تقلب شماره ۲: شغل خوبی کسب کنید

زمان مطالعه :۵ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

بسیاری از مردم می پرسند ، چگونه می توانم شغل خوبی پیدا کنم؟ کمتر کسی می پرسد ، چگونه می توان کسب و کارهای خوبی ایجاد کرد

هر روز تقلب را می بینیم ، بعضی اوقات ، مانند ایمیلهای اسپم که در ازای اطلاعات بانکی شما ثروت قول آسا می دهند ، مشاهده و فراخوانی آنها بسیار آسان است.اما برخی از کلاهبرداری ها یا تقلب ها نقطه ای بسیار دشوارتر است

ازمربیم ، یاد گرفتم که در مسائل مالی باهوش باشم و به من یاد داد که چگونه کلاهبرداری ها را کشف کنم وچگونه در دام آنها نیافتم، متأسفانه ، بدون آن هوش مالی می توان بدام کلاهبرداری بسیار ساده افتاد ، بویژه کلاهبرداری هایی که ثروتمندان از آن استفاده می کنند تا فقرا را در جایگاه خود نگه دارند.این کلاهبرداری ها همان چیزی است که من در مورد یک سری از آنها بنام مقاله های “تقلب” نوشته ام ، برای جدا شدن از آنها ، معمولاً به شخص دیگری نیاز دارید تا به شما هشدار دهد که شما گول خورده اید ، به شما بگوید که از شما بهره گرفته شده است و به شما بگوید چه کاری می توانید در مورد آن انجام دهید

اولین مقاله ای که در مورد تقلب نوشتم بنام آموزش عالی بود وامروز در مورد تقلبی دیگر بنام شغل خوبی  پیدا کنید برای شما میگویم 

به مدرسه بروید تا بتوانید شغل خوبی کسب کنید

آیا قبلاً آن را شنیده اید؟ من حدس می زنم بله. هزاران بار وقتی جوان بودم پدرم همیشه به من می گفت که باید به مدرسه بروم ، درس هایم را خوب بخوانم تا بتوانم در آینده شغل خوبی کسب کنم ، برای پدرم، یافتن کار خوب مهمترین چیز در زندگی بود. پدر بیچاره من خیلی سخت کار کرد و او همیشه نگران پول بود. با این حال ، او هرگز از نظر مالی جلو نرفت. طبق بیشتر استانداردها ، پدر بیچاره من موفق بود. وی دارای چندین مدرک پیشرفته بود و او در راه خود در پلکان شغلی دولت کار کرده بود، او به کار خوبی که در اثر سخت کوشی به دست آورده بود  بسیار افتخار می کرد. اما متأسفانه شغل وی یکی از مواردی بود که در واقع او را از موفقیت مالی باز داشت.در نهایت  او کارکردن برای دیگران را رها کرد ،غالباً با افزایش قیمت ها فقط برای تکمیل هزینه های زندگی روبرو بود ودرصد بالایی به دولت مالیات پرداخت میکرد، مهمتر از همه اینها ، او هیچ آموزش مالی ندیده بود ، بنابراین او هرگز یاد نگرفت که چگونه به درستی سرمایه گذاری کند تا بتواند پول خود را فراتر از دستمزد خود رشد دهد.او بعد از آن چند ایده تجاری را امتحان کرد و در آن شکست خورد و پس انداز خود را از دست داد در سالهای بعدی خود ، هرگز در مورد شغل خوب خود صحبت نکرد. درعوض ، او ابراز تاسف کرد که نتوانسته هیچ کاری برای بچه هایش بکند .ما به او اطمینان میدادیم که این برای ما مهم نیست و ما او را دوست داریم ، نه بابت آنچه او می توانست به ما بدهد ، اما با این وجود آن شرایط برای او وزنه بسیارسنگینی بود

از طرف دیگرمربی من هرگز شغلی “واقعی” نداشت. وی در کودکی مجبور شده بود مدرسه را ترک کند تا در اداره فروشگاه خانواده ای خود کمک کند. بعداً او وارد سرمایه گذاری در املاک و مستغلات شد. فرمول ساده ای که او برای ثروتمند شدن به من آموخت ، این بود: چهار خانه سبز ، یک هتل قرمز.سرانجام او برای خرید هتل خود از این فرمول استفاده کرد. او هرگز شغل خوب نداشت و با این وجود ثروتمند و موفق بود، او فهمیده بود که تمایل به پیدا کردن شغل خوب یک تقلب و کلاهبرداری است ، او به جای اینکه شغل پیدا کند ، شغل ایجاد کرد. او به جای کار برای شخص دیگر، برای خودش کار می کرد. او به جای پرداخت مالیات بالا ، از کدهای مالیاتی برای ثروتمند شدن استفاده کرد

چرا “پیداکردن یک کار خوب” کلاهبرداری است

زیرا کارمند بودن در واقع شما را فقیرتر می کند ، به خصوص اگر شغلی پردرآمد دارید ، زیرا شما بیشترین مالیات را پرداخت می کنید وحدس بزنید که چه کسی مالیات زیادی پرداخت نمی کند؟ صاحب کسب و کاری که شما برای آن کار می کنید.دلیل این امر این است که کد مالیاتی برای پاداش کارآفرینان و سرمایه گذاران در ایجاد اشتغال و رشد اقتصاد ساخته شده است. اگر شما یک سرمایه گذار حرفه ای یا صاحب مشاغل باشید ، بیشتر درآمد شما درآمد منفعل است که کمترین مالیات مشمول بر درآمد را دارا است

اگرشما کارمند باشید ، درآمد شما از کسب درآمد می آید ، که بالاترین مالیات مشمول بردرآمد را دارا است. کلاهبرداری با نگاه طولانی مدت به آن بدتر می شود. اگر در کار خود خوب عمل کنید ، پاداش شما چیست؟افزایش بیشتر مالیات به دلیل حرکت به یک براکت مالیات بر درآمد بالاتر. حتی بدتر می شود اگر برای خودتان کار می کنید شما بالاترین مالیات را در قالب مالیات های خود اشتغالی پرداخت می کنید

علاوه بر این ، سرمایه گذاران و صاحبان مشاغل معافیت های مالیاتی بسیاری دارند. به عنوان مثال ، می توانید هزینه های مربوط به تجارت و سرمایه گذاری را بنویسید. بنابراین حتی چیزهای اساسی که اکثر افراد از طریق تلفن های همراه ، رایانه ها و ماشین ها از طریق جیب ، هزینه های خود را پرداخت می کنند ، می توان به عنوان معافیت مالیاتی از حساب خارج کرد. پیشرفته ترین سرمایه گذاران و صاحبان مشاغل از نظر قانونی می تواند تقریباً چیزی به مالیات پرداخت نکند

در حقیقت ، رئیس جمهور ترامپ ازطرف هیلاری کلینتون به دلیل پرداخت ۰ دلار مالیات در انتخابات سال ۲۰۱۶  مورد انتقاد قرار گرفت

تنها راه برای جلوگیری ازپرداخت مالیات بالا ، داشتن یک کسب وکار بزرگ و یا سرمایه گذار بودن است که  پولتان برای شما کار کند. به این صورت است که ثروتمندان کار و زندگی می کنند. این سیستم برای بهره مندی ثروتمندان تنظیم شده است تا بتوانند ضمن اطمینان از پرداخت مالیات ، پول خود را حفظ کنند.  برخی معتقدند که کارفرمایان نیز مالیات می پردازند ، اما واقعاً کاری که انجام می دهند استفاده از پول است که در غیر این صورت آن را به شما پرداخت می کنند تا سهمشان را از این مالیات پرداخت کنند

وقتی به آن پی ببرید که مالیات راهی برای نگه داشتن شما در جای خودتان است ،خواهید دید  که این کلاهبرداری واقعاً برنامه توسعه کلاهبرداری شماره ۱ است ، یعنی : به یک مدرسه خوب بروید. این در مدرسه است که شما می آموزید که یک کارمند خوب باشید و اگر سخت کار کنید می توانید موفق شوید. اما واقعاً شما با این شرایط نمی توانید

به دست آوردن شغل خوب به معنای امنیت خوب نیست ، این ایده که یک شغل بخش مهمی از امنیت زندگی شماست بخش بزرگی از کلاهبرداری شماره ۲ است ، یعنی پیدا کردن یک کار خوب. بسیاری از افراد سرمایه گذاری و کارآفرینی را ریسک پذیر می دانند ، اما واقعیت این است که کارمند بودن کمترین موقعیت ایمن را برای حضور در آن دارد، شما نیاز دارید فقط به  وضعیت اقتصاد نگاهی بیندازید یا اخبار را روشن کنید تا ببینید که روزانه تعداد بسیار زیادی ازمردم در دنیا چگونه شغل خود را از دست می دهند

اخیراً ، کمپانی وی وورک حدود ۲۰٪ از نیروی کار خود را کاهش داد و ۲۴۰۰۰ نفر شغل های پردرآمد خود را از دست دادند و رئیس آن شرکت از شام گرانقیمتش با ستاره میشلین برای خود جشن گرفته و لذت میبرد. واضح است که در اقتصادی که مردم شغل خود را از دست می دهند ، موقعیت امن تر مالکیت شرکتی است که مردم را اخراج می کند. این چه چیزی را نشان می دهد؟ به عنوان یک کارمند ، قدرت کمی دارید. شما مورد مرحمت و لطف کارفرمای خود هستید. اگر مسائل در شرکت یا اقتصاد اشتباه پیش برود ، شما شغل خود را از دست می دهید تا مالک بتواند شرکت را نگه دارد. کاری وجود ندارد که بتوانید انجام دهید ، و اغلب اوقات زمان بسیار کم است برای تکیه دادن به پاییز

طرز فکر خود را تغییر دهید

پدر بیچاره من ، مثل اکثر مردم ، از روزی که به دنیا آمد مشروط شد که کارمند باشد ، مربی من از این تفکر خود را جدا کرد و کارآفرین شد. پولش را گذاشت تا کار کند. او در کنار ثروتمندان بود ، طرف محافظت شده توسط دولت. اما او چگونه به آنجا می رسید؟ جواب اول ساده است.شما این کار را با افزایش آموزش های  مالی انجام می دهید و مثل یک کارآفرین باید شروع به فکر کردن بکنید بجای آنکه مانند یک کارمند بیاندیشید. وقتی این کار را کردید از مسابقه خارج میشوید ، شما می دانید که هر آنچه به شما در مورد شغل و یافتن موفقیت آموخته اند دروغ است و روش دیگری نیز وجود دارد – روشی بهتر که در واقع برای شما کار کند و این راز ثروتمندان است که نمیخواهند شما آن را بدانید