ملزومات جعبه ابزار ثروت: سرمایه گذاری در زمینه طلا و نقره

چرا دلار نان تست است و شما باید “پول” خود را به پول بهتری تبدیل کنید

من نسبت به دلار آمریكا بسیار معترض هستم و سالهاست كه هستم. دلیل این امر هم این است که من دانشجوی تاریخ هستم و با تجربیات خودم زندگی میکنم. من سالها ست که در کالاها سرمایه گذاری می کنم … به همین دلیل است

در سال ۱۹۷۲ اخبار بسیار جدی که اتفاق افتاد حاوی این جمله بود: “رئیس جمهور نیکسون دلار را از استاندارد طلا پایین آورد. مراقب باشید ، جهان در شرف تغییر است.” هرچند گیج کننده است. اندکی پس از آن ، مقاله ای را در “وال استریت ژورنال” پیداکردم که در مورد طلا بحث می کرد. در آن زمان ، قیمت طلا بین ۳۵ دلار در هر اونس تا ۴۰ تا ۶۰ دلار در هر اونس در نوسان بوده است

وقتی ریچارد نیکسون در اوایل سال ۱۹۷۱ دلار را از استاندارد طلا پایین آورد ، دلار فوراً به پول جعلی تبدیل شد. دیگر دلار با پول سالم پشتیبانی نمی شد: یعنی طلا. دلار آمریکا اکنون یک سند بدهی بزرگ بود

برای توضیح بیشتر در رابطه معکوس دلار آمریکا و طلا ، به نمودار زیر نگاه کنید

بیش از یک قرن ، آنچه می توانید با دلار در مقایسه با طلا خریداری کنید ، به میزان قابل توجهی کاهش یافته است. اما رابطه معکوس فقط بین دلار آمریکا و طلا وجود ندارد. ارزش تمام ارزها در مقایسه با طلا کاهش یافته است که در نمودار زیر مشاهده می شود

داستان احتیاطی از تجربه من در سرمایه گذاری در معادن طلا و نقره

من یک شرکت استخراج طلا در چین و یک شرکت استخراج نقره در آمریکای جنوبی تاسیس کردم. سرانجام هر دو شرکت در بورس های کانادا به صورت عمومی معامله شدند. من در آن زمان شرکتهای استخراج طلا و نقره تشکیل دادم زیرا اعتقاد داشتم که طلا و نقره در پایین ترین سطح قرار دارند و قرار است دوباره به بازار بیایند. در آن زمان هر اونس طلا حدود ۲۷۵ دلار و هر اونس نقره حدود ۵ دلار بود.اگر اشتباه می کردم ، معادن را از دست میدادم .من در مورد طلا و نقره اطمینان داشتم زیرا روی آنها شرط نمی گذاشتم. بلکه من در برابر دلار و نفت شرط می گذاشتم. در سال ۱۹۹۶، هر بشکه نفت ۱۰ دلار بود و این به نظر کم می رسید. سوء  ظن من این بود که دلار قوی است و من اعتقاد داشتم وقتی نفت بالاتر می رود افت می کند. احساس کردم شرایط برای یک تغییر گسترده در بازارها مناسب است

من اطمینان دارم که آن شرایط تغییر نکرده است. با بدهی ملی فعلی ، تراز تجاری و تأثیر همه گیر ، دلار رو به ضعف می رود و نفت بالاتر می رود. به همین دلیل اخیراً طلا و نقره بیشتری خریدم – تا دوباره در برابر دلار و نفت شرط بگذارم. تا کنون ، من بسیار دقیق بوده ام

امروز قیمت هر بشکه نفت در حدود ۴۰ دلار است – ۳۰۰ درصد افزایش نسبت به سال ۱۹۹۶

امروز قیمت هر اونس نقره حدود ۲۴ دلار است – ۳۸۰ درصد افزایش نسبت به سال ۱۹۹۶

امروز قیمت هر اونس طلا در حدود ۱۸۰۰ دلار است – ۵۵۵ درصد افزایش نسبت به سال ۱۹۹۶

در این بین ، قدرت خرید دلار از سال ۱۹۹۶ به لطف تورم ۶۶ درصد کاهش یافته است

تورم یا رکود اقتصادی؟

از بسیاری جهات ، شرایط اکنون بسیار بدتر از سال ۱۹۹۶ است. امروز ، تقاضای ما برای دلار کند است. در همان زمان ، به نظر می رسد که فدرال رزرو در حال افزایش عرضه دلار است. همانطور که می دانید تقاضای کم و عرضه زیاد به معنای افت ارزش هر چیزی از جمله دلار است. وقتی مشکلات ما با رکود بزرگ آغاز شد ، رئیس جدید وقت فدرال رزرو ، بن برنانکه ، یک انتخاب دشوار داشت: اگر او پول بیشتری چاپ می کرد تا دلار را تقویت کند ، تورم افزایش می یابد و ممکن بود دلار سقوط کند. اگر او نرخ بهره را افزایش دهد تا تورم را کند کند ، اقتصاد ممکن بود دچار رکود شود. دهه هاست که بانک فدرال واقعاً در شرایط خاص و محدودی قرار دارد ، انتخاب احمقانه این است که آیا من یک نوع رکود اقتصادی یا دیگری را انتخاب کنم؟ بگذارید توضیح بدهم

افسردگی به سبک آمریکایی

رکود بزرگ ناشی از تلاش دولت ها برای تقلب در استاندارد طلا بود. بدهی های سنگینی در طول جنگ جهانی اول به وجود آمد. دولت ها در پرداخت این بدهی ها مشکل داشتند زیرا ارزهای آنها به طلا وابسته بود. طلا به این ترتیب درآمد تا فقط پول زیادی قابل چاپ باشد. اگر یک میلیون اونس طلا داشتید و فقط می توانستید برای هر اونس سه دلار چاپ کنید ، فقط می توانستید سه میلیون دلار چاپ کنید. با این حال ، دولت ها تمام تلاش خود را کردند تا راهی برای دستیابی به استاندارد طلا پیدا کنند.
 
با افزایش بدهی و افزایش پیش فرض ، بانک ها از کار افتادند و میلیون ها نفر پس انداز زندگی خود را از دست دادند. شرکت بیمه سپرده فدرال وجود نداشت ، بنابراین اگر بانک از کار بیافتاد همه چیز را از دست میدهید. وقتی مردم شروع به از دست دادن پول کردند ، هزینه کمتری خرج میکنند و همین باعث شد قیمت ها خراب شود. بیکاری به سرعت افزایش یافت ، که این امر باعث شد حتی هزینه کمتر و حتی تورم بیشتری ایجاد شود. این یک مارپیچ ویرانگر بود که منجر به بدترین سقوط اقتصادی در تاریخ ایالات متحده شد. از آنجا که ایالات متحده در سطح استاندارد طلا بود ، آنها نتوانستند راه خود را برای خروج از سقوط چاپ کنند

افسردگی به سبک آلمانی

در آلمان چیز دیگری بود. دولت آلمان تصمیم گرفت استاندارد طلا را کنار بگذارد و چاپ ارز را با سرعتی که مطبوعات تحمل می کنند آغاز کرد. نتیجه فوق تورم عظیم بود. از ۱۹۱۹ تا ۱۹۲۳ ، میزان عرضه ارز آلمان از ۲۹.۲ میلیارد مارک به ۴۹۷ کوادریلیون مارک افزایش یافت – ضرب ۱۷ میلیارد

یک شوخی قدیمی در مورد زنی وجود دارد که هنگام رفتن به فروشگاه برای خرید یک قرص نان ، چرخ دستی خود را پر از مارک های آلمانی کرده است. وقتی او به بیرون برگشت ، چرخ دستی او را به سرقت برده بودند اما پول یا مارک ها را همانجا گذاشته بودند. این اثر مخرب ابر تورم است. ارز در اصل هیچ ارزشی ندارد زیرا خیلی زود چاپ می شود
همانطور که می دانیم ، بانک فدرال به دنبال چاپ دلارهای بیشتری … تریلیون بر تریلیون دلار است. به نظر می رسد که ما انتخاب خود را انجام داده ایم و زمینه ایجاد یک افسردگی به سبک آلمانی را در آینده فراهم می کنیم. چه زمانی؟ نمی دانم ، اما اکنون زمان آماده سازی است

چرا دلار «پس انداز» می کنم

هر روز ارزش دلار کمتر و کمتر می شود. و به همین دلیل بسیاری از آنها را پس انداز می کنم. این به نظر تناقض می رسد ، اما بگذارید توضیح دهم. دلیل اینکه من این همه دلار پس انداز می کنم ، حتی اگر فکر می کنم ارزش آنها کمتر و کمتر است ، این است که من نمی خواهم از آنها آویزان شوم. در ذهن من ، پول نقد زباله است

یکی از دلایلی که این شکاف عظیم بین دارا و ندار در جهان وجود دارد این است که دارنده ها به پول اهمیت می دهند – آنها برای آن کار می کنند ، پس انداز می کنند ، به آن چسبیده و آن را از دست می دهند

وارن بافت اغلب می گوید: “بهترین راه برای پولدار شدن ، از دست ندادن پول است.” هنگامی که افراد اقلام مصرفی مانند اتومبیل جدید را خریداری می کنند ، از بدهی برای تأمین مالی مواردی که ارزش آنها کاهش می یابد استفاده می کنند و یا دلار آمریکا را پس انداز می کنند ، ضرر می کنند. بعضی ها آن را تورم می نامند ، من آن را کاهش ارزش

یک دوست یک وسیله ورزشی جدید خریده است. وسیله ورزشی برای زیبایی اندام است. مسئله این است که ، این وسیله  تقریباً ۲۰٪ از ارزش خود را از روزی که آن را استفاده  کرد از دست داده. او اکنون بدهکار است و بابت وسیله ورزشی که ارزش آن با افت یک دلار افت می کند ، پول پرداخت می کند. او یک بازنده مضاعف است

از نظر روانشناسی ، هرچه ارزش پول نقد آمریکایی ها – و چیزهایی که با آن خریداری می کنند – کاهش می یابد ، نگرانی آنها در مورد پول بیشتر می شود. بسیاری شروع به کار سخت تر می کنند و یا حتی بدتر از آن ، در خرید بدهی اقلام مصرفی بیشتر با ارزش رمزآلود عمیق تر می شوند. متأسفانه ، بسیاری از آنها با دلارهای کمتری روبرو می شوند که همچنان ارزش خود را از دست می دهند

دلیل این که دلارهای من بیشتر و بیشتر می شود ، صرفاً نگه داشتن آنها نیست. درعوض ، من تمام تلاشم را می کنم تا هرچه بیشتر دلارها را بگیرم و آن دلارها را به سمت دارایی هایی که ارزششان بالا می رود و نه پایین برده و تبدیل میکنم و نگه میدارم

در اواخر دهه ۱۹۹۰، وقتی مردم پول را به سهام فناوری و دات کام می ریختند ، دلار من به سمت نفت ، طلا ، نقره و املاک و مستغلات نقل مکان کرد ، زمانی که قیمت ها پایین بود.امروز ، از آنجا که ارزش دلار همچنان کاهش می یابد ، من پول خود را به همان کلاس های دارایی منتقل می کنم ، هرچند با احتیاط بسیار بیشتر

فاجعه مالی قریب الوقوع

همه ما این جمله را شنیده ایم که “دلار آمریکا با ایمان و اطمینان کامل دولت ایالات متحده پشتیبانی می شود.” جای تأسف است که ایمان و اعتماد به دولت ایالات متحده در حال از بین رفتن است. من اعتقاد ندارم آمریکایی ها تحمل لازم برای ایجاد تغییراتی را دارند که برای اجرای یک دولت با مسئولیت مالی و صرفه جویی در دلار لازم است

وقتی رئیس جمهور جورج دبلیو بوش تلاش کرد تا امنیت اجتماعی را اصلاح کند ، این پیشنهاد مورد پسند آمریکایی ها بیشتر از جنگ عراق نبود. مردم حقوق خود را دوست دارند. وقتی بوش طرح مزایای داروی تجویز شده را اجرا کرد ، من قطعا به این موضوع رسیدم که دلار آمریکا نان تست شده است. برای من ، همه امیدها برای جلوگیری از فاجعه مالی از بین رفته بود. مردم آمریکا رأی داده اند

به جای اینکه به “ایمان و اعتماد کامل دولت ایالات متحده” ایمان داشته باشم ، مدتها پیش تصمیم گرفتم که ایمانم را به شکل قدیمی پول بروی  طلا و نقره بگذارم. نکته جالب این است که بعضی از مردم فکر نمی کنند طلا و نقره پول است … یا حداقل پولی نیست که ارزش پس انداز دارد

طلا در مقابل دلار

یک نویسنده ، آر ای ، نویسنده کتاب اکونومیست چند سال درباره این که چرا فکر می کرد طلا پول نیست ، نوشت:  اما اگرچه طلا پول نیست ، اما یک ویژگی مهم با پول دارد: ارزش آن (جدا از کاربردهای محدود صنعتی) از برداشت بازار از ارزش داشتن آن حاصل شده است

پول فیات به همین روش کار می کند. دلار ارزش دارد زیرا مردم آن را با ارزش ارزیابی کرده اند. اما همانطور که نویسنده کتاب اکونومیست اشاره کرده است ، دلار می تواند به راحتی و با اراده چاپ شود و به سرعت ارزش آن را کاهش دهد. از طرف دیگر طلا کمبود ذاتی آن است

“اما این دقیقاً روشی است که پول فیات کار می کند. مردم بر این باورند که تکه های کاغذ شلخته ای که ما اسکناس های دلاری می نامیم ، ارزش برخی از سبدهای کالای واقعی را دارند فقط به این دلیل که بقیه افراد به همین چیزها اعتقاد دارند. تفاوت اساسی در درک ارزش این است که طلای جدید را فقط با سختی زیادی می توان بدست آورد در حالی که تقریباً بدون هزینه حاشیه ای می توان با کامیون اسکناس جدید تولید کرد. ” در حال حاضر ، دلیل اینکه طلا پول نیست به طریقی که بیشتر مردم درباره پول فکر می کنند این است که مردم هنوز فکر می کنند دلار کاغذی پول است

نویسنده نتیجه میگیرد که دلارها همیشه پول پیش رو هستند زیرا مردم تصمیم گرفته اند که به این پول راضی باشند و در مورد طلا؟ نویسنده می گوید ، آنچه من نمی فهمم استدلال طلا است که به قانون اقتصادی عرفانی و ۶۰۰۰ ساله بازمی گردد که فلز زرد براق به نوعی خاص است+

زندگی در زمان قرض گرفته شده

گرچه به نظر می رسد نویسنده این کار غیرممکن است ، یک ثانیه دل من را بدست آورد؛ چه اتفاقی می افتد که مردم دیگردلارهای کاغذی را به عنوان پول نپذیرند؟ چه اتفاقی می افتد اگر بانک فدرال آمریکا دلارهای زیادی را چاپ کند ، زیرا این نسخه بسیار ساده است و یک مقدار بی نهایت قابل چاپ است ، به طوری که دیگر هیچ کس اهمیتی نمی دهد که از آنها به عنوان پول استفاده کند؟ آن وقت پول چیست؟

در طول تاریخ پولی ، تمام ارزهای فیات – ارزهایی که صرفاً براساس ادعای ارزش یک مقام ارزش دارند – به صفر رسیده اند. نویسنده اکونومیست به راحتی فراموش می کند که این واقعیت را به اشتراک بگذارد. و در طول تاریخ ، جوامع همیشه به طلا به عنوان پول متوسل شده اند. همانطور که نویسنده کتاب اکونومیست اشاره می کند ، این مدت ۶۰۰۰ سال است که ادامه دارد. نویسنده در صورت تمایل می تواند این را عرفانی بنامد ، اما من آن را یک سابقه جهنمی می نامم. واقعیت این است که دلار در زمان قرض زندگی می کند … و آن زمان را از طلا قرض گرفته است

دلار نان تست است

این یک راز نیست ، ایالات متحده بدهی زیادی دارد. برای سالهای متمادی ، این یک درصد معقول از تولید ناخالص داخلی بود و حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از تولید ناخالص داخلی ما را جبران می کرد. برای سالهای متمادی ، این یک درصد معقول از تولید ناخالص داخلی بود و حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد از تولید ناخالص داخلی ما را جبران می کرد. اما از سال ۲۰۰۷ به میزان چشمگیری افزایش یافته است و از آوریل ۲۰۲۰ بدهی ما ۱۲۲ درصد از تولید ناخالص داخلی است

درست است ، ما بیش از آنچه ساختیم بدهکار هستیم. نیازی به دانستن این نیست که اگر بطور مداوم بیش از مبلغی که درآمدتان بتوانید باید بدهی بپردازید ، بدهی بگیرید ، باید در مقطعی از سیستم خود خارج شوید. اگر ایالات متحده درمورد بدهی خود کوتاهی کند ، دلار نان تست خواهد شد و پس انداز کنندگان نیز بازنده هستند

اگر ایالات متحده در مورد بدهی خود کوتاهی کند ، بسیاری از مردم آرزو می کنند که برخی از پول های معروف به طلا را پس اندازمیکردند. از آنجا که درست مانند آنچه در طول ۶۰۰۰ سال گذشته بارها اتفاق افتاده است ، مردم دوباره به عنوان مخزن ارزش به آن روی می آورند

اما شاید ایالات متحده مشکلات بدهی خود را برطرف کند.اگر چنین باشد ، دلار برای مدتی زنده خواهد ماند.اما مانند همه ارزهای فیات قبل از آن ، دلار در نهایت به صفر می رسد.مهم نیست که چطور دلار نان تست میشود.این فقط می تواند دیرتربلکه زودتر باشد

مشكل بدهی آمریكا این است كه در حقوق استحصال شده است.بیش از ۶۰٪ هزینه های بدهی ما به دلیل هزینه های اجباری مانند دارو و تأمین اجتماعی است.این برنامه ها برنامه هایی هستند که فقط با بالغ شدن نسل بچه بومرها صرف هزینه بیشتر می شوند.در اینجا نمودار جدا شده از ویژوال کپیتالیست وجود دارد

نگرانی من این است که خیلی زود ، شهروندان جهان از سوء مدیریت مالی شدید آمریکا خسته شده و از گرفتن دلار آمریکا دریغ کنند. برای اینکه دنیا را به دلار بورس علاقه مند کند ، نرخ بهره باید افزایش یابد. وقتی این اتفاق بیافتد ، ارزش دارایی های ایالات متحده ، به ویژه دارایی های کاغذی مانند سهام ایالات متحده ، اوراق قرضه ، صندوق های سرمایه گذاری مشترک و پس انداز کاهش می یابد. برخی از قیمت های املاک و مستغلات افزایش می یابد زیرا هزینه های تعویض زیاد است ، اما ارزش املاک بیش از حد کاهش می یابد

در معرض خطر به نظر رسیدن سیاستمداری که تلنگر می زند ، هنوز دارایی های کاغذی و املاک و مستغلات وجود دارد که ارزش آنها افزایش می یابد. راز بقا در دارایی های کاغذی و املاک و مستغلات این است که بسیار دقیق و بسیار گزینشی باشید.افرادی که متنوع باشند ، ضرر خواهند کرد و افرادی که تمرکز کنند برنده خواهند شد

در کالاها سرمایه گذاری کنید تا دوباره زمان قرض گرفته شده را بپردازید

راز زنده ماندن در چند سال آینده نگه داشتن دارایی شما با پول واقعی است ، نه با دلار آمریکا. چیزهایی بخرید که ارزش آنها را دارند و در همه جای دنیا قابل مبادله هستند. کالاهایی مانند طلا و نقره بازار جهانی دارند که از مرزهای ملی ، سیاسی ، مذهبی و نژادی فراتر می رود. ممکن است شخصی دین شخص دیگری را دوست نداشته باشد ، اما طلای او را می پذیرد

نکته مهمی که باید در مورد افسردگی به یاد داشته باشید این است که ثروت از بین نمی رود – بلکه به سادگی منتقل می شود

طی سالهای آینده بسیاری از افراد از ترس فلج خواهند شد. اما برای افراد باهوش اقتصاد ، این فرصت یک عمر است. برای کسانی که از نظر اقتصادی هوشمند نیستند ، حداقل خرید مقداری طلا یا نقره را پیشنهاد می کنم – تا جایی که توانایی مالی خود را دارید – تا خود را در برابر تورم محافظت کنید. اگر هوش مالی بالایی دارید ، مراقب معاملات باشید. با خراب شدن قیمت دارایی ها ، آماده جابجایی و خرید آنها باشید

من معتقدم به زودی بزرگترین انتقال ثروت در تاریخ معاصر رقم خواهد خورد. شما این گزینه را دارید که در انتهای گیرنده قرار بگیرید – یا همه چیز را از دست بدهید. خط تقسیم کسانی خواهند بود که از نظر اقتصادی باهوش هستند و کسانی که نیستند

یکی از دلایلی که باعث افزایش صعود در طلا و نقره می شود این است که مردم آمریکا هنوز کاملاً در خواب این طبقه دارایی هستند. اکثر آمریکایی ها نمی دانند چگونه و از کجا طلا و نقره فیزیکی خریداری کنند.مراکز فروش طلا و نقره ای که من بازدید کرده ام از قبل موجودی کمی دارند

اگر و وقتی مردم آمریکا با این واقعیت بیدار شوند که دلارهایشان پول نیست ، بلکه واحد پول است ، وحشت و رکود آغاز می شود. در صورت بروز چنین اتفاقی ، قیمت های امروز طلا و نقره مانند معاملات به نظر می رسد. امروزه تعداد بسیار کمی از مردم متوجه می شوند که وارن بافت یکی از بزرگترین انبارهای نقره فیزیکی در آمریکا را در اختیار دارد. او نقره را در اواخر دهه ۱۹۹۰ خریداری کرد ، زمانی که ارزان بود – و در حالی که دیگران از او به دلیل سرمایه گذاری نکردن در سهام فناوری انتقاد می کردند

همه ی اینها چه معنایی میدهد؟

بنابراین ، چه اتفاقی می افتد؟ پاسخ این است که ، من نمی دانم. اگر یک توپ کریستالی داشتم ، می توانستم بسیار ثروتمندتر از الان باشم. آنچه من می دانم ، این است که دلار دچار مشکل شده است. ثروتمندان می دانند که پس انداز کنندگان بازنده هستند و آنها به طور مداوم بدنبال دارایی هایی هستند که بتوانند پول خود را در آن جابجا کنند

اگر می خواهید ثروتمند باشید ، باید مثل ثروتمندان نیز فکر کنید. من به شما نمی گویم که در طلا و نقره سرمایه گذاری کنید. من فقط براساس آنچه در این مقاله به اشتراک گذاشته ام پیشنهاد می کنم. فقط اگر تکالیف خود را انجام دهید ، ریسک را بسنجید و احساس کنید کار درستی است این کار را انجام میدهید. آنچه من پیشنهاد می کنم این است که شما شروع به جستجوی مکان هایی برای جابجایی دلار خود کنید

این که چه املاک و مستغلات ، تجارت ، سرمایه گذاری سهام فنی یا کالاها باشد ، برای شما مهم است که در دارایی هایی سرمایه گذاری کنید که بتواند در برابر تورم از شما محافظت کند – اگر می خواهید ثروتمند باشید

نظر شما چیست؟ فکر می کنید با طلا چگونه می گذرد؟ چه دارایی هایی را با دلار خود هدف قرار می دهید؟