آیا شغل پردرآمد می تواند امنیت مالی را تأمین کند؟

زمان مطالعه :۷ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

چرا کار کردن در سمت چپ چهارگوش جریان نقدینگی خطرناک ترین کاری است که میتوانید انجام میدهید

من شما را تشویق می کنم که کمی به صفحه ای که از ووکس  پیدا کردم خیره شوید. این حقیقی ترین تصویر از خطرات ناشی ازکارمند بودن است که من تا کنون دیده ام.

در دو هفته گذشته ، نزدیک به ۱۰ میلیون نفر از وقتی که کورونا ویروس در سراسر کشور طغیان کرده است ، بیکار شده اند. همانطور که مشاهده می کنید با نگاه به سمت راست نمودار ، هیچ سابقه ای برای این وجود ندارد. نه رکود بزرگ. نه بحران اقتصادی بزرگ. هیچ چیز

وقتی این کار تمام شد ، اقتصاد اساساً متفاوت به نظر می رسد ، و نحوه عملکرد شرکت ها در رابطه با هزینه ها و کارمندان نیز چنین خواهد شد. یکی از دوستان من به اندازه کافی خوش شانس است که هنوز هم شغل پردرآمد دارد (هرچند که مطمئناً نسبت به این موضوع احساس امنیت نمی کند) به من می گفت که چگونه شرکت وی چندین میلیون دلار از بودجه موجود خود را کاهش داده و استخدام کردن را متوقف نموده است. کل شرکت آنها از راه   دور کار می کند. شما می دانید یعنی چه؟ او می گفت : ما در حال حاضر بیشتر از همیشه تولید می کنیم، فکر نکنید مدیر عامل وی متوجه چقدرباد کردن است، آنها ناآگاهانه سالها حمل و نقل می کردند و بسیاری از این مشاغل و قراردادها نمیخواهند به عقب برگردند.

مشاغل خوب در اختیار پیمانکاران ، روبات ها و اتوماسیون قرار می گیرند

“قبلاً هرگز شرکت های آمریکایی تلاش زیادی نکرده اند که تعداد کمی از افراد را استخدام کنند”

به همین ترتیب می توان به یک مقاله که درسال ۲۰۱۷ که در “وال استریت ژورنال با عنوانپایان کارمندانمنتشر شده است ، اشاره کرد. در این مقاله آمده است که چگونه بسیاری از شرکتهای بزرگ آمریکایی به جای استخدام کارمندان ، برای برون سپاری مشاغل خود به پیمانکاران یا خودکار سازی آنها تلاش می کنند. درصد نیروی کار آمریکایی که به طور مستقیم با یک شرکت در ارتباط نیست ، براساس برخی تخمین ها تقریباً ۱۰۰٪ افزایش یافته است و هیچ نشانه ای از توقف ندارد. “استیون برکنفلد ، یک بانکدار سرمایه گذار که حرفه خود را صرف ارزیابی استراتژی های شرکت ها کرده است ،می گوید شرکت هایی از هر شکل و اندازه به طور فزاینده ای مثل این فکر می کنند: ‘آیا می توانم آن را خودکار کنم؟ اگر این طور نیست ، آیا من می توانم  آن را برون سپاری کنم؟ اگر چنین نیست ، آیا می توانم آن را به یک پیمانکار مستقل یا فریلنسر دهم؟ 

هرگز قبل از این ، شرکت های آمریکایی خیلی سعی نکرده اند تا بتوانند افراد زیادی را استخدام نمایند

وال استریت ژورنال

تعداد کمی از شرکتها ، مشاوران محل کار یا اقتصاد دانان انتظار دارند روند برون سپاری معکوس شود.جابجایی کارهای غیر ضروری به یک شرکت این امکان را میدهد که زمان و انرژی بیشنری را به کارهایی که فکر میکند بهتر است اختصاص دهد ، هنگامی که یک شرکت خارجی مسئولیت کار را میپذیرد ، روز به روز برنامه ریزی ، استخدام و اخراج را بر عهده می گیرد.در صورت نیاز کارگران به سرعت جایگزین می شوند واین شرکت فقط در مورد محصول نهایی نگران است

این مقاله ادامه می دهد که ، “سرانجام ، برخی از شرکت های بزرگ می توانند بغیر از اساسی ترین کارمندان خود بقیه را غربال کنند. شرکت مشاوره اکسنتورپی ال سی سال گذشته پیش بینی کرده است که یکی از دو هزار شرکت بزرگ جهان در مدت ۱۰ سال هیچ کارمند تمام وقتی خارج از مدیران سطح اجرایی نخواهد داشت

اگر این روندها قبلاً در سال ۲۰۱۷ اتفاق می افتاد ، وقتی اقتصاد خوب پیش می رفت ، تصور کنید که طرف دیگر این بحران همه گیر چگونه کارمندان به نظر می رسند زیرا شرکت ها خود را در وضعیت غیر منتظره آب و هوا در مکان مطمئنی قرار میدهند. این زیبا نخواهد بود

آیا امنیت شغلی = امنیت مالی است؟

این برخلاف چگونگی بزرگ شدن افراد نیست – و اینکه اکثر مردم زندگی خود را چگونه انجام داده اند. برای اکثر مردم ، امنیت شغلی از طریق شغلی پردرآمد اولویت شماره یک است. من یاد گرفتم که چگونه مانند یک کارآفرین فکر کنم.نمی خواستم بزرگ شوم و کارمند شوم. من می خواستم بزرگ شده و صاحب کسب و کارهای بزرگ و سرمایه گذار شوم

کارمند بودن ، توهم امنیت است. شما یک چک حقوقی ثابت دارید اما کنترل ندارید. شما مورد مرحمت کارفرمای خود و وضعیت اقتصادیش هستید. اگر هر یک از این دو تصمیم بگیرند که شما مورد نیاز نیستید ، شغل خود را از دست می دهید — و اگر واقعاً بدشانس باشید ، موارد دیگری مانند خانه شما ، ماشین شما و موارد دیگر. و امروز ، متاسفانه و به وضوح ، کارمند بودن خطرناک تر از همیشه است

این نباید تعجب آور باشد ، و بسیاری از افرادی که اخراج شده اند ، وقتی من با آنها صحبت کردم ، به سادگی گفتند: من تعجب نکردم. من فقط بسیار ناراحتم. و صادقانه بگویم ، بنابراین من هستم. من سالها است که به مردم آموزش می دهم که کارمند بودن خطرناکترین موقعیتی است که در آن حضوردارید. ای کاش پیام های بیشتری را شنیده بودم و زندگی بیشتری از آنها قبل از این بحران تغییر کرده بود. من احساس آنها و خانواده آنها را درک می کنم ، اما هنوزبرای ایجاد تغییردیرنشده است. زیرا طرف دیگر این بحران می تواند یک معدن طلا برای کسانی که ذهنیت درست دارند ، باشد

پیمانکاران ، اتوماسیون و روبات ها 

در جادوگر شهر اوز، دورتی و خدمه پیراهن راه راه و شخصیت مسافر در جنگل های تاریک و خطرناک قرار دارند.آنها آواز میخوانند شیرها و ببرها و خرس ها، امروزه بسیاری از مردم از لحاظ مالی در جنگل های تاریک و پرخطر قرار دارند.آنها از شکارچیان طبیعی مانند شیرها و ببرها و خرسها نمی ترسند ، اما از نوع جدیدی از شکارچیان ، پیمانکاران ، اتوماسیون و روبات ها می ترسند. خواه ازطریق ربات ها و اتوماسیون باشد ، بسیاری از مشاغل شکل فناوری بخود گرفته اند. و اگر شغل ها توسط فناوری گرفته نشوند ، اکنون توسط پیمانکاران گرفته می شوند. فقط نگاه کنید که چگونه شرکت هایی مانند لیفت و اوبر در حال مختل کردن صنعت تاکسی رانی هستند، چگونه ایر بی ان بی در صنعت هتل داری اختلال ایجاد میکند و چگونه اتومبیل های بدون راننده باعث اختلال در صنایعی مانند حمل و نقل و ارسال می شوند

خطرات ناشی از اقتصاد مخالف مشاغل دائمی و خویش فرمایی

خیلی ها افزایش پیمانکاران را که اقتصاد مخالف مشاغل دائمی مینامند ، چیزی خوب می دانند ، اما چنین نیست. استدلال این است که ما سرانجام در حال ایجاد فرصت های کارآفرینی برای توده مردم هستیم. آنها می گویند ، کارآفرینی دموکراتیک شده است. واقعیت این است که بیشتر افرادی که در اقتصاد مخالف مشاغل دائمی شرکت می کنند کارآفرین نیستند.در عوض ، آنها بسادگی فقط یک شغل دارند.آنها هنوز در سمت چپ چهارگوش جریان نقدینگی فعالیت میکنند دقیقاً به عنوان یک شخص خویش فرما و نه یک کارمند.این داشتن شغل برای شرکت هایی که د،یگر مجبور به پرداخت مالیات حقوق و دستمزد ، ارائه بیمه درمانی یا برنامه های صندوق بازنشستگی نمی شوند ، یک مزیت بزرگ است.آنها همه کارمی کنند و هیچکدام را بدست نمی آورند. و اینها همه در وسوسه آزادی بسته بندی شده اند. متاسفانه کارگران اقتصاد مخالف مشاغل دائمی از نظر مالی آزاد نیستند، آنها ساعتهای طولانی سخت کارمی کنند و از مزایای کمتری نسبت به کارمندان تاریخی برخوردار میشوند. اگر آنها نتوانند ساعت طولانی کار بکنند ، پول بدست نمی آورد. کارآفرینان اینگونه فعالیت نمی کنند، یک کارآفرین حتی وقتی کار نمی کند ، درآمد کسب می کند. البته ، هر کسی که به دنبال یک کار خوب است یا تمام تلاش خود را انجام می دهد تا در اقتصاد مخالف مشاغل دائمی واقع شود ، واقعاً به دنبال یک چیز است … برای اینکه از نظر مالی آزاد شود. متأسفانه ، آنها آزادی مالی در هردو بخش را پیدا نمی کنند

چرا امنیت شغلی شما را از نظر مالی آزاد نمی کند

مسیر امنیت واقعی اقتصادی یا آزادی در سمت راست چهارگوش جریان نقدی یعنی کسب و کار و سرمایه گذاری است،متاسفانه اکثر مردم برای امنیت به سمت راست جریان نقدینگی نگاه می کنند یعنی کارمندی و خویش فرمایی، بیشترین ارزشی که نسل پدران ما با ما به اشتراک گذاشتند تحصیلات و شغلی خوب و پردرآمد بود (کارمندی و خویش فرمایی) آنها فرض میکردند امنیت شغلی به معنای امنیت مالی است تا آنکه آنها شغل خود را از دست میدادند و دیگرنمیتوانستند شغل دیگری پیدا کنند

از طرف دیگر، من هیچ گاه به امنیت شغلی فکر نمیکردم در عوض ، همیشه در مورد آزادی مالی یاد می گرفتم و انواع الگوهای مختلفی از امنیت و آزادی مالی در چهار گوش جریان نقدی یافتم وآموختم

الگویی برای امنیت شغلی

افرادی که از این الگوی پیروی می کنند در کارشان خوب هستند.آنها بسیار تحصیل کرده و تجربه زیادی دارند.مشکل اینجاست که آنها درباره رده های کسب و کار وسرمایه گذاردر چهارگوش جریان نقدینگی  کم و بیش چیزی می دانند. آنها از نظر مالی احساس امنیت می کنند زیرا فقط برای یک شغل آموزش دیده اند و برای زندگی خود به دیگران اعتماد می کنند

اغلب افراد در این الگو پول را در حساب پس انداز بازنشستگی می گذارند.اما حتی پس از آن ، آنها هنوز احساس ناامنی می کنند ، زیرا آنها واقعاً نمی دانند که به پول آنها چه می گذرد.آنها امیدوارند که مسئولین حساب های پس انداز کارشان را به خوبی انجام دهند.اما در قسمتی دیگر پولی در هر ماه از چک حقوقیشان ناپدید میشود و وقتی اظهارنامه  بازنشستگی خود را در هر سه ماه دریافت می کنند ، آنها نمی دانند چگونه آن را بخوانند.برای کسانی که در الگوی امنیت شغلی هستند برای اینکه احساس امنیت و آزادی مالی دست پیدا کنند ، باید آموزش های مالی خود را افزایش دهند و یاد بگیرند که چگونه سرمایه گذاری کنند

این الگویی برای امنیت و آزادی مالی برای کارمندان است

به جای قرار دادن پول در حساب پس انداز بازنشستگی و امید به بهترین ها ،این حلقه برای افرادی است که به عنوان یک سرمایه گذار و یک کارمند در آموزش خود احساس اطمینان می کنند.دقیقاً همانطور که در مدرسه برای یادگیری شغل تحصیل می کنید ، پیشنهاد می کنم برای سرمایه گذاری حرفه ای تحصیل کنید

این الگوی امنیت و آزادی مالی برای خویش فرمایان است

یک میلیونر متوسط آمریکایی ، خود اشتغال یا خویش فرما است ، بی پروا زندگی می کند و برای بلند مدت سرمایه گذاری می کند.علاوه بر این هم کارمندان و هم خویش فرمایان میتوانند به سمت الگوی صاحبان کسب و کارهای بزرگ حرکت کنندبه عنوان مثال ، کارآفرینان بزرگی مانند استیو جابز این مسیر را طی کردند. این ساده ترین نیست ، اما به نظر من یکی از بهترین هاست

الگویی که آزادی مالی باشد

بیشتر مردم نگران امنیت مالی هستند و هیچ مشکلی در این مورد وجود ندارد. با این حال ، شخصاً ، من نمی خواهم فقط امنیت داشته باشم ، همچنین می خواهم از نظر مالی آزاد باشم.به همین دلیل ، من کاملاً در سمت راست چهارگوش جریان نقدینگی کارمی کنم

موارد زیر الگوی آزادی مالی است

این الگویی است که من برای خودم استفاده میکنم ، اما برای همه توصیه نمیکنم ،با این حال ، در این الگو برای آزادی واقعی مالی است زیرا در ربع صاحبان کسب و کارهای بزرگ افراد برای شما کار می کنند و در ربع من پولتان برای شما کار می کند. شما آزاد هستید که کار کنید  یا کار نکنید.اگر به افراد فوق العاده پولدار نگاه کنید، این الگوی آنها است

الگوی خود را انتخاب کنید

امروز می توانید الگوی مالی خود راکه میخواهید طی کنید انتخاب کنید .آیا امنیت شغلی ؟ امنیت مالی؟ یا آزادی مالی میخواهید؟ متأسفانه ، اکثر مردم امنیت شغلی را انتخاب می کنند ، به ویژه در دوران سخت اقتصادی

من بر این عقیده هستم که در واقع کمترین امنیت را از هرنظر دارید ، زیرا شما برای امرار معاش خود کاملاً به شخص دیگری اعتماد کردید و در زمان مشکلات اقتصادی و اختلال در فن آوری ، مشاغل از دست میروند ، همانطور که “وال استریت ژورنال” خاطرنشان می کند ، شرکت ها در تلاش هستند تا امنیت شغلی را در  آینده از بین ببرند و همانطور که شرایط فعلی به ما نشان می دهد ، میلیون ها میلیون نفر شغل خود را در چشم بر هم زدنی از بین رفتند

حداقل توصیه می کنم در زمینه امنیت مالی یاد بگیرید ،که کدام حس اطمینان در مورد کار شما صحیح است و همچنین در مورد توانایی خود اطمینان حاصل نمایید که در هر دو شرایط خوب و بد سرمایه گذاری کنید. اما ، اگر آن را در خود دارید ، بهترین راه و یکی از سخت ترین آنها ، انتخاب آزادی مالی است. برای موفقیت در ربع صاحبین کسب و کارهای بزرگ و سرمایه گذاران در سطح بالایی به آموزش مالی نیاز دارید همچنین اشتیاق ، تعهد و بینش زیادی به خود می گیرد.اما نتیجه نهایی ارزش آن را دارد