زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
چگونه با قوانین ثروتمندان بازی کنیم تا ثروتمندتر شویم در حالی که دیگران فقیرتر میشوند
در سال ۲۰۱۵، مرکز تحقیقات پیو این نمودار هشیار کننده را منتشر کرد
در کشوری که ثروتمندان ثروتمندتر می شوند و فقیرها فقیرتر، کاه بالاخره کمر شتر را می شکند. به همین دلیل است که کاندیداهایی مانند دونالد ترامپ و برنی سندرز در دورههای انتخاباتی گذشته به شدت در برابر سیاستمداران سنتی احزاب دست یافتند. به همین دلیل است که ما شاهد این همه بحث و خشونت دوقطبی هستیم. طبقه متوسط آمریکا جرقه ای است که باروت نارضایتی را روشن می کند
شکاف نابرابری ثروت رو به رشد
همانطور که می توانید بگویید، افول طبقه متوسط برای مدت طولانی و به طور پیوسته از دهه ۷۰ اتفاق افتاده است. در چهار دهه گذشته، نیروهایی در کار بوده اند که ثروت را از طبقه متوسط می دزدند و به ثروتمندان می دهند
بسیاری از خشم در کشورها از این واقعیت ناشی می شوند که مردم توسط این نیروها از نظر مالی از بین می روند. با این حال، آنها واقعاً نمی دانند که این نیروها دقیقاً چه چیزی هستند یا در مورد آنها چه کاری انجام دهند. تنها چیزی که می دانند این است که خواهان تغییر هستند
با این حال، اگر آنها این نیروها و آنچه را که باید در مورد آنها انجام دهند را درک می کردند، به جای اینکه امیدوار باشند یک سیاستمدار مشکلات آنها را حل کند، می توانستند اوضاع را به دست خود بگیرند
در اینجا چهار نیروی مالی وجود دارد که باعث می شود بیشتر مردم سخت کار کنند و در عین حال از نظر مالی دچار مشکل باشند
مالیات-
بدهی-
تورم-
بازنشستگی-
لحظه ای وقت بگذارید و به طور خلاصه به این فکر کنید که این چهار نیرو چقدر شخصاً بر شما تأثیر می گذارند
نیروی سرقت ثروت شماره ۱: مالیات
آمریکا در روزهای اولیه خود نسبتاً معاف از مالیات بود. در سال ۱۸۶۲، اولین مالیات بر درآمد برای پرداخت هزینه های جنگ داخلی آن وضع شد. در سال ۱۸۹۵، دادگاه عالی ایالات متحده حکم داد که مالیات بر درآمد خلاف قانون اساسی است. با این حال، در سال ۱۹۱۳، در همان سالی که سیستم فدرال رزرو ایجاد شد، اصلاحیه شانزدهم تصویب شد که مالیات بر درآمد را دائمی کرد
دلیل آن بازگرداندن مالیات بر درآمد سرمایه گذاری از خزانه داری آمریکا و فدرال رزرو بود. حالا ثروتمندان می توانستند برای همیشه از طریق مالیات دستشان را در جیب ما بگذارند
راز ثروتمندان در مورد مالیات این است که می دانند چگونه از مالیات استفاده کنند تا ثروتمندتر شوند. در واقع کل سیستم مالیاتی به نفع ثروتمندان ساخته شده است. به همین دلیل است که بالاترین نرخهای مالیاتی مربوط به درآمد کسبشده معمولی (یعنی حقوق و دستمزد) و عایدی سرمایه (یعنی خرید و فروش خانه و معاملات روزانه) است، در حالی که پایینترین نرخهای مالیات برای درآمد غیرفعال یا منفعل و تجارت است
من در مورد این موضوع با جدول جریان نقدی صحبت می کنم. کسانی که در سمت چپ جدول، کارمندان و خوداشتغالها هستند، بیشترین مالیات را پرداخت میکنند و کسانی که در سمت راست جدول، صاحبان مشاغل و سرمایهگذاران، کمترین مالیات را پرداخت میکنند
بین پولداربودن و ثروتمند بودن تفاوت وجود دارد. به عنوان مثال، هرچه حقوق شما به عنوان یک کارمند بالاتر باشد، مالیات بیشتری می پردازید. اما افراد واقعاً ثروتمند می دانند که چگونه بدون پرداخت مالیات، میلیون ها دلار به دست آورند. به همین دلیل است که وقتی هیلاری کلینتون سعی کرد ترامپ را به خاطر پرداخت هیچ مالیاتی شرمنده کند، در واقع از دونالد ترامپ تمجید کردم
تمام کاری که هیلاری انجام داد طعمه ترس و نادانی بود. اگر مردم واقعاً قوانین مالیاتی را درک می کردند، از ثروتمندانی که هیچ مالیاتی پرداخت نمی کنند تجلیل می کردند زیرا این بدان معناست که آنها دقیقاً همان کاری را انجام می دهند که دولت ها می خواهند – ایجاد شغل و ایجاد اقتصاد از طریق تجارت و سرمایه گذاری
خبر خوب این است که اگر از نظر مالی باهوش هستید، میتوانید از کدهای مالیاتی به همان روش استفاده کنید
به عبارت دیگر، وقتی مردم گرسنه هستند، رهبران خود را کباب می کنند
این آمار برای من جالب است، زیرا سال هاست گفته ام که تورم باعث ناآرامی جهانی خواهد شد. دلیل این امر این است که وقتی مردم از جان خود می ترسند، برای آنها می جنگند
البته امروزه با بالاترین نرخ تورم در چهل سال گذشته مواجه هستیم. و قیمت مواد غذایی امروز به بالاترین حد خود رسیده است. از قضا، از سال ۲۰۱۱، زمانی که وال استریت ژورنال آماری را در مورد رابطه بین گرسنگی و ناآرامی منتشر کرد، در بالاترین سطح خود قرار دارند. باید دید اکنون که کمبود مواد غذایی ناشی از جنگ روسیه و اوکراین زنجیره های تامین غذای جهانی را به خطر انداخته است، چه اتفاقی خواهد افتاد. آیا قیام های بیشتری رخ خواهد داد؟
در داخل کشور، تورم توسط فدرال رزرو و خزانه داری ایالات متحده که پول قرض می گیرند یا برای پرداخت صورت حساب های دولت پول چاپ می کنند، تحریک می شود. به همین دلیل است که تورم اغلب “مالیات خاموش” نامیده می شود. تورم ثروتمندان را ثروتمندتر می کند، اما هزینه های زندگی را برای فقرا و طبقه متوسط گران تر می کند. این به این دلیل است که کسانی که پول چاپ می کنند بیشترین سود را دریافت می کنند. آنها میتوانند کالاها و خدماتی را که میخواهند با پول جدید خریداری کنند، قبل از اینکه پول موجود را رقیق کند. آنها همه فواید را می برند و هیچ یک از عواقب آن را ندارند. در تمام این مدت، طبقه فقیر و طبقه متوسط شاهد لاغر شدن و لاغر شدن پولشان هستند
ثروتمندان میدانند که میتوانند امروز ارزانتر از فردا پول قرض کنند، در داراییهایی سرمایهگذاری کنند که جریان نقدی دارند و اجازه دهند تورم هزینه بدهیشان را کاهش دهد
فقرا از بدهی ها برای خرید بدهی هایی استفاده می کنند که در طول زمان کاهش می یابند و هزینه های زندگی افزایش می یابد
ترجیح می دهید کدام یک از این دو بازی را انجام دهید؟
امروز، ما بخش بزرگی از آمریکاییها را داریم که تقریباً پسانداز بازنشستگی ندارند و بخش بزرگتری در ۴۰۱(کا)اس مملو از صندوقهای سرمایهگذاری مشترک داریم که میتواند همراه با سقوط دیگری در بازار سهام مانند آنچه در سالهای ۲۰۰۰ و ۲۰۰۸ رخ داد، سقوط کند. این همان چیزی است که شما آن را دستور العمل بحران بازنشستگی می نامید
قبلاً شرکت ها مادام العمر از شما مراقبت می کردند. اکنون باید از خود مراقبت کنید، اما اکثر مردم به سادگی برای انجام این کار آماده نیستند. به این ترتیب، آنها به “متخصصان” اعتماد دارند تا از طریق برنامه های بازنشستگی مانند ۴۰۱کا در دارایی های کاغذی سرمایه گذاری کنند. در تمام این مدت، آن «متخصصان» با گرفتن کارمزد برای هر معامله ثروتمندتر می شوند
کسبوکارها نیز آن را دوست دارند، زیرا مجبور نیستند صندوق بازنشستگی داشته باشند، و میتوانند حقوق کمتری به شما بپردازند، زیرا «مطابقت» را پیشنهاد میکنند. البته، آنها فقط در صورتی باید هزینه را بپردازند که کارمندان از ۴۰۱ کا استفاده کنند، و بسیاری از آنها این کار را نمیکنند
اما همچنین، همانطور که اخیراً در ۴۰۱(کا): سرقت از برنامه بازنشستگی شما برای بیش از ۴۰ سال نوشتم
به گفته استیون گاندل، مطالعهای که توسط مرکز تحقیقات بازنشستگی منتشر شده است نشان میدهد که «کارگران شرکتهایی که در حسابهای ۴۰۱(کا) کارکنان خود مشارکت داشتند، نسبت به شرکتهایی که بازنشستگی نمیکردند، حقوق کمتری داشتند. سهم … در واقع، برای بسیاری از کارمندان، کاهش حقوق تقریباً برابر با سهم بالقوه کارفرمای آنها بود
ترجمه، شرکتهایی که ۴۰۱ (کا) اس ارائه نمیدهند باید حقوق بیشتری برای رقابت با شرکتهایی که ارائه میدهند، پرداخت کنند. کارمندان آن شرکت ها به جای اینکه مجبور باشند آن را مطابقت دهند و در برنامه بازنشستگی معوق مالیاتی که در آن کنترلی ندارند و کارمزد بالایی دارند، پس انداز کنند، به سادگی پول خود را به عنوان بخشی از حقوق دریافت می کنند
باز هم اینگونه است که ثروتمندان از بازنشستگی استفاده می کنند تا ثروتمندتر شوند در حالی که شما را فقیرتر می کنند
رازهایی که چگونه ثروتمندان ثروتمندتر می شوند
این ضربه زننده است. ثروتمندان می دانند که چگونه از این نیروها برای به دست آوردن پول بیشتر استفاده کنند تا اینکه ثروتشان را بدزدند
ثروتمندان میدانند که چگونه سرمایهگذاری کنند و کسبوکارهایی را اداره کنند که به آنها اجازه میدهد تا مالیاتهای اندکی بپردازند
ثروتمندان می دانند که چگونه از بدهی و پول دیگران برای سرمایه گذاری استفاده کنند که جریان نقدی ثابتی را فراهم کند و در عین حال بدهی ها را پرداخت کند
ثروتمندان میدانند که چگونه سرمایهگذاریهایی انجام دهند که در برابر تورم محافظت میکند و در حالی که دیگران عقب میافتند، از آنها پول دربیاورند
ثروتمندان می دانند که چگونه از همه این نیروها برای داشتن یک بازنشستگی مطمئن توسط دارایی های دارای جریان نقدی استفاده کنند
ثروتمندان می توانند همه این کارها را انجام دهند زیرا آنها می دانند پول چگونه کار می کند و ضریب هوشی مالی بالایی دارند
یاد بگیرید که چگونه در مورد پول با قوانین ثروتمندان بازی کنید. ممکن است طبقه متوسط را نجات ندهد… اما شما را نجات خواهد داد
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
