بهترین معلم در جهان

زمان مطالعه :۵ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

کشف کنید که چرا ثروتمندان شکست را بهترین معلم می دانند

یکی از بزرگترین دلایلی که امروزه بسیاری از مردم از نظر اقتصادی با مشکل روبرو هستند این است که در معرض معلمان جعلی قرار گرفته اند که به آنها یاد داده شده است که اینان بهترین معلمان هستند

من هرگز احساس فقر نکرده بودم ، تا اینکه با بچه های پولدار به مدرسه رفتم. به همین دلیل آن زمان ، من دست خود را بلند کردم و از معلمم پرسیدم ، “چه زمانی ما در مورد پول یاد خواهیم گرفت؟ ” او فقط به من نگاه کرد ، لکنت زبان گرفت و گفت ، “ما در مدرسه در مورد پول نمی آموزیم.” بعداً ، هنگامی که با پدرم در این مورد صحبت کردم ، او گفت ، “پسر ، هرگز از معلمی سوالی نپرس که نمی تواند پاسخت را  دهد. من گفتم: اما معلمان باید همه پاسخ ها را بدانند. او گفت : آنها آموزش دیده اند که بگویند ، “من نمی دانم.” تو او را خجالت زده کردی. ” او همچنین گفت ، “دلیل اصلی عدم تدریس در مورد پول در مدرسه این است که معلمان فقط می توانند آنچه را که دولت به آنها اجازه می دهد آموزش دهند.” توصیه او به من این بود که اگر می خواهم درباره پول یاد بگیرم ، باید ازیک کارآفرین کارکشته بپرسم. این بهترین توصیه پدرم به من بود

تفاوت بین معلمان جعلی و واقعی

در کتاب من بنام جعبه ابزارثروت بیان کردم که چگونه دروغها فقیران را فقیر تر و طبقه متوسط را نیز فقیر می کند” ، من در مورد معلمان جعلی جزئیات زیادی می گویم: آنها چه کسانی هستند ، چگونه شما را گمراه می کنند و چگونه آنها را ردیابی کنید. من همچنین به آنچه که یک معلم واقعی بیان میکند می پردازم. دو داستان در اینجا می تواند به توضیح آنچه من در آن کتاب بیشتر صحبت می کنم کمک کند

زمانی پدرم مرا وادار کرد تا در کلاس حسابداری ثبت نام کردم. در کلاس ، من از برنامه لذت نمی بردم. احساس می کردم دوباره به دبیرستان برگشته ام. یک شب ، ناامیدی من به نقطه جوش رسید. از معلم حسابداری پرسیدم “آیا شما تا به حال یک حسابدار واقعی بوده اید؟” او پاسخ داد: “بله” “من لیسانس حسابداری دارم.” به سختی گفتم: “این چیزی نیست که من از شما می پرسم.” “من می دانم که شما یک مدرک حسابداری دارید ، اما آیا تا به حال یک حسابدار واقعی بوده اید … در دنیای واقعی؟ بعد از یک مکث طولانی ، معلم اعتراف کرد ، نه ، من نبوده ام. من یک دستیار هستم. من لیسانس حسابداری دارم

من می توانم به شما بگویم که نمی دانید در مورد چه چیزی صحبت می کنید. شما در حال تدریس از یک کتاب درسی هستید ، نه زندگی واقعی. ” من با مربی ام که یک کارافرین بزرگ بود به عنوان یک کارآموز کار می کردم و تفاوت بین یک معلم جعلی و یک پزشک را می دیدم و میفهمیدم
 تضادی کامل ، تقریباً در همان زمان من در یک سمینار سرمایه گذاری در املاک و مستغلات شرکت کردم که سه روزه بود و مبلغی در حدود ۴۰۰ دلار هزینه داشت. من می توانم بگویم شخصی که سمینار را تدریس می کرد معامله گر و حسابدار واقعی بود. او سعی نمی کرد چیزی به ما بفروشد. او به سادگی به ما از طریق معاملات متعدد ، چیزهایی که آموخته بود و چگونه ما می توانیم این درس ها را برای سرمایه گذاری در املاک و مستغلات خود استفاده کنیم ، آموزش میداد
در پایان سه روز او گفت ، “خوب ، اکنون کلاس تازه شروع شده است.”با گیجی پرسیدیم که چگونه پایان می تواند آغاز باشد. وی گفت: “زیرا به کار بردن این دانش در زندگی واقعی جایی است که واقعاً خواهید آموخت. من می خواهم ۱۰۰ ملک را در ۹۰ روز ارزیابی کنید. در مورد هر یک تحلیل یک صفحه ای بنویسید و در پایان خواهید فهمید که کدام یک از آنها را باید دنبال کنید. ” من این کار را کردم ، ملکی را پیدا کردم که می توانستم بدون یا با پول کمتری بخرم و ماهانه ۲۵ دلار درآمد نقدی از آن کسب میکردم. کلاسهای حسابداری را لغو کردم و دیگر هرگز به عقب نگاه نکردم

…بهترین معلمان جهان

در حالی که اولین تلاش من برای سرمایه گذاری در املاک و مستغلات موفقیت آمیز بود ، کاش می توانستم بگویم هر کاری که در تجارت و سرمایه گذاری انجام دادم ، بود. در عوض ، من اشتباهات زیادی مرتکب شدم ، از جمله اهرم اجاره در خانه به مبلغ ۱۰۰۰۰۰ دلار که بلافاصله به یک کلاهبردار از دست دادم. با این وجود ، از طریق همین شکست ها و اشتباهات بود که بیشترین چیز را آموختم و بیشترین رشد را کردم. در واقع ، شکست بزرگترین معلم من بود ، و این نیز متعلق به شما خواهد بود

از طریق ناكامی هایم ، سرانجام فهمیدم كه معلم واقعی سمینار املاك و مستغلات من آنچه در مورد پایان كلاس گفت که میتواند آغاز باشد چه می گوید. حق با او بود ، شما بیشتر از تجربه و انجام کار ، از شکست های خود ، یاد می گیرید تا خواندن ، تماشاکردن و گوش دادن. معلمان جعلی از طریق سخنرانی و کتاب آموزش می دهند. زندگی واقعی یک کلاس درس است. معلمان واقعی از طریق تجربه زندگی واقعی ، از اشتباهات خود آموزش می دهند و شما را به انجام همین کار ترغیب می کنند

اشتباهات رمز موفقیت است

توماس ادیسون با اشتباهاتش جهان را تغییر داد. وی قبل از اختراع حباب لامپ  ۳۰۰۰ باراشتباه کرد. هنری فورد قبل از موفقیت شرکت فورد موتور ورشکست شد. وجف بزوس در شعبات زدشاپ  فروشگاه های آمازون شکست خورد. لری الیسون سالها تلاش کرد و قبل از شروع کار اوراکل در آستانه ورشکستگی و به رهن دادن همه چیز قرار گرفت. فرد اسمیت به دلیل برنامه تجاری خود که امروز فدکس است ، نمره ناکامی را در مدرسه تجارت دریافت کرد. سرهنگ سندرز مجبور شد بارها فرمول خود را تغییر دهد و قبل از موفقیت کی اف سی در سن ۶۵ سالگی شکست خورده بود

دو روی سکه

البته بیشتر مردم دنیا این را باور ندارند. همیشه دو روی سکه وجود دارد و آنها در طرف دیگر هستند. در جامعه ناکارآمد امروز ، فریبندگی این است که

یک – وانمود کنید که هرگز اشتباه نمی کنید

مردم دوست دارند وانمود کنند که عالی هستند.این افراد با اشتباهاتی مانند گربه هایی که ظرف خود را در بستر بچه گربه ها می پوشانند رفتار می کنند ، وانمود می کنند که بستر بچه گربه ها تمیز است

دو – دروغ

به یاد دارم رئیس جمهور بیل کلینتون گفت: “من با آن زن رابطه جنسی نداشتم.” رابطه جنسی جرم نیست. در ۱۹ دسامبر ۱۹۹۸ ، وی به دلیل دروغ گفتن سوگند استیضاح شد

سه – بهانه آوردن

بهانه ها مانند خوشبو کننده های هوا هستند: اگرچه ممکن است در دستشویی بوی خوبی داشته باشند ، اما هنوز هم می توانند بوی دروغ دهند

چهار – سرزنش

سرزنش در واقع دو کلمه است: “مقصر” و “دانستن”.کسی که سرزنش می کند ، حاضر به پذیرش مسئولیت و یادگیری عوامل آن نیست

پنج – به دادگاه بروید

از شخصی که در دروغ گرفتارمیکنند شکایت میکنند. و دروغ را سالها ادامه میدهند. این بارها برای من اتفاق افتاده است. بعد از کشف افرادی که در کنار من نفع میبردند و من به آنها اعتماد داشتم و آنها در حال تقلب ، دروغ ، و سرقت بودند ؛ آنها از من شکایت کردند

بزرگ شو یا به خانه برو

مردم به جای کاهش ضرر و زیان ؛ آنها را دوبرابرمیکنند یا “در مزرعه شرط بندی میکنند” ،به امید بازپرداخت همه باخت های خود.آنها بزرگ می شوند و بیشتر آنها با شکست به خانه بر میگردند

افراد ثروتمند این کارها را انجام نمیدهند و کسانی که در مورد بهترین معلمان جهان مطالعه می کنند میدانند که – شکست و اشتباهات – باعث  رشد می شود و پادزهر هر یک از اینها را می پذیرند ، عمدتاً همیشه فروتنی و تمایل به یادگیری دارند .دکتر فولر، به عنوان یكی از بزرگترین معلمانی كه همیشه از او یاد میکنم ، گفت: “اشتباهات خوب هستند – هرچه بیشترباشند من باهوش تر می شوم.”مهمترین کاری که می توانم انجام دهم این است که شما را تشویق کنم که اشتباهات خود را مرتکب شوید و از آنها بیاموزید

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود