زمان مطالعه :۳ دقیقه I نویسنده: محمد شمس
مهم نیست که چقدر پول بدست آورید ، باید ذهنیت خود را تغییر دهید تا واقعاً آزاد باشید
من اغلب می شنوم که مردم می گویند : اگر فقط یک میلیون دلار پول داشتم ، دیگر به آزادی مالی میرسیدم ، یا اگر فقط آن شغل پردرآمد را داشتم ، تمام مشکلات من حل می شد. مشکلی که در اظهاراتی مانند این وجود دارد این است که تصور می کنند داشتن پول زیادی همان چیزی است که منجر به آزادی مالی می شود. نه اینطور نیست ، در واقع ، شما می توانید پول زیادی داشته باشید و هنوز فقیر باشید. می توانید پول زیادی داشته باشید و هنوز آزاد نباشید
اگرافراد مشهوری مانند اد مک ماهان را از “نمایش امشب” و نیکول مورفی ، همسر سابق بازیگر ادی مورفی را بشناسید ، هرکدام میلیون ها دلار داشتند و همه آن را از دست دادند. نیکول مورفی در کمتر از چهار سال محکوم به پرداخت ۱۵ میلیون دلاری توافق طلاق خود شد و در اواخر عمر ، اد مک ماهون با سلب مالکیت خانه بورلی هیلزش مواجه شد وبا ۷۴۷۰۰۰ دلار به کارت اعتباری خود بدهکار بود. این فقط مشکل ثروتمندان نیست. ما اغلب فکر می کنیم که مقدار مشخصی از پول آزادی مالی را فراهم می کند ، اما ما در مورد آنچه واقعاً نیاز داریم ، اشتباه می کنیم
من در مقاله ای با عنوان “ضعف ذهنیت یک میلیونر” که چند وقت پیش نوشتم
گزارش کرده است USA Today
حداقل ۳۷٪ از آمریکایی ها معتقدند که برای بازنشستگی ایمن حداقل به ۱ میلیون دلار پس انداز نیاز دارند. مشکل این است که یک میلیون دلار فقط در بسیاری از مناطق آمریکا در حدود دو دهه دوام می آورد و در ایالت هاوایی تنها ۱۱ سال طول می کشد. بسیاری از مردم بدون اینکه بدانند چگونه آن یک میلیون دلار را در کار قراردهند و بتوانند با آن کار کنند ، قبل از دوران بازنشستگی خود آن را از دست می دهند
چگونه اکثر مردم آزادی مالی را تعریف می کنند
بیشتر افراد آزادی مالی را به اندازه کافی داشتن در دوران بازنشستگی تعریف می کنند.آنها در تمام زندگی سخت تلاش می کنند ، و در صندوق های بازنشستگی ۴۰۱ کا پول قرار می دهند ، و مانند آنچه در بالا ذکر شد ، اغلب اوقات ،آنها خارج از پس انداز و سرمایه گذاری خود درآمد ثابت نخواهند داشت ،به این افراد توسط مشاورانشان توصیه می شود که هزینه های بازنشستگی خود را کاهش دهند و باید زیر معیارها زندگی کنند. آنها تمام زندگی خود را سخت می کوشند و وقتی آنها آماده لذت بردن از ثمره زندگی خود هستند باید کیفیت زندگیشان را کاهش دهند ، این اصلا برای من معنی ندارد و مطمئناً آنها احساس آزادی مالی نمی کنند
معنای واقعی آزادی مالی
واقعیت این است که آزادی مالی مربوط به این نیست که شما چقدر پول دارید ، بلکه ، این در مورد تغییرذهنیت یا طرز تفکر شما است. مربی من می گفت: دو نوع مشکل در مورد پول وجود دارد: پول به اندازه کافی نیست و پول بسیار زیاد وجود دارد. شما کدام نوع از مشکل پول را می خواهید داشته باشید؟
کمبود در مقابل ذهنیت فراوانی
به گفته مربی من ، در جهان دو نوع آدم وجود دارد. آنهایی که با ذهنیت کمبود زندگی می کنند و آنهایی که با تفکر فراوانی زندگی می کنند. در گذشته ، منظور او این بود که بسیاری از مردم دنیا را مشاهده می کند که دچار کمبود هستند .آنها فکر می کنند به اندازه کافی در اطراف شان برای بدست آوردن وجود ندارد ، بنابراین آنها از ترس کار می کنند ، ابرهای ترسناکی که تصمیم گیری های آنها را می سازد و آنها را از انجام کارهای بزرگ باز می دارد. ترس باعث می شود آنها با دیگران رفتار نادرستی داشته باشند و به همه به عنوان یک دشمن بالقوه نگاه کنند که می خواهند آنچه را که آنها دارند ، از چنگشان درآورند. این نوع طرز فکر یک زندان است
گروه دیگر دنیا را با تفکر فراوانی مشاهده می کنند، آنها فکر می کنند به اندازه کافی در اطراف شان برای بدست آوردن وجود دارد ، در واقع ، آنها فکر می کنند که به اندازه کافی راه برای موفقیت همه وجود دارد و هنگامی که وجود ندارد ، آنها راه هایی برای ایجاد کافی آن پیدا می کنند. اینها افرادی هستند که کسب و کارها را آغاز می کنند ، سرمایه گذاری ها را برنده می کنند و زندگی را تمام و کمال زندگی می کنند. آنها اغلب بهترین و سخاوتمندترین افرادی هستند که با آنها ملاقات خواهید کرد. آنها به معنی واقعی آزاد زندگی می کنند
هنگامی که می فهمید که جهان یکی از فراوانی ها است ، شما از ترس دست میکشید و در عوض شروع به سؤال می کنید : چگونه می توانم شیر آن فراوانی را باز کنم؟ پس از پرسیدن این سوال ، شما شروع به دیدن جهان و چگونگی تعامل با آن به روشی کاملاً متفاوت می کنید. سپس شما برای آزادی مالی آماده هستید.چرا؟ زیرا ترس از دست دادن پول شما را کنترل نمی کند.شما می توانید یاد بگیرید و رشد کنید. شما می توانید ثروت خود را نه تنها از نظر مالی ، بلکه از نظر جسمی ، عاطفی و معنوی به دست آورید
هوش هیجانی آزادی مالی شما را تعیین می کند
به منظور حرکت از زندگی هدایت شده توسط ترس به سمت دنیای فراوانی ، شما نیازمند تسلط بر احساسات خود و یک هوش هیجانی بالا هستید
هنگامی که من تصمیم گرفتم به سوئد بروم تقریباً یک میلیون دلار بدهی داشتم و تنها راهی که می خواستم از آن وضعیت خود خارج شوم ، ساختن کسب وکار خودم بود. به هیچ وجه کاری در شرکتی وجود نداشت که به من به اندازه کافی پول پرداخت کند تا بتوانم از زیر آن میزان بدهی خارج شوم
با گذشت چند ماه از ورود به سوئد پول کمی که داشتم تا خود را اداره کنم. کسب وکار مورد نظرم برای شروع آنطور که فکر می کردم کار نمی کرد. بارها و بارها از خود پرسیدم که آیا کار درستی انجام می دهم یا نه. اما قبل از ترک وطن ، تصمیم خود را گرفته بودم. بالاتر از همه چیز آزادی مالی را می خواستم. در این روزهای تاریک بود که من اغلب این سؤال را از خودم مطرح می کردم که آیا می خواهم ترس تصمیماتم را هدایت کند یا اینکه آیا هوش هیجانی لازم برای رسیدن به آزادی مالی را توسعه خواهم داد یا خیر. با نگاه به گذشته ، می دانم که اگر این ارادت من به کتاب خواندن و شرکت در سمینارها در آن اوقات سخت نبود ، هرگز نمی توانستم هوش هیجانی مورد نیازم را توسعه دهم و از نظر مالی آزاد شوم. این هفت سال استرس زا بود اما هنگامی که درآمد منفعلانه من از هزینه های ماهانه ام پیشی گرفت ، سرانجام از مسابقه خارج شدم
تفاوت بین استقلال مالی و آزادی مالی
آزادی مالی متفاوت از استقلال مالی است ، که اخیراً درباره آن نوشتم. همانطور که نوشتم ، استقلال مالی یک فرمول سه مرحله ای ساده است
یک – من دارایی هایی را تولید می کنم که جریان نقدی ایجاد می کنند
دو – جریان نقدی دارایی های من هزینه های زندگی من را پرداخت می کنند
سه – هنگامی که جریان نقدی ماهانه من که از دارایی های من تولید میشود برابر یا بیشتر از هزینه های زندگی ماهانه من بود ، من از نظر مالی آزاد می شوم زیرا دارایی های من جریان نقدی دارند و برای من کار می کنند
اگرچه این امر به شما اجازه می دهد تا از نظر مالی مستقل باشید ، اما برای همیشه شما را آزاد نمی کند. اگر طرز فکر خود را تغییر ندهید یا به ذهنیت ترس و کمبود مبتنی بر ترس برگردید ، می توانید به راحتی پول یا سرمایه گذاری خود را از دست بدهید ، یا تصمیمات بدی بگیرید که به جریان نقدینگی شما آسیب برساند. شاید بدتر از این ، حتی ورود پول زیاد باعث شود شما خسیس و بدبخت شوید. این آزادی نیست. این کنترل شما توسط پولتان است . مهمترین چیزی که باید به خاطر داشته باشید وقتی صحبت از پول می شود این است که پول نکته نیست بلکه پول به شما امکانی می دهد که آن چیزی که باید انجام دهید و باشید. پول فقط ابزاری برای دستیابی به چیزهایی است که شما را واقعاً خوشحال می کند. این آزادی است
کسی باشید که می خواهد از طریق آزادی مالی ، آزاد باشد
آزادی مالی بسیار بیشتر از داشتن پول است. این آزادی است که شما واقعاً خودتان باشید و آنچه را که واقعاً در زندگی می خواهید انجام دهید. بسیاری از ما با ترجیح دادن دیگران به خودمان و ایفای نقشهای مختلفی مانند والدین ، همسر ، کارمند ، دوست و… ، این امر را از دست می دهیم
جستجوی برای آزادی مالی
آیا میخواهید زندگی بهتری برای خود وخانواده خود تشکیل دهید
دست از تلاش بکشید
آزمون کوتاه ما را انجام دهید ودر جواب آن کشف کنید که چگونه باید به آزادی مالی دست پیدا کنید
این ها چیزهای بدی نیست. بلکه اینها چیزهایی هستند که اغلب در پی کشف فردی که می خواهیم در زندگی باشیم و به دنبال آنچه میخواهیم برویم می باشند. نکته شگفت انگیز این است که وقتی بروی خود سرمایه گذاری می کنید ، سودهای بزرگی را نه فقط برای خود بلکه برای همه کسانی که شما را دوست دارند ، بدست می آورید. آنها هم شما را بعنوان یک نمونه یا مثال می بینند و هم شادی ناشی از تحقق بزرگترین پتانسیل شما را تجربه می کنند
اگر می خواهید از نظر مالی آزاد باشید ، باید فردی متفاوت از امروز باشید و هر آنچه را که در گذشته شما را عقب نگه داشته است ، رها کنید. این یک روند رو به رشد ، بهبود و به دست آوردن قدرت معنوی و عاطفی برای تبدیل شدن به قدرتمندترین ، خوشحال و موفق ترین “شما” ممکن است. این پاداش واقعی آزادی مالی است
:برای مطالعه بیشتر توصیه میشود
