!آیا پول می تواند خوشبختی را بخرد؟ بله

زمان مطالعه :۴ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

لزوم درک اینکه واقعاً چه چیزی برای شما در زندگی مهم است و چگونه پول وسیله ای برای رسیدن به آن است
هر چند وقت یکبار یک پژوهش جدید در مورد پول و شادی صحبت می کند

این پژوهش جدید دانشگاه پردو را در نظر بگیرید که می گوید شادترین افراد جهان به طور متوسط سالانه ۹۵۰۰۰ دلار درآمد دارند (این افراد هستند، نه خانواده ها). آنها بیش از ۱.۷ میلیون نفر از ۱۶۴ کشور را مورد بررسی قرار دادند

یا به این نظرسنجی از ۲۰۰۰ زوج توسط سایت دوستیابی آنلاین، ای هارمونی نگاه کنید، که می گوید شادترین زوج ها در مجموع بیش از ۲۰۰،۰۰۰ دلار در سال درآمد دارند. (ظاهراً تحصیلات عالیه و داشتن سه بچه هم ضرری ندارد)

 

این نوع از نظرسنجی ها سرگرم کننده هستند، اما من فکر می کنم همه ما می دانیم که نمی توانید در آنها سهم زیادی را به عنوان واقعی بودن در نظر بگیرید. از این گذشته، نظرسنجی‌ها عمدتاً نظرات مردم در مورد میزان خوشحالی آنها است، و تعریف شادی می‌تواند از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت باشد

خوشبختی یک معیار شخصی است که به سختی می توان آن را در سطح جهانی به کار برد. به علاوه، داده ها همیشه در حال تغییر هستند. فقط هشت سال پیش، شادترین مردم جهان ۷۵۰۰۰ دلار درآمد داشتند. این از پژوهش نظرسنجی‌های گالوپ روی ۴۵۰،۰۰۰ آمریکایی در سال‌های ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ بود. طبق نظرسنجی دانشگاه پردو، این فقط پرداخت صورت‌حساب‌ها و داشتن پول کافی برای سرپا ماندن است

آیا پول می تواند خوشبختی را بخرد؟ پاسخ مطالعات: شاید
در حالی که این نوع مطالعات در مورد پول و شادی خبرهای خوبی هستند، اما برای ارزیابی شادی شخصی شما بسیار مفید نیستند – مگر اینکه با مقایسه خود با دیگران خوشحال شوید
 
اما یک چیز خوبی که همه این نوع نظرسنجی ها نشان می دهند این است که درک اینکه به دنبال چه نوع خوشبختی در زندگی هستید مهم است. و بخشی از آن درک این است که پول برای شما چه معنایی دارد و چرا در وهله اول آن را می خواهید. بالاخره پول فقط یک ابزار است. به خودی خود نمی تواند کاری انجام دهد. فقط می توان از آن برای انجام کارهای دیگر استفاده کرد
 
بنابراین، مهم است که تعیین کنید پول برای شما چه معنایی دارد
 
بنابراین، آیا پول برای شما خوشبختی می‌خرد؟
بیشتر مردم وقت نمی گذارند بنشینند و بفهمند که واقعاً در مورد پول چه اعتقادی دارند. برای برخی، پول ریشه همه بدی هاست، که باید به هر قیمتی از آن اجتناب کرد، درباره آن صحبت نکرد، و شیطانی ساخت. افرادی که پول در می آورند دشمن هستند. این ثروتمندان در برابر فقرا هستند
 
برای دیگران، پول همه چیز است. آنها دوستان، خانواده و صداقت را برای به دست آوردن آن قربانی خواهند کرد. این دنیای سگ خوارها است
 
خوب یا بد، درک ما از پول اغلب زندگی ما را شکل می دهد. و درک ما از پول اغلب چیزی است که از سنین جوانی به ما منتقل می شود، بدون نگاه انتقادی دریافت می شود، و به روش های نادیده زندگی می شود. به همین دلیل، پول اغلب به گونه‌ای بر ما حکومت می‌کند که نمی‌توانیم آن را درک کنیم، زیرا ما واقعاً پول و روش کارکرد آن را درک نمی‌کنیم
 
پول زیان آور است؟
پدر من اعتقاد زیادی داشت که عشق به پول شیطانی است و سود زیاد به این معنی است که شما حریص هستید. او باور نداشت که پول می تواند خوشبختی بخرد. او مردی خوب، صادق و سخت کوش بود که تمام تلاش خود را کرد تا از دیدگاه خود مبنی بر اینکه پول در زندگی مهم نیست دفاع کند
 
:پدرم با تحصیلات عالی ، در عین حال فقیربود. او مدام می گفت
 
“من آنقدرها به پول علاقه ندارم”
“من هرگز ثروتمند نخواهم شد”
“من نمی توانم آن را بپردازم”
“سرمایه گذاری مخاطره آمیز است”
“پول همه چیز نیست”
 
دیدگاه قدیمی پول و خوشبختی
از بسیاری جهات، پدرمن به آنچه که من آن را دیدگاه قدیمی پول می نامم، پایبند بود
 
وقتی من جوان بودم، دنیای پول نسبتاً ساده بود. در بیشتر موارد، اگر توصیه های قدیمی رفتن به یک مدرسه خوب، یافتن یک شغل خوب، خرید خانه، پس انداز پول و سرمایه گذاری در مجموعه متنوعی از سهام، اوراق قرضه و صندوق های سرمایه گذاری مشترک را دنبال میکردید، می توانستید خوب عمل کنید. این نصیحت متواضعانه برای زندگی متواضعانه بود… درست همانطور که پدر من می خواست
 
هر چه بزرگتر شدم، دنیای پول پیچیده تر و پیچیده تر شد. دلار از استاندارد طلا خارج شد و نوسانات در ارزش آن ایجاد کردند. طرح‌هایی با مزایای تعریف‌شده، با نام مستعار طرح‌های تامین مالی توسط کارفرما، به نفع طرح‌های مشارکت تعریف‌شده کنار گذاشته شدند، که نیاز به سرمایه‌گذاری در بازارهای سهام توسط کارمندانی که تحصیلات مالی ندارند، شد. در نتیجه کلاس مشاور مالی افزایش یافت. و دنیای پول به طور فزاینده ای جهانی شد و ادامه دادن به بازارها را سخت تر کرد
 
برای بسیاری از افرادی مانند پدر من، اگرچه قوانین پول تغییر کرد، اما دیدگاه آنها نسبت به پول تغییر نکرد. آنها به قواعد قدیمی پول پایبند بودند، حتی زمانی که برای تامین استانداردهای زندگی متوسط خود ​​کار نمی کردند، چه رسد به یک بازنشستگی راحت
 
بعدها در زندگی، پدر من از خیلی چیزها پشیمان شد، از جمله اینکه چیز زیادی برای فرزندانش نداشت یا اطلاعات مالی زیادی را به فرزندانش منتقل نمی کرد. هنوز به یاد دارم که وقتی در بیمارستان مریض بود، با گریه از برادرم و من عذرخواهی میکرد
 
شکاف نسل در دانش پول
متأسفانه، مانند پدرمن و فرزندانش، بسیاری از والدین دانشی را در مورد پول یا چگونگی به دست آوردن آن به فرزندان خود منتقل نکرده اند یا نمی کنند
بر اساس یک نظرسنجی در سال ۲۰۱۶ توسط هریس، “تقریبا ۸۰ درصد از هزاره ها در بازار سهام سرمایه گذاری نکردند
:وقتی پرسیده شد چرا
 
چهل درصد گفتند که پول کافی ندارند
سی و چهار درصد گفتند که نمی دانند چگونه
سیزده درصد بدهی دانشجویان را مقصر دانستند
 
همه اینها نشانه و بهانه کسانی است که فاقد تحصیلات مالی هستند
اگر پول کافی ندارید، به این دلیل است که هرگز به شما یاد نداده‌اید که چگونه خارج از یک شغل خوب کسب درآمد کنید
اگر نمی‌دانید چگونه سرمایه‌گذاری کنید، به این دلیل است که به شما یاد نداده‌اند که چگونه پول کار می‌کند و احتمالاً به شما گفته شده است که پس‌انداز کنید و خانه بخرید – توصیه‌های قدیمی در مورد پول
اگر آنقدر بدهی دانش آموزی دارید که نمی توانید سرمایه گذاری کنید، این دروغ را باور کرده اید که برای موفقیت باید به یک مدرسه خوب بروید – توصیه های قدیمی در مورد پولی

این واقعیت را با این واقعیت که هزاره هادوست دارند خرج کنند، تکمیل کنید. در واقع، یک مطالعه اخیر نشان می‌دهد که هزاره‌ها «…بیش از سه چهارم هزاره‌ها می‌خواهند لباس‌ها، ماشین‌ها و ابزارهای تکنولوژیکی مشابه دوستان خود داشته باشند و تقریباً نیمی از آنها باید از کارت اعتباری برای پرداخت هزینه‌های اولیه استفاده کنند. مایحتاج روزانه مانند غذا و آب و برق. بیش از ۲۵ درصد از آنها با تأخیر پرداخت میکنند یا با وصول قبوض سرو کار دارند و بیش از نیمی از آنها هنوز نوعی کمک مالی از والدین خود دریافت می کنند

و در نهایت، همانطور که قبلاً نوشتم، وضعیت آموزش مالی افتضاح است. تنها ۱۳ درصد از آمریکایی ها در مورد پول آموزش دیده اند

خبر خوب برای هر نسلی این است که هنوز برای تغییر طرز فکر پولی خود از قوانین قدیمی پول به قواعد جدید پول دیر نیست. تنها کاری که لازم است این است که با دیدگاهی متفاوت نسبت به پول شروع کنید – این که پول یک ابزار مهم است

پول ابزار مهمی است
مربی من من دیدگاه متفاوتی نسبت به پدر من (و بیشتر مردم در مورد پول) داشت. او فکر می کرد احمقانه است که زندگی خود را صرف کار کردن برای پول کنید و وانمود کنید که پول مهم نیست. مربی من معتقد بود که زندگی مهمتر از پول است، اما پول برای حمایت از زندگی مهم است
 
او اغلب می گفت: «شما فقط ساعات زیادی در روز دارید و فقط می توانید خیلی سخت کار کنید. پس چرا برای پول سخت کار کنیم؟ یاد بگیرید که پول داشته باشید و مردم برای شما سخت کار می کنند و می توانید در انجام کارهای مهم آزاد باشید
 
:برای مربی من آنچه مهم بود این بود
 
وقت زیادی برای تربیت فرزندانش داشته باشد
داشتن پول برای کمک به موسسات خیریه و پروژه هایی که او از آنها حمایت می کرد
ایجاد شغل و ثبات مالی برای جامعه
داشتن زمان و پول برای مراقبت از سلامتی 
بتواند با خانواده اش به دور دنیا سفر کند
 
مربی من میگفت: “این چیزها پول می خواهند.” “به همین دلیل است که پول برای من مهم است. پول مهم است، اما من نمی‌خواهم زندگی‌ام را برای آن صرف کنم
 
مربی من میدانست که پول فقط ابزاری است که به شما امکان می دهد کارهایی را انجام دهید که بیشترین خوشبختی را برای شما به ارمغان می آورد. هدف او در زندگی این نبود که بیشترین پول را به دست آورد تا خوشحال باشد. بلکه هدف او این بود که به طور کامل بفهمد چه چیزی او را در زندگی شادتر کرده است، و سپس پول کافی به دست آورد تا به او اجازه دهد آن چیزها را دنبال کند. به همین دلیل او معتقد بود که با پول می توان خوشبختی را خرید
 
چه چیزی برای شما مهم است؟
اکثر مردم همان چیزهایی را مهم می دانند که مربی ثروتمند من انجام میداد. میدانم پدر من هم مانند اکثر مردم همینطور میدانست
 
اما مشکل پدر من این بود که نگرش او نسبت به پول ؛ او را فقیر نگه می داشت. و چون فقیر بود، توانایی انجام کامل کارهایی که برایش مهم بود را نداشت
حقیقت این است که پول همه چیز نیست، اما به ما کمک می کند هر کاری را که دوست داریم انجام دهیم
بنابراین، چه چیزی برای شما مهم است؟ آیا می توانید آزادانه کارهایی را که دوست دارید انجام دهید؟ یا مشکلات مالی مانع شما شده است؟
و پول را چگونه می بینید؟ آیا این شیطان است یا ابزاری برای کمک به شما در انجام کارهای مهم است؟
 
نحوه پاسخ دادن به این سوال همه چیز را تغییر می دهد
اگر می‌خواهید شروع به سرمایه‌گذاری برای خود کنید، در اینجا سه مرحله عملی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید
 

سرمایه گذاری در آموزش مالی
مسئولیت آینده مالی خود را بر عهده بگیرید. به کسی اعتماد نکنید یا انتظار نداشته باشید که این کار را برای شما انجام دهد. برنامه خود را بررسی کنید و بی‌رحمانه فعالیت‌هایی را که وقت شما را می‌کشند، اما ارزش کمی دارند، حذف کنید. سپس، آن زمان را با یک دوره تجویز شده از آموزش مالی پر کنید. کتاب ها و وبلاگ ها را بخوانید، به پادکست ها گوش دهید، در سمینارها و شبکه ها شرکت کنید و یک مربی پیدا کنید

پس انداز را برای بازنشستگی متوقف کنید
و شروع به پس انداز برای سرمایه گذاری کنید. با دانش مالی جدید خود، فقط روی پس انداز خود ننشینید. آن را در سرمایه گذاری به کار بیندازید. و فکر نکنید که این فقط به معنای بازار سهام است. به هر چهار طبقه دارایی نگاه کنید: املاک و مستغلات، کالاها، کاغذ و تجارت. کوچک شروع کنید، یاد بگیرید و از آنجا بسازید. با آن مانند یک بازی ویدیویی واقعی رفتار کنید

یاد بگیرید که رضایت خود را به تاخیر بیندازید
هنگامی که شروع به مشاهده سرمایه گذاری موفقیت آمیز کردید، وسوسه انگیز خواهد بود که “خود را درمان کنید”. مصرف نکنید حداقل الان نه. در عوض، از درآمد خود برای سرمایه گذاری بیشتر استفاده کنید. پس از تسلط بر سرمایه گذاری، از جریان نقدی خود برای پوشش خریدهای بدهی خود مانند اتومبیل، تعطیلات و موارد دیگر استفاده کنید. اما تنها زمانی که حقوق خود را با درآمد سرمایه گذاری جایگزین کنید. تا آن زمان، رضایت خود را به تاخیر بیندازید

اگر این سه کار را انجام دهید، وضعیت مالی خود را تغییر خواهید داد. و سال نوری جلوتر خواهید بود

:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود