آماده می کند

یک-ماموریت و هدف خود را درک کنید- سرمایه گذار و مربی موفق، کیم اسنایدر، همیشه از مشتریانش می پرسد: هدف بالاتر از پول برای شما چیست؟
ماموریت برای شما و پول شما چیست؟ گذاشتن پول روی کار و فکر کردن به کسب و کارتان چه کمکی به شما می کند تا در زندگی خود به آن دست یابید؟ همانطور که اهداف مالی خود را دنبال می کنید، همیشه ماموریت و هدف خود را در خط مقدم نگه دارید

دو-به یاد داشته باشید که نتایج مهم هستند – شما می توانید صحبت کنید، می توانید برنامه ریزی کنید، می توانید تحقیق کنید، می توانید بسیار مشغول باشید و زمان زیادی را صرف کنید، اما در پایان روز، سوالی که باید به آن پاسخ دهید این است: پول من چقدر پول میسازد؟؟ در دنیای تجارت و سرمایه گذاری، نتیجه همه چیز است. و نتایج نیاز به اقدام دارد. به همین دلیل است که در برخی مواقع، اگر قبلاً این کار را نکرده اید، باید ماشه را بکشید. شما باید وارد بازی شوید شما باید مقداری پول روی خط بگذارید. هنگام راه‌اندازی کسب‌ وکار خود، تمرکز شما باید بر روی نتایج باشد. در جعبه ابزارثروت می گوییم

آنچه روی آن تمرکز می کنید گسترش می یابد
اگر روی بازده سرمایه گذاری خود تمرکز کنید، بازده شما در طول زمان به احتمال زیاد افزایش خواهد یافت
 
سه-همیشه به یادگیری ادامه دهید – به دنبال پاسخ های جدید و چالش های جدید هستید؟ ساده است. هر چه با پول خود باهوش تر باشید، موفقیت شما بهتر است. یادگیری هرگز به پایان نمی رسد زیرا بازارها همیشه در حال تغییر هستند. و امروز بی ثبات تر از همیشه هست. اقتصاد جدیدی در حال ظهور است، و این که چگونه خواهد بود، تنها زمان مشخص خواهد کرد. با این حال، واضح است که امروزه برای داشتن امنیت مالی نیاز به تفکر جدید، ایده‌های جدید و آموزش جدید است

اگر فرصت های بسیار زیادی در مقابل خود دارید ؛ چاره‌ای ندارید جز اینکه امور را به دست خود بگیرید، ممکن است از اینکه متوجه شوید چه تعداد از ویژگی‌های یک کارآفرین را دارید شگفت زده شوید

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود