تفاوت بین محتوا و متن و مبارزه برای ذهن کودک شما

زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

وقتی نوبت به آماده سازی کودکان شما برای آینده ای حاصلخیز می رسد ، زمینه برای شما مناسب است
بیشتر والدینی که با آنها صحبت می کنم بهترین چیز را برای فرزندان خود میخواهند. آنها می خواهند وضعشان بهتر از گذشته باشد و چیزهای بیشتری داشته باشند. در حقیقت ، می خواهم بگویم که اکثر والدین می خواهند فرزندانشان ثروتمند شوند

متأسفانه ، اکثر والدین تحصیلات مالی لازم برای تجهیز فرزندان خود برای ثروتمند بودن را ندارند ، بنابراین به کتابهای بازی که به آنها آموخته اند اعتماد می کنند. چه آنها این را بدانند و چه ندانند ، آنها خارج از زمینه فعالیت می کنند ؛ به فرزندان خود محتوایی می دهند که آنها را فقیرمی کند. بدترین قسمت این است که مدارس هم همین کار را می کنند
هنگامی که نوبت به آینده کودک شما می رسد ، متن و محتوایی که از آن می آید بسیار مهم است، اما ابتدا اجازه دهید یک تعریف سریع از متن و محتوا ارائه دهم
تفاوت بین محتوا و متن
وبستر زمینه را چنین تعریف می کند: “شرایط بهم پیوسته ای که در آن چیزی وجود دارد یا رخ می دهد.” این محتوا را به عنوان “جدا ، عنصر یا مجموعه قطعات” تعریف می کند. به زبان ساده ، متن همان چارچوبی است که ما به وسیله آن واقعیت را می بینیم و محتوا تکه هایی از اطلاعات (به عنوان مثال ، تجربیات ، افکار ، کلمات ، اقدامات و غیره) است که متن ما را پر می کند. به تجربه من ، کسانی که ثروتمند هستند بر متن متمرکز می شوند. کسانی که از نظر مالی با مشکل روبرو می شوند ، روی محتوا تمرکز می کنند. برای کمک به تصویرسازی ، می خواهم از استعاره شیشه و مایع استفاده کنم. برای اهداف این درس ، مایعات موجود در لیوان نشان دهنده محتوا است. لیوان خود نشان دهنده متن است
آموزش سنتی برای محتوا ارزش قائل است
آموزش سنتی به محتوا به عنوان پادشاه نگاه می کند: خواندن ، نوشتن و حساب – اینها مهمترین موارد برای معلمان و سیستم مدرسه است. آنها آب یا مایعی هستند که مدارس از آن استفاده می کنند. آموزش سنتی بر متن متمرکز نیست: دانش آموزیا دانشجویان لیوان هستند
مشکلات من در مدرسه از زمانی شروع شد که محتوایی را که معلمان در ذهنم می ریختند دوست نداشتم. با استفاده از استعاره لیوان و مایع ، سیستم مدرسه آب یا مایع می ریخت اما من یک لیوان بودم. من می خواستم چیز دیگری به درونم ریخته شود (شاید یک آبجو سرد) ، نه آب. دانش آموزان دیگر خوب بودند زیرا زمینه آنها یک لیوان آب بود. برای من نبود
معلمان من به طور مستمر به من می گفتند که باید در خواندن ، نوشتن و ریاضی مهارت داشته باشی. هر وقت مخالفت می کردم ، می گفتم ، “چرا باید من این را مطالعه می کنم؟” پاسخ آنها به طور یکسان بود: “اگر تحصیلات خوبی نداشته باشید ، شغل خوبی نخواهید یافت.” این متن آنها بود ، اما آنها سعی می کردند آن را متن من نیز نمایند. متأسفانه ، بسیاری از کودکان ، متن آنها بدتر تغییر می کند زیرا بزرگسالان خوش فکر ، اما نادان ، متن آنها را تنها متن می دانند. آنها سپس مقدار زیادی از محتوای مربوط به متن آنها را برای این کودکان تغذیه می کنند
من فهمیدم که پاسخ های معلمان من نشان دهنده عدم توجه به متن من است. آنها فرض کردند من می خواهم کارمند شوم. آنها به محتوای خود در مقابل متن من ارزش زیادی دادند. آنها تصور کردند که متن همه به محتوای آنها نیاز دارد. من این کار را نکردم و مطمئنم بسیاری دیگر نیز این کار را نکردند
متن ، نه محتوا ، پادشاه است
شاید بارها شنیده باشید که گفته می شود محتوا پادشاه است. در واقع اینطور نیست. متن پادشاه است. متن محتوا را نگه می دارد. متن ها می توانند قابل مشاهده ، نامرئی ، انسانی یا غیر انسانی باشند. متن برای مردم از نظر معنا ثروت است. متن زندگی مسیر زندگی شما را تعیین می کند
متن اشخاص شامل موارد زیر است
فلسفه ها ¤
باورها ¤
اندیشه ها ¤
قوانین ¤
ارزش های ¤
ترس ¤
تردیدها ¤
نگرش های ¤
گزینه ها ¤
متن یک فرد فقیر در کلمات او دیده می شود
“من هرگز ثروتمند نخواهم شد” ¤
“پول سرچشمه تمام پلیدیها است” ¤
“من ترجیح می دهم خوشحال باشم تا ثروتمند” ¤
“دولت باید از مردم مراقبت کند” ¤
“اگر آن را به دست آوردی خرج کن” ¤
دلیل فقیر بودن بسیاری از مردم داشتن متن ضعیف است. در بیشتر موارد ، پول بیشتر باعث فقیر شدن یک فقیر نمی شود. در بسیاری از موارد ، دادن پول به یک فقیر باعث فقیرتر شدن او می شود … اغلب برای همیشه
به همین دلیل است که بسیاری از برندگان قرعه کشی به زودی برشکسته می شوند. همین امر اغلب در مورد ستارگان ورزشی صدق می کند. از آنجا که آنها با بافت ضعیفی بزرگ شده اند ، و بنابراین محتوایی که آنها را برای کار با پول آماده نمی کند ، آنها را از طریق چیزهایی مانند ماشین ها ، خانه ها و لباس ها منفجر می کنند
متن اولویت محتوای شما را تعیین می کند
به تغییر در اولویت ها ، ارزش ها و کلماتی که متناسب با یک طبقه متوسط جامعه هستند ، توجه کنید
“من باید تحصیلات خوبی داشته باشم.”
“من به یک شغل پردرآمد نیاز دارم”
“من یک خانه خوب در یک محله خوب می خواهم”
“امنیت شغلی بسیار مهم است”
“چقدر زمان تعطیلات دارم؟”
“سرمایه گذاری خطرناک است”
افرادی که بافت طبقه متوسط را دارند معمولاً ثروتمند نمی شوند. برای کل زندگی آنها ، محتوایی که به آنها داده شده این بود که آنها باید به مدرسه بروند ، یک کار خوب پیدا کنند ، یک خانه خوب بخرند و در یک مجموعه متنوع سهام ، اوراق قرضه و صندوق های سرمایه گذاری سرمایه گذاری کنند

متن چارچوبی است که ما واقعیت را می بینیم و محتوای آن قطعات اطلاعات است (به عنوان مثال ، تجربیات ، عقاید ، سخنان ، اقدامات ، و غیره) که متن ما را پر می کند

هر اقدامی که انجام می دهند تقویت این سبک زندگی است. بسیاری از آنها بیشتر قرض می گیرند تا “با جونزها همگام نشوند”. افراد با بافت طبقه متوسط به جای سرمایه گذاری ، فقط بیشتر مصرف می کنند. آنها خانه ای بزرگتر می خرند ، تعطیلات خوبی می گذرانند ، با اتومبیل های گران قیمت رانندگی می کنند و پول خود را برای تحصیلات عالی خرج می کنند. آنها ایده ثروتمند بودن را دوست دارند و می خواهند ثروتمند به نظر برسند ، اما زمینه و محتوایی ندارند که بدانند چگونه واقعاً ثروتمند شوند

از آنجا که اکثر مردم خریدهای اعتباری انجام می دهند ، معمولاً بیشتر از اینکه ثروتمند شوند ، بیشتر در بدهی – بدهی بد ، بدهی مصرف کننده – فرو می روند

تغییر متن سخت است
بسیاری از مردم در تغییر متن های خود بسیار دشواری دارند. این به این دلیل است که متن برای مردم معنای ثروت دارد. غالباً افراد متن خود را با هویت خود اشتباه می گیرند زیرا توسط افرادی که آنها را دوست داشتند به آنها آموخته شده است. این درس از ابتدایی ترین و اساسی ترین درسی که در زندگی می آموزیم تشکیل شده است. تغییر متن شما اغلب می تواند مانند تغییر هسته اصلی شما باشد – و از بعضی جهات درست است

وقتی افراد با بافت طبقه متوسط در مورد ،”بدهی خوب و بدهی بد” میشنوند، زمینه آنها بسته می شود. همه آنها می دانند که بدهی بد است و آنها را فقیرتر می کند. اکثر آنها نمی توانند ایده بدهی خوب را درک کنند ، نوعی بدهی که می تواند آنها را ثروتمندتر کند
برای بسیاری از این افراد ، بهترین کار این است که آنها به سادگی از مشاوره کسانی که مشاوره می دهند ، پیروی کنند: “کارت های اعتباری خود را کوتاه کنید و کاملا از بدهی خود خارج شوید” این همان محتوایی است که متن آنها می تواند از پس آن برآید
وقتی نوبت به سرمایه گذاری می رسد ، بیشتر افراد طبقه متوسط این زمینه را دارند که “سرمایه گذاری خطرناک است”. به این دلیل که اکثر آنها برای تحصیلات دانشگاهی در آموزش سنتی سرمایه گذاری می کنند ، اما در سرمایه گذاری در تحصیل مالی موفق نیستند
متن ثروتمندان
متن های ثروتمندان بسیار متفاوت تر از طبقه فقیر و طبقه متوسط ​​است. نمونه هایی از عبارات که متن یک فرد ثروتمند را منعکس می کنند ممکن است شامل موارد زیر باشد
“من باید ثروتمند باشم” ¤
“من صاحب تجارت خودم هستم و کارم زندگی من است” ¤
“آزادی مهمتر از امنیت است” ¤
“من چالش هایی را قبول می کنم تا بتوانم بیشتر بیاموزم” ¤
“من می خواهم بدانم که تا چه حد می توانم در زندگی به جلو بروم” ¤
 
بیشتر این افراد سرمایه دار واقعی هستند. در جایی که فقرا یا طبقه متوسط ​​ممکن است کمبود را ببینند ، آنها فراوانی و فرصت را می بینند. آنها می دانند که چگونه برای ثروتمند شدن از، سایر استعدادهای دیگران و ، پول افراد دیگر استفاده کنند. آنها فکر نمی کنند ، چگونه می توانم خودم این کار را انجام دهم ، بلکه میگویند چطور می توانم از استعداد و پول دیگران برای پولدار شدن استفاده کنم. آنها سرمایه گذاری را خطرناک نمی دانند و در واقع کارمند بودن را بسیار خطرناک تر از سرمایه گذاری می دانند
بنابراین ، به عنوان مثال ، وقتی یک فرد در طبقه متوسط ​​، پس انداز یا صندوق بازنشستگی خود را در یک بانک قرار می دهد ، بانکدار این پول را به سرمایه داران قرض می دهد
به همین دلیل مربی من می گفت: “متن مهمتر از محتوا است”
آموزش متن ثروت، محتوای بهتری را ارائه می دهد
یکی از دلایلی که اوقات سختی را در مدرسه گذراندم این بود که قصد نداشتم کارمند شوم. من می خواستم یک کارفرما ، یک کارآفرین شوم. هر وقت معلمی سعی می کرد به من انگیزه بدهد ، “اگر نمرات خوبی کسب نکنید ، کار خوبی پیدا نخواهید کرد” ، من آنجا را چک کردم. ذهنم فقط خاموش شد از آنجا که منبا مربی ام کار می کردم. من دیگر زمینه کارمندی را نداشتم
این جمله ، “شما کار خوبی پیدا نخواهید کرد” در مورد همکلاسی های من که می خواستند کارمند باشند کار می کرد. اما بروی من کاری نکرد. متن من به من کمک کرد تا محتوای بهتری برای خودم پیدا کنم. با همکاری با یک مربی ثروتمند ، محتوای مورد نیاز خود را برای پیشرفت کسب کردم
درس این است: “متن محتوا را تعیین می کند.” اگر می خواهید فرزندانتان از شما بهتر باشند – اگر می خواهید ثروتمند شوند – پس باید راهی پیدا کنید که نه تنها متن خود را تغییر دهید بلکه متن فرزندان و محتوای آنها را نیز تغییر دهید. شما باید به آنها آموزش ثروت از متن بدهید که آنچه را که معنای آن را می یابند تغییر دهد
 
به عنوان مثال ، اگر معلمان من می گفتند ، “من قصد دارم به شما یاد بدهم که چگونه سرمایه جمع کنید تا بتوانید تجارت خود را شروع کنید” ، من با همه وجودم گوش میدادم من جلوی کلاس نشسته بودم. من می گفتم این مطالب را در آن بریز
حتی بهتر از این است ، اگر معلم شما گفته باشد: “همه افراد برای کارمند شدن نیازی به بزرگ شدن ندارند. برخی می توانند صاحبان مشاغلی باشند که دیگران آن را به کار انداخته اند. آیا دوست دارید در مورد آن اطلاعاتی کسب کنید؟ ” من برای هر کلاس ثبت نام می کردم

امروز از خود بپرسید متن من چیست؟ آیا از متن خودم راضی هستم؟ یا می خواهم تغییر کند؟ اگر می خواهید ثروتمند باشید ، باید متن فردی ثروتمند را داشته باشید. برای فرزندانتان نیز همین طور است. و این با یادگیری آنچه ثروتمندان از پول می دانند – تحصیلات مالی آنها آغاز می شود

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود