درک فلسفه کسب و کار والت دیزنی: رویا، جرات، انجام

مردی که تخیل را فروخت
والت دیزنی فقط یک شرکت نساخت – او یک احساس ساخت. حس شگفتی، سرپیچی از غیرممکن‌ها، و باوری سرسختانه مبنی بر اینکه رویاها باید دنبال شوند، مهم نیست چقدر پوچ به نظر برسند. در حالی که اکثر تاجران به دنبال سود بودند، دیزنی به دنبال جادو بود. و با انجام این کار، او امپراتوری‌ای ایجاد کرد که از خودش بیشتر عمر کرد، از وحشی‌ترین رویاهایش بزرگتر شد و قوانین موفقیت را از نو نوشت
اما نکته جالب اینجاست: والت دیزنی شکست خورد. خیلی زیاد. او ورشکست شد، با خیانت روبرو شد و بیشتر از آنچه اکثر ما در طول زندگی می‌شنویم، “نه” شنید. با این حال، او به راهش ادامه داد. چرا؟ چون فلسفه کسب و کار او در مورد صفحات گسترده نبود – در مورد داستان‌سرایی، خوش‌بینی بی‌رحمانه و امتناع تقریباً سرکشانه از پذیرش محدودیت‌ها بود
این فقط یک درس کسب و کار نیست – بلکه یک درس زندگی است. چه کارآفرین باشید، چه خلاق، یا کسی که در یک کار از ۹ صبح  تا ۵ بعد الظهر گیر کرده و رویای چیزی بزرگتر را در سر می‌پروراند، اصول دیزنی می‌تواند آتشی در وجود شما روشن کند
پس بیایید آن را موشکافی کنیم. بدون هیچ گونه اغراق و گزافه‌گویی. بدون هیچ نقل قول انگیزشی آبکی. فقط فلسفه خام و بدون فیلتر. مردی که کارتون‌ها را به قلمرو پادشاهی تبدیل کرد
انجام غیرممکن‌ها یه جورایی لذت‌بخشه – قدرت چشم‌انداز جسورانه
اکثر مردم اهداف «واقع‌بینانه» تعیین می‌کنند. والت دیزنی اهداف غیرممکن تعیین می‌کند—و سپس آنها را به واقعیت تبدیل می‌کند
 کشتی بخار ویلی (۱۹۲۸) – اولین کارتون صدادار هماهنگ؟ مردم می‌گفتند که نمی‌شود انجامش داد. دیزنی به هر حال این کار را کرد
 سفید برفی (۱۹۳۷) – اولین انیمیشن بلند؟ استودیوها خندیدند. همسرش آن را «حماقت دیزنی» نامید. این فیلم به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های زمان خود تبدیل شد
 دیزنی‌لند (۱۹۵۵) – یک پارک موضوعی که بزرگسالان می‌توانند دوباره مثل بچه‌ها احساس کنند؟ دیوانگی. تا اینکه به پربازدیدترین مکان روی زمین تبدیل شد
درس: اگر چشم‌انداز شما ، شما را نترساند، به اندازه کافی بزرگ نیست. بزرگترین پیشرفت‌های جهان زمانی اتفاق می‌افتد که کسی از پذیرش «اینطور انجام نمی‌شود» امتناع می‌کند
 
شما نمی‌توانید فقط از مشتریان بپرسید چه می‌خواهند – سپس سعی کنید آن را به آنها بدهید – رهبری، نه پیروی
هنری فورد زمانی گفت: «اگر از مردم می‌پرسیدم چه می‌خواهند، می‌گفتند اسب‌های سریع‌تر.» دیزنی هم همین فکر را می‌کرد
مردم موش‌های سخنگو یا قلعه‌های افسانه‌ای نمی‌خواستند. دیزنی به هر حال قلعه میکی موس و زیبای خفته را به آنها داد
هیچ‌کس یک پارک موضوعی نخواست که در آن بتوانند در داستان‌های مورد علاقه خود قدم بزنند. دیزنی آن را ساخت چون «او» آن را می‌خواست
درس: نوآوری واقعی از گروه‌های کانونی نمی‌آید – از اعتقاد راسخ می‌آید. منتظر اجازه نمانید. چیزی را که به آن اعتقاد دارید ایجاد کنید و جهان از آن پیروی خواهد کرد
 
دیزنی‌لند هرگز تکمیل نخواهد شد – جستجوی بی‌وقفه برای بهتر شدن
دیزنی‌لند در سال ۱۹۵۵ افتتاح شد. تا سال ۱۹۵۶، والت در حال تخریب بخش‌هایی از آن برای بازسازی بهتر بود
او با لباس مبدل در پارک پرسه می‌زد و از آنچه می‌توانست بهبود یابد یادداشت‌برداری می‌کرد
او از انیماتورها می‌خواست صحنه‌ها را ده‌ها بار از نو بسازند تا بی‌نقص شوند
 حتی در بستر مرگ، او در حال طراحی نقشه‌هایی برای اپکوت بود – شهری آینده‌نگر که مرزها را فراتر از پارک‌های موضوعی جابجا می‌کرد
درس: خودراضی بودن دشمن عظمت است. لحظه‌ای که فکر می‌کنید «موفق شده‌اید»، لحظه‌ای است که شروع به مردن می‌کنید. همیشه به ساختن ادامه دهید
 
دوست ندارم موفقیت را تکرار کنم – دوست دارم به سراغ چیزهای دیگری بروم – طرز فکر یاغی
بعد از اینکه سفید برفی تاریخ‌ساز شد، دیزنی می‌توانست دهه بعدی را صرف ساخت فیلم‌های پرنسسی کند. در عوض، او
 به سمت فیلم‌های لایو اکشن (مری پاپینز) تغییر مسیر داد
شرط‌بندی بزرگی روی تلویزیون انجام داد (باشگاه میکی موس)
 پارک‌های موضوعی مدرن را اختراع کرد (دیزنی‌لند)
درس: موفقیت یک مقصد نیست – یک سکوی پرتاب است. به محض اینکه شروع به کپی کردن از خودتان کنید، نوآوری را متوقف می‌کنید. مختل کنید یا مختل شوید
 
ممکن است وقتی اتفاق می‌افتد متوجه نشوید، اما یک ضربه محکم می‌تواند بهترین چیز در دنیا برای شما باشد – شکست به عنوان سوخت
اولین استودیوی انیمیشن دیزنی ورشکست شد. او به دلیل «فقدان تخیل» اخراج شد. معتمدترین کارمندانش به او خیانت کردند
او به جای ترک کار، از شکست به عنوان سوخت موشک استفاده کرد
او حق مالکیت معنوی اولین شخصیت موفق خود (اسوالد خرگوش خوش شانس) را از دست داد؟ او میکی موس را خلق کرد
او برای تأمین مالی سفید برفی مشکل داشت؟ او خانه‌اش را به عنوان وثیقه به خطر انداخت
 منتقدان دیزنی لند او را به عنوان یک «کارناوال ارزان» مسخره کردند؟ او آن را به استاندارد طلایی سرگرمی تبدیل کرد
درس: بدترین لحظات شما، شما را برای بزرگترین بازگشتتان آماده می‌کند. تفاوت بین برندگان و بازندگان استعداد نیست – بلکه شجاعت است
 
هر کاری که انجام می‌دهی، خوب انجامش بده – وسواس روی کیفیت
دیزنی مستبد کمال بود. او
ماه‌ها تولید را تعطیل کرد تا انیمیشن پینوکیو را درست کند
مبالغ غیرقابل تصوری را صرف جزئیاتی کرد که اکثر مهمانان هرگز متوجه آنها نمی‌شوند (مثل ورق طلای واقعی در «دنیای کوچک است».)
 کارمندان کارمندان تحت فشار می‌پرسیدند: «آیا والت تأیید می‌کند؟»
درس: در دنیای میانبرها، کیفیت یک شورش است. مردم به یاد دارند که شما روح خود را در چه چیزی می‌ریزید
 
راه شروع کردن، دست کشیدن از حرف زدن و شروع به عمل کردن است – اجرا بر ایده‌ها
رویاپردازان حرف می‌زنند. عمل‌گرایان می‌سازند
 دیزنی فقط دیزنی‌لند را تصور نمی‌کرد – او زندگی‌اش را برای تأمین مالی آن گرو گذاشت
او امیدوار نبود که انیمیشن تکامل یابد – او خودش فناوری را به جلو سوق داد (زیروگرافی در ۱۰۱ سگ خالدار، دوربین‌های مولتی پلن در بامبی)
درس: ایده‌ها بدون عمل بی‌ارزش هستند. منتظر «زمان مناسب» نمانید. همین حالا شروع کنید
 
: قانون دیزنی – چرا این هنوز مهم است
فلسفه کسب و کار والت دیزنی در مورد پول نبود. در مورد باور بود. باور به جادو، به سخت کوشی، به امتناع از تسلیم شدن
 رویای بزرگتر از آنچه منطق اجازه می‌دهد، در سر بپروران
 رهبری کن، پیروی نکن
هرگز از پیشرفت دست نکش
شکست بخور
کیفیت امضای توست
اجرا بر نیت غلبه می‌کند
دنیا تو را دیوانه خطاب خواهد کرد. بگذار آنها را. آینده متعلق به افراد سمج ، سرسخت و کسانی است که جرات دارند
پس از خود بپرسید: آیا در حال ساختن یک کسب و کار هستید – یا در حال ساختن یک میراث هستید؟
حالا بروید و جادوی خودت را بسازید
 
سخن آخر
تمام رویاهای ما می‌توانند به حقیقت بپیوندند، اگر شجاعت دنبال کردن آنها را داشته باشیم. — والت دیزنی

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود