مربی من ، او در مورد پول ذهنیتی غنی داشت و بسیار ثروتمند بود. او با داشتن فروشگاه خود شروع کرد و در نهایت صاحب تعدادی هتل شد. او به جای اینکه بگوید “ما نمی توانیم برای آن بپردازیم”، میگفت: “چگونه می توانیم آن را پرداخت کنیم؟” او در زندگی خود، امپراتوری تجاری بزرگ و ثروت زیادی را برای فرزندانش به یادگار گذاشت. او از نظر مالی مستقل بود و فرزندانش هم همینطور
به عنوان یک پسر جوان می دانستم که می خواهم مانند مربی ام باشم – ثروتمند و از نظر مالی مستقل. چیزهای زیادی را در مورد پدرم دوست داشتم و از آنها قدردانی میکنم، اما نمیخواستم طرز فکر او در مورد پول را داشته باشم، و همچنین استرسی را که او بیشتر عمرش را برای داشتن پول میگذراند، نمیخواستم
بنابراین، استقلال مالی چیست؟
این سوال پیش می آید: استقلال مالی چیست؟ آیا داشتن یک شغل پردرآمد برای اینکه بتوانید از خودتان حمایت کنید؟ آیا بر اساس وراثت پیش بینی شده است؟ یا حتی نفقه؟ برای بسیاری از مردم به این معناست: “من تا ۶۵ سالگی کار خواهم کرد و سپس بازنشسته خواهم شد
اینها متاسفانه تعاریف خوبی نیستند. اگر شغل پردرآمدی دارید، ممکن است آن را از دست بدهید. و انتظار برای ارث، نفقه یا بازنشستگی (در اصل، زندگی به این امید که دیگران از شما مراقبت کنند) به شما کمک نمی کند تا پاسخ دهید که استقلال مالی چیست
پس اندازکردن باید استقلال مالی باشد، درست است؟
بسیاری از مردم تصور می کنند که راه استقلال مالی پس انداز پول است. این به این دلیل است که اکثر کارشناسان به اصطلاح از سنین جوانی این موضوع را به آنها می آموزند. آنها آن را در مدرسه، از زبان والدین، در کتابهایی که درباره مدیریت پول میخوانند، میشنوند… همه جا هست. پس انداز کنید، پس انداز کنید، پس انداز کنید
برای بسیاری، عدد طلایی برای پس انداز یک میلیون دلار است. تا آنجا که اعداد گرد هستند، یک عدد خوب است. و یک میلیون دلار پول بسیار بیشتری نسبت به پول اکثر مردم است. اما مانند گذشته نیست… و احتمالاً برای یک عمر مستقل بودن مالی کافی نیست
و حتی اگر بتوانید یک میلیون دلار پس انداز کنید و بقیه عمر خود را با آن سپری کنید، طرز فکر در مورد چگونگی رسیدن به آن – و نحوه افزایش آن پول – بسیار افسرده کننده است
قربانی مالی ≠ استقلال مالی
چند وقت پیش، مقالهای در مورد زوجی خواندم، کارل و میندای، که یک روز از خواب بیدار شدند و تصمیم گرفتند در چهار سال یک میلیون دلار پس انداز کنند. آنها غرایز خوبی در مورد چرایی انجام این کار داشتند
کارل برنامه نویس کامپیوتر ۴۲ ساله در یکی از قسمت های پادکست خود به فرنوش ترابی گفت: «من این روز وحشتناک را در محل کار داشتم. من در آن زمان ۳۸ ساله بودم و میگفتم: «تا زمانی که ۶۲ یا ۶۵ ساله یا هر سنی که افراد معمولاً در آن بازنشسته شوند، هیچ راهی وجود ندارد که بتوانم این کار را انجام دهم
بسیاری از افراد احساس میکنند در مشاغل خود گرفتار شدهاند اما هیچ کاری برای آن انجام نمیدهند. به آنها برای اقدام تبریک می گویم. اما در نهایت، هنوز هم عمل یک ذهنیت فقیر در مورد پول است
این زوج با تجزیه و تحلیل عادات خرج کردن خود شروع کردند. کارل در وبلاگ خود توضیح می دهد: “من و همسرم تمام هزینه هایمان را در یک کتاب نوشتیم.” “هر بار که از خرید برمی گشتیم یا صورت حسابی را پرداخت می کردیم، آن را ثبت می کردیم
بر اساس سیاهه های مربوط به آنها، آنها تشخیص دادند که می توانند با ۲۴۰۰۰ دلار در سال زندگی کنند. برای ایمن بودن، یک بالشتک ۶۰۰۰ دلاری اضافه کردند و تخمین زده شد که سالانه ۳۰۰۰۰ دلار باشد
برای رسیدن به آنجا، آنها به این نتیجه رسیدند که به یک میلیون دلار پس انداز نیاز دارند تا در سن ۴۲ سالگی بازنشسته شوند. برای رسیدن به این هدف، آنها کتاب استاندارد پس انداز را انجام دادند: آنها هزینه ها را کاهش دادند و هزینه ها را کاهش دادند، در حالی که در مشاغل جانبی کار میکردند و در محل سکونت شخصی خود و بازار سهام سرمایه گذاری کردند
در حالی که بازنشستگی برای کارل و میندی عالی بود – و داشتن یک میلیون دلار در بانک مطمئناً بهتر از بقیه است – برنامه بازنشستگی آنها در ذهن من دلیلی برای آینده نیست
آنها از آنچه قانون ۴ درصد نامیده می شود استفاده می کنند، با این فرض که اگر سالانه ۴ درصد از پول بازنشستگی خود را دریافت کنند، تمام نمی شوند
شاید این برای آنها در حال حاضر در حالی که نسبتاً جوان هستند منطقی باشد. اما چه اتفاقی خواهد افتاد وقتی که آنها بزرگتر شوند و به مراقبت های پزشکی بیشتری نیاز داشته باشند؟ یا اگر مالیات بر دارایی آنها در بیست سال آینده به میزان قابل توجهی افزایش یابد چه؟ یا اگر تورم در چهل تا پنجاه سال آینده با ۲ درصد در سال (یا ۶ یا ۷ درصد مانند اخیر) به رشد خود ادامه دهد، چه؟ یا اگر آنها از زندگی با صرفه جویی در نهایت خسته شوند چه؟
بدون درآمد قابل توجه، آنها نمی توانند سرپا بمانند. آنها ممکن است در حال حاضر با ۳۰۰۰۰ دلار در سال از زندگی لذت ببرند، اما برای کل دوران بازنشستگی آنها قابل دوام نخواهد بود
یک آزمون واقعی برای استقلال مالی
یک آزمایش بسیار ساده – حتی اگر حقوق بالایی دارید یا پس انداز زیادی دارید – برای تعیین اینکه آیا از نظر مالی مستقل هستید یا خیر، این است که یک تکه کاغذ بردارید و دو ستون درست کنید. در ستون سمت چپ بنویسید که هر ماه چقدر درآمد دارید. در ستون سمت راست تمام هزینه های ماهانه خود را بنویسید. اکنون ستون سمت چپ را با دست خود بپوشانید و وانمود کنید که دیگر آن پول را به دست نمی آورید. ستون سمت راست چه احساسی به شما می دهد؟ اگر مانند اکثر مردم هستید، در حال حاضر دچار یک حمله پانیک جزئی میشوید
این امر حتی اگر با پس انداز زندگی می کنید صادق است. زیرا برداشت از پس انداز شما با ایجاد درآمد یکسان نیست. این به سادگی دارایی های شما را پایین می آورد. و این یک طرز فکر بسیار ضعیف در مورد پول است که دنیا را با کمبود ببینید، نه فراوانی
خرید عمومی
واجد شرایط بودن حساب پس انداز بهداشت را بررسی کنید
کارمزدهای ۴۰۱ (کا) خود را مرور کنید
گیاهان خود را پرورش دهید
ده دلار در هفته به آی آر ای منتقل کنید
خرید یک آرام پز (به قیمت نه کمتر)
از دستمال های پارچه ای استفاده کنید
از کل لیست ۳۰ ایده برای “ثروتمند شدن”، تنها یکی به درآمدزایی مربوط می شود. بقیه راه هایی برای انجام دقیقا همان کاری است که کارل و میندی انجام دادند: کوچک کردن و کاهش هزینه ها
بنابراین اگر داشتن یک شغل پردرآمد یا پس انداز در پول زیاد استقلال مالی نیست، پس چیست؟
سه نوع درآمد
قبل از پاسخ به این سوال، فکر می کنم درک این موضوع مفید است که سه نوع درآمد وجود دارد
درآمد کسب شده: اگر شغلی دارید و حقوق دریافت می کنید، از طریق درآمد کسب شده درآمد دارید
درآمد پرتفوی: در جایی که درآمد حاصل از مبادله زمان با پول به دست می آید، درآمد پرتفوی از طریق سود سرمایه به دست می آید
درآمد غیرفعال: مربی من در بازی مونوپولی از فرمول «چهار خانه سبز، یک هتل قرمز» استفاده کرد تا توضیح دهد که چگونه میتوانید درآمد غیرفعال داشته باشید، یعنی اینکه داراییهایتان برای شما درآمد ایجاد کند
بسیاری از مردم فکر می کنند که می توانند با حقوق بالا (درآمد کسب شده) ثروتمند شوند. اما همانطور که قبلاً اشاره کردم، ممکن است شغل خود را از دست بدهید. علاوه بر این، شما زمان خود را با پول معاوضه می کنید و این محدود است
درآمد پرتفوی خوب است، اما شما فقط از فروش درآمد کسب می کنید، و مالیات آن بالاتر از درآمد غیرفعال است. بنابراین شما تحت الشعاع بازارها هستید و بیشتر از آنچه به دست می آورید به بازار می دهید. این یک درآمد قابل پیش بینی برای ثروت نیست
این تنها درآمد غیرفعال است که آزادی مالی واقعی را فراهم می کند. و فقط سه مرحله طول می کشد
فرمول سه مرحله ای برای رسیدن به استقلال مالی
فرمول زیر همان چیزی است که من برای نزدیک به بیست سال از نظر مالی آزاد کرد. فرمول این است
یک-من دارایی هایی را می خرم و ایجاد می کنم که جریان نقدی ایجاد می کند
دو-جریان نقدی حاصل از دارایی های من هزینه های زندگی من را تامین می کند
سه-زمانی که جریان نقدی ماهانه من از داراییهایم برابر یا بیشتر از هزینههای زندگی ماهانهام باشد، از نظر مالی آزاد هستم زیرا داراییهای من جریان نقدینگی دارند و برای من کار میکنند
وقتی فرمول کامل شد، دیگر مجبور نیستم برای پول کار کنم. وقتی دیگر مجبور نیستم برای پول کار کنم، از نظر مالی مستقل هستم
فرمول استقلال مالی در عمل
من با سرمایه گذاری در املاک و مستغلات از نظر مالی آزاد شدم. برای روشن شدن، من پولی برای این کار را نداشتیم. بلکه پول را با پرداخت ابتدا به خودم ایجاد کردم. این یعنی چی؟ این بدان معناست که من سرمایه گذاری را به عنوان اولین و مهمترین هزینه خود در نظر گرفتم. هر ماه هزینه سرمایه گذاری خود را پرداخت می کردم و سپس نحوه پرداخت سایر هزینه های خود را مشخص می کردم. گاهی اوقات اعصاب خردکن بود، اما همیشه راهی پیدا میکردم – و من در مذاکره با طلبکاران بسیار خوب بودم