کلید موفقیت در کسب و کار: روحیه کارآفرینی

زمان مطالعه :۵ دقیقه I نویسنده: محمد شمس

چگونه من ازبرشکستگی و بی پولی به روحیه کارآفرینی بازگشتم

 وقتی روحیه کارآفرینی ناگسستنی دارید – تمایل عمیق به دنبال رفتن و یافتن چیزهای مختلف به جای پیروی از مسیر سنتی پیش بینی شده برای شما – شگفت آور است که چه سختی هایی را تحمل می کنید تا رویاهای خود را به واقعیت برسانید

وقتی من هیچ چیز نداشتم ، نزدیکانم با من بحث و جدل میکردند و من را مقصرمیکردند.خشمگین و ناراضی بودند وقطعا من در بهترین شرایط نبودم با استرسی فراتر از باورم. بدترین قسمت از همه آن این بود که عزت نفسم تنزل پیدا کرده بود ، قبل از سال ۲۰۰۸ ، من همیشه  بسیار خوش بین ، خوشحال ، قاطع و با اعتماد به نفس بودم. اما وقتی در دوره برشکستگی، بدهی و بی پولی قرار گرفتم شروع به شک و تردید نسبت به آنچه که می دانستم وبه آن اعتقاد داشتم کردم ، از جمله توانایی هایم برای انجام هر کاری – از خودم می پرسیدم : آیا اصلاً چیزی می دانم؟ آنچه شروع شد با عنوان چند شک و تردید به سرعت به درگیری بزرگتراز آنچه که در آن زمان به نظرمیرسید تبدیل گشت وهمه چیز پیچیده شد ، سیاه چاله ای که امکان صعود از آن غیرممکن بود. این پایین ترین نقطه زندگی من بود ، وقتی اوضاع بدتر شد ، من  واقعاً روی درهای افرادی که آنها را می شناختم می کوبیدم – وقتی شما یک فکر کارآفرینی دارید ، نمی توانید نگران فروتن بودن خود نباشید

نادیده گرفتن روزهای گذشته

زمانی که دركنار خانواده و یا دوستانم بودم آنها به من می گفتند: چرا یک شغل پیدا نمیکنی؟مدتی را با حقوق کارمندی سپری کن تا کسب و کارت را راه بیاندازی!! اما من متفاوت فکر میکردم. می دانستم که کارمندی گامی به عقب خواهد بود.من تا اینجا آمده بودم و در آن لحظه نمی توانستم همه چیز را کنار بگذارم. من همچنین می دانستم که اگربرای آسایش بدنبال چک دستمزد یا حقوق کارمندی بروم ، امکان ندارد که هرگزکسب و کار خودم را بسازم. به عقب که نگاه می کنم ، واقعاً این شرایط وحشتناک بود که عامل نیروی محرکه من شد. من را واداشت تا راهی برای بیرون آمدن از آشفتگی که در آن بودم پیدا کنم. من مصمم بودم که تجارت و کسب و کار خود را بسازم و به نیروی محرکه خود احترام بگذارم: یک روحیه کارآفرینی

سرانجام کنترل را در دست گرفتم

سرانجام به این نقطه رسیدم ، جایی که من به اندازه کافی این آشفتگی را ایجاد کرده بودم . به این نتیجه رسیدم که هیچ کسی قرار نیست زندگی خود را به جز خودش بهتر کند و زمان آن رسیده است که اقدامات جسورانه ای انجام دهم. من تصمیم گرفتم که احساس پشیمانی از دست دادن هایم را برای خودم متوقف کنم. من دست از سرزنش دیگران به خاطر شرایطم برداشتم و به سادگی تصمیم گرفتم تا آینده خود را به دست بگیرم و به کارخود برسم. بنابراین خودم را با استفاده از”خود راه اندازی “بالا کشیدم و به جلو حرکت کردم. از این طریق ، من در ابتدا یک شرکت اسباب بازی را ایجاد کردم که بر موفقیت درفروش و تولید و کارآفرینی متمرکزباشد. تجارت من در سراسر جهان افزایش یافت. بهترین بخش این بود که من آزاد بودم – من در نهایت آزادی مالی را تجربه کردم. دیگر نیازی به کار برای پول نخواهم داشت. نیازی به تعجب ندارم که چگونه صورتحساب خود را پرداخت کنم یا آنکه شب را کجا بخوابم. این احساس قدرتمندی بود که همه استرس را از زندگی من دور کرد

شما برای چه چیز کار می کنید؟

چیزی که در نهایت من را نگه داشت این بود که من می دانستم که برای چه کار می کنم – آزادی مالی. من می دانستم که این به معنای بدست آوردن “کار خوب” و تکیه بر یک چک دستمزد یا حقوق نخواهد بود. ما باید بدانیم که پول چگونه کار می کند و چگونه می توان آن را به کار انداخت تا برای ما کار کند . من دانستم که باید کسب و کاری بسازم که از من حمایت کند و در دارایی هایی سرمایه گذاری کنم که جریان نقدی منفعل را برایم فراهم نماید. بنابراین من روحیه کارآفرینی فردی و جمعی خود را در آغوش گرفتم و متوقف نشدم تا این که به هدف خود برسم. امروز ، وقتی با افرادی صحبت می کنم که می خواهند رویاهای خود را رها کنند ، به سادگی می پرسم : برای چه چیزی کار می کنید؟ همانطور که رویاهای خود را توصیف می کنند ، آنها روشن می شوند. سطح انرژی آنها زیاد میشود.من به آنها یادآوری می کنم که آنها باید همیشه رویاهایشان را حفظ کنند  حتی اگر جهان بخواهد آنها را فرو بکشد. این تنها راه ادامه دادن است

روش دیگر برای بررسی این مسئله تعیین چراهای شماست، آن دلیل عمیق در قلب و روح خود ، که می خواهید به هدف برسید. وقتی فهمید که چرا ، چرای شما اینقدر مهم است ، برای رسیدن به آنجا متمرکز ودارای انگیزه خواهید شد و وقتی به آخر رسیدید ،خواهید دید که همه آن سخت کوشی ها و سینه سوزی ها ارزشش را دارد

بنابراین ، امروز ، از خود بپرسید ،من برای چه چیزی کار می کنم؟ دلایل من چیست؟ به آنها پاسخ دهید و مهم نیست که موانع زیادی در راه شما وجود داشته باشد. اگر واقعاً روحیه کارآفرینی را مجسم می کنید و می دانید وضع موجود برای شما نیست ،هرگز از رسیدن به چیزی بغیر ازاهداف خود رضایت نخواهید داشت. درست مثل من که تجربه کردم ، برای شما هم در این راه لغزش و شکست رخ خواهد داد ، بنابراین به یاد داشته باشید: اینکه چگونه شما شکست را به موفقیت تبدیل می کنید در واقع موفقیت در کارآفرینی را ایجاد می کند